درباره نمایش «آشیانه»

درباره نمایش آشیانه

«هدی» و «هما»، خواهر شوهر و نوعروسی هستند که در انتظار آمدن برادر و همسر خود «هادی» رویا بافی می کنند. آنها در حالیکه تختِ عروسی هما و هادی را می سازند، با هم گپ زده، شوخی می کنند و خیالِ آشیانه ای را می بافند که با آمدن «هادی» رنگِ زندگی به خود می گیرد. هادی می آید اما زمانی که دیگر آشیانه و پرنده هایش از بین رفته اند.

این خلاصه ای از نمایش«آشیانه» است که «سمانه شعبانی» آن را با بازی خودش و «هیلا رضاییان» بر صحنه ی تماشاخانه استاد مشایخی به اجرا در آورده است. تماشاخانه استاد مشایخی، سالن نمایشی در ضلع شمال غربی چهارراه ولیعصر و زیرمجموعه ی مرکز آفرینش های هنری تئاتر مان است. این تماشاخانه فعالیت خود را از ۱۹ دی با میزبانی کارگاه آموزشی رویای پروانه ای به سرپرستی جونجو کیم از کره جنوبی و در قالب کارگاه های آموزشی سی و دومین جشنواره بین المللی تئاتر فجر آغاز کرد، و در سوم اسفندماه ۱۳۹۲ و با حضور هنرمندان برجسته تئاتر کشور به طور رسمی افتتاح شد. تماشاخانه مشایخی با وجود اینکه در موقعیت جغرافیایی بسیار خوبی واقع شده و نزدیک ترین سالن به تئاتر شهر است، اما در میان بسیاری از تئاتردوستان و همین طور اهالی تئاتر ناشناخته و گمنام است و به دنبال این ناشناختگی، تماشاگر زیادی هم به این سالن ۶۵ نفری نمی آید. اما نمایشِ «آشیانه» از معدود نمایش های این تماشاخانه است که با جود اجرا در ماه رمضان، توانسته تعداد تماشاگر بیشتری را به این سالن مهجور بکشاند.

از مهم ترین دلایل استقبال از این نمایش می توان به انگیزه ی بسیار قوی گروه اجرا در معرفی کارشان اشاره کرد. گروهی جوان و همدل که بسیار متحد و هماهنگ عمل کرده و سعی کرده اند نمایش شان را به تماشاگر معرفی کنند.

سمانه شعبانی در نمایشِ خود، دست روی دغدغه ای گذاشته که به گفته ی خودش، دغدغه ای همیشگی بوده است؛ یعنی دفاع مقدس. او در این نمایش کوتاه، دست به ریسکی دیگر نیز زده و موضوعِ انتظار را که این سالهای اخیر، حداقل در سینما بسیار خوب به آن پرداخته شده است، انتخاب کرده و با محور قرار دادن دو زن، داستانش را جلو برده است.

نقطه ی قوت نمایشنامه ای که «مهدی صفاری نژاد» نوشته و شعبانی آن را به اجرا درآورده ، روایتی به ظاهر تکراری اما با پایانی غیرکلیشه ای است. رابطه ای که در نمایش به آن پرداخت شده نیز جنس جدیدی از رابطه عروس و خواهر شوهر است. در آشیانه از داستان تکراری عروس و خواهر شوهر خبری نیست و به کلیشه های تعریف شده در این رابطه چنگ زده نشده است. داستان روایتی نو از رابطه ای کهنه را بیان می کند و با زاویه ی دید جدیدی به این رابطه نگریسته است. این بار عروس و خواهر شوهر نه تنها به هم سر جنگ ندارند، بلکه دوستان خوبی هم برای هم هستند و هر دو خیالِ مشترکی از آمدن هادی دارند.

«هدی» خواهر شوهر جوانی است که سعی دارد نوعروس برادرش «هما» را از تنهایی و آشفتگی برهاند، در حالیکه خودش در این آشفتگی غوطه ور است. او سعی می کند با طنزِ ظریفی که چاشنی رفتارش کرده، دل نگرانی های هما را کمرنگ کند. مدام سر به سر او می گذارد و با او شوخی می کند به این امید که حال هما بهتر شود.

آنها در حال ساختن تختخواب برای زندگی نوعروس و داماد هستند. تختخوابی که چهارپایه اش ساخته نمی شود و گویی قرار نیست هیچ وقت کامل گردد. در این میان آن دو رویاهای دوری از آمدن هادی نیز می بافند. از آینده و بچه های خیالی حرف می زنند. گاهی می خندند و مخاطب را می خنداند و گاهی غم در زندگی و چشم هایشان جاری می شود. تنیده شدن به اندازه ی غم و شادی در این نمایش را هم می توان از دیگر نقاط قوت آن در نظر گرفت.

آنها در دوران جنگ به سر می برند، جنگی که فقط در جبهه ها جاری نبود، بلکه خانه به خانه در زده و وارد هر زندگی ای شده بود. زندگی هدی و هما هم یکی از آن خانه هایی است که روزی جنگ در آن کوبید و ساکنانش را از بین برد. درحالیکه که مخاطب منتظر است هر لحظه هادی سر برسد یا خبر شهادتش بیاید، این بار هما و هدی هستند که در آشیانه شان شهید شده و این هادی است که وقتی باز می گردد آنها را نمی یابد. این بار جنگ قربانی اش را از منتظران می گیرد و آنها را از درد انتظاری دائمی نجات می دهد.

آشیانه نمایش قابل قبولی است اما می توانست بهتر باشد، اگر از حمایت مالیِ بهتری برخوردار می بود. صحنه و سالن نمایش نشان می دهد که این کار با بودجه محدود ساخته شده و امکان اجرای بهتر گروه به خاطر حمایت مالی مهیا نبوده است.

انتخاب سالن نامناسب نیز یکی دیگر از دلایلی است که به نمایش آشیانه ضربه وارد کرده است. سالن مشایخی از کیفیت خوبی برای اجرا بهره مند نیست. نور و صدای سالن در ضعیف ترین وضعیتش قرار دارد و این موضوع به خوبی خودش را روی اجرایی که بخشی از آن به نور و پایان آن به شدت به صدا وابسته است، نشان می دهد. صدای بیش از حد بلندِ سالن در زمان پخش شدن دیالوگ های هادی و یا صداهای مرتبط با جنگ، گوش مخاطب را می آزارد و روی اجرا نیز اثرگذار است.

در سوی دیگر مسئولین سالن سعی نمی کنند کیفیت سالن را با کارهای ساده ای که در همه ی سالن های تئاتری انجام می شود، بهبود ببخشند. یکی از ساده ترین آنها احترام گذاشتن به مخاطب با مشخص کردن صندلی مخصوص اوست. مخاطبانی که وارد سالن می شوند، هر جا دلشان خواست می نشیند و این موضوع ذهنیت مخاطب را نسبت به اجرای پیش رو دچار تردید می کند که آیا اجرای پیش رو این ارزش را برای سالن ندارد که به مخاطب شماره صندلی بدهد. از دیگر مواری که باز هم به سالنِ اجرا برمی گردد، اجازه دادن به مخاطب برای بردن خوراکی و چای به سالن است. این یکی از آسیب زننده ترین رفتارهایی است که می تواند در یک سالن تئاتری انجام شود و نهایت بی احترامی به اثری است که در این سالن اجرا می گردد.

نمایش آشیانه می توانست نمایش بهتری باشد اگر در سالن مناسب تر و با بودجه ی بیشتری به روی صحنه می رفت، چرا که نقد های وارده بر اثر همه به کیفیت صحنه بر می گردد و این موضوع خود ارتباط مستقیم با هزینه ی پشت اجرا دارد.

سمانه استاد
کارشناسی ارشد کارگردانی نمایش از دانشگاه هنر تهران