نقد نمایش «کمدی الهی»

«اوما تورمن» بازیگری هالیوودی روی صحنه ی نمایش «کمدی الهی» ظاهر می شود و پا به پای بازیگر زن قصه می جنگد و در نهایت هر دو با وجود ضربه هایی که می خورند و آسیب هایی که می ببند به سوی پیروزی گام بر می دارند. این بخشی از نمایش «کمدی الهی؛ جلد برزخ» به نویسندگی و کارگردانی «ابراهیم پشت کوهی» است.

ابراهیم پشت کوهی کارگردان جنوبی و یکی از اعضای اصلی گروه تئاتری «تی تووک» است. گروهِ تئاتر تی تووک در سال ۱۳۷۶ با اجرای مجموعه نمایش های خیابانی به عنوان «چراغ قرمز» فعالیتش را در شهر بندر عباس آغاز نمود. از جمله نمایش های این گروه می توان به «لنج های بی بادبان»، «وقتی ما برگردیم دو پای آویزان مانده است»، «مرد لور»، «عاطی فاطی»، «زنگ زدن آن خانه فراموش شده»، «چگونه یک کولی کر مرغ دریایی را روی آب خورد»، «تاریخ سرکوب»، «رساله گردش خوب»، «حقیقت العیش فی برهوت معرفت»، «تنها سگ اولی می داند چرا پارس می کند، مکبث»، «فروش یک روح سرکش با فن تف یا بوتیقای خون»، «مثل آب برای شکلات»، «از استخوان خالی شدن»، «پزشک نازنین» و «آخرین انار دنیا» اشاره کرد.

ابراهیم پشت کوهی ماه گذشته نمایش «مثل آب برای شکلات» را در پردیس تئاتر شهرزاد بر روی صحنه برد که نمایش بعد از چند اجرا توقیف شد. حال او نمایش «کمدی الهی، جلد برزخ» را با بازی «رضا آزاد دریایی»، «مجید کشاورز» و «بهرام عباسی ­فرد» به روی صحنه ی «تماشاخانه ایرانشهر» برده است. مهم ­ترین نکته در مورد آثار «ابراهیم پشت­ کوهی»، این کارگردانِ خلاق جنوبی، ارجحیت فرم بر محتوا است. محتوایی که پشت کوهی برای کارهایش انتخاب می ­کند، به سادگی از اجرا قابل درک نیست، اما فرم اجرایی او همیشه توانسته بیننده را شگفت ­زده کند.

از دیگر نکات مهم نمایش ­های پشت ­کوهی می ­توان به حرکات بدنی زیاد و سخت بازیگران اشاره کرد. در کارهای این کارگردان بازیگران باید از آمادگیِ جسمانی بالا برخوردار باشند؛ زیرا بدن قوی و انعطاف ­پذیر آنها، بخش زیادی از فرمِ مد نظر پشت­ کوهی را می ­سازد.

سومین ویژگی نمایش ­های این کارگردان نحوه استفاده از موسیقی است. پشت ­کوهی به شکلی محسوس و گاها نامحسوس از ریتم و آوای جنوبی در کارهایش استفاده می ­کند و در نمایش کمدی الهی نیز این سه مهم اصل را رعایت کرده است.

کمدی الهی نمایشی جذاب از لحاظ بصری است. یکی از ویژگی ­های مهمِ این نمایش خلق تصاویری ماندگار با اکسسوار ساده ­ی روی صحنه است. پشت ­کوهی صحنه ثابت و با شکوهی نچیده و چیدمان اصلی کار او را چهار چهارپایه تشکیل می ­دهد. او با این چهار چهارپایه میزانس ­های خلاقانه ­ای برای بازیگران تدارک دیده است. او با این چهارپایه­ها زندان را می ­سازد، زندانی که زن قصه در آن اسیر شده و حتی راه فرار از آن را به شکل خلاقانه ای پیدا می کند. او با این چهار پایه ها ارتفاع و سقوط را می­سازد و زن قصه را از ارتفاع آن به زمین می کشاند. او با این آکسسوارِ ساده تخت، میز و حتی حرکت را می­سازد و این هنر یک کارگردان است که نهایت استفاده را از آکسسواری می­ کند که فقط می­ تواند چند کاربرد محدود داشته باشد.

