درباره فیلم «بی حسی موضعی»

«حسین مهکام» که چند ماه گذشته فیلمِ «آندرانیک» را روی پرده ی گروه هنر و تجربه داشت، این بار با فیلم «بی حسی موضعی» در سی و هفتمین جشنواره جهانی فیلم فجر حضور دارد.

بی حسی موضعی، فیلمی است که زمین تا آسمان با فیلم قبلی مهکام متفاوت بوده و به شدت بیننده را به یاد فیلم «اسب حیوان نجیبی است» از «عبدالرضا کاهانی» می اندازد. سرگشتگی شخصیت های این فیلم به فیلمِ کاهانی شبیه است، بخش زیادی از این فیلم نیز مانند فیلمِ کاهانی در لوکشین خارجی و خیابان می گذرد و مهم تر از همه زمان هر دو فیلم شب است. استفاده از بازیگران مشترک در دو فیلم نیز در این شباهت بی تاثیر نیست. «باران کوثری»، «حبیب رضایی» و «پارسا پیروزفر» در هر دوی این فیلم ها حضور داشته و حضورشان در فیلمِ مهکام با توجه به وجوه مشترک دیگر یادآور فیلمِ کاهانی است.

بی حسی موضعی، در علم پزشکی به روش هایی گفته می شود که حس را در بخش های خاصی از بدن از بین می برد، هدف از این کار ایجاد بی دردی موضعی است؛ یعنی از بین بردن حسِ درد، اگرچه دیگر حس های محیطی هم ممکن است تحت تاثیر قرار بگیرد. این روش ها درد و استرس جراحی را کاهش داده و در بسیاری از شرایط نسبت به بیهوشی عمومی امن تر بوده و برتری دارد. حسین مهکام در فیلم خود از این روش پزشکی و این اصلاح برای بی حس کردن شخصیت هایش نسبت به درد استفاده کرده است.

داستانِ فیلم در مورد مردی به نام جلال (حبیب رضایی) دانشجوی سابق رشته فلسفه است. او می داند که خواهرش (باران کوثری) به بیماری دو قطبی مبتلاست. خواهرش به تازگی با مردی به نام شاهرخ (پارسا پیروز فر) ازدواج کرده است. با فهمیدن ازدواج این دو، جلال خانه را ترک می کند تا به خانه دوستش، بهمن، (سهیل مستجابیان) که یک آهنگ ساز زیرزمینی است برود. در مسیر رفتن به خانه ی بهمن، جلال با راننده تاکسیِ متفاوتی به نام ناصر (حسن معجوبی) آشنا می شود و این چند نفر شب عجیبی را کنار هم می گذرانند.

آدم های فیلم مهکام، شخصیت هایی هستند که نسبت به درد بی حس شده اند و هر اتفاقی که در زندگی آنها می افتد نمی تواند باعث حس کردن درد شود. مهکام در فیلم جدیدش فضایی به ظاهر واقعی درست مانند تهرانِ امروز ساخته است، اما روابطی که در فیلم نشان می دهد، با روابطی که می تواند در واقعیت اتفاق بیافتد فرق دارد. از لحظه ی شروع فیلم متوجه این تفاوت می شویم، با نوع گزارشی که گزارشگر فوتبال ارائه می دهد و به دنبال آن اتفاقاتِ دیگری که در این محیط عجیبی که مهکام ساخته است، رخ می دهد. نوع حرف زدن آدم ها در این فیلم فرق دارد. آرام اند اما کار خودشان را می کنند. نوع عاشق شدنشان فرق دارد، نوع ازدواج کردنشان فرق دارد، نوع انتقام گرفتنشان، نوع دوستی شان و همه ی این تفاوت ها در فضایی که مهکام در فیلم به وجود آورده، باعث طنزی ظریف و دوست داشتنی شده است؛ طنزی که تلخ می نماید اما می تواند مخاطب را بخنداند. پوچی نهفته در فیلم نیز در تمام لحظاتِ آن جاری است، در تمام اتفاقات انگار. از ازدواج خواهر و شاهرخ گرفته تا ماجراهای پس از آن. پوچی ای که قابل لمس و درک شدن است و چنان در فیلم تنیده شده که نمی شود آن را از فیلم جدا کرد.

یکی از نقاط قوت فیلم، بازی های آن است. بازیگران فیلم در نقش هایشان عالی ظاهر شده اند و شخصیت هایی ساخته اند که مخاطب می تواند لحظه به لحظه با آنها همراه شود. در این میان بازی حسن معجونی به شدت دوست داشتنی است و ناصری که او با بازی اش می سازد، یکی از بهترین، متفاوت ترین و دوست داشتنی ترین راننده تاکسی هاست که فیلم های ایرانی به خود دیده است.

حسین مهکام که پیش از این فیلم های «کشیک قلب»، «آزادی مشروط» و «آندرانیک» را ساخته، در این فیلم علاوه بر بازیگران حرفه ای از سهیل مستجابیان، نیز استفاده کرده است؛ کسی که پیشتر در اینستاگرام و با ویدیوهای دابسمش به شهرت رسیده بود. تدوین فیلم را «سمانه سزاوار» انجام داده و فیلمبرداری اش نیز بر عهده «علی تبریزی» بوده است. مهکام در بی حسی موضعی، از آهنگسازی «آریا عظیم نژاد» بهره برده و تهیه کنندگی آن را هم «حبیب رضایی» انجام داده است.

فیلم بی حسی موضعی، فیلمی خوب، متفاوت با طنزی ظریف، تمیز و دوست داشتنی است. فیلمی که امیدواریم زودتر بر پرده اکران ظاهر شود و اجازه چند باره دیدنش را به مخاطب بدهد.

سمانه استاد
کارشناسی ارشد کارگردانی نمایش از دانشگاه هنر تهران