سینما و تئاترفرهنگ و هنرنقد تئاتر

درباره نمایش «شازده احتجاب»

آنقدر زهر به جان مردم ریخته اند که دیگر هیچ پادزهری افاقه نمی کند

 

«شازده احتجاب» نام رمانی از «هوشنگ گلشیری» است که وی آن را خوش اقبال ترین اثر خود می داند. حال «افشین زمانی» نمایشی با همین نام و برگرفته از این رمان را با بازی رها مقدم، علیرضا لبیبیان، شهاب عباسیان، علی پویا قاسمی، فائزه حمیدی، نسترن پارساییان، مهسا ظهیری، مرجان مومنی، رضا محمدی، نریمان عابدی و مهدیس هاشمی به روی صحنه ی تالار هامون برده و در سی و هشتمین جشنواره تئاتر فجر نیز آن را در تماشاخانه ایرانشهر به اجرا در آورده است. نسخه ای که این متن بر اساس آن نوشته شده، مربوط به اجرای این اثر در جشنواره فجر است. با ما همراه باشید.

رمان «شازه احتجاب» درباره خسرو احتجاب یا همان شازده احتجاب، آخرین بازمانده ی خاندانی اشرافی است که در آخرین روز عمرش روی صندلی اجدادی در اتاقی که پر از یادبودهای گذشته و قاب ‌عکس ‌های اجدادش است نشسته و در کابوس‌ هایی که مدام به بیداری ختم می ‌شوند گذشته خود و خاندانش را به یاد می ‌آورد تا در نهایت مراد، قاصد مرگ، خبر مرگ خود شازده را برای او می ‌آورد.

از روی این رمان، در سال ۵۳، فیلمی به همین نام به کارگردانی بهمن فرمان آرا و با بازی جمشید مشایخی، فخری خوروش، نوری کسرایی، ولی شیراندامی، حسین کسیبیان و چند بازیگر دیگر ساخته شده که در آن سال توانست در بخش جنبی جشنواره فیلم کن به نمایش در آید. دکتر «علی رفیعی» نیز اقتباسی از این رمان را در سال ۱۳۸۰ به روی صحنه برده است.

دست گذاشتن بر رمانی که جایگاه مهمی در ادبیات کشور دارد، داستانی که بزرگان سینما و تئاتر از آن اقتباس کرده و اثری ارائه داده اند، بی شک کارِ افشین زمانی را سخت کرده و البته جسارت او در این امر را نشان می دهد.

افشین زمانی در به صحنه آوردن رمان «شازده احتجاب» به کلیت اثر وفادار بوده، اما تغییرات زیادی در داستان داده است. از جمله ی این تغییرات می توان به تغییر در مرگ شخصیت های داستان و مسببین آنها، تغییر نسبت منیر خاتون که در رمان اصلی یکی از زنان حرم سرای آقا بزرگ است و در نمایش به دختر خانم بزرگ تبدیل شده است. اخته کردن خود خواسته ی شازده در شب زفاف، کم رنگ کردن جنایت های آقابزرگ و در نهایت مظلوم جلوه دادن زنانِ این نمایش از جمله مادر اشاره کرد؛ تغییراتی که البته نمایش را برای اجرا در زمانه ی فعلی مناسب کرده است.

زمانی در روایت این داستان از ژست های ایستای بازیگران و نگاه های خیره ی آنها بهره برده است. وی در صحنه ای خالی از دکور و با آکسسوارهایی که مهم ترینش را صندلی قدرت تشکیل می دهد، نمایشی جذاب را به صحنه برده. بازیگران نمایش «شازده احتجاب» در بازی هایی هماهنگ موفق شده اند نمایشی قابل قبول را ارائه دهند؛ در این میان اما بازی «علی پویا قاسمی» در نقش شازده احتجاب با کمری خمیده، بدنی ضعیف، رنجور و شکننده، خود انسانی رو زوال و نابودی را به تصویر می کشد. انسانی که میراثِ خاندانش را به دوش کشیده و این سان خمیده شده است. میراثی عجین شده با ظلم، خشونت و بی رحمی نسبت به خودی و غیر خودی.

زمانی در نمایش «شازده احتجاب» از دو بازیگر برای نمایش این شخصیت استفاده کرده است. ایده ای که به نوعی برگرفته از متن اصلی است، اما صحنه ی همراهی این دو با هم و خروج شان از قاب نمایش پس از مرگ خود، بی شک یکی از بهترین صحنه ی تئاتری امسال است. زمانی که خسروی خمیده و شکننده، دست در دست خودش گذاشته و قاب صحنه را ترک می کند. صحنه ای که می توان ساعت ها آن را در همان ژست ایستایی که بازیگران به خود گرفته اند و با نگاه پر از حسرت و اندوه شان نگریست و به ظلمی فکر کرد که بلاخره با مرگ پایان یافته است.

در نمایش «شازده احتجاب» افشین زمانی بر زن ها و ظلمی که به آنان در طول تاریخ شده است، اشاره مستقیم می کند. شاید این دیالوگ هایی که از دهان فخری بیرون می آید در ابتدا کلیشه و شعار گونه به نظر برسد؛ دیالوگ هایی چون:

«این زن شدن یه جور محکومیته
یه جور تربیت شدنه
یه جور تقاص پس دادنه
چقدر اشتباه آفریدی موجوداتی رو که اسمشون زنه
اگر بناست این میزان مرد باشیم چرا زن شدیم؟
اینهمه عشق و عاطفه و زیبایی به چه دردی می خوره؟
اینها سوالهایی است که مدام تو سرم می پیچه و هیچ جوابی براشون ندارم
ما زن ها زن شدیم تا از پسر بچه های لوس و بازیگوش، مردانی بسازیم که بالای سرمون خدایی کنن»

اما با نگاه دقیق به جامعه ای که در آن زندگی می کنیم متوجه می شویم که هنوز این ظلم علیه زنان ادامه دارد، زنانی که حق انتخاب پوشش، حق رفتن به استادیوم ورزشی، حق جدا شدن از شوهر، سفر رفتن بی اذن و حتی حق ازدواج بی اجازه ی پدر را ندارند، شامل ظلم شده اند و زن بودن در این مملکت هنوز هم سخت تر از بسیاری از نقاط دیگر دنیاست.

افشین زمانی نمایشش را متناسب با زمانه ای که در آن زیست می کند به روی صحنه آورده. زمانه ای که ظلم این روزها در آن بیداد می کند. ظلمی که در نمایش نیز به آن اشاره شده و از تخت قدرتی حرف می زند که فرقی نمی کند چه کسی بر آن می نشیند؛ مهم ذات این تخت است که ظالم پرور است. در نمایش «شازده احتجاب» این واژگان مرهم که نه، شاید اما سخنانی آشنا باشد که جرات زدنش را نداشته ایم:

« چه فرقی می‌کنه کی به این تخت قدرت می نشینه
مهم همون مرض زوردار شدنه که مبتلا می‌کنه آدمش رو
آخ که چه بی رگ شده ایم ما،
جلوی چشم مون دار و ندار و زن و ناموس مون رو می برند، کلامی حرف نمی زنیم
جلوی چشم مون چارقد از سر زن هامون می کشند، کلامی حرف نمی زنیم
واسه خوش گذرونی سگ و گاومون رو شکار می کنند، کلامی حرف نمی زنیم
نتیجه یکسال خون دل خوردنمون رو می دزدند، کلامی حرف نمی زنیم
آخ که چه بی رگ شده ایم ما،
آنقدر حرف نزدیم که شدیم یک مشت یابو که فقط سواری میده و بس
دور نیست روزی که تک تک تون رو تو همین زمین چال کنند و بالای سرتون اشک تمساح بریزند
دور نیست که همه این ولایت بشه گورستان،
آخ که چه بی رگ شده ایم ما،
آنقدر زهر به جون این مردم ریختند که هیچ پادزهری افاقه نمی کنه.»

افشین زمانی برای به صحنه آوردن رمانی که پنجاه سال پیش نوشته شده، مناسبات اجتماعی این روزها را فراموش نکرده است. سال ۹۸ برای ما ایرانیان سالی بود پر از آشوب. سالی آبان خونین و دی ماه تلخ را با خود داشت و چه درست می گوید زمانی در نمایش «شازده احتجاب» که چه بی رگ شده ایم ما …

برچسب ها
نمایش بیشتر

سمانه استاد

کارشناسی ارشد کارگردانی نمایش از دانشگاه هنر تهران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن