پرونده نمایش «سرگذشت باورنکردنی دن کیشوت و …» (گفتگو با آرمان طیران – کارگردان)

 

«آرمان طیران» نویسنده و کارگردان نمایش «ماجرای باور نکردنی دن کیشوت، ملا نصرالدین، هدهد و دیگران در سرزمین عجایب» (در این متن آن را به اختصار نمایش «دن کیشوت» می خوانیم) است که در تالار مولوی به صحنه رفته. این هنرمند دانش آموخته کارشناسی ادبیات نمایشی از دانشگاه هنر و معماری و دانش آموخته کارشناسی ارشد کارگردانی از دانشگاه تربیت مدرس است. وی از سال ۱۳۷۸ به طور پیوسته در جشنواره های مختلف با عنوان نمایشنامه نویس و کارگردان حضور داشته و در حال حاضر در دانشگاه تدریس می کند. او در نمایش «دن کیشوت» از دانشجویان خود در نقش های مختلف استفاده کرده است.

نمایش «دن کیشوت» را بهانه کرده و با نویسنده و کارگردان آن، «آرمان طیران» به گفتگو نشسته ایم. با ما همراه باشید.

آرمان طیران – نویسنده و کارگردان

آرمان طیران (نویسنده و کارگردان)

– در نمایش «دن کیشوت» شخصیت های زیادی از جمله دن کیشوت، ملا نصرالدین و هدهد با هم تلفیق شده اند. چه شد که تصمیم گرفتید این شخصیت ها را با هم در قالب یک نمایش به روی صحنه آورید؟

وقتی شما کار پارودی انجام می دهید، نگاهی هجوگونه به برخی شرایط تراژیک دارید. زمانیکه این فضا با معیار درام و زیبایی شناسی سنجیده می شود، بهتر است آن را به سمت نوعی کولاژ و تلفیق برد تا مخاطب از راه های مختلف از جمله خاطره، نوستالژی یا آموزه هایش بتواند با کار ارتباط برقرار کند. از جایی به بعد اثر ارتباط خودش را از مونولوگی یک سویه به سمت تئاتری دیالوگ محور بین تماشاگر و جهان اجرا پیش می برد.

– نمایش «دن کیشوت» شامل کاراکترهای بسیار، صحنه هایی زیاد و کوتاه است. چرا این فرمِ اجرا را برای نمایش خود برگزیدید؟

من در سال ۹۲ این نمایش را در شیراز و در ده ماشین اجرا کردم که در هر اتوموبیل یک اتفاق دارماتیک می افتاد. تماشاگر یک برگه ی راهنما داشت و روی آن شماره ماشین هایی را که باید اول می دید نوشته شده بود. البته او خودش نیز حق انتخاب داشت و می توانست ماشین ها را جا به جا ببیند. وقتی اتفاقات هر ده ماشین یا به عبارتی این اتوتئاتر را کامل می دید، می توانست کولاژ این اتفاقات را در ذهنش کنار هم گذاشته و متوجه شود که در این فضای فانتزی، نمایشی با آغاز، میانه و پایان مشخص را دیده است.

– چرا از همین شیوه برای اجرای این نمایش در تهران استفاده نکردید؟

برای چنین اجرایی در تهران بسیار تلاش کردم، اما امکانات مالی این امکان را نداد که بتوانم ده ماشین را در لوکشینی مشخص برای چندین شب داشته باشم. یکی از معضلات این شیوه ی اجرا این بود که باید در فضای باز این اتفاق رخ می داد و متاسفانه امکانش نبود تا چنین فضایی را در تهران برای اجرا هماهنگ کنیم. فضای تالار مولوی که به نسبت بزرگ است در ابتدا برای این اجرا قابل قبول نه نظر می رسید، اما متوجه شدیم این فضا نیز عملا گنجایش ده ماشین را ندارد. وقتی متوجه شدم که امکان اجرای این نمایش در تهران به شیوه اتوتئاتر وجود ندارد، تصمیم گرفتم مانند دیگر تئاترها از صحنه استفاده کنم.

– بازیگرهای این نمایش، چهره های شناخته شده ای در زمینه تئاتر در تهران نیستند. آیا از بازیگران شیرازی برای این اجرا استفاده کرده اید؟

خیر، اکثر بازیگران ساکن تهران هستند، منتها مانند خودم سبقه ی زیستن در شیراز را نیز دارند. بسیاری از آنها از شاگردان من در دانشگاه هستند که با حضور در این نمایش، عرق ریزان تئاتری را تجربه می کنند.

– در نمایش «دن کیشوت» شخصیت هایی وجود دارند که نامشان در عنوان نمایش قرار گرفته یا در طول اجرا متوجه هویت آنها می شویم؛ اما شخصیت های زیادی نیز حضور دارند که نمی توان برای آنکه کارکرد مشخصی در قصه پیدا کرد. آنها تا پایان نمایش مبهم مانده و مشخص نمی شود هدف از حضورشان بر روی صحنه چه بوده است. حال سوال این است که این کاراکترها چه کاربردی در نمایش دارند؟

اگر در نمایش «دن کیشوت» از مهندسی معکوس استفاده کنیم، متوجه خواهیم شد که یک مرد به همراه دو همسرش در خانه ای زندگی کرده و در حال خواندن رمان دن کیشوت است. در این حال، شخصیت های رمان دن کیشوت از کتاب بیرون آمده، جان گرفته اند و مخاطب آنها را در یک فضای فانتزی نگاه می کند. البته همان طور که گفتید، افرادی دیگری هم خارج از رمان دن کیشوت در نمایش وجود دارند. آنها کسانی هستند که برای وصل کردن برخی از خصلت های تئاترِ پارودی از جمله همذات پنداری یا ایجاد تحول به کار می روند. این مدل کار نه تئاتر ارسطویی به معنای کلاسیک است و نه تئاتر برشتی به معنای کنش مندی؛ بلکه تلفیقی از هر دو است. یعنی هم به تعمق تماشاگر نیاز داریم و هم به احساسی گری اش. بدین منظور از شخصیت هایی استفاده نمودیم که در دروان کودکی مان حضور داشته یا موسیقی هایی را استفاده کردیم که یادآور آن زمان باشد و بتواند دائم به ما تلنگر بزند که در حال دیدن یک تئاتر اجتماعی هستیم. البته با شیوه ی ارائه ای که در ذهن ماست احتمالا برای مخاطب توجه کردن به زیرمتن کار کمی دشوار خواهد بود و اگر در برخی صحنه ها تماشاگر به سختی متوجه منظور نمایش شود، ما در روایت دچار مشکل بوده و موفق عمل نکرده ایم.

– با توجه به اینکه نمایش «دن کیشوت» در قالب پارودی به روی صحنه آمده است، کمی از ویژگی های نمایش پارودی برایمان بگویید.

تئاتر پارودی یا برساخت فارسی اش، هژو، نگاهی دگرگونه و بازگونه گویی یک تراژدی است. تمام نمایش های تراژدی را می توان به شیوه ای برعکس اجرا کرد که در این صورت به پارودی تبدیل خواهد شد. به عبارتی دیگر نگاه کارگردان به تراژدی های بزرگ به شکلی کاملا کمدی، فانتزی و طنز است. این شیوه در بسیاری از کشورهای صاحب تئاتر مرسوم بوده و سبقه تاریخی دارد. تماشاگران بیشتری نیز احتمالا برای دیدن آن به سالن ها خواهند رفت، زیرا اکثر مخاطبان نمایش را به شکل تراژدی دیده و فهم کرده اند و برایشان جالب خواهد بود که ببیند مثلا هملت شکسپیر در پارودی به چه شکل اجرا خواهد شد و چه اتفاقات کمیکی در آن رخ خواهد داد.

– شما از ترکیب شخصیت های دن کیشوت، ملا نصرالدین و هدهد استفاده کرده و تلفیق آنها را به روی صحنه آورده اید. این شخصیت ها چه ارتباطات و اشتراکاتی با یکدیگر دارند که در قالب یک نمایش به روی صحنه آمده اند؟

ابتدا از هدهد شروع می کنم. هدهد در واقع تماشاگر، همه چیز دان و دانای کل است. در نمایش «دن کیشوت» ما هیچ هدهدی در طول اجرا نداریم و تماشاگر را به مثابه هدهد در نظر گرفته ایم. ملا نصرالدین نیز فردی شوخ طبع در فرهنگ ماست که بر الاغ سوار می شود و گاهی جمله های فلسفیِ عمیقی می گوید که راهگشای زندگی است، اما بیانات او در قالب طنز گفته می شود. دن کیشوت هم شخصیت معروفی است که سروانتس آن را خلق کرده و تصور می کند جهان منتظر رشادتمندی و مردانگی اوست، در صورتی که در واقعیت این طور نیست. فردی او را همراهی می کند به اسم سانچو که به نوعی دستیار او بوده و بر الاغ سوار است. پس می توان سانچو را همان ملا نصرالدین دانست و دقیقا تلفیق این دو شخصیت این سوال را شکل می دهد که آیا سانچو نمی تواند ملا نصرالدین باشد؟! وقتی این سوال پیش می آید در کنارش دیگر اتفاقات و ارکان اجرا نیز شکل می گیرد.

– این شخصیت ها چه ویژگی های نمایشی دارند که آنها را برای نشان دادن در صحنه تئاتر انتخاب کردید؟

این افراد بین کولاژها (که بهتر است من آنها نمایشک یا اپیزودهای کوتاه بنامم) خودشان را به مخاطبان معرفی می کنند. در این اجرا ما با جهانی از غیرممکن ها رو به می شویم، منتها این غیرممکن ها در خدمت ارسال یک پیام یا اندیشه برای تماشاگر هستند. مثلا فردی که پدری که برای تربیت فرزند از کتاب استفاده می کند، می تواند مقوله ای تراژیک باشد، به این معنی که این پدر برنامه ای برای فرزندش ندارد و در عین حال این موقعیت خنده دار و بامزه نیز به نظر می رسد.

– در نمایش «دن کیشوت» در برخی صحنه ها از اشعار «اکبر اکسیر» به جای ملا نصرالدین استفاده شده است. چرا؟

به نظر من «اکبر اکسیر» یکی از ملانصرالدین های زمانه ی فعلی است. این هنرمند تمام حرف های جدی و مهم اش را در قالب قطعات کوچک طنز و شوخی های کلامی به روی کاغذ می آورد.

– پس می توان «اکبر اکسیر» را دیگرانِ این نمایش دانست؟ همان دیگرانی که در عنوان نمایش نیز به آن اشاره شده است.

بله، کاملا. در بروشور نمایش اسامی موسیقی ها، آهنگساران و افرادی که در این اجرا به ما یاری رساندند نیز به چشم می خورد که هر کدام از آنها را می توان دیگران قصه دانست.

– پروسه تمرینات این نمایش به چه شکل بود و چند ماه طول کشید؟

کار کردن برای تئاتر مولوی یک جفت کفش آهنی می خواهند به علاوه زمانی بسیار زیاد. از زمانی که این نمایش را شروع کرده و از طریق فضای مجازی و دانشگاه برای انتخاب بازیگر فراخوان دادم، هفت ماه می گذرد. البته این به معنای هفت ماه تمرین پیوسته نیست. پروسه ی به اجرا رساندن نمایش «دن کیشوت» هفت ماه طول کشید به این دلیل که هر بار برای تالار مولوی برنامه ای پیش می آمد. گاه تالار تعطیل بود و گاه اجرای جشنواره داشت. ما نیز با توجه به مشکلات مالی باید در تالار دولتی اجرا می رفتیم و تنها سالنی که فضا برای اجرای دانشگاهی در اختیار اعضای خود قرار می دهد، تالار مولوی است. در این هفت ماه، پروسه ی تمرینات در چهار مرحله ی سه هفته ای انجام شد. سپس بازبینی رفته و کار را روتوش کردیم. پس از آن در فراخوان تالار مولوی شرکت کردیم و با قبول شدن در بازبینی این تالار و بعدتر گذراندن بازبینی مرکز هنرهای نمایشی، در نهایت از ۲۷ آذرماه نمایش بر روی صحنه رفت.

– برای آینده این اجرا چه برنامه ای دارید؟ آیا قصد دارید پس از اتمام اجراهای نمایش «دن کیشوت» آن را در سالن دیگری نیز به اجرا برسانید؟

در حال حاضر پیشنهادی از طرف یکی از تماشاخانه های خصوصی برای اجرا به مدت ده شب در این تماشاخانه داریم. البته فراهم کردن هزینه ی اجرا در یک سالن خصوصی خود یک مسئله ای بزرگ است. هنوز هیچ قراردادی با این تماشاخانه نبسته و گفتگوهای اصلی را برای هفته پایانی کار گذاشته ایم تا اگر به لحاظ مالی امکانش مهیا شد، ده شب اجرای دیگر داشته باشیم. در سالن مولوی امکان تمدید نمایش ها وجود ندارد، زیرا نمایش های دیگر در نوبت اجرا بوده و سقف اجراها در این سالن در بیشترین حالت بیست شب است.

و حرف پایانی:

ممنون از شما.

سمانه استاد
کارشناسی ارشد کارگردانی نمایش از دانشگاه هنر تهران