پرونده نمایش «کوچه مختار بود و ساسان بود و سیمین» (گفتگو با الهام ابنی و جواد صداقت)

 

«الهام ابنی» دانش آموخته کارشناسی ارشدِ ادبیات نمایشی است و به مدت دوازده سال است که در تئاتر فعالیت می کند. همسر او «جواد صداقت» مدرس و عضو هیات علمیِ گروه سینما و تئاتر در دانشگاه آزاد واحد بوشهر و استاد مدعو در دانشکده هنر و معماری واحد تهران مرکز است. این زوج که نمایش های زیادی را با همکاری یکدیگر به روی صحنه برده اند، در اثر جدید خود، متنی از «رضا گشتاسب» به نام «کوچه مختار بود و ساسان بود و سیمین» را با هم کارگردانی کرده و هر دو در این نمایش ایفای نقش می کنند.

نمایش «کوچه مختار بود و ساسان بود و سیمین» را بهانه کرده و با کارگردانان، بازیگران و طراحان آن، «الهام ابنی» و «جواد صداقت» به گفتگو نشسته ایم. با ما همراه باشید.

جواد صداقت و الهام اِبنی

 

– چه شد که نمایشنامه «کوچه مختار بود و ساسان بود و سیمین» را برای اجرا انتخاب کردید؟

صداقت: متن نمایشنامه، کار یکی از دوستان خوبم، آقای «رضا گشتاسب» است. پیش از این قرار بود متن دیگری را تمرین کنیم اما به دلایلی متن آقای گشتاسب را انتخاب نمودیم. این نمایشنامه پنج، شش شخصیت داشت و در دراماتورژی  ای که انجام دادیم این تعداد شخصیت را در دو بازیگر خلاصه کرده و تمرینات را آغاز نمودیم.

– این متن چه ویژگی ها و معیارهایی داشت که برای اجرا در زمانه ی فعلی انتخاب شد؟

صداقت: متن «کوچه مختار بود ساسان بود و سیمین» پایه ی دفاع مقدسی داشته و در مورد شهدا حرف می زند. در این متن همچنین به ایرباس ایرانی که در سال ۱۳۶۷ توسط موشک آمریکایی مورد اصابت قرار گرفت نیز اشاره شده است؛ حادثه ای که در آن ۲۹۰ نفر از هموطنان مان را از دست دادیم.

– اتفاقات نمایش «کوچه مختار بود و ساسان بود و سیمین» چنان با شرایط فعلی کشور و ماجرای سقوط هواپیمای اوکراین همسان است، البته متاسفانه، که گمان می رود ماجرای سقوط ایرباس به دلیل همراهی با جریاناتِ روز، در نمایش قرار گرفته.

ابنی: خیر! این اتفاق در نمایشنامه اصلی وجود دارد و در متن ذکر شده است. اتفاق سقوط هواپیما چند روزی است که افتاده، متاسفانه، و ما نمی توانستیم در این چند روز، این ارتباط را در نمایش به وجود آوریم. نمایش «کوچه مختار بود و ساسان بود و سیمین» تولید سال گذشته است و با همین فرم، محتوا و مضمون در جشنواره های مختلفی نیز شرکت کرده. هفته گذشته این نمایش را در جشنواره مهر کاشان به روی صحنه بردیم و موفق شدیم جوایز زیادی از جمله کارگردانی، بازیگری زن و مرد، طراحی صحنه، طراحی لباس و نویسندگی را به دست آوریم.

صداقت: و نمایش به عنوان اثر برگزیده نیز انتخاب شد. این کار در کاشان اجرا شده، در تهران در حال اجراست و به دلیل برگزیده شدن در جشنواره مهر کاشان، بیست یا سی شب اجرای مجدد در تهران خواهیم داشت.

– در اجرای نمایشنامه «کوچه مختار بود و ساسان بود و سیمین» چقدر به متن اصلی وفادار بودید؟

صداقت: متن داراماتوژی شده و در این راستا تغییراتی کرده است. وقتی قرار است متنی از پنج، شش پرسناژ به نمایشی با دو بازیگر تبدیل شود، بی شک نیاز به کار بیشتری دارد. در این نمایش ما هر دو کارگردان، بازیگر و طراح کار هستیم و این موضوع، کار را دشوارتر می کرد. البته از برخی مصداق ها نیز نمی توان گذشت، به عنوان مثال ما همسر هستیم و بسیار راحت تر می توانیم یکدیگر را درک کنیم.

– پس از اتمام اجراهای نمایش «کوچه مختار بود و ساسان بود و سیمین» آیا قصد دارید آن را در شهرهای دیگری نیز به اجرا برسانید؟

صداقت: بی شک این کار را خواهیم کرد. ما تئاتر را به منظور اجرای عموم تولید می کنیم. هدف از شرکت جشنواره های دیگر شهرستان ها این است که ابتدا به آن شهرها رفته و فرهنگ آنها را بشناسم. پس از آن فضایی پژوهشی برای خود ایجاد کنیم. جشنواره بهانه ای است که بتوانیم در شهرهای مختلف اجرا داشته باشیم، زیرا در حال حاضر در تئاتر ما تبادل گروهی وجود ندارد. به همین دلیل احساس می کنم که بهترین فرصت این است که به کمک جشنواره ها، تئاترهای تولیدی مان را در شهرها مختلف اجرا ببریم.

– زوج بودن شما دو بزرگوار و همراهی تان در همه ی بخش ها، گروه شما را به گروهی کوچک از لحاظ تعداد تقلیل داده است. این موضوع امکان اجرا در شهرستان ها را فراهم آورده، در صورتیکه گروه های بزرگ با مشکلات جدی برای اجرا در دیگر شهرها رو به رو هستند، مشکلاتی مانند حمل و نقل، اسکان و …

ابنی: در این راستا نباید عوامل پشت صحنه را دست کم گرفت از جمله دوستانی که در بستن دکور کمک می کنند، موسیقی کار را بر عهده دارند و اتاق فرمان و نور را مدیریت می کنند. البته یکی از دلایلی که  تصمیم گرفتیم کار را با دو پرسناژ به روی صحنه ببریم، این بود که ما به دلیل زندگی مشترک، حرف یکدیگر را بیشتر می فهمیم و این دردسر را برای انتقال مفهوم به دیگران نخواهیم داشت. با توجه به اینکه تحلیل های متن را از قبل انجام داده بودیم، توانستیم با دو پرسناژ کردن نمایش، در زمان نیز صرفه جویی کنیم، به همین علت این نمایش را در بازه ای بسیار کوتاه تولید کردیم. تمرینات فیزیکی نمایش نیز دو ماه به طول کشید. سعی کردیم در تولید این کار بیشترین انرژی را بگذاریم و خوشبختانه موفقیت های خوبی نیز کسب کردیم.

– شما دو بزرگوار، هم کارگردانی و هم بازی در این نمایش را بر عهده دارید. آیا این موضوع در هدایت نمایش از بیرون دشواری ای به وجود نمی آورد؟ و اینکه وقتی کارگردان روی صحنه است، هدایت نمایش را چه کسی بر عهده خواهد داشت؟

صداقت: به نظر من نباید نویسنده، کارگردن یا بازیگر را تنها در یک حرفه محدود کرد. به عبارتی اصلا نباید هنر را محدود نمود. اما یکی از دلایلی که تصمیم گرفتیم خودمان بازیگر و کارگردان نمایش باشیم، دشواریِ پیدا کردن بازیگر خوب بود. بعضی از اهالی تئاتر، پس از یک یا دو بار حضور در نقشِ بازیگر، خیلی سریع وارد دیگر حیطه ها مانند نویسندگی و کارگردانی می شوند. تئاتر هیچ بستری برای ورود ندارد و این خود معضل مهمی است. اگر فردی تصمیم بگیرد کاری را روی صحنه ببرد، می تواند همین امروز این کار را انجام دهد بی آنکه تجربه یا تحصیلات مرتبط داشته باشد. در سینما باید فرد مجوز داشته  یا پروانه ی تولید بگیرد، اما در تئاتر خبری از این مسائل نیست. تئاتر آزاد است و این یکی از مصیبت های جدی ای است که گریبان سیستم را گرفته است. در سوی دیگر گفته می شود که باید فضای تئاتر برای ورود علاقه مندان باز باشد. این نیز یک نوع سیاست گذاری خاص است که من به تبع مخالف آن هستم.

ابنی: در رابطه با این سوال باید پاسخی را به صحبت های آقای صداقت اضافه نمایم. من وقتی به هنرجویان بازیگری درس می دهم، به آنها آموزش می دهم که چطور خودشان را از بیرون ببیند. چه طور روح خود را احضار کرده و وقتی روی صحنه هستند اولین و آخرین مخاطب خود باشند؛ حتی اگر هیچ کس روی صحنه نباشد. بازیگر باید بتواند خودش را بی هیچ آینه ای ببیند. او باید خود، آینه ی خود باشد. اگر من این قدرت را دارم که آینه ی خودم باشم، نیازی به کارگردان نیست تا مرا از بیرون مدیریت کند. اینجا خلاقیت بازیگر، تمرکز و تحلیل اوست که به دادش می رسد.

– شما طراح صحنه ی نمایش «کوچه مختار بود و ساسان بود و سیمین» نیز هستید. در مورد ویژگی های این طراحی و چرایی آن بیشتر بگویید.

صداقت: فضای سالن کوچکِ تالار مولوی به لحاظ ابعادی بسیار آماده ی این اجرا بود. طراحی صحنه ی این نمایش یک خانه را نشان می دهد با شیبی برعکس از سوی مخاطب. این موضوع سقوط و انزوای مردی را می رساند که سالهاست با عذاب وجدان دست به گریبان است. هچنین این شیب نشان دهنده ی هواپیمای ایرباسی است که زن و فرزندش مسافر آن بوده و مورد اصابت موشک آمریکا قرار گرفته است. در این طراحی خارهایی در اطراف خانه دیده می شود و داربستی که خانه بر آن سوار شده است را نیز به عمد در معرض دید مخاطب قرار دادیم.

– طراحی صحنه شما عناصر دیگری مانند سنگ دستشویی، روشویی و حتی دوش حمام نیز دارد. این عناصر که بی هیچ حفاظی به ما نشان داده می شوند، نماد چه هستند؟

صداقت: سعی کردیم در این خانه از عناصر تمیز استفاده کنیم. می توانستیم از سنگ توالت، دوش و روشویی کثیف استفاده کنیم، اما با تمیز نشان دادن این المان ها، امیدواری ای را نشان دادیم که از آمدن سیمین نشات می گیرد؛ برگشتن او به جایی که نامش را موزه گذشته است. سعی کردیم این المان ها را به شکلی مینیمال در طراحی صحنه جای دهیم.

– بگذارید سوالم را به شکل دیگری مطرح کنم. نمایش «کوچه مختار بود و ساسان بود و سیمین» برای من اولین نمایشی است که می بینم در آن فضاهای خصوصی مانند حمام و توالت این چنین عریان و بی پوشش و حفاظ در مقابل دید مخاطب قرار گرفته و بی شک هدفی در پس نمایشِ عریان این فضاها وجود دارد. هدفی که من به عنوان مخاطب در طول اجرا به آن دست نیافتم.

صداقت: به نظرم این فضاها زیاد خصوصی نیستند، زیرا ما همه ی دیوارها را برداشته و تنها دیواری را که نگاه داشتیم  پنجره ای دارد که به خارستان می رسد. قصد داشتیم خیلی بیشتر از اینها فضاها را شکافته و جلو برویم، اما اجازه ی این امر را نداشتیم تا در فضای عریان تری صحبت کنیم. سنگ توالت در جهانِ نشانه ها، نشانه ی عجیب و غریبی است و در این اثر به جایی اشاره می کند که رد خون عظیم روی آن ریخته است. در این نمایش همه ی دیوارها برداشته شده و به تبع آن دیوار حمام و دستشویی نیز کنار رفته است تا لخت بودن این زندگی نشان داده شود.

– یکی از ویژگی های بازی در نمایش «کوچه مختار بود و ساسان بود و سیمین»، ظاهر شدن در نقش های مختلف و سوئیچ کردن لحظه ای آنها به هم است. در آفرینش و بازی این نقش ها با چه چالش هایی رو به رو بودید؟

ابنی: به نظر من تنها چیزی که باید در این نوع نقش آفرینی ها رعایت شود، این است که آن چیزی که مخاطب در کسری در ثانیه بین تعویض نقش ها می بیند، زودتر در درون بازیگر اتفاق بیافتد. یعنی بازیگر بفهمد که چه کار می کند و چه چیزی را قرار است نشان دهد و این موضوع با یک تمرکز لحظه ای حل می شود. در مواقع زیادی وقتی ما مقابل هم بازی می کنیم، میزانس ها را با هم چک نکرده ایم، زیرا می دانیم که همه چیز در لحظه رخ خواهد داد و با یک نگاه متوجه ماجرا خواهیم شد.

صداقت: در شروع کار، نریشنی پخش می شود که در خصوص جا به جایی شخصیت ها حرف می زند. در زندگی عادی نیز ما نقش های مختلفی را در کسوت معلم، فرزند، پدر، مادر و خبرنگار بازی می کنیم. به همین علت در این نمایش جا به جایی نقش ها، بازی در بازی نیست.

– پس از نمایش «کوچه مختار بود و ساسان بود و سیمین» چه نمایش دیگری را در دست تمرین دارید؟

صداقت: نمایشی است به نام «همه سوزی». پروژه ای بزرگ تر که برای من و خانم ابنی، اتفاق بزرگی خواهد بود، نه از لحاظ فضای صحنه ای، بلکه از منظر تفکر. زیرا ما قرار است افکارمان را از تخیلاتمان خارج کنیم و تخیلات مان را به خلاقیت بدل نماییم تا با کسب چنین تجربه هایی بهتر ببینیم، بهتر تمرین کنیم و به انسانی بهتر بدل گردیم.

– و حرف پایانی:

ابنی: روزهای اجرای نمایش ما با اتفاقات عجیبی تداخل پیدا کرده است، به شکلی که حتی نمی توانیم در مورد کارمان تبلیغ کنیم؛ زیرا نه دلش را داریم و نه پررویی اش را. امیدوارم تنش این روزها بخوابد و ما بتوانیم به رسالت فرهنگی مان برسیم.

صداقت: من نیز برای تک تک هم میهنانم آرزو می کنم که در همیشه سربلند باشند و امیدوارم اتحاد را فراموش نکنیم.

سمانه استاد
کارشناسی ارشد کارگردانی نمایش از دانشگاه هنر تهران