یکی دیگر از تصاویر جذابی که پشت­ کوهی خلق می ­کند، حضور «اوما تورمن» در بک­ گراند این صحنه­ ی نمایشی است. بیننده همزمان مبارزه تورمن را در فیلم «بیل را بکش» به همراه درگیری کاراکترهای قصه روی صحنه اصلی می ­بیند. ارتباط مفهومی این دو صحنه و قرارگیری این دو در کنار هم جذابیتی دو چندان به کار می ­دهد. جذاب­ ترین بخش صحنه، تلفیق این دو اتفاق با حضور سایه­ ی کاراکترهای اصلی روی پرده نمایش در کنار تورمن و نشان دادن دو زن است که هر دو در حال مبارزه ­اند، یکی در بک­ گراند و دیگری در جلوی صحنه. این همزمانی و کاربردی کردن صحنه ­ای از فیلم و همراه ساختش با بخشی از نمایش که به لحاظ محتوی به شدت با هم در ارتباط ­اند، نیز خلاقیتی است که در کمدی الهی جواب می­ دهد.

از دیگر ویژگی های این نمایش، انتخاب بازیگر مرد برای نقش آفرینی زن قصه است. «مجید کشاورز» در قالب زنی ظاهر می شود که مورد ظلم مردهای اطرافش که عضوی از خانواده اش هستند، قرار می گیرد. در سوی دیگرِ این نمایش، ارادت عجیب پشت کوهی به فیلم های «کوئنتین تارانتینو» مخصوصا «پالپ فیکشن» و «بیل را بکش» نهفته است. مردان قصه ی پشت کوهی در ظاهر شباهت عجیبی به «جان تراولتا» و «ساموئول ال. جکسون» دارند و حتی نوع رابطه ای که آن ها با هم برقرار می کنند نیز از جنس همان رابطه ی پالب فیکشنی است. اَما زن قصه در ظاهر شباهتی به تورمن ندارد ولی در مفهومِ جنگندگی اش با این شخصیت در یک راستا قرار می گیرد.

اما در کنار همه خلاقیت ­هایی که پشت­ کوهی در نمایشش به آن دست زده است، صحنه­هایی هم وجود دارد که نمایش را تبدیل به آشی شله قلمکار می ­کند. صحنه ­هایی که پشت ­کوهی از مسیر قصه ­ای که سعی در تعریف آن دارد، خارج می ­گردد. در بخشی از نمایش بازیگر به طور مستقیم با تماشاگران ارتباط برقرار کرده و یکی از آنها را روی صحنه فرا خوانده و نقشی به او می ­دهد. این ارتباط و فراخوانی تماشاگر به روی صحنه به درستی جواب می ­دهد؛ اما ارتباط­ های بعدی بازیگران با تماشاگران، تعارف کردن جِگر به آنها، روضه­ خوانی ایرانی ­وار بازیگر در پشت میکروفن و تمهدیاتی از این دست که از قضا باعث خنده هم می ­شود، ارتباط با فضای کار را کم می ­کند. اضافه کردن هر چاشنی ­ای به یک نمایش در راستای بامزه کردن و شاید خنداندن مخاطب، نمایش را به آشی شله قلمکار تبدیل می ­کند که شاید خوشمزه به نظر بیاید، اما زمانی مناسب بر سرو آن در نظر گرفته نشده است.

ابراهیم پشت ­کوهی که پیش از این، کمدی الهی را در باکو نیز اجرا برده و مورد استقبال قرار گرفته بود، پس از اتمام اجراهای این نمایش در تماشاخانه ایرانشهر، تور اروپای کمدی الهی را آغاز خواهد کرد و بی­شک خلاقیت این کارگردان جوان باز هم مورد استقبال قرار خواهد گرفت.

سمانه استاد
کارشناسی ارشد کارگردانی نمایش از دانشگاه هنر تهران