پرونده نمایش «فاش»

«مهران مرادی» از کارگردانان جوان تئاتر کشور است که چند ماه قبل نمایش «این یک کنفرانس از شکست ماست» را در سالن انتظامی خانه هنرمندان به روی صحنه داشت. این هنرمند که چندی پیش پیش در نمایش «لاموزیکا» نیز بازی می کرد، در اثر جدید خود نمایش «فاش» که در عمارت نوفل لوشاتو به روی صحنه آمده است، از فرمول موفق نمایش پیشین خود استفاده کرده و این بار هم شخصیت هایش را در یک چالش و بازی برای رسیدن به پیروزی قرار داده است.

نمایش «فاش» را بهانه کرده و با نویسنده و کارگردان آن «مهران مرادی» به گفتگو نشسته ایم.

مهران مرادی

مهران مرادی (نویسنده و کارگردان)

– نمایش «فاش» درباره ی ایذر و به طور ویژه درباره سختی های صحبت کردن در مورد این بیماری با جامعه، حرف می زند. چرا این ایده را برای اجرای نمایش «فاش» برگزیدید؟

مدیوم گیمی که در کار قبلی ام، نمایش « این یک کنفرانس از شکست ماست» استفاده شد، همیشه در ذهنم است؛اینکه بتوانم برخی اتفاقات و معضلات را با استفاده از یک بازی نشان دهم. موضوع ایذر نیز چند وقتی است که ذهن مرا مشغول کرده. البته ابتلا شدن به این بیماری برایم چالش ذهنی نبود؛ بلکه چالش اصلی این بود که وقتی فردی به ایذر مبتلا می شود، چطور می تواند در اجتماع به این موضوع اشاره کند. برای نوشتن متن، گزارش های میدانی زیادی گرفته و با بسیاری از مبتلایان صحبت کردم. مشکلات این مبتلایان هم نه از بیماری بلکه ترسی بود که جامعه از این بیماران دارد. با تحقیقاتی که انجام دادم، تصمیم گرفتم نمایشی را به صحنه آورم که در آن مبتلایان به این ویروس بتوانند به دیگران بیان کنند که دچار این بیماری شده اند.

– شیوه ی اجرایی شما در نمایش «فاش» و همین طور نمایش «این یک کنفرانس از شکست ماست» طراحی یک بازی و قرار دادن شخصیت ها در آن است. چرا این شیوه ی اجرا را برای به صحنه آوردن دو نمایش اخیر خود برگزیدید؟

زیرا بازگوکردن این اتفاق در شرایط طبیعی جامعه بسیار سخت است. در نمایش «فاش» یکی از شخصیت های قصه، پزشک یا به عبارتی همان دیگری قصه است که بازی از نگاه او طراحی شده. در این بازی ابتدا این چهار شخصیت در شرایطی قرار می گیرند که به یک قدرت برسند و بتوانند بعد از رسیدن به آن قدرت، بیماری شان را فاش کنند.

– برای نوشتن نمایشنامه چقدر زمان گذاشته و چقدر طول کشید تا آن را به روی کاغذ آوردید؟

موضوع ایذر، سالیان سال ذهن مرا درگیر کرده بود، اما بخش عمده ی متن مانند نمایش قبلی ام، در تمرینات شکل گرفت. در این نمایش هر چهار بازیگر اولین تجربه های اجرای عموم خود را پشت سر می گذارند و نیاز بود تا روند شگل گیری اتفاقات مستند باشد. بدین منظور سعی کردم این اتفاق را از دل خود بازیگران برون بکشم بدین شکل که اگر آنها در این جایگاه اجتماعی خود، به چنین بیماری ای دچار شوند، چه برخوردی خواهند داشت. اکثر دیالوگ ها نیز مستند بوده و در زمان اجرا از خود بازیگران گرفته شده است.

– بخش هایی از نمایش «فاش» برای من به عنوان یک مخاطب یادآوری کننده ی نمایش «است» بود که چندی پیش در سالن مولوی به روی صحنه رفت. در این نمایش نیز بازیگران که در واقع دانش آموزان یک مدرسه بودند، از حضور معلمی که نیست حساب برده و به حرفش گوش می دادند. این حضور نداشتن را در نمایش شما نیز می بینیم با این تفاوت که در اینجا دانش آموزان قصد کتک زدن معلم خود را دارند.

