درباره نمایش «است»

درباره نمایش است

مدرسه و فضای آموزشی آن، معمولا سوژه ی مناسبی برای فیلم ها و سریال های گروه نوجوان است. فضایی که حس نوستالژی را برای بزرگسالان نیز به ارمغان می آورد، اما مشکلات به روز شده ی این مکان، حس همذات پنداری بزرگسالان با دانش آموزان نسل جدید را کم می کند. حال مدرسه سوژه ای شده برای نمایش است به نویسندگی و کارگردانی «پرنیا شمس» و بازی پروانه ذابح، یاسمن رسولی، نگار رئوفی، شادی صف شکن، مهتاب کریمی، صدف ملکی و ماهور میرزانژاد که در سالن اصلی تالار مولوی به روی صحنه آمده است. شمس پیش از این، است را در بیست و دومین جشنواره تئاتر دانشگاهی اجرا برده و تندیس متن و بهترین طراحی صحنه و همچنین جوایز دوم کارگردانی و بازیگر زن را به دست آورده است.

نمایش است در راستای عینیت بخشیدن به قدرت کنترل گرِ پنهان در فضاهای آموزشی. فضاهایی که هر چقدر سن افراد در آن پایین تر باشد، این قدرت، اعمال نفوذ بیشتری روی آن داشته و افراد مطیع تری را به مرحله ی بعد می فرستد. داستانِ است در یک دبیرستان غیر انتفاعی دخترانه اتفاق می افتد. ماهور، دختری از رشت به علت شغل پدرش به تهران و این مدرسه آمده است. او با زرنگ ترین دختر کلاس دوست شده و روابط آن دو مقامات مدرسه را نگران می کند، آن قدر که یکی را اخراج و از دیگری تعهد می گیرند.

مهم ترین اتفاقی که در نمایش «است» می افتد این است که همه ی عوامل قدرت در مدرسه اعم از مدیر، ناظم و معلمان به صورت فیزیکی حذف شده، اما قدرت مرتبط با آنان هر لحظه در جریان است. به عنوان مثال ما معلمی را نمی بینیم که وارد کلاس شود، اما دانش آموزان به احترام این موجودیت غیرعینی از جا برخاسته، با او حرف زده و حتی پاسخ سوالاتش را می دهند. این نمایش نشان می دهد که سیستم مدرسه چه  قدرت پنهانی در کنترل دانش آموزان دارند و غیاب این عوامل نیز به همان میزان باعث سرسپردگی دانش آموزان می شود.

در این مدرسه دوربین مدار بسته نصب شده و این تکنولوژی، کنترل نظام آموزشی بر تک تک فعالیت ها و رفتارهای دانش آموزان را بیشتر نشان می دهد. دانش آموزانی که در پی گریز از این کنترلِ بی وقفه هستند و تلاش می کنند تا پی به کار کردن یا نکردن دوربین، آزادی بیشتری به دست آورند. آنها به این نتیجه می رسند که دوربین مدرسه کار نمی کند، یعنی دوربین نیز دارای ماهیتی همانند دیگر دیگر عناصر غیر عینی اما کنترل گر مدرسه است.

دکور نمایش فضای چهارچوب فلزی یک کلاس است که دیواری ندارد. بیرون از این چهارچوب، راهرو و کمد دانش آموزان واقع شده. کارگردان از سکوی تماشاگران نیز به عنوان دفتر مدیر مدرسه استفاده کرده که دانش آموزان شروع به پاسخ دهی رو به این سکو می کنند. اضطرابِ دانش آموز در حرف زدن با مدیری خیالی که حال تماشاگر جایش را گرفته ، به مخاطب حسی از کنترل گری و قدرت اعطا می کند. او در مقام مدیری قرار گرفته که دانش آموز را موظف به پاسخ گویی کرده است. بی شک این سوالها را او نمی پرسد، اما جایگاهی که او در آن قرار گرفته چنین جایگاهی است. او همزمان که با دانش آموزان همذات پنداری می کند، آن را موظف به پاسخ گویی به خود نیز می بیند. چهارچوب خالی کلاس نیز نشان از کنترل نامحسوسی دارد که بیست و چهار ساعته بر اعمال دانش آموزان جریان دارد و همان چشم سومی است که همه چیز را می پاید.

نکته ی مهم در این نمایش اما در پایان آن اتفاق می افتد. ماهور و دانش آموز زرنگ کلاس با یکدیگر دوست شده و این دوستی بنایی می شود برای تحت نظارت قرار گرفتن بیشتر توسط چشم های کنترل گر؛ آن قدر که آن دو به دفتر مدیر فراخوانده شده و باید تعهدی را مبنی بر روابط نادرست امضا کنند. نادرستی ای که باز هم مدرسه آن را تشخیص داده است. اینکه دو نفر با هم دوست بوده، به هم محبت کنند، هوای یکدیگر را داشته باشند، برای هم لباس بیاورند و یا شیطنت های کوچکی در راستای خنداندن هم انجام دهند، از جانب نظام آموزشی نادرست خوانده شده و نیازمند تهعد دادن است. ماهور این تعهد را کرده و به کلاس بر می گردد، اما دختر دیگر این کار را نمی کند، پس از مدرسه اخراج می شود. به عبارتی تازیانه تن نسپردن به قدرت را این گونه بر بردن او فرود می آید.

تن دادن به تعهد اجباری برای خطایی که اتفاق نیافتاده است، باعث اخراج دانش آموز می شود. این اتفاقی است که در نمونه ی بزرگ ترش در جامعه برای بسیاری از کسانی می افتد که به تشخیص دیگران تن نداده و حاضر نمی شوند تعهدی را که آنها را متهم به عملی نادرست می کند فامضا کنند و نتیجه اش می شود بازداشتگاه، زندان و ترد شدن از جامعه. اما پذیرفتن این تعهد یعنی زمانی که فرد می پذیرد خاطی و مجرم است، باعث برگشتن او به جامعه و ادامه ی زندگی می شود.

«است» فضای آموزشی مدرسه را هدف قرار می دهد، فضایی که کسانی امثال ماهور  و دیگر دختران سرسپرده و حتی پسران سر پرده را در آینده به جامعه تحویل خواهد داد که خود جایگزین مناسبی برای این کنترل گران ناپیدا هستند. نمایش «است» بهره ی درستی از طراحی صحنه و نور برده است و در کنار آن بازیگران نمایش نیز به خوبی در نقش خود ظاهر شده و کارگردان به درستی از آنها بازی گرفته است. شخصیت های نمایشِ «است» همه کاراکتر هایی آشنا و نماینده ی یکی از اقشار جامعه اند. آنها در گروهِ کوچک مدرسه به ترسیم فضایی بزرگتر می پردازند، فضایی که برای هر مخاطبی که در ایران زندگی می کند، آشناست.

«است» از تیم قوی ای در اجرا بهره برده و نام «نوید محمد زاده» به عنوان تهیه کننده ی اثر از مهم ترین عوامل موفقیت این اجراست. گرافیک این اثر را «سید محمد مساوات» از کارگردان مهم تئاتر کشور بر عهده داشته و طراحی صحنه را نیز «پوریا اخوان» که در سالهای اخیر جوایز زیادی را در جشنواره های فیلم و تئاتر دانشجویی به دست آورده است، انجام داده. حمایت این تیم از شمس و نمایش او، «است» را به نمایشی تبدیل کرده که از کیفیت خوبی برای اجرا بهره مند بوده و در گیشه نیز موفق ظاهر شده است.

سمانه استاد
کارشناسی ارشد کارگردانی نمایش از دانشگاه هنر تهران