پرونده نمایش «کُلفَت ها»

«دریا دریایی»، دانش آموخته کارشناسی کارگردانی از دانشگاه تنکابن و کارشناسی ارشد بازیگری از دانشگاه تربیت مدرس است. او که این روزها نمایش «کلفت ها» را بر صحنه خانه هنرمندان در حال اجرا دارد، کارگردانی نمایش «خلوتگاه» از «ابراهیم مک کی» را نیز در سال ۱۳۹۱ انجام داده است. وی در کسوت بازیگر نیز در نمایش های «ارثیه» از «احمد آسوده»، «آمادئوس» از «جواد مولانیان» نیز حضور داشته و تجربه بازی در سریال تلویزیونی «نامه آخر» به کارگردانی «دانش اقباشاوی» پخش شده از شبکه سه را نیز در کارنامه دارد.

«زهرا مولایی» بازیگر نقش «سولانژ» در نمایش «کلفت ها»، دانش آموخته دوره کارشناسی بازیگری در دانشگاه تنکابن و کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی در دانشکده هنر و معماری است. او نزدیک به دوازده سال سابقه ی بازیگری داشته و در جشنواره های مختلف تئاتری از جمله فجر حضور داشته است. از تجربه های بازیگری او می توان به بازی در نمایش «مده آ» به کارگردانی «میلاد نیک آبادی» و اجرا در جشنواره فجر و همچنین نمایش «آسمان روزهای برفی» که در جشنواره ترنج هم برگزیده شده، اشاره کرد. مولایی تجربه کارگردانی نیز داشته و نمایش های «سمفونی بدن» و «هزار تو» را در جشنواره تجربه به اجرا در آورده است.

زهرا مولایی

 

«نیلوفر دهقان»، بازیگر نقش «کِلِر» در نمایش «کلفت ها»، در همه ژانرها و گونه های نمایش فعالیت داشته و اجرای کودک و فرم نیز در کارنامه دارد. او در جشنواره های زیادی از جمله جشنواره تئاتر شهر، جشنواره تئاتر دانشجویی دانشگاه علامه و جشنواره شمسه حضور داشته و جایزه ی بازیگری را نیز کسب کرده است. از جمله اجراهای عموم او می توان به نمایش «سرشاخ» و «جایی که پیاده رو تموم میشه» به کارگردانی «نیما ذاکر»، «بر پهنه ی چشمان مغربی ات» به کارگردانی «سعید بصیری» و «مدرن» به کارگردانی «بابک مولانا» اشاره کرد.

در ادامه گفتگوی ما را با اعضای گروه نمایش «کلفت ها» می خوانید.

 – کمی از تجربه همکاری با تیم کلفت ها بگویید.

مولایی: من و دریا در دوره کارشناسی، هم دانشگاهی بوده و نمایش «کلفت ها» محصول مشترک پایان نامه بازیگری من و کارگردانی ایشان است که اولین بار در سال ۱۳۹۰ اجرا شده و بعد از هفت سال به اجرای عموم رسید.

دهقان: من از طریق یکی از دوستان مشترک که دنبال بازیگر بودند با گروه کلفت ها آشنا شده و خوشحالم که برای این نقش معرفی شدم.

نمایش کلفت ها

– چرا متن کلفت ها را برای اجرای عموم انتخاب کردید؟

دریایی: ماجرای انتخاب متن به هفت سال پیش و پایان نامه دوره ی لیسانسم بر می گردد. در آن دوران من دنبال متن خوبی برای اجرای پایان نامه بودم و از آنجایی که بچه ها را می شناختم می دانستم که بازیگر های خوبی هستند. پس کار را به صورت مشترک با هم جلو بردیم. چندین متن را بررسی کردیم و استادهایمان نیز متن هایی را به ما پیشنهاد دادند که مورد قبول مان نبود. تا اینکه یکی از استادها، نمایشنامه کلفت ها را پیشنهاد داده و ما با خواندش به متنی که برای اجرا مد نظرمان بود رسیدیم.

– این متن چه ویژگی هایی داشت که تصمیم گرفتید آن را برای پایان نامه اجرا ببرید؟

دریایی: مهم ترین ویژگی مد نظر ما این بود که نمایشنامه زن محور باشد و «کلفت ها» این ویژگی را داشت و همه کاراکترهایش زن بودند که منجر به تشکیل تیمی زنانه برای اجرا شد. ویژگی بعدی مد نظر ما این بود که متن از شخصیت پردازیِ قوی ای برخوردار باشد که بازیگرها بتوانند روی آن کار کنند. این نمایش پایان نامه دوره ی بازیگری هم بوده و قطعا این موضوع از اهمیت دو چندانی برخوردار بود. بازی در بازی هایی که در نمایشنامه وجود دارد ویژگی دیگری بود که متن را برای اجرا جذاب می کرد و تمهیدی بود در کارگردانی که بشود روی آن مانور داد. من تلاشم این بود که کار دیالوگ محور نباشد و از سوی دیگر از آمادگی جسمانی بازیگرهایم آگاه بودم، پس به این نتیجه رسیدم که می شود حرکات فرمی و بدنی را هم در آن گنجاند. کلفت ها در این نمایشنامه هر روز در نقش خانم فرو می روند و اعمالی را انجام می دهند. اعمالی که می تواند به شکل آیین در بیاید. ما از این موضوع استفاده کرده و برای خواهرها آیینی را طراحی کردیم. حرکاتی که وقتی خانم نیست کلفت ها انجام می دهند.

نمابش کلفت ها

– ارتباط بین حرکاتی که شما طراحی کرده اید و اتفاق روی صحنه چیست؟

دریایی: بعضی از کارگردان ها برای اینکه تماشاگر را نگه دارند، حرکاتی به بازی اضافه می کنند اما قصد ما این نبود. شاید در ابتدای نمایش حرکات آیینی مفهمومی نداشته باشد چراکه تماشاگر هنوز در جریان قصه قرار نگرفته است، اما با پیش رفتن اجرا، متوجه این مراسم آیینی خواهیم شد. ما در طول اجرا متوجه می شویم که این دو خواهر هر روز یک کار را انجام داده، در نقش دیگری فرو می روند و این کار برای آنها حکم آیین را پیدا کرده است.

– یعنی به اینکه خواهرها هر روز خودشان را جای خانم می گذارند، می شود آیین گفت؟

مولایی: البته خود «ژان ژنه» هم به قضیه آیین اشاره می کند. او می گوید این نمایشنامه را نوشته است و این نمایشنامه یک آیین است. آیینی که باید کسی که نمایشنامه را اجرا می برد، به آن رسیده و درکش کرده باشد تا بتواند به تماشاگر منتقلش کند؛ آیینی که خیلی مفاهیم در آن قرار داده شده و مرتبط با نمایش است. رقص آیینی ای که در اجرا مشاهده می کنید هم از این همین توضیحات ژان ژنه درباره آیین ساخته شده است. آیین یعنی چیزی که دائم و هر روز تکرار می شود. حال ما رقصی آیینی داریم که در آن یک سری حرکات دائم تکرار می شود.

– چطور این حرکات را طراحی کردید؟

دریایی: شخصیت های کلر و سولانژ در عین حال که خیلی به هم علاقه دارند از یکدیگر متنفر نیز هستند. ما بسیاری از حرکات را بر طبق این موضوع طراحی کرده و سعی کردیم عشق و نفرت را در آن نشان بدهیم. این پایه اصلی طراحی حرکات بود و بعد از آن، موضوع تکرار قرار داشت، تکراری که در داستانِ نفرت این دو خواهر و بازی شان در نقش خانم وجود دارد. همه ی تلاش گروه این بود که حرکات وصله ی ناجور نمایش نباشد و نمی دانم که این اتفاق افتاده است یا خیر.

مولایی: بازیگر باید برای رسیدن به نقش به خیلی نکات توجه داشته باشد که یکی از آنها تصور کردن یک حیوان برای خود و تلاش برای رسیدن به ریتم و تمپوی آن حیوان است. ما برای این کار، گربه را انتخاب کردیم. دلیل اول این انتخاب، صفت ذاتی ای است که به گربه نسبت داده شده، یعنی بی چشم و رویی و قدردان نبودن. این دو کلفت نیز مانند گربه بی چشم و رو هستند. دلیل دیگر انتخاب گربه این بود که گربه ها معمولا در عین بی خیالی هشیار هستند. اگر به گربه ای که خوابیده است دقت کنید به این موضوع پی خواهید برد. وقتی به گربه ای که خوابیده است ضربه می زنید او به شکل هراسناکی واکنش نشان می دهد. این شخصیت ها هم همین حال گربه را دارند و در عین بی خیالی هشیارند؛ چون هر لحظه ممکن است خانم سر برسد و کارهای مخفیانه آنها لو برود. ما از ویژگی های گربه در رقص های آیینی نیز استفاده کردیم. در قسمت پایانی نمایش، زمانی که سولانژ سعی دارد خواهرش را زنده کند نیز حرکات گربه وار بازیگر مشخص است.

نمایش کلفت ها

– کمی از ویژگی شخصیت های سولانژ و کِلِر بگویید.

مولایی: چون این کار، پایان نامه من بود خیلی در راستای نقش سولانژ تحقیق و پژوهش کردم و به قولی نقش را خوردم. من با استادهای مختلف صحبت کرده و از آنها نیز در راستای شناختن سولانژ راهنمایی گرفتم و به سولانژی که در متن اصلی است وفادار بوده و همان شخصیت را به اجرا بردم؛ چون شخصیت پردازی بسیار قوی ای داشت و نیاز نبود که در آن دست ببرم و اگر دست می بردم احتمال خراب شدن شخصیت و بدتر شدنش وجود داشت.

در ابتدا زمانی که نمایشنامه را می خوانیم، گمان می بریم که کِلِر شخصیت اصلی نمایش است و سولانژ نقش فرعی است، اما با چند بار خواندن متوجه می شویم که کنش اصلی را سولانژ انجام می دهد، آن هم به واسطه ی تحریکی که کِلِر را می کند. سولانژ خیلی پیچیده تر از کِلِر است. او ترسو است اما می خواهد نشان بدهد که شجاع است. محتاط است اما می خواهد نشان بدهد جسور است. اوست که کِلِر را هُل می دهد و حتی مجبورش می کند که وارد نقش خانم شود و با این کار بلایی سر کِلِر می آورد که دیگر نمی تواند از نقش خانم بیرون بیاید. اما سولانژ همه ی این کارها را از روی بدجنسی اش انجام نمی دهد. این کارها تبعات ضربه هایی است که خورده و تحقیر هایی  است که به خاطر طبقه ی اجتماعی اش شده. سولانژ پر از تناقض است. ممکن است از نظر بیننده دل سنگ جلوه نماید اما پر از احساسات است. او همه ی وحشتش این است که پایان ماجرا به اینجا (مرگ کِلِر) ختم شود، اما با دست خودش همه چیز را به اینجا می رساند.

سولانژ زنی برون گرا است، از آن دست زن هایی است که خیلی کم در نمایش ها می بینیم. او آدمی است که خیلی داد می زند و دستور می دهد. او دوست دارد آدم ها را تحقیر کند و به آنها کنایه بزند. سولانژ آدم ها را تحریک می کند که با او وارد بحث شوند. کسی است که به دیگران بهتان می زند و آنها را محکوم می کند تا از زیر اشتباهات خودش شانه خالی کند. او آدمی است که به هیچ وجه اشتباهاتش را گردن نمی گیرد و این از ویژگی افراد ترسو است. در متن اصلی نشانه هایی دال بر ارتباط کِلِر و خانم وجود دارد اما سولانژ هیچ ارتباطی با خانم ندارد. او «آقا» را دوست دارد و اصلا به خاطر او است که دوست دارد جای خانم باشد. در مقایسه با کِلِر باز هم باید گفت که سولانژ اهل تمکین نیست اما کلر هست.

دهقان: همان طور که زهرا گفت، کِلِر به اندازه ی سولانژ پیچیده نیست. کِلِر صاف و ساده است. او خیلی ضعیف است و همین ضعفش باعث می شود بسیار تحت تاثیر سولانژ قرار بگیرد. او خانم را دوست دارد و همین طور علاقه دارد که از خانم تمکین کند و اگر به خودش باشد شاید حتی دلش نخواهد خانم را بُکشد. کلر دلش می خواهد جای خانم باشد و همانطور که روی صحنه دیدید مدام ادای خانم را در می آورد و خودش را جای او می گذارد. شخصیت خانم برای کلر جذاب است. این دو خواهر به خاطر طبقه ی اجتماعی و ضربه هایی که در زندگی خورده و فاصله طبقاتی زیادی که با خانم دارند، سعی می کنند خودشان را از مخصمه ای که در آن هستند آزاد کنند. وقتی آنها در قتل خانم موفق نمی شوند، کلر تصمیم می گیرد بمیرد و به این طریق به آزادی رسیده و خودش را از همه ی مشغله هایی که دارد نجات می دهد.

کلر شاید در ظاهر احمق به نظر آمده و ضعیف باشد، اما شجاع تر از سولانژ است؛ آن قدر شجاع که در نهایت تصمیمش را عملی می کند. او با لو دادن آقا سعی کرده بود خودش را از کلفت بودن نجات دهد و همان طور که خودش می گوید دوست ندارد دیگر عنکبوت باشد. او خودش را می کشد چون می داند اگر خانم برگردد و متوجه خیانت آنها شود اوضاع بدتر خواهد شد.

نمایش کلفت ها

– از پروسه ی خلق این شخصیت ها بگویید.

مولایی: سختی اصلی برای رسیدن به این نقش، در آوردن صحنه های بازی در بازی بود که در نمایش به وفور وجود دارد. در صحنه هایی سولانژ نقش کلر را بازی می کند و کلر خودش را به جای خانم می گذارد و در شخصیت او ایفای نقش می کند و بعد از مدتی هر دو باید به نقش های خود باز گردند. تفکیک این نقش ها از هم کار سختی است. اینکه صدا و بدنت را مطابق چند نقش تنظیم کنی یکی از سختی های بازیگریِ این کار است. از دیگر بخش های دشوار بازی کردن این نقش ها، حرکات بدنی بالا و تحرک زیاد در طول نمایش است. در نمایش از لحظه ی شروع تا پایان هیچ سکونی وجود ندارد. دیالوگ ها نیز طولانی و ضربه زننده است و تنظیم کردن حرکات بدن و همزمان بیان دیالوگ های طولانی کار دشواری است. اینکه بخواهید همزمان همه ی حرکات بدن را با دیالوگ ها سینک کنید بدون اینکه ریتم را بیاندازید کار سختی است. در کنار همه ی حرکاتی که در صحنه وجود دارد، ما حرکات دیگری نیز داشتیم که به دلیل کافی نبودن قدرت بدنی دو زن امکان انجامش نبود.

– پروسه ی تمرینات به چه شکل بود و چقدر طول کشید؟

مولایی: ما هفت سال پیش برای اجرای پایان نامه پنج ماه تمرین کردیم و الان هم برای اجرای عموم چهار ماه پروسه تمرینات مجدد را پشت سر گذاشتیم. اما مهم ترین موضوع در تمریناتِ گروه های مستقلی که تهیه کننده ندارند، مسائل مالی است که اول بر دوش کارگردان و بعد از آن بر دوش گروه است. کار سختی های خودش را داشت و سختی های هم از بیرون گروه به ما تحمیل شد. اصلاحاتی به کار وارد شده و ما مجبور بودیم بخشی از تمریناتی که ماه ها برای آن زحمت کشیده بودیم را حذف کرده و تمرینات جدید را جایگزین کنیم که خود زمان مضاعفی نیاز داشت. بعد از پروسه تمرینات و اعمال اصلاحیه ها، نوبت سالن نمایش بود. سالن استاد انتظامی در خانه هنرمندان مشکلات خاص خودش را دارد. تماشاچی ها به شکل عرضی نشسته و بخش هایی از اجرا را از دست می دهند. یکی دیگر از مشکلات سالن، نور روی تماشاچی ها بود که باعث می شد بازیگر مستقیما تماشاگر را ببیند و این موضوع باعث بر هم خوردن تمرکز هر دو گروه می شد.

نمایش کلفت ها

– سالن گویا پرده هم نداشت که بشود بعضی از تجهیزات خارج از صحنه را پشت آن پنهان کرد.

مولایی: دقیقا و این موضوع هم باعث برهم خوردن تمرکز تماشاچی ها و مخاطب می شد.

دریایی: در سالن استاد انتظامی هر روز دو نمایش اجرا می شود و بعد از ما بلافاصله نمایش گروه بعدی شروع می شود و ما باید خیلی سریع سالن را تحویل بدهیم. برای همین فرصتی برای نصب و کندن پرده ها و پنهان کردن بسیاری از وسائل بیرون از صحنه وجود ندارد.

دهقان: البته بر روی سالن باید تشدید گذاشت و دوباره روی کمبود امکانات آن تاکید کرد. اما در مورد نمایش باید گفت که سختی نمایش برای من بیشتر بود، چون عضو جدید گروه بودم. دوستان نسبت به من آشنایی بیشتری با متن داشتند و قبلا آن را اجرا برده بودند. از جهتی نگران بوده و می ترسیدم به نقش نرسم و تلاش دوستان خراب شود. کلفت ها دیالوگ های طولانی و بازی در بازی زیاد دارد. حفظ کردن دیالوگ ها و راکورد ها کار دشواری بود. بدتر از آن بیماری ای بود که در طول تمرینات سراغ من آمده و به طور مستقیم روی صدایم تاثیر گذاشته و باعث شد نتوانم حس و صدای خانم را خوب بازی کنم. این موضوع روی اعتماد به نفس من تاثیر گذاشت و باعث ضعفِ من شد. هنوز هم که صحبت می کنم حالت عادی ندارم و درگیر این بیماری هستم. ولی با وجود همه ی اینها تلاش کردم از لحاظ بدنی، دیالوگ گویی و حفظ کردن همه این موارد به شکلی عمل کنم که کار قابل دفاعی شود و زحمات دوستان دیگر به هدر نرود.

نمایش کلفت ها

– کلفت های نمایش، خدمتگزارانی با لباس های آبی خوش رنگ و شیک هستند و محیطی که در آن قرار دارند هم اتاقی است که زیبا به نظر می آید. طراحی این فضا، رنجی را که کلفت ها کشیده اند نشان نمی دهد.

دریایی: فضای نمایش، اتاق خانم است و قرار نیست رنج کلفت ها در آن دیده شود. برای نشان دادن وضعیت کلفت ها بند رخت هایی در شروع نمایش تعبیه و سعی شده بود اتاق خانم در پشت آنها پنهان شود؛ هر چند این پنهان شدن به طور کامل رخ نداد ولی ما سعی کردیم نشان بدهیم که کلفت ها در اتاق خانم وصله ناجور هستند.

– کلفت هایی شیک در اتاقی شیک اتفاقا وصله ای جور است نه ناجور.

دریایی: به این خاطر که این دو کلفت های خانم هستند، نباید بد لباس بپوشند، چون لباس های خانم را می پوشند نه لباس های خودشان را.

– رفتار مهربان خانم با کلفت ها هم دلیل دیگری برای جلوگیری از همذات پنداری با کلفت هاست و مخاطب قصد کلفت ها را برای کُشتن خانم درک نمی کند.

دریایی: خانم آدم بدی نیست و رفتار بدی هم با کلفت ها ندارد. این کلفت ها هستند که دچار توهم شده و این را عقده کرده اند. آنها به خانم و معشوق اش حسادت می کنند و این عقده ناشی از طبقه ای است که در آن قرار دارند. آنها نفرت شان از خانم را در دیالوگ هایشان بیان می کنند. آنها حتی از وسائل خانم هم زیاد استفاده نمی کنند و بیشترِ بارِ اتفاق را با حرکات و میزانس می رسانند تا اشیای روی صحنه.

– تصمیمات مهم کلفت در مورد مرگ خانم و افشای راز دستگیری آقا و اتفاقات مهمی از این دست، همه در دیالوگ ها رخ می دهد اما به خاطر نداشتن تاکیدی مجزا، این دیالوگ های مهم لا به لای دیگر دیالوگ ها گم می شود. آیا عمدی در این تاکید نکردن وجود دارد؟

دریایی: ریتم نمایش بالاست و مکث و سکوت های کمی در آن وجود دارد اما سکوت های مهمی در راستای تاکید بر مسائلی که اشاره شد وجود دارد که در اجرای شب اول متاسفانه به دلیل مشکلات فنی اتفاق نیافتاد.

نمایش کلفت ها

– متن نمایش بعد از هفت سال دوباره اجرا می شود. چه تغییراتی نسبت به اجرای قبلی در نمایش صورت گرفته است؟

دریایی: مهم ترین تغییر نمایش کلفت ها، جایگزینی بازیگر نقش کلر است. بازیگری که قبلا این نقش را بازی می کرد مدتی است که از ایران رفته و برای اجرای مجدد نیاز به بازیگر جدید بود که خوشبختانه خانم دهقان این نقش را پذیرفتند. دومین تغییر، عوض شدن بعضی از میزانس ها بود البته نه در حدی که بگویم کار زیر و رو شده است.

– از هفت سال گذشته، اوضاع کشور هم زیر و رو شده است. چقدر این نمایش را به فضای امروز نزدیک کردید؟

دریایی: کلفت ها از جمله نمایش هایی است که هر سال اجرا می شود، چرا که مهم ترین حرفش اختلاف طبقاتی شدید است که از سالهای گذشته در کشور وجود داشته و هر سال هم بیشتر می گردد، گویی جامعه به دو دسته ی ثروتمند و فقیر تقسیم شده و طبقه متوسط از بین رفته است.

دهقان: این نمایش در مورد آدم هایی هم حرف می زند که دزدی کرده، خلاف کرده و خیلی عادی در جامعه زندگی می کنند، آدم هایی که کلفت ها باعث دستگیری شان می شوند.

دریایی: دقیقا، همانند آقا، معشوق خانم، که دزدی کرده و کلفت ها سعی کرده بودند لو اش بدهند.

نمایش کلفت ها

– چقدر به متن اصلی وفادار بوده اید؟

دریایی: خیلی زیاد. فقط بخشی از دیالوگ ها به دلیل ثقیل بودن دوباره بازنویسی شد.

– کارگردانی/ بازیگری همزمان یک نمایش چه دشوارهایی دارد؟

دریایی: مطمئنا کار سختی است و تمرکز زیادی می طلبد. به همین دلیل و برای اینکه بتوانم بر روی کارگردانی تمرکز کنم، نقش خانم را خیلی کوتاه کردم، اما با وجود کوتاه شدنش باز هم مدیریت کردن این دو مسئولیت کار سختی بود.

– چرا سختی این امر را به دوش کشیده و نقش خانم را به بازیگر دیگری واگذار نکردید؟

دریایی: چون پیدا کردن بازیگر خوب سخت و وقت گیر است. منظورم از بازیگر خوب کسی است که هم کارش خوب باشد، هم اخلاق خوبی داشته و با گروه کنار بیاید و هم وقت شناس باشد. متاسفانه بسیاری از بازیگرها در یکی از این سه مورد لنگ می زنند.

نمایش کلفت ها

– کمی از تجربه تهیه کنندگی نمایش کلفت ها بگویید.

دریایی: تهیه کنندگی نمایش کار سختی است چون تمام هزینه ها بر دوش شماست، از پلاتو برای تمرینات گرفته تا خرج لباس، دکور و صحنه. ما بسیاری از آکسسوار های صحنه را از دیگران قرض گرفته و یا دسته دوم تهیه کردیم. من قبل از این کار با چندین طراح صحنه خوب صحبت کرده و آنها نیز پیشنهاد های بسیار خوبی برای صحنه ی کلفت ها دادند که متاسفانه فراتر از بودجه گروه بود. ما حتی نتوانستیم مدیر تبلیغات داشته باشیم و کمی از بابت فروش خیال مان را راحت کنیم و همه ی این مسائل از جمله موضوعاتی است که به کار ضربه زده و استقبال را کم می کند.

– چرا کلفت ها را زودتر از این اجرا نبردید؟

دریایی: ما کلفت ها را برای جشنواره تئاتر فجر فرستادیم. کار در جشنواره قبول شد و در حالیکه تمرینات را شروع کرده بودیم اعلام شد که اشتباهی صورت گرفته و کار رد شده است. بعد از آن قرار بود نمایش را در صحنه مولوی اجرا ببریم که سالن مولوی برای مدتی به منظور تعمیرات تعطیل شد و بعد از بازگشایی، مدیران و مسئولین عوض شده و کار با چالش رو به رو شد. اما خانه هنرمندان فیلم اجرا را دیده و مورد قبول شان قرار گرفت و بلاخره بعد از هفت سال اجازه ی اجرای عموم این اثر صادر شد.

حرف پایانی:

دریایی: امیدوارم نمایش کلفت ها دیده شود.

مولایی: امیدوارم مخاطبان از کارهای دانشجویی بدون تهیه کننده و سلبریتی حمایت کنند.

دهقان: بسیاری از دوستان تئاتری من، با خریدن بلیط و دیدن نمایش های لاکچریِ چند صد هزار تومانی پز می دهند. یک دهم بودجه ی این نمایش ها اگر در تئاترهای مستقل خرج شود قطعا جواب بهتری خواهد داشت.

 

عکاس : احسان رأفتی داریان

سمانه استاد
کارشناسی ارشد کارگردانی نمایش از دانشگاه هنر تهران