درباره مستند «میدان جوانان سابق»

درباره مستند میدان جوانان سابق

«مینا اکبری»، سراغ عکسی از بیست سال پیش می رود که به پیشنهاد «ماشالله شمس الواعظین» سردبیر روزنامه جامعه در میدان جوانان سابق از روزنامه نگاران و دیگر اعضای روزنامه گرفته شده؛ میدانی که این روزها تغییر نام داده است. با دیدن این عکس اکبری تصمیم می گیرد آن را بازسازی کند، بدین منظور سراغ افرادی می رود که در این عکس هستند. مسیر بازسازی این عکس منجر با ساختن مستند میدان جوانان سابق می شود؛ فیلمی که این روزها در گروه هنر و تجربه در حال اکران است.

مینا اکبری که بیش از بیست سال سابقه روزنامه نگاری دارد، مانند بسیاری از همکارانش به تازگی از این حرفه استعفا داده و در مسیر جدیدی سراغ ساختن مستندی می رود که حرف دل بسیاری از روزنامه نگاران است. وی فیلمش را به شیوه ای ژورنالیستی جلو می برد. فیلم او دارای بخش های مختلف مانند تیتر، لید، گزارش و مصاحبه است. در واقع اکبری این بار به جای خودکار از دوربین برای ثبت گزارشش استفاده کرده و به واسطه ی تجربه ی طولانی اش در مطبوعات به درستی می داند چطور حرفش را بزند، بی آنکه در دام ممیزی ها بیافتد.

از میان هفتاد نفری که در عکس هستند، کمتر از ده نفر در حال حاضر به حرفه روزنامه نگاری مشغول اند. بسیاری از آنها تغییر شغل داده، مهاجرت کرده و چندی هم دار فانی را وداع گفته اند. در این میان، عده ای نیز به جرم نوشتن و استفاده از سلاح قلم در زندان به سر می برند و چندی دیگر بیرون از زندان اما ممنوع الکار هستند.

از میان کسانی که تغییر شغل داده اند، اکبری سراغ روزنامه نگاری می رود که بازیگر شده؛ کسی که هنوز روزنامه نگاری را بیشتر از بازیگری دوست دارد. روزنامه نگار دیگر کافه باز کرده و آن دیگری مهاجرت کرده است. در این میان سردبیر روزنامه های جامعه، توس، نشاط و عصر آزادگان که همه شان از دم در زمان خود توقیف شدند، مزرعه دار شده است. «ماشاالله شمس الواعظین» را می توان نقطه عطفی در روزنامه نگاری دانست، مردی مبارز که چهار روزنامه ی او یکی پس از دیگری توقیف شده و خودش نیز زندانی گشت. او در سال ۱۳۸۱ پس از آزاد شدن از زندان تمام سرمایه اش را فروخته و به کشاورزی پناه برده است. شمس الواعظین اجازه کار مطبوعاتی و حق خروج از کشور را هم ندارد و مزرعه پناهی است برای او تا از آسیب های شهر و روزنامه نگاری در امان بماند.

در میان اندک کسانی از چهره های این عکس که هنوز در مطبوعات کار می کند، «احمد غلامی»، سردبیر روزنامه شرق است. او نیز بارها شغلش را از دست داده و مدتی به گفته خود با وانت کار می کرده است، کاری که اگر دوباره روزنامه را از دست دهد، با آن امرار معاش خواهد کرد.

میدان جونان سابق، درباره روزنامه نگاری و فضای باز سیاسی سالهای ابتدایی اصلاحات نیز حرف می زند. به گفته ی این روزنامه نگاران، آنها ضربه ی اصلی را از هم حرفه ای های خود خوردند؛ کسانی که نتوانستند حد انتقادات را نگه داشته و با زیاده روی های بسیار، به خود و به همه ی هم حرفه ای هایشان ضربه وارد کردند.

