درباره نمایش «جنایات قلب»

 

«دلارا نوشین»، بازیگر، کارگردان و مترجم تئاتر است. وی دانش آموخته ی کارگردانی نمایش از دانشگاه هنر و معماری و هنرجوی آموزشگاه هنری سمندریان می باشد و با هنرمندان بنام زیادی همکاری داشته است. از جمله ترجمه های این هنرمند می توان به نمایشنامه های «موبایل مرده»، «بال ها» و «زنان بالکان» اشاره کرد. او در آخرین نمایش خود، نمایشنامه ی «جنایات قلب» از «بت هنلی» را که دوازه سال پیش ترجمه و نمایشنامه خوانی کرده است، با بازی آزاده اسماعیل خانی، پگاه ارضی، سارا مقدم، تینا بخشی، علیرضا موئدی و تورج ثمینی پور بر صحنه ی سالن سایه ی مجموعه تئاترشهر آورده است.

«جنایات قلب» ماجرای سه دختر یک خانواده است که برای رسیدگی به مشکل دختر کوچکتر به خانه برگشته اند، خانه ای که ارثیه پدربزرگ بوده و دختر بزرگ در آن زندگی می کند. دختر بزرگ زنی تنهاست که هیچ مردی را تا آن سن ملاقات نکرده است. دختر دوم برعکس زنی افسار گسیخته است، سودای خوانندگی داشته و همه چیز را تجربه کرده. دختر سوم، تنها دختر خانواده است که ازدواج کرده، اما ازدواجی که موفق نیست و حالا نیز به سوی شوهرش شلیک کرده است.

نمایش با جشن تولدی شروع می شود که دختر بزرگ به مناسبت چهل سالگی اش گرفته. کمی بعد دختر دوم از راه می رسد تا چاره ای برای مشکلی که در آن گرفتار شده اند بیابند. دخترها در حین حل کردن این مشکل، به خودکشی مادرشان نیز فکر می کنند، اتفاقی که به خاطر آن همیشه شرمسار بوده اند زیرا مادر نه تنها خود را دار زده بلکه گربه ی خانواده را نیز با خود حلق آویز کرده است.

«جنایات قلب» داستانِ آشنایِ تنهایی آدم هاست و دلارا نوشین به خوبی این تنهایی را نشان می دهد. دختران این خانواده تنها هستند. چه آن یکی که ازدواج کرده، چه کسی که به دنبال آرزوهایش خانه را ترک کرده و چه او که در این خانه مانده است. آنها تنها هستند و با بودن در کنار هم است که می توانند کمی این تنهایی را فراموش کنند.

«جنایات قلب» نمایشی قصه گو است که دلارا نوشین آن را به شکلی رئال بر روی صحنه آورده. داستان در آشپزخانه ی این خانه می گذرد که تنها لوکشین نمایش است. طراحی آشپزخانه نیز به شکلی کاملا رئال انجام شده و از وسائلی مانند یخچال، اجاق گاز، سینکِ ظرف شویی، کابینت و میز آشپزخانه برای نشان دادن هر چه واقعی تر صحنه استفاده شده است. رفت و آمد بازیگران نیز از دری صورت می گیرد که درِ این خانه بوده و تنها راه ارتباط این آدم ها با فضای بیرون است. در نوع بازی نیز رئالیسم صحنه رعایت شده و بازی ها به شکلی رئال توسط بازیگران ارائه شده است.

نمایشنامه ی «جنایات قلب» در اواخر دهه ی هفتاد میلادی نوشته شده و از یک خانواده ی آمریکایی حرف می زند و دلارا نوشین آن را در اوخر دهه ی نود شمسی در ایران به روی صحنه آورده است، با این وجود نمایش به خوبی معضلات روز جامعه ی ایران را بیان می کند. داستان تنهایی ِ آدم ها داستانی تکراری است و همیشه وجود داشته؛ این تنهایی اما در سالهای اخیر در کشور به وفور دیده می شود. این روزها ازدواج های کمتری در کشور صورت می گیرد، جدایی ها نسبت به گذشته بسیار بیشتر شده و جوانان زیادی پیش از ازدواج از خانواده جدا شده و تنها زندگی می کنند. سبک زندگی این روزهای ما با چهل سال پیش آمریکا همسان بوده و به همین دلیل نمایش می تواند مخاطب را با خود همراه کند.

مخاطب سه خواهری را می بیند که یکی تولد چهل سالگی اش را تنهایی جشن می گیرد، دیگری زود ازدواج کرده و حالا به بحران رسیده است و خواهر دوم نیز دنبال آروزهایش رفته اما باز هم ناموفق است. با نگاهی دقیق به جامعه ای که در آن زندگی می کنیم و مخصوصا شهر تهران، به وفور می توان زنان و مردان تنهایی را دید که شمع های تولدشان را در خلوت خود فوت می کنند. می توان جوانان زیادی را دید که سودای رویاهایی را داشته و آن را از دست داده اند و تنها به شغلی برای امرار معاش بسنده کرده اند و ازدواج های بسیاری را  نیز می توان مشاهده کرد که به مشکل خورده اند. شخصیت های این نمایش، شخصیت هایی هستند که برای مخاطب قابل لمس بوده و او می تواند با آنها ارتباط برقرار کند و قصه شان را دنبال نماید.

دلارا نوشین در «جنایات قلب» در مورد حسرت های زندگی حرف می زند، در مورد تنهایی، آرزوهای برباد رفته و زندگی های ناموفق، اما در کنار نمایش این مفاهیم می تواند لبخند نیز بر لب مخاطب بیاورد. مخاطبان این نمایش در آنِ مناسب و با دیالوگ یا اکتِ درست بازیگر می توانند غمی را که در موقعیت این آدم ها نهفته است، برای لحظه ای فراموش کرده و به برخی لحظات و واکنش های آنها بخندد. همراهی غم و شادی باعث شده نمایش از ریتم مناسبی نیز بهره برده و برای مخاطب کسل کننده نباشد. این موضوع به نمایشنامه و موقعیتی که نویسنده، کاراکترها را در آن قرار داده است نیز باز می گردد. اینها افرادی واقعی هستند که با دغدغه های واقعی در دنیای واقعی خود در موقعیتی کمیک گیر افتاده و رفتارشان در این شرایط خنده می آورد.

نمایشنامه «جنایات قلب» در صورت پایبندی کامل به متن بیش از سه ساعت به طول خواهد انجامید، اما دلارا نوشین با نگه داشتن ستون فقرات قصه و شخصیت ها و حذف اضافات توانسته است این نمایش را مدت زمان یک ساعت، بدون آسیب زدن به متن به روی صحنه بیاورد و وحدت زمان، مکان و موضوعی را که در نمایشنامه وجود دارد رعایت کند.

نمایش «جنایات قلب» نمایشی رئال و قصه گوست و از جمله نمایش هایی است که اجرای آن در کشور به شکل محدودی انجام می شود. اجراهای رئالیستی در میان هنرمندان تئاتر مدتی است که جذابیت خود را از دست داده اما نباید فراموش کرد هنوز هم مخاطبانی هستند که دوست دارند نمایشی را روی صحنه ببینند که همه چیز آن واقعی است. نمایشی که فضای آن برای او قابل لمس بوده و آن را می شناسد. نمایشی که شخصیت هایش برای مخاطب آشناست و به راحتی می تواند به قضاوت آنها برخیزد. نمایشی که بتوان در پایان به نتیجه ای از آن رسید و به خواهرانی فکر کرد که در این دنیای بزرگ، تنها یکدیگر را دارند و با همه ی تفاوت هایشان باید در کنار هم قرار بگیرند؛ زیرا اتحاد تنها چیزی است که به کمک آن می توانند معضلات را حل کرده و سختی ها را پشت سر بگذارند.

سمانه استاد
کارشناسی ارشد کارگردانی نمایش از دانشگاه هنر تهران