پرونده نمایش «مرثیه برای ژاله. م و قاتلش» (گفتگو با میلاد فرج زاده)

 

«میلاد فرج زاده»، نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر است که فعالیت خود را از سال ۸۹ و در شهرستان خرم آبادِ استان لرستان آغاز کرده. او سال ۹۴ به تهران آمده و اولین اجرای عموم خود را با نمایش «الجزایر» در سال ۹۵ در تالار مولوی به روی صحنه برده است. وی در اسفند ماه ۹۷، متنی از «سیاوش پاکراه» به نام «درها و دیوارها» را در خانه هنرمندان به روی صحنه برده و نمایش «مرثیه ای برای ژاله.م و قاتلش» سومین اجرای عموم این هنرمند در کسوت کارگردان و دومین آن در مقام نویسنده است.

نمایش «مرثیه ای برای ژاله.م و قاتلش» را بهانه کرده و با نویسنده و کارگردان آن، «میلاد فرج زاده» به گفتگو نشسته ایم. با ما همراه باشید.

میلاد فرج زاده (نویسنده و کارگردان)

– در مورد ایده ی اولیه نمایش «مرثیه ای برای ژاله.م و قاتلش» بگویید و اینکه این ایده از کجا نشات گرفته است؟

دو سال پیش نمایشنامه ای نوشته بودم که در آن با زمان بازی می شد. یکی از دوستانم که نمایشنامه را خوانده بود، فرم اثر را بسیار به داستان «مرثیه ای برای ژاله.م و قاتلش» از «ابوتراب خسروی» شبیه می دانست. «ابوتراب خسروی» نویسنده ی مهجوری است که من پیش تر با ایشان آشنا شده بودم. پس کتاب «دیوان سومنات» از این نویسنده را تهیه کردم و همان شب، بعد از خواندن داستان ذکرشده، شروع به نوشتن نمایشنامه اش کردم.

– نمایش «مرثیه ای برای ژاله.م و قاتلش» برای من به عنوان مخاطب، یکی از بهترین اجراهایی است که امسال دیده ام. تماشای این نمایش در شرایط فعلی کشور، اتفاقات آبان ماه و ماجرای تلخ سقوط هوایپما ۷۵۲، در سالن مولوی که هیچ وقت تا این اندازه خلوت نبوده است و البته با توجه به قصه ای که روایت می شود، حس و حال غریبی را به وجود می آورد؛ حس و حالی که ناشی که از فضای داستان «مرثیه ای برای ژاله.میم و قاتلش» نیز می باشد که به شکلی موفق در کار قرار گرفته است. این داستان چه ویژگی هایی داشت که آن را برای اقتباس انتخاب کردید؟

بیشتر از اینکه خودم را به عنوان نویسنده معرفی کنم، در حیطه اقتباس، بازخوانی و دارماتورژی تخصص دارم. نمایش «الجزایر» که سه سال پیش در مولوی اجرا بردم نیز اثری اقتباسی از «مرگ خوش»، اولین رمان «آلبر کامو» بود. در داستان «مرثیه ای برای ژاله.م و قاتلش» آن چیزی که نظر مرا جلب کرد، این است که هر اعتراضی که در جامعه صورت می گیرد، در هر جایی از دنیا و در بازی کثیف سیاستمداران، افرادی قربانی یا کشته می شوند؛ افرادی که در تاریخ سیاسی و اجتماعی کشور خودمان نیز کم نبوده اند. ژاله معین یکی از این افراد است. در این اثر تلاش کردم حسی را که درون ایده ی اصلی داستان وجود دارد، منتقل کنم. از بازیگرانم نیز خواستم که متوجه این امر باشند، زیرا برای اجرا در این نمایش نیاز به استفاده از تکنیک های بازیگری نیست؛ بلکه باید با احساس و تمام وجود در نمایش بازی کرد تا بتوان حسی از نوشتن یک نامه ی عاشقانه به جایگاه زن در تاریخ سیاسی، اجتماعی کشورمان را منتقل نمود.

– اقتباس شما از داستان کوتاه «مرثیه ای برای ژاله. م و قاتلش» باعث می شود که مخاطب به اثر اصلی نیز رجوع کرده و ارجاعات به این اثر، «ابوتراب خسروی» را برای مخاطبان تئاتری نیز به چهره ای آشنا بدل می کند.

آن چیزی که در نسخه های متفاوت این نمایشنامه رعایت کردم این بود که مخاطب جانِ اثر را دریافت کند تا حدی که در بازنویسی پایانی، داستان اصلی را به عنوان نریشن قرار دادم؛ زیرا جادوی کلمات «ابوتراب خسروی» به شدت به فضاسازی در این اثر کمک می کرد. قرار دادن منبع اقتباس، در اثر اقتباسی اتفاقی نو در نوشتن محسوب می شود و من مشابه این امر را تا به حال ندیده ام. قصدم از این کار نیز استفاده از اتمسفر منبع اصلی در اثر حاضر است. از طرفی برایم مهم بود که مخاطب بیشتر با «ابوتراب خسروی» آشنا شود که نویسنده ای توانمند بوده و چیزی کم از «هوشنگ گلشیری» ندارد.

– بازی زمانی یکی از تکنیک ها و جذابیت هایی است که این روزها در نمایش های زیادی انجام می شود اما در برخی از این نمایش ها، این موضوع از کنترل خارج شده و هدف اجرا را به ثمر نمی رساند. در نمایش «مرثیه ای برای ژاله. م و قاتلش» اما این تکنیک بسیار خوب عمل کرده و تا انتها نیز حفظ می شود.

در دوره ی پانزده ماهه تمرینات این نمایش، چندین شیوه اجرا را تجربه کردم اما آن چیزی که روی صحنه می بینید در ادبیات معادلی است برای سهل و ممتنع. در نمایش «مرثیه ای برای ژاله.م و قاتلش» احساس کردم این بازی زمانی تنها در عین سادگی است که رخ می دهد و اگر بخواهم بر پیچیدگی بازی زمانی، پیچشی اضافه کنم، مخاطب نمی تواند آن را دریافت نماید. از طرفی به دلیل ارجاعاتی به تاریخ تئاتر سیاسی و تئاتر مستند، سعی کردم این بازی زمانی در عریانی کامل برای مخاطب رو شود تا اینکه بخواهم او را فریب بدهم. در این نمایش مهم است که مخاطب دریافت کند که انجام دادن فعلی مانند قتل، چقدر می تواند در زندگی آدمی تاثیر بگذارد.

– نمایش «مرثیه ای برای ژاله. م و قاتلش» از دو بُعد سیاسی و عاشقانه تشکیل شده؛ دو بعدی که به خوبی در هم تنیده شده و عاشقانه ای سیاسی را خلق کرده اند.

در تز کارشناسی ارشدم، به بررسی خشونت در آثار «مارتین مک دونا» که در حال حاضر پرچمدار خشونت است پرداخته ام. در آن زمان قصد داشتم نمایشنامه ای بنویسم که یک خشونت عاشقانه را نشان دهد، یعنی خشونتی که در عین خشن بودن، عاشقانه نیز هست. از طرفی از سانتی مانتال شدن اثر می ترسیدم. آن چیزی که در حال حاضر به بازیگرانم نیز بسیار تاکید می کنم این است که باید روی یک خط باریک حرکت کنند، خطی که یک طرف آن یک درام عاشقانه است و سوی دیگرش یک درام سیاسی. اتفاقی که حس می کنم در این نمایش افتاده و بازیگرانِ آن به درستی عمل کرده اند.

– پروسه ی تمرینات نمایش «مرثیه ای برای ژاله.م و قاتلش» چند ماه طول کشید و معیارهای شما در انتخاب بازیگران این نمایش چه بود؟

تمرینات این نمایش، پانزده ماه پیش شروع شد. در این بین بازیگرانی با ما همراه شده یا گروه را ترک کردند. در اجرای ما در جشنواره تئاتر دانشگاهی سه بازیگر دیگر در نقش های کاووس یک، ژاله دو و ژاله سه بازی می کردند که لازم می دانم از این سه عزیز، «پوریا تهرانی»، «نغمه طوسی» و «نازنین فراهانی» به خاطر همراهی و زحماتی که در طی هشت ماه کشیدند، تشکر کنم. پیدا کردن بازیگری که بتواند بازی نکند در این نمایش بسیار سخت بود؛ زیرا بازیگر میل به بازی کردن و استفاده بیش از حد از تکنیک دارد؛ درحالیکه برخی آثار به تکنیک و بازی کردن نیاز ندارند. فرق زیادی است میان زمانی که بازیگر فعل گریستن را بازی می کند تا زمانی که واقعا روی صحنه می گرید. در این نمایش بازیگرانی را انتخاب کردم که عاشق نقش شان باشند و با تمام وجود روی صحنه ظاهر شوند. البته بازیگران قبلی اثر نیز این ویژگی ها را داشتند و همکاری ما بنا بر دلایل دیگری قطع شد. آن چیزی که در حال حاضر برایم اهمیت دارد و به بازیگرانم نیز تاکید می کنم این است که اگر اشکی روی صحنه ریخته می شود باید اشک واقعی باشد؛ اشکی که با دیدن موقعیتی که در آن قرار گرفته اند جاری شده است نه با استفاده از تکینک فشار آوردن به ذخیره ی اشکی چشم و دیگر تکنیک ها.

–  در اجرای نمایش «مرثیه ای برای ژاله.م و قاتلش» در جشنواره تئاتر دانشگاهی، طراحی صحنه به شکل دیگری بود. در مورد چرایی تغییر این طراحی و فرم فعلی نمایش بگویید.

اجرای ما در جشنواره تئاتر دانشگاهی اجرایی متفاوت بود و البته صحنه ای دقیقا با همین ابعاد لازم داشت که با شکلی متفاوت در چیدمان صندلی ها، عرض بیشتری را در اختیار گروه می گذاشت. قرار بود سه خانه ی مشابه ساخته شود تا بازیِ زمانی را نشان دهد، اما در اجرای عموم این نمایش با ارجاع به تئاتر سیاسی و تئاتر مستند، تصمیم گرفتم که همه ی اتفاقات در یک خانه رخ دهد. طراح صحنه ی کار، آقای «امیر حسین اکبرزاده» نیز پیشنهاداتی در راستای استفاده بیشتر از فضای منفی داشتند. پس تصمیم گرفتیم به سوی تئاتر چپ حرکت کنیم و طراحی صحنه را هم در بعد هزینه ها و هم در بعد اجرا به این سمت ببریم. پس خانه ی مد نظر، با استفاده از فضای منفی در ذهن مخاطب ساخته خواهد شد؛ بدین منظور تنها قطعاتی از خانه را روی صحنه نگاه می داریم. این موضوع که آدم ها در این فضا روح وار از کنار هم رد شده و یکدیگر را نمی بینند هم برای خودم و هم در فضای تئاتری امروز بسیار بدیع بود.

– در جشنواره تئاتر دانشگاهی نمایش «مرثیه ای برای ژاله.م و قاتلش» در بخش اصلی اجرا نشد. چرا؟