پرونده نمایش خرس (گفتگو با کیوان ظهرابی – کارگردان)

 

«کیوان ظهرابی»، فارغ التحصیل رشته ی بازیگری از دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک و دانش آموخته ی کارشناسی ارشد از دانشگاه صدا و سیما است. وی در نمایش های زیادی بازی کرده و اجراهایی بسیاری را کارگردانی نموده است که از جمله ی آنها می توان به نمایش های «مرگ بسی اسمیت»، «تشنه تر از آفتاب»، «قصه پسری که لب نداشت» و «لک لک تنها» اشاره کرد. این کارگردان در حال حاضر نمایش «خرس» را در خانه نمایش مهرگان به روی صحنه آورده است. نمایش «خرس» همچنین در سی و هشتین جشنواره بین المللی تئاتر فجر در روزهای یازدهم و دوازدهم بهمن ماه به روی صحنه خواهد رفت.

نمایش «خرس» را بهانه کرده و با «کیوان ظهرابی»، کارگردان آن به گفتگو نشسته ایم. با ما همراه باشید.

کیوان ظهرابی – کارگردان

کیوان ظهرابی (کارگردان)

– چرا نمایشنامه «خرس» از «آنتوان چخوف» را برای اجرا در این روزها انتخاب کردید؟

متن «خرس» را به خاطر تمپوی خوب، متن سلیس و بدون تکلفش دوست دارم. «خرس» متنی ساده دارد که هم مخاطب خاص آن را می فهمد و هم مخاطب عام. در این متن اصالت وجود زن و مرد را در غایت خود می بینیم. این کار گروتسگی نرم و طنزی پنهان دارد که نظر مرا به خود جلب نمود. در عین حال هجمه ای از مناسبات اجتماعی نیز در این کار وجود دارد که فرد را به سوی خود می کشد. همیشه دغدغه داشتم این متن را به روی صحنه ببرم و خوشبختانه موفق به این کار شدم.

– نمایشنامه تک پرده ای «خرس» معمولا با نمایشنامه تک پرده ای «خواستگاری» به روی صحنه می رود. اما شما با تمهیداتی زمان متن را برای اجرای عموم مناسب نمودید. از تمهیدات به کار رفته در نمایش بیشتر بگویید.

ایرانیزه شدن متن «خرس» بسیار طول کشید. برای رسیدن به این موضوع باید مولفه هایی را برای شخصیت اسمیرنوف تعریف می کردیم. اسمیرنوف یک فرد روسی است و از آن فرهنگ می آید. آدم های روس، زمخت اند حتی در رقص ها و آوازهایشان. دلیل این امر ناشی از اقلیم سختی است که روسیه دارد به همین دلیل روس ها، آدم های خاصی هستند. برای ایرانیزه شدن کار، اسمیرنوف باید کمی تلطیف می شد و بخشی از این امر به انتخاب بازیگرِ این نقش بازمی گشت. «نیما قربان زاده» بازیگری است که این بلاهت را به همراه ملاحت در نقش پیاده کرد. او هم بانمکیِ مدنظر را دارد و هم از بیان و استایل خاصی که بسیار به اسمیرنوف ذهنی من نزدیک بود، برخوردار است. «لیلی صبری» نیز بازیگر با استایلی است. منظورم از بازیگر با استایل این است که اگر سه سبک بازیگری یعنی سیستم استانیسلاوسکی، گروتوفسکی و مایرهولد را در نظر بگیریم، او استایلی مابین این سه دارد. یکی از نقاط قوت این اجرا، انتخاب درست بازیگران است. این بازیگران همان آدم هایی هستند که باید باشند. به عنوان مثال کاراکتر لوکا نیز از همه ی نظرهای قد، وزن، حالت چهره و دیگر ویژگیها، آن فردی است که باید باشد. حال در بحث ایرانیزه کردن باید ویژگی هایی را به اسمیرنوف اضافه می کردیم. فرهنگ و ادبیات ما همیشه عاری از خشونت است. در شعرهای حافظ، سعدی یا مولانا نمی توان خشونت دید. شاید اشعار شاهنامه را بتوان کمی خشن دانست که آن هم در قالب حماسه و برای دفاع از میهن سروده شده است. پس برای تلطیف شخصیت اسمیرنوف از ادبیات خودمان وام گرفتیم. بدین صورت که اسمیرنوف را به فردی دل رحم تبدیل کردیم. دیگران سر او کلاه می گذارند و او با وجود اینکه قصد آنها را می داند از کنارشان رد می شود. در این پروسه به این شخصیت بُعدهایی را بخشیدیم که در فرهنگ خودمان زیاد می بینیم، از جمله جوانمردی، دلرحمی و عدالت طلبی. در این راستا اسم هایی که در نمایشنامه فقط نام برده شده و نویسنده گذری از روی آنها رد شده بود را بُعد فیزیکی داده و به کاراکتر عینی تبدیل کردیم تا ببننده آنها را ببیند. جنبه های انتقادی ار شرایط اجتماعی را نیز در مامور رسومات قرار دادیم.

– چرا اصرار داشتید نمایشنامه «خرس» را ایرانیزه کنید؟

چون دوره ی اجراهای کلاسیک در این کشور تمام شده است. ضائقه تماشاگر ما عوض شده و اگر در کاری نخندد آن نمایش از دست می رود. این ضائقه فعلی تماشاگر تئاتر ماست و نمی توانیم از آن فاکتور بگیریم. در حال حاضر در جامعه خودمان به اندازه ی کافی تراژدی داریم و تماشاگر لبریز از موضوعات تلخ است که دیگر تحمل دیدن تراژدی را ندارد، هر چقدر هم نمایشی شیکی را در معرض نگاهش قرار دهیم. کارهای قبلی من کاملا کلاسیک بودند، اما تجربه به من آموخته که باید تماشاگر را با خودم همراه کنم. کلید این نمایش ها خنده است، پس لازم است نمایش مخاطب را بخنداند. در نمایش «خرس» بیشتر به سمت طنز موقعیت حرکت کردیم و مقداری هم طنز کلامی را چاشنی کار نمودیم اما سعی اصلی این بود که خود کاراکتر، مخاطب را بخنداند نه اینکه به زور این اتفاق بیافتد. در این راستا بازیگر را آزاد گذاشتم تا از بداهه استفاده کند، منتها در حدی که ریتم نمایش از بین نرود.

– استقبال مخاطبان و بازخورد آنها به نمایش «خرس» چطور بود؟

در بازه ی اجرای ما اتفاقات بسیاری افتاد که منجر به تعطیلی تئاتر شد. از جمله سه روز عزای سپهد سلیمانی، دو روز ایام فاطمیه، سیل و برف و باران و در نهایت ماجرای هواپیمای اوکراین. همه ی این موضوعات باعث ریزش تماشاگر می شود. با این حال تا این لحظه پرفروش ترین اجرای تماشاخانه مهرگان هستیم. هرچند این امر راضی کننده نیست و برآورد ما از این اجرا چیز دیگری بود. حقیقت امر این است که شیب فعلی ما، شیبِ ضرر است.

– پروسه ی تمرینات این نمایش چه مدت و به چه شکل بود؟

ما سه ماه تمرین داشتیم. در حال حاضر حفظ روحیه ی بازیگران برایم بسیار مهم است. من، بازیگران و دیگر عوامل این اجرا انتظار اتفاقات این مدت را نداشتیم و بی شک هر کدام از این اتفاقات باعث شکستن کمر کار می شد که ما به یکباره با تمام آنها رو به رو شدیم. ما برای روز افتتاحیه نمایش «خرس» پوستر زده و کلی مهمان دعوت کرده بودیم که مصادف شد با تعطیلی تماشاخانه ها به دلیل شهادت سردار سلیمانی. طیف دوم تماشاگران با ایام فاطمیه ریزش کردند. دو روزی که سالن تعطیلیِ آن را به ما ابلاغ نکرده و ما نیز در این مورد دقت نکرده بودیم. تا نمایش در حال جان گرفتن بود، حادثه ی هواپیما اتفاق افتاد و مباحث امنیتی که به دنبالش داشت و با توجه به جغرافیای تماشاخانه مهرگان و جو امنیتی این منطقه، تماشاگران کمی در این شبها به این سالن می آمدند. این موارد همه باعث ریزش مخاطب شده و به ضرر نمایش تمام شد.

– دیگر معیارهایتان برای انتخاب بازیگران نمایش «خرس» چه بود؟

شخصیت اسمیرنوف بدن، صورت و صدای خوبی داشت و بلاهتی در بازی داشت که مدنظرم بود. من از شش نفر برای بازی در نقش اسمیرنوف تست گرفتم و در نهایت به نیما قربان زاده رسیدم. لیلی صبری نیز همان دختر شیکی است که برای بازی در نقش پوپوآ مد نظر داشتم تا وقتی کنشی از سوی اسمیرنوف صورت می گیرد، واکنش خوبی نیز از سوی پوپوآ داشته باشد.  بازیگر نقش لوکا، آقای گلریز، را از قبل می شناختم و بقیه بازیگران نیز به کم کم به اجرا اضافه شدند. در اینجا لازم می دانم نکته ای را در مورد اتفاقات این مدت ذکر کنم. سلبریتی هایی که ناگهان جبهه گرفته و با وجود اینکه از این همین نظام ارتزاق می کنند، ناگهان قهر کرده و همه چیز را تحریم می کنند، باید آگاه باشند که با این رفتار دیگر گروه ها را زیر پا له نکنند. آنها وقتی جشنواره فجر را تحریم می کنند باید بدانند رفتارشان بر مردم اثر گذاشته و رفتار مردم نیز بر روی صد و بیست گروهی که از این راه فعالیت می کنند، تاثیر می گذارد. اگر واقعا هنرمند هستید و خواستگاه تان هنر است، لطفا هنر را تعطیل نکنید. دود این جوِ ملتهبی که این عزیزان ایجاد کرده اند به چشم امثال ما می رود که به جایی وصل نیستیم و از جیب هزینه می کنیم. اگر قرار است جبهه ای هم گرفته شود باید در زمان خودش این اتفاق بیافتد. در چنین مواردی باید زمان سنج بود و به چرایی فعلی که انجام می دهیم هم فکر کنیم و ببینیم آیا این تصمیم به دیگران ضرر می رساند یا نه. صحبت دیگرم با دوستانِ تصمیم گیرنده است؛ آن عزیزانی که تعطیلی ها را تعیین می کنند. نظام وظیفه دارد از هنر حمایت کند. اگر در جامعه آشوب برپاست نباید دود آن به چشم کسبه و هنرمندان برود. مرکز هنرهای نمایشی باید با نمایش هایی که در این مدت آسیب دیده اند، مدارا کرده و از لحاظ مالی آنها را حمایت کند؛ زیرا در این اتفاقات آنها گناهی نداشته و بی دلیل مورد ضرر واقع شده اند.

– چرا خانه نمایش مهرگان را برای اجرای نمایش «خرس» برگزیدید؟

به دلیل روابط خوبی که نیما قربان زاده و لیلی صبری با مهدی علی نژاد و مدیر سالن داشتند. من شناخت قبل تری از این تماشاخانه نداشتم و تنها در حد مخاطبی که برای دیدن نمایش به این سالن آمده، اینجا را می شناختم.

– یکی از ضعف های خانه نمایش مهرگان، اجرای همیشه با تاخیر نمایش هاست. این تاخیر از یک ربع تا نیم ساعت و حتی چهل دقیقه متغیر است و این موضوع مخاطبی را که برای لحظه هایش برنامه ریزی کرده، بسیار ناراحت می کند.

و البته موجب ریزش مخاطب نیز می گردد.

– برای آینده ی نمایش «خرس» چه برنامه ای دارید؟ آیا قصد دارید پس از اتمام اجراهای این نمایش در خانه نمایش مهرگان، آن را در سالن دیگری نیز اجرا ببرید تا مخاطبان بیشتری بتوانند آن را ببیند؟

قطعا ما در خانه ی تئاتر اجرا خواهیم رفت و اجرا برای مراکز نمایشی استان ها را نیز در برنامه داریم. در ایام عید نیز مذاکراتی با نارنجستان محمودآباد برای اجرا در آنجا را نیز انجام داده ایم.

و حرف پایانی:

نمایش «خرس» اجرایی فمینیستی نیست. من هرگز در اجرا اشاره نکرده ام که خرس اسمیرنوف است یا پوپوآ. این اتفاق باید در ذهن تماشاگر بیافتد و او تشخیص دهد که خرس واقعی چه کسی است.

سمانه استاد
کارشناسی ارشد کارگردانی نمایش از دانشگاه هنر تهران