اکبری در این فیلم، دو موضوع را مد نظر قرار می دهد. اولین موضوع روزنامه نگاری و وضعیت روزنامه نگاران در ایران است و دیگری روایتی از وقایع تاریخی و اجتماعی بیست سال گذشته. وی به صورتی موازی هر دو روایت را جلو برده، هم نقبی به سرنوشت روزنامه نگاران می زند و هم مروری بر دوره ی اصلاحات و اتفاقات آن دوران که مرتبط با روزنامه نگاری است می کند. او در روایت این اتفاقات نیز از چارچوب روزنامه نگاری خارج نمی شود. شخصیت هایی که در فیلم او حضور دارند، چه در قالب مصاحبه و چه در قالب فیلم های آرشیوی، کسانی هستند که در زمان خود ارتباط مستقمی با روزنامه و روزنامه نگاری داشتند. او اتفاقات کوی دانشگاه را به این خاطر در فیلمش روایت می کند که به بسته شدن روزنامه سلام انجامید. تصویری از «مسعود ده نمکی» سردبیر روزنامه های جبهه و شملچه نیز در فیلم وجود دارد نه ده نمکیِ فیلمساز. بخشی از محاکمه «اکبر گنجی» هم در فیلم به نمایش در آمده است، زیرا او به دلیل جرم های مطبوعاتی به زندان افتاده بود.

این فیلم روایت شخصی اکبری است از این دوره است، روایتی که او در قالب روزنامه نگارِ حوزه ی فرهنگ و هنر به آن پرداخته. قطعا اگر این فیلم توسط روزنامه نگاری در حوزه ای دیگر ساخته می شد به این صورت نبود. فیلم با بازسازی دوباره ی عکس بیست سال پیش تمام می شود. عکسی که در آن جای روزنامه نگاران زیادی خالی است.

مستند میدان جوانان سابق فیلمی جسور است که در زمان شصت و هفت دقیقه ای خود می تواند مخاطب را به درستی با روی دیگری از جامعه ی مطبوعات آشنا کند. فیلم از بی ثباتی این شغل خبر داده و از خطراتی می گوید که این شغل را تهدید می کند. روزنامه نگاری شغلی غیر قابل پیش بینی است و کم اند روزنامه نگارانی که بتوانند تا انتها پا به پای این شغل حرکت کنند.

ویژگی مثبت فیلم را می توان همراهی هر نوع مخاطب با آن دانست. چه کسانی که روزنامه نگار بوده و در آن دوران طلایی مطبوعات ایران کار می کردند، چه کسانی که خاطره ای از آن دوران ندارند و تازه پا به این عرصه گذاشته اند و مهم تر از همه فیلم کسانی را با خود همراه می کند که هیچ شناختی از جامعه مطبوعات ندارند. مخاطب عام به راحتی می تواند با فیلم همراه شده و تک تک لحظات آن را درک کند. او بی آنکه تجربه ای در این زمینه داشته باشد، می تواند به راحتی دغدغه ی فیلم و روزنامه نگاران را بفهمد و این همذات پنداری عام مهم ترین اتفاقی است که برای این مستند افتاده. اکبری در حیطه ی تخصصی خود، روزنامه نگاری، به شکلی عام و قابل درک وارد شده و می تواند با این فیلم عامه ی مردم ایران را با خود همراه کند.

مستند میدان جوانان سابق فیلمی است که خاطرات و امیدهای از دست رفته را نشان می دهد. اما همان طور که «نیوشا توکلیان» نیز در فیلم بیان می کند، شاید شمس الواعظین ها ممنوع الکار شوند و جامعه ها یکی پس از دیگری توقیف گردند، اما باز هم در این حرفه کسانی جوانه خواهند زد و با قلم خود این درخت خشک رو دوباره سبز خواهند کرد.

سمانه استاد
کارشناسی ارشد کارگردانی نمایش از دانشگاه هنر تهران