درباره نمایش «سرگذشت باورنکردنی دن کیشوت و …»

 

پارودی یا نقیضه، تقلیدی طنزگونه از یک اثر هنری دیگر است. پارودی در مواقعی به قصد نقد کردن اثر اولیه ساخته شده و در مواقعی نیز هدف فقط خنداندن است. این شیوه در نمایش نیز مورد استفاده قرار گرفته و برخی از آثار تراژیک به گونه ای پارودی به روی صحنه می آیند. حال «آرمان طیران» در آخرین اثر نمایشی خود ترکیبی از «دن کیشوت»، «ملا نصر الدین»، «هدهد» و دیگران را در قالب نمایشی با عنوان «سرگذشت باورنکردنی دن کیشوت، ملا نصرالدین، هدهد و دیگران در سرزمین عجایب» با بازی علیرضا اخوان، کمال امید، وحید انجامی پناه، فاطمه بستامی، الهه تنهایی، محمدرضا جعفری، عرفان حیدری، سیما خزاعی، محمد ابراهیم خلیلیان، کیومرث دیلمقانی، سید محمد پارسا رضوی، ستایش زینلی، حامد سوری، سحر صفریان، مهرانا عیسی پور، حمیدرضا کاویانی، شیما کریمی، مینا محمدبیگی، اسفندیار میمند، حامد مبردی و الهه نورانی بر روی صحنه اصلی تالار مولوی آورده است. نام نمایش را در این متن به اختصار «دن کیشوت» می نامیم.

دن کیشوت نام شخصیت و رمانی به همین نام نوشته ی سروانتس نویسنده ی اسپانیایی است. در این رمان، دن کیشوت فردی است که دچار توهم بوده و وقت خود را با خواندن آثار ممنوعه می گذراند. در زمان نوشتن داستان خواندن آثاری که در آن به شوالیه ها می پرداخت ممنوع بود، اما دن کیشوت خود را یکی از همین شوالیه ها می بیند و با همراهی خدمتکارش، سانچو پانزا، به سفرهای طولانی می رود. او که پهلوانی خیالی و بی دست و پاست و هدفش را نجات مردم از دست استبداد می داند، در این سفرها دست به کارهای عجیب و غریبی می زند.

ملا نصرالدین شخصیتی داستانی و لطیفه گو در فرهنگ های ایرانی و برخی دیگر از کشورهاست. وی در ایران به عنوان شخصیتی محبوب و بذله گو شناخته شده است. هدهد را نیز قاصد سلیمان نبی می دانند و در منطق الطیر عطار به عنوان مرغی خردمند از او یاد شده است.

حال «آرمان طیران» کولاژی از این سه شخصیت را به همراه دیگرانی به روی صحنه تئاتر آورده است. در این نمایش که به صورت اپیزودهایی کوتاه به روی صحنه آمده، برخی از شخصیت ها قابل شناسایی اند و برای مخاطب ملموس می نمایند؛ از جمله شخصیت دن کیشوت، سانچو پانزا و ملا نصر الدین که خودش را برای مخاطب معرفی می کند، اما خبری از شخصیت هدهد نیست. دیگرانِ این نمایش برای مخاطب شخصیت های ملموسی نبوده و نمی توان آنها را به راحتی بازشناخت. این دیگران که تعدادشان در نمایش نیز بسیار است، کارکرد مشخصی نداشته و تنها صحنه پرکن هستند. نمی توان آنها را معادل شخصیتی بیرونی دانست یا از اپیزود کوتاهی که در آن حضور دارند به دریافتی رسید. از جمله ی این دیگران می توان به دختر اسکیت باز، زنی که کفشش را در طبق گذاشته، فردی که می خواهد بزاق دهان بفروشد و .. اشاره کرد.

آرمان طیران – نویسنده و کارگردان

در به صحنه آوردن یک نمایش مهم ترین رکن، وجه تصویری و بارِ نمایشی آن چیزی است که قرار است به روی صحنه بیاید. «آرمان طیران» اما به میزان تصویری بودن و کشش صحنه ای اپیزودهایی که روایتشان کرده، زیاد توجه نکرده است. بسیاری از این اپیزودهای کوتاه وجه تصویری ندارند. به عنوان مثال می توان به داستانک هایی اشاره کرده که از زبان ملا نصرالدین شنیده می شود. در این حالت بازیگر رو به مخاطب ایستاده و داستانکی را تعریف می کند. این اتفاق می تواند با خوانش داستان های ملا نصرالدین یا قطعات کوتاه «اکبر اکسیر» که به جای لطیفه های ملا نصرالدین بیان می شود، رخ دهد و مخاطب برای شنیدن آنها نیازی به حضور در سالن نمایش ندارد. آن چیزی که مخاطب ترافیک سنگین، آلودگی هوا، سرما و هر چیزی را برای رسیدن به سالن نمایش تحمل می کند، بارِ نمایشی و تصویری اجراست، چیزی که در اجرای آرمان طیران زیاد ملموس نیست.

در نمایش «دن کیشوت» نویسنده به هر داستانکی سر زده و تعدد شخصیت ها و داستانک های روی صحنه مانع دریافت آن چیزی می شود که هدف طیران از این نمایش بوده است. شاید اگر به جای پراکندن موضوعات مختلف و استفاده از بازیگرهای زیاد، تنها بر روی داستان های مرتبط با دن کیشوت و یک یا دو شخصیت دیگر تمرکز می شد، می توانست مخاطب را در انتها به دریافتی برساند، اما در نمایشِ فعلی چیزی که نصیب مخاطب می شود حجم زیاد اتفاقات و دیدن شخصیت های زیادی است که نمی داند قصدشان از حضور روی صحنه چیست.

در این نمایش پارودی، نمی توان انتقادی به آثار یا شخصیت های اصلی که نمایش به آنها در عنوان خود ارجاع داده است یافت، زیرا خود این افراد منتقدان جامعه بوده اند. پس هدف این پارودی را می توان خنداندن مخاطب دانست که این مهم نیز به اندازه ی زمانِ تقریبا یک ساعته نمایش و تعداد بالای اپیزودها شکل نگرفته است. تنها شخصیت هایی که برای مخاطب ملموس می نماید و داستانی برای دنبال کردن دارد، دن کیشوت و سانچو پانزاست که بازیگرهای این دو نقش نیز به خوبی توانسته اند مخاطب را با خود همراه کنند. اتفاقی که بازیگران دیگر مجالی برای عرضه آن نداشته اند، زیرا نقش های کوتاه در اپیزودهای کوتاه و مبهم این فرصت را از بازیگر گرفته است.

«آرمان طیران» پیش از این نمایش «دن کیشوت» را در شیراز و ده اتوموبیل به نمایش در آورده است. این شیوه ی اجرا و رفتن از ماشینی به ماشین دیگر برای دیدن یک اپیزود خود شیوه ای خلاق و هیجان انگیز است، حتی اگر اپیزودها از کیفیت کافی برخوردار نباشند. با توجه به اینکه امکان چنین اجرایی در تالار مولوی نبوده، برای خلق صحنه ای اثر، مهم ترین ویژگیِ اجرای قبلی یعنی هیجان برای کشف و پیوند اپیزودها، از اثر فعلی گرفته شده است و در انتها مخاطب سالن را در حالی ترک می کند که هیچ چرایی برایش شکل نگرفته به جز اینکه قصد این اجرا چه بوده است.

«آرمان طیران» اما با به اجرا درآوردن این نمایش امکان تجربه صحنه را برای بازیگرانی فراهم آورده که اکثر آنها پیش از این صحنه تئاتر را تجربه نکرده اند. در کنار آن برخی صحنه های نمایش از جمله صحنه تعریف داستان توسط دن کیشوت، صحنه هایی جذاب است که نمی توان از آنها به راحتی رد شد. نمایش «دن کیشوت» قابلیت های زیادی برای تبدیل شدن به نمایشی جذاب، فانتزی و خنده دار را دارد که در قدم اول نیاز به بازنویسی اساسی متن است، زیرا زیرمتن این نمایش به قدری مبهم است که مخاطب به راحتی نمی تواند به آن پی ببرد. انتخاب طیران در به صحنه آوردن شخصیت هایی چون دن کیشوت و ملا نصرالدین انتخابی جذاب است و ارجاع به خاطره ها و برخی نوستالژی ها در این اجرا امکان زیادی برای ماندگار شدن این نمایش به وجود آورده که در نسخه فعلی هنوز این اتفاق رخ نداده است.

سمانه استاد
کارشناسی ارشد کارگردانی نمایش از دانشگاه هنر تهران