در این نمایش، شخصیت معلم در ذهن چهار دانش آموز فرض می شود. اتفاقات در نمایش «فاش» برعکس است به عنوان مثال تمام اتفاقاتی که در مدرسه برای این چهار نفر می افتد برعکس شده. مخاطب در ابتدا شخصیتی را می بیند که نمی توانست از خودش دفاع کند، اما کمی بعدتر او معلمش را کتک می زند. تعاریف در این نمایش چرخانده شده است. تعاریفی که روی تخته به وجود آمده و تعریفی که دانش آموزان از آن واژه ارائه می دهند یکی نیست و کاملا متضاد است. این تعاریف در طی سالها تغییر کرده است. مکان مدرسه صرفا در راستای به قدرت رسیدن شخصیت ها، در نمایش «فاش» قرار گرفته است.

– شخصیت های نمایش «فاش» به نظر می رسد، زیادی مظلوم بوده و در راستای رساندن این ظلمی که به آنها روا شده است، تلاش می کنند. آنها احساس می کنند که قربانی اند و در این قربانی شدن فرو رفته اند و هیچ کدامشان متفاوت از دیگری رفتار نمی کنند.

متفاوت رفتار نمی کنند زیرا واقعا قربانی هستند. به نظر شما آنها قربانی نیستند؟! آیا آنها در جامعه ای که این چهار نفر را نمی پذیرد و نمی گذارد که حتی حرف بزنند، قربانی نیستند؟! آنها واقعا قربانی اند. ما حتی نمی دانیم که آنها به چه طریقی ویروس گرفته اند و مهم هم نیست. مهم این است که آنها نمی توانند حتی حرف بزنند و به نزدیک شان بگویند که به ایذر مبتلا شده اند. مسئله من در این نمایش این نبود که ایدز به چه طریق منتقل می شود و این چهار نفر از چه راهی ویروس گرفته اند. من از روی این موضوع در نمایش «فاش» خیلی سریع گذشتم. مسئله من این است که این افراد حالا که به این ویروس مبتلا شده اند، چطور می توانند آن را بیان کنند. برای بیان این موضوع یک بازی در نظر گرفته شد که در انتهای آن، آنها بتوانند به یک نفر زنگ زده و حقیقت ماجرا را بگویند.

– در نمایش پیشین شما، «این یک کنفرانس از شکست ماست» نظم بیشتری در میزانسن ها و حتی دیالوگ ها وجود داشت و حرکت بازیگران بسیار دقیق و خطی بود. در نمایش «فاش» اما حرکات آشفته تر به نظر می آید و نظم پیشین حفظ نشده است. چرا؟

در نمایش «این یک کنفرانس از شکست ماست» بازیگران نقش مهمی در نظم جاری داشتند اما در این نمایش، بازیگران برای اولین بار روی صحنه حضور می یابند و نمی توان از آنها توقع بازیگران حرفه ای را داشت.

– با توجه به شباهت دو نمایش اخیر شما، خواه ناخواه، آن دو در مقام مقایسه قرار می گیرند. در نمایش قبلی نیز از چهار بازیگر اصلی و یک دیگری استفاده کرده بودید که دیگریِ قصه را آقای «اکبر مشکاتی»، پیرمردی بازی می کرد که مخاطب را بهت زده می نمود، اما در این نمایش، دیگری قصه نیز نمی تواند به اندازه ی آقای مشکاتی تاثیرگذار عمل کند.

باید پذیرفت که در برخی مواقع همه چیز ایده آل نیست.

– شما همین چند هفته پیش نمایش «لاموزیکا» را در تماشاخانه آژمان بر روی صحنه داشته و در آن به کارگردانی آقای «علی تاجیک» بازی می کردید. چرا در نمایش «فاش» روی صحنه در نقش بازیگر حضور نیافتید؟

وقتی خودم متن را نوشته و کارگردانی می کنم، تمایل زیادی به حضور روی صحنه ندارم. برای من بازیگری بسیار مهم است و آن را دوست می دارم؛ به همین دلیل دلم نمی خواهد که حالم روی صحنه بد باشد.

– صحنه نمایش از چارچوبی تشکیل شده است که به مرور زمان کم کم دچار آسیب می شود. کمی بیشتر در مورد صحنه ی نمایش «فاش» بگویید.

همیشه همزمان با متن، صحنه را هم می نویسم. مکان برایم همانند یک کاراکتر بوده و این طور نیست که یک متن خام به طراح صحنه بدهم و بخواهم برایم طراحی کند. در متن همیشه صحنه را لحاظ می نمایم و به همه ی عناصر صحنه از نور گرفته تا لباس فکر می کنم. در این نمایش برایم مهم بود که صحنه تداعی کننده ی اسکلت یک انسان باشد که رفته رفته جزئیات آن خراب می شود.

– شما در نمایش «فاش»، یک مدرسه را تعبیه کرده اید، اما مدرسه ای که زیاد شبیه مدرسه نیست. چرا؟

ما شمای کلی یک مدرسه را داریم. در واقع صحنه در این نمایش سعی کرده است تداعی کننده ی اتفاقاتی در زمان گذشته و برای چهار شخصیت اصلی نمایش باشد.

– چرا این تداعی ها به شکلی واقعی تر انجام نشده و نخواستید مخاطب با شکل واقعی گذشته ی افراد رو به رو شود. به عنوان مثال چرا از نیمکت که کاملا تداعی کننده مدرسه است استفاده نکرده و به جای آن از چهارپایه استفاده کرده اید؟

صحنه در واقع پیش از اینکه مدرسه باشد، یک سالن کنفرانس است که در آن پزشک نمایش مشغول طراحی یک عملیات و آزمایش می باشد. تماشاگر در نمایش «فاش» در دو نقطه در برخورد مستقیم با متن قرار می گیرد. مخاطب در این نمایش حضور داشته و متوجه می شود که صحنه یک سالن کنفرانس است. به عنوان مثال تماشاگر در بخش هایی از نمایش مورد خطاب مستقیم بازیگر قرار می گیرد و از مکان اجرایی جدا می شود.

– برعکس نمایش «این یک کنفرانس از شکست ماست»، به نظر می رسد از نمایش «فاش» استقبال کمتری شده است. دلیل این امر را چه می دانید؟

دلیل اصلی کاملا مشخص است. درست در شب افتتاحیه نمایش «فاش» که همزمان بود با اتفاقات تلخ آبان ماه ۹۸، اینترنت به مدت یک هفته تا ده روز قطع شد. ما نمی توانستیم هیچ اطلاع رسانی انجام دهیم. کار بسیار ضربه خورد. پیش از آن بلیط های شب افتتاحیه و دو شب بعد را فروخته بودیم اما پس از آن نه تنها نمایش ما، بلکه دیگر نمایش ها و حتی فیلم های روی پرده، با مشکلات اساسی رو به رو شدند.

– برای آینده ی اجرا چه برنامه ای دارید؟ آیا قصد دارید این نمایش را پس از اجرا در عمارت نوفل لوشاتو در سالن دیگری نیز به روی صحنه ببرید؟

فعلا مشخص نیست. در حال حاضر در پیش تولید یک کار عجیب و سنگین هستم و باید ببینم این پروژه به کجا ختم می شود.

– و حرف پایانی:

در کلام پایانی از گروه و به ویژه تهیه کننده ی کار بسیار سپاسگزارم. خانم «فاطمه سادات مختاری» هیچ چیز در این کار کم نگذاشته و شخصیت بی نظیری دارند. ایشان باعث یک اتفاق فرهنگی در دل تئاتر ما شدند. امیدوارم که تئاتر و ما تئاتری ها قدر این چنین شخصیت هایی را بیشتر بدانیم که باعث شدند یک گروه بیست و چند نفره، با هم تمرین کرده و اثری را ارائه دهند.

سمانه استاد
کارشناسی ارشد کارگردانی نمایش از دانشگاه هنر تهران