سینما و تئاترفرهنگ و هنرنقد فیلمهمه چیز از همه جا

در هیروشیما تنها سوسک ها زنده می مانند

نقدی بر فیلم انگل Parasite ساخته بونگ جون هو

 فیلم  parasite  انگل ساخته کارگردان صاحب نام کره ای، بونگ جون هو،  مانند دیگر آثار این کارگردان (خاطرات قتل ، برف شکن و اوکجا ) فیلمی  است ترکیبی از ژانرهای مختلف که به سختی می توان سبک خاصی را برآن نام نهاد اما شاید با توجه به غلبه لحن و فضای کمدی  بتوان این فیلم را فیلمی متعلق به سبک کمدی سیاه نامید. با این همه پوستری که برای اکران و رونمایی از این فیلم منتشر شد نزدیکی بسیاری با سبک معمایی جنایی دارد. این فیلم که در سال ۲۰۱۹ به اکران عمومی در آمد موفق به دریافت جایزه نخل طلا از جشنواره کن ۲۰۱۹ شد. گونسالس ایناریتو رییس هیات داوران جشنواره کن در پی تحسین خود، این فیلم را  تجربه ای منحصر به فرد و اثری غیر منتظره خواند.

نقد فیلم انگل  parasite 

در سکانس های آغازین فیلم انگل که تمامی به معرفی محل سکونت خانواده “تانگ” تعلق دارد، یونگ جون هو با استفاده از نماهای درشت و بسته و کوچک خفه کنندگی و فضای اختناق در زیر زمین را تداعی می کند. خانه ای یا سقفی کوتاه و یک پنجره. کوتاهی سقف و فشردگی زیر زمین حتی در فرم بدن پسر جوان خانواده،کی وو تاثیر گذاشته و به نظر می رسد حتی در نماهای بیرون از زیرزمین هم مدام سرش را خم کرده است.

Parasite Arad mag

تنها رابط  ساکنین زیرزمین در فیلم انگل، با جهان بیرون پنجره ایست که به مراتب  اعضای خانواده  را در قاب های چهار نفره در حال تماشا کردن به پشت آن و صحبت کردن در باره اتفاقاتی که در این قاب می افتد می بینیم. این پنجره برای این خانواده پنجره ای رو به جهان و معرف جهان به آنهاست. پنجره ی زیرزمین  که نمادی از  پرده ای نقر ای سینما یا شیشه ی تلوزیون است همچنین  مترادفی دارد در خانه ی خانواده پارک. پنجره ای به وسعت یک دیوار بزرگ که متناسب با خانه ی مهندسی شده و اشرافی آنهاست. حضور این پنجره در فیلم انگل یکی از کلیدی ترین عناصر روایت است،

پنجره  درقاب ابتدایی فیلم انگل با حرکت پایین رونده دوربین روایتی را آغاز می کندکه در نمای انتهایی فیلم هم با همین حرکت  دوربین ((Track Down )روایتی را خاتمه می دهد.

Parasite Arad mag

یکی از استعاره ای که در فیلم انگل بسیار بدان پرداخته شده است، حشرات و از جمله سوسک است. در سکانس های ابتدایی فیلم در قابی که پشت پنجره داریم، مردی را در حال  سم پاشی برای دفع حشرات می بینیم. پدر خانواده تانگ  تصمیم می گیرد که پنجره را باز بگذارد تا حشرات داخل خانه آنها هم به صورت مجانی سمپاشی شوند. اما با ورود سم به خانه این آنها هستند که مثل حشرات به وقت مواجه با سم به خود می پیچند و در این میان پدر است که بی تفاوت به بوی سم به کار تا کردن جعبه های پیتزا مشغول است. آنها که همگی به شغل جدید درست کردن جعبه پیتزا مشغول هستند، برای وصل شدن به اینترنت و یافتن وای فای جشن می گیرند، چراکه  اینترنت و و صل شدن به جهان خارج از خانه  یکی از مهم ترین دغدغه های این خانه است که برای بقا به آن نیز دارند. آنها مثل موجودات فراموش شده هیچ گونه ارتباطی جز این و همان پنجره  با بیرون اززیر زمین  طلسم شده خود ندارند. خانواده  تانگ همگی بیکارند. آنها با تمام زرنگی شان که برای یک خانواده ی زیر دست کمی عجیب به نظر می رسد همگی بدون شغل مناسب هستند با این همه متناقض اینجاست که بر خلاف فقری که دامن گیر زندگی آنهاست، آنها پر از امید، خوش فکر و نسبتا شاد هستند.

Parasite Arad mag

اولین گره افکنی فیلم انگل زمانی اتفاق می افتد  که دوست  کی جونگ،  پسر خانواده به خانه خانواده تانگ  می آید وسنگی تراش خورده را برای آنها از طرف پدر بزرگش می  آورد. سنگی که ریشه بونسای است، اعتقاد براین است که شانس می آورد،  کیم وو آن را بخشی از خود می داند، و در نهایت  در سکانس زیر زمین در جشن تولد پسر خانواده پارک،  اهرم اصلی  آزاد شدن مرد زندانی از زیر زمین و تمام حوادث  شوم دیگر می شود.

خانواده پارک در تقابل با خانواده تانگ نماینده سبک زندگی مردن و توسعه یافته است.آنها برای پسر کوچک خود از وب سایت های آمریکایی لباس و تیر و کمان سرخپوستی می خرند، چادر بازی کودکشان آمریکایی و ضد آب اسست و حتی جشن تولد او را با چیدمان یک جنگ می چینند! و در نهایت همین میزانسن، یک جنگ حقیقی را رقم می زند.  مادر از خدمتکارش می خواهد که برای جشن تولد پسرش میزهای میهمانان را با چینش باله ای بچیند، چیدمانی که در واقع یک تاکتیک جنگی است، از یک  فرمانده  ای ژاپنی دریک جنگ معروف، که به چینش باله ای مشهور است. او از خدمتکار (مادر) می خواهد که تصور کند چادر پسر یک کشتی ژاپنی جنگی است در جنگ، که  میزهای اطراف به نشان ناوگان جنگی آن را احاطه کرده اند.

بحران هویت در جامعه یکی از دست مسایلی است که در فیلم انگل به از رهگذر استعاره های پر قدرت به آن پرداخته می شود. کیم وو  در خانه ی خانواده ی پارک به نام “معلم کویین” خطاب می شود و بقیه افراد خانواده فقیرهم ، معلم پسر کوچک خانواده، راننده شخصی و خدمتکار و هم با اسامی غیر از اسامی خود که متناسب با نقشی است که در خانه ی خانواده پولدار  به آنها محول شده است، خوانده می شوند. آنها برای وارد شدن به زندگی این خانواده ( که می تواند نمادی از کلیت یک کشور یا به عنوان نماینده یک جامعه در میان کشورهای دیگر باشد) نیاز به هویت جعلی ای دارند که به آنها نقش های جدیدی را برای بازی می دهد. پدر مانند یک بازیگر از روی برگه ای که گویا فیلمنامه نوشته شده ،  تمرین می کند و کیم وو که در اینجا نقش کارگردان را دارد، درباره هیجان بالای صدای او تذکر می دهد.

Parasite Arad mag

برنامه ریزی این خانواده برای ورود به خانه اشرافی خانواده پارک، به قدری زیرکانه است  که مخاطب هر لحظه در انتظار است که بداند که نقشه های خانواده ای که با فتوشاپ نامه سوابق تحصیلی درست می کنند، با استفاده از  گرد پوست هلو خدمتکار قبلی را سل زده معرفی می کنندو با گذاشتن تله در ماشین راننده را بی مبالات جلوه می دهند، کی قرار است نقش بر آّب شود؟ خیلی زود! نقشه های این خانواده فقیر زودتر از آن چیزی که خودشان تصور داشتند به بن بست می رسد و  لحن کمدی قصه چیزی از شوم بودن عاقبت این خانواده کم نمی کند .

بونگ جون هو، در فیلم انگل  با  استفاده از تلاقی ژانرها  که شاید در نگاه اول کمدی سیاه و گزنده به نظر برسد و بعد یک درام اجتماعی واقع گرا و بعد فیلم با تم جنایی، با اصل گرفتن سه خانواده و سه نمونه فرضی قصد رسیدن به جهانی ورای اینها را دارد؛ خانواده جهانی. او که توسط اسپیلبرگ تارانتینوی سینمای آسیا خوانده شده است، در فیلم انگل هم همچون فیلم های قبلی خود دغدغه رابطه  زیر دست و فرادست و از این رهگذر هژمونی قدرت  را نمایش می دهد که   زیر سلطه سیاست های  آمریکا بودن کشورش یکی از زیر مجموعه های آن است.

 همچنین خانواده تانگ در فیلم انگل می تواند تمثیلی باشد از کشور های در حال توسعه و در اینجا نماد کره جنوبی ، و خانواده پارک هژمونی آمریکا بر کره، پس از جنگ جهانی دوم به عنوان یک نظام سرمایه داری..

 زندگی  طبقاتی ؛  یا پله هایی که ما را به هم وصل می کند

 انگل فیلم سر شار از استعاره های کار آمد و قدرتمند است. در کنار همه ی این ها باید نقش نمادین پله هایی که طبقه بالا را به طبقه پایین وصل می کند.

Parasite Arad mag

سقوط اتفاقی خانواده تانگ از پلکان، در سکانس زیر زمین خانه اشرافی،  به منزله سقوط کشور هایی است که با وجود اتحاد میان اعضایش و بهره هوشی بالا یک اتفاق ساده  آنها را به نابودی کامل می کشاند.بالا رفتن و پایین آمدن از پلکان هم در فیلم انگل درست مانند سقوط ناگهانی آنها، از جایگاهی که در خانواده مرفه دارند به  جایگاه واقعی شان درزیر زمین،  سریع و اتفاقی است. آنها در حالیکه فاصله  خانه ی خانواده پارک را برای رسیدن به زیر زمین خود طی می کنند از پله های طولانی زیادی پایین می آیند و به فضاهایی می رسند که خود به پله های زیاد دیگری منتهی می شود .

تقابل میان دو خانواده ی خدمتکار در فیلم انگل، که حفظ کردن  جایگاهشان در نزد خانواده مرفه وبالادست خود  به قیمت از دست دادن جان آنها تمام می شود، تقابل دو کشور است که برای مقابله با نظام سرمایه داری و باز کردن جای خود در میان ابر قدرت ها به جان هم افتاده اند.مسخ شدن این افراد به سوسک  در سکانس ابتدایی فیلم با پیدا شدن سر و کله سوسکی در میز صبحاه . سم پاشی و ..و کم کم اوج می گیر د

هژمونی فن آوری بر زندگی در مدرنیته ، گوشی موبایل

 در فیلم انگل صحنه هایی که از سلطه  گوشی تلفن همراه می بینیم بدین صورت است؛ گوشی گاهی حکم اسلحه پیدا می کند،  در  سکانس زیر زمین،  خدمتکار اول وقتی که پی به هویت واقعی  خانواده  تانگ می برد، برای فرار به طبقه بالا گوشی  خود را به مانند یک اسلحه جلوی چشمان آنها می گیرد تا تسلیم شده و مطابق میل او رفتار کنند. ترس و و حشت خانواده تانگ  از ارسال فیلم با واسطه ای به نام گوشی موبایل  و اینترنت، همان اندازه است که هنگام قرار گرفتن در مقابل اسلحه و خطر مرگ. در قابی که در صفحه  گوشی زن خدمتکار از این خانواده داریم ( کارگردان فیلم انگل به مراتب از قاب هایی که به واسطه فیلمبردای با گوشی تلفن همراه گرفته شده اند، استفاده کرده است) خانواده تانگ مانند اسیران جنگی دست ها را بالابرده و و حشت زده اند و فرستادن یک فیلم برای آنها چیزی است مساوی انفجار بمب اتم کره شمالی!

Parasite Arad mag

در سخنرانی نمایشی و استعاری که زن خدمتکار خطاب به کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی،  ایراد می کند، اسیران خود چندش و انگل می نامد که باید بوسیله بمب اتم از شر آنها راحت شد تا جهان به صلح برسد.

 نمونه دیگری از این دست  در فیلم انگل؛ در سکانسی  که کیم وو با مرد مستی که هر شب به دیوار های خانه آنها پناه می برد درگیر می شود،  جونگ سی که از پنجره شاهد این مبارزه است، با استفاده از تکنیک اسلوموشن گوشی، هیجان این لحظه را برای خود دو چندان می کند؛ همچنان که صنعت سینما برای القای حالت و فضا از تکنیک های سینمایی  بهره می برد و با استفاده از فن آوری جهانی مصنوعی می سازد، مردم زیر دست که تنها  روزنه ارتباطی شان با جهان ،اینترنت و صفحه موبایل وپنجره  کوچک شان  است هم جهان مصنوعی کوچک خود را بدین طریق خلق می کنند.

استعاره حشرات؛ استحاله انسان  زیر دست به سوسک

 تقابل دو خانواده فقیر و مرفه، که خانواده تانگ از آنها به عنوان ” پولدارها” یاد می کنند نه تنها در شکل ظاهری زندگی آنها که حتی در نعمت های طبیعی و باریدن یک باران هم به چشم می خورد. درحالیکه  پسر کوچک خانواده  پارک، در زیر باران چادر آمریکایی خود را بنا می کند، خانه  خانواده تانگ به خاطر پر شدن کانال های آب در باران، به تمامی در زیر آب فرو رفته است. نه تنها خانه آنها که تمام محله و شهر کوچک آنها. افرادی که تنها حسنی که باران برای آنها دارد آواره شدن، سیل زدگی و به ورزشگاه پناه بردن است، انسان هایی که مانند حشرات و انگل ها به واسطه بوی خود طبقه بندی و معرفی  می شوند، خشونت خاموشی را با خود یدک می کشند که در نهایت و در پی یک تحقیر کشنده( در اینجا گرفتن بینی آقای پارک هنگام برداشتن از زیر بدن در حال مرگ شوهر خدمتکار اول) به انتقام دست می زنند.

در سکانس مهمانی شبانه خانواده تانگ در خانه خانواده پارک، یکی از غم انگیز ترین سکانس های سینمایی که به مقوله اختلاف طبقاتی می پردازد، شکل گرفته است. و درست در همین سکانس است که رفته رفته مسخ شدن این خانواده و به خصوص پدر به یک حشره و یه انگل به اوج خود می رسد . این اشاره  به حشرات،که در صحنه میز صبحانه با دیدن یک سوسک توسط پدر آغاز می شود در این سکانس کامل می شود. در صحنه ی اتاق  پذیرایی  که آنها از تاریکی استفاده کرده و از زیر میز به سمت در می روند، پدر مانند یک سوسک با خزیدن بر کف اتاق خود را از میز بیرون می کشد ودرست وقتیکه چراغ روشن می شود قرار گرفتن او در گوشه تاریک خانه و چسبیدن به کف اتاق و بی حرکت ماندن در تاریکی بیش از قبل او را تبدیل به موجودی غیر انسان می کند.

Parasite Arad mag

پدر در خاکسپاری زن خدمتکار با استفاده از علایم مورس در نامه ای به پسرش می نویسد که را در شان یک انسان به خاک سپردم، وقتی که رییس پارک از بوی او به عنوان بوی طبقه ای که مترو سوار می شوند یاد می کند و از  تصو لباس زیر دخترش (طبقه فقیر ) به عنوان یک اهرم تحریک کننده ی جنسی ، اوخوب می داند که  یک انسان نیست، یک موجد تحقیر شده به دست موجودات قدرتمند است.

 در نهایت وقتی که کیم وو از پدرمی پرسد که چه نقشه ای درباره زیر زمین در سر دارد او شکست خورده و تحقیر شده ، دیگر به هیچ نقشه ای نمی اندیشد، چون هیچ  برنامه ای نداشتن هیچوقت شکست نمی خورد. “زندگی رو نمیشه برنامه ریزی کرد، یه نگاهی به دور و برت بنداز، اینایی که اینجا کنار ما تو این ورزشگان  برنامه شون این بوده که اینجا بخوابن؟ لازم نیست هیچ برنامه ای بریزی ، اینکه بعدش چی می شه کشورا نابود بشن یا فروخته بشن، برای هیچکس مهم نیست. “

برای طبقه ای که در زیرزمین زندگی می کنند قانع بودن به آن چیزی که هستند و هیچ برنامه ای برای پیشرفت حتی ناپایدار خود نکشیدن ، شاید یکی از اصول های زندگی است که تخطی رفتن از آن فاجعه می آفریند.  همانطور که مخاطب در پایان تلخ فیلم انگل از شخصیت های فیلم و از خود می پرسد چرا به همان زندگی در زیرزمین قانع نبودید؟ هر چه بود تحمل آن  کمتر از این مصیبت  نبود؟

 در فیلم انگل،شوهر خدمتکار اول که چهار سال در زیر زمین زندگی می کند با خو گرفتن به آنجا و پذیرفتن سرنوشت خود تبدیل به یک موجود وهمناک که گویی متعلق به این کره خاکی نیست می شود، او گاهی مثل یک زامبی در آشپزخانه جلوی چشم پسر کوچک خانواده ظاهر می شود و گاهی با چاقو به به رقیبان خود در جشن تولد حمله می کند.  او مطیع و فرمانبردار است و هنگام مردن هم ولی نعمت خود را با ارادت رییس پارک خطاب می کند.  او که زندگی در زیر زمین را دوست دارد گویی در همانجا متولد شده ازدواج کرده و حالا هم می خواهد در همانجا بمیرد، سرانجام، عاقبتی بهتر از خانواده تانگ در انتظارش نبود.

Parasite Arad mag

 خانواده پارک در مقابل خانواده تانگ بسیار ساده لوح به نظر می رسند در نهایت در جنگ روانی میان این دو برنده می شوند. نیازی نیست که بهره هوشی بالایی داشته باشید همین که در راس  قدرت باشید برای شما کافی ست که جایگاهتان برای هیشه حفظ شود. خوب بودن زیادی این خانواده با وجود مرفه بودن آنها آنقدر برای مخاطب و خود خانواده تانگ آنقدرغیر معمول  است که پدر می گوید آنها با اینکه پولدار هستند آدم های خوبی هستند! انگار که پولدارها مانند آدم هایی که مترو سوار می شوند نوع متفاوتی از بقیه موجودات هستند. “پولدارها ” و “زیرزمین نشینان ها “.

در سکانسی از فیلم  انگل، از زبان شوهر زن خدمتکار می شنویم که  خیلی از  مردم کره در زیر زمین یا نیمه زیر زمین زندگی می کنند و با این حال راضی هستند. همانطور که او از زندگی زیر زمینی خود راضی است. آنها بوی “زیر زمین ” را به خود می گیرند و بودن آنها دریک خانه ای از طبقه بالا  وصله ناجوریست که به واسطه  بوی  متعلق به طبقه آنها به وجود می آید.

Parasite Aradmag

 پسر کوچک خانواده پارک بوی راننده، خدمتکار و معلم جسیکار را مانند هم می داند ورییس پارک بوی عقب ماشین را(که جونگ سی در آنجا  نشسته بود) بویی شبیه بوی  راننده اش می داند. خدمتکاران خانواده ی طبقه بالا فقط زمانی که در لوکیشن این خانه قرار می گیرند ظاهری آراسته دارند. زن خدمتکاری که با نقشه خانواده پارک از خانه اخراج می شود در قاب آیفون تصویری چنان ژولیده است که قابل تشخیص نیست.  معرفی او برای خانواده در قاب آیفون تصویری هم یکی از شگردهایی است که بونگ جون هو در کنار استفاده از صفحه گوشی و قاب شیشه ای پنجره ها  از آن بهرمی برد.

خشونت همان خشونت است، ابزار ها مدرن می شوند

 وقتی که رییس پارک کلاه سرخپوستی را  بر سر راننده اش می گذارد،  بونگ جون هو مسیر  پر پیچ و تاب و جلو رونده  خشونت را در طول تاریخ  و شکل دادن جنگ ها به تصویر می کشد .

در ابتدای فیلم که خانواده پارک به ما معرفی می شوند خدمتکار در حال جمع آوری تیر های سرخپوستی از گوشه و کنار خانه است . این استعاره در پایان فیلم با کلاه سرخپوستی ای که پدر بر سر می گذارد کامل می شود . چادر سرخپوستی ای که پسر خانواده در روز جشن تولد ش بر پا کرده و در آن کمین کرده است ؛ پیشنهاد دویل اقای پارک به راننده اش با تبرهای سرخپوستی ؛ تیرهای سرخپوستی می تواند استعاره ای باشد از نبرد میان  مهاجمان آمریکا و سرخپوستان بومی آن . وقتی که تانگ با ظاهری مانند یک سرخپوست به  رییس پارک با همین شمایل ،  حمله می کند ابتدا کلاه او را از سرش به زمین می اندازد و بعد او را می کشد؛ نبرد میان جوامع ضعیف و قدرتمند که تنهای شکل جنگ های آن ها مدرن شده اما تفاوتی در ماهیت ترسناک و شوم آن نمی کند. آسیب های روانی جنگ  که جز فروپاشی خانواده،  بیشترین خسارت خود را به نسل های بعدی  (در اینجا کودک خردسال)  وارد می کند.

پرده آخر؛ زیر زمین

پدر در انتهای فیلم انگل جایگزینی می شود برای ساکن قبلی زیر زمین  خانه ی اشرافی . او با استفاده از خاموش و روشن کردن چراغ و کد مورس برای پسرش نامه می نویسد. کی وو که عضو با استعدادی در پیشاهنگی بوده است سرانجام وقتی که با دوربین خاانه اشرافی را از روی تپه ای برفی دید می زند متوجه این علایم شده و شروع به کد خوانی می کند.

Parasite Aradmag

“من می خوام یه نقشه بکشم، یه نقشه خیلی ساده، می خوام درس بخونم و کار بکنم . مسیله اینه که می خوام کلی پول در بیارم. تا پول کافی بری خریدن این خونه رو داشته باشم، بعد از اینکه اومدم اینجا من و مامان تو حیاطیم، چون اون موقع خورشید خیلی زیباست .بابا  اون موقع می تونی از پله ها بیای بالا ” نامه خیالی کیم وو است به پدر .

 نامه ای با همراهی تصاویری که کیم وو را می بینیم که در حال معامله کردن خانه اشرافی است و پدر که از زیر زمین بیرون آمده و در آستانه ی پنجره شیشه ای بزرگ خانه و در زیر نور آفتاب او را در آغوش می کشد.  قابی رویای که برش می خورد به پنجره زیرزمینی که در ابتدای فیلم مشاهده کردیم و روایت فیلم با قابی از آن آغاز شد؛ اما این بار با حرکت پایین رونده دوربین، کیم وو را که آنجا در تلاش برای پیدا کردن وای فا بود  این بار با نامه ای  در دست، می بینیم که  ترجمه ای است از کد های مورس پدر با رویایی از رسیدن روز خوب که در سر دارد.

https://aradmobile.com/

 

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

یک نظر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن