درباره نمایش «خون به پا می شود»

درباره نمایش خون به پا می شود

«مسعود طیبی» کارگردان جوان اما با سابقه، مدرس و منتقد تئاتر که پیش از این اجراهای زیادی از جمله «نبرد گالیله»، «هنگامه ‌ای که هملت به دست جادوگران مکبث کشته شد» و «در مه بخوان» را به روی صحنه برده، در بیست و هفتمین تجربه کارگردانی خود، اقتباسی از نمایشنامه «تیتوس آندرونیکوس» را انتخاب کرده است.

طیبی اولین ریسک خود را در انتخاب نمایشنامه انجام داده. نمایشنامه «تیتوس آندرونیکوس» یکی از مهجورترین نمایشنامه های شکسپیر و اولین نمایشنامه اوست که گویا ضعیف ترین اثر این شاعر و نمایشنامه نویس انگلیسی نیز می باشد. هر سال در جهان اجراهای زیادی از نمایشنامه های شکسپیر به روی صحنه می رود که می توان به مهمترین آنها یعنی هملت، مکبث، لیرشاه، اتللو، رویای شب نیمه تابستان، رومئو و ژولیت و ریچارد سوم اشاره کرد. در ایران نیز هر ساله اجراهای زیادی از این نماشنامه ها به روی صحنه می رود که می توان از جدیدترین آنها به نمایش های مکبث به کارگردانی امیر دژاکام در سال ۹۸، شاه لیر به کارگردانی دکتر مسعود دلخواه در سال ۹۷، ریچارد به کارگردانی حمیدرضا نعیمی در سال ۹۷ و هملت به کارگردانی آرش دادگر در سال ۹۶ اشاره کرد.

اما در میان اجراهای متعدد از نمایشنامه های شکسپیر، جای خالی اولین نمایشنامه او به شدت احساس می شد، نمایشنامه ای که گفته می شود تلخ ترین، خشن ترین و خون آلود ترین نمایشنامه شکسپیر بوده و مسعود طیبی دست روی این خلا گذاشته است. نمایش «خون به پا می شود» اقتباسی از نمایشنامه «تیتوس اندرونیکوس» به قلم «شهرام احمد زاده» است که طیبی آن را با بازی خسرو شهراز، ندا مقصودی، امین طباطبایی، ایمان اشراقی، وحید جباری، ناصر رحیمی، پانیذ خوش نیک، ایمان میرهاشمی، علیرضا قیدری، بابک محمودزاده و کامران حاجی علی اکبر (پارسا) به روی صحنه آورده است.

خون به پا می شود کمی پس از مرگ امپراتور روم آغاز می شود. زمانی که پسر بزرگ او یعنی «ساتورنینوس» زمام امور را به دست گرفته و برادر شاعر مسلک خود «باسیانوس» را کنار می زند. او با ملکه گت ها، «تامورا» ازدواج کرده و پس از آن قتل ها و خشونت هایی زیادی را موجب می شود.

این نمایشنامه یکی از سیاسی ترین نمایشنامه های شکسپیر می باشد و انتخاب طیبی دقیقا با شرایط فعلی مملکت و دنیا همخوان است. شخصیت های نمایشِ خون به پا می شود به خاطر قدرت یکدیگر را نابود می کنند، اتفاقی که نمی توان در این روزها منکر آن شد. نمایش طعنه های زیادی به شرایط سیاسی دنیا می زند و از خون هایی می گوید که فقط به خاطر حفظ و یا به دست آوردن قدرت ریخته شده است. در این نمایش قتل های زیادی رخ می دهد، بدن های بسیاری زخمی می شود، سر و دست انسان ها از تن جدا می شود و روح و جسم شان زیر بار تجاوز خرد می گردد و همه ی اینها در کنار هم این نمایش را به اثری به غایت تلخ و خونبار تبدیل می کند.

نام نمایش این ذهنیت را به وجود می آورد که مخاطب قرار است در سرخی خون عرق شود، نمایشنامه نیز این قابلیت خونین را در خود دارد، اما طیبی از آوردن مستقیم سرخی خون روی صحنه امتناع کرده و به نوعی می توان گفت با این کار، از شدتِ خشونت در صحنه های نمایش کم کرده است. در نمایش های بسیاری می توان پاشیدن بی دلیلِ خون روی صحنه و در و دیوار را به عنوان یک عنصر جذابیت و تحت تاثیر قرار دادن مخاطب مشاهده کرد، اما عمدِ به کار رفته در این نمایش به منظور جلوگیری از خونین کردن مستقیم صحنه، درایتی است که طیبی در راستای کم کردن بار سنگین رنگ سرخِ صحنه انجام داده است.

طیبی در نمایش خود از صحنه پردازی خاصی بهره نبرده و بیشتر بر روی نور و بدن بازیگر تمرکز کرده است. صحنه از میزی متحرک و چند چهار پایه به همراه دو تاب بسته شده به سقف تشکیل شده که تاب ها با اتمام کاربردشان در صحنه، از جلوی چشم بیننده کنار برده می شود. در طراحی لباس نیز سعی شده تا لباس ها به دوران مد نظر نمایشنامه نزدیک شود.

خون به پا می شود اما از بازی های یکدستی بهره نبرده است. بازیِ «امین طباطبایی» در نقش ساتورنینوس با طنزی که چاشنی این شخصیت شده، به خوبی درآمده است. «ندا مقصودی» نیز در نقش تامورا و «پانیذ خوش طینت» در نقش لاوینیا خوب ظاهر شده اند. اما بی روح ترین نقش نمایش را شاید بتوان باسیانوس شاعر پیشه دانست که به بازی غرور آمیز و تصنعی بازیگرش همراه شده است. اشراقی حتی با بازیگر نقش مقابل خود، ارتباط چشمی برقرار نمی کند تا مخاطب بتواند رابطه آنها با هم و عشق او به لاوینیا را باور کند. او زمانی که با بال هایی بر دوش و در نقشِ فرشته بر صحنه حاضر می شود هم نمی تواند همذات پنداری مخاطب را برانگیزد و این موضوع خواه ناخواه ارتباط مخاطب با کلیت اثر را دچار چالش می کند.

خون به پا می شود نمایشی است که مانند نمایشنامه اش مهجور مانده و سالن نه چندان پُرِ از جمعیتِ استاد ناظرزاده کرمانی در تماشاخانه ایرانشهر از این مهم خبر می دهد که همچنان مکبث، هملت و لیرشاه طرفداران بیشتری برای دیده شدن دارند تا تیتوس آندرونیکوس.

سمانه استاد
کارشناسی ارشد کارگردانی نمایش از دانشگاه هنر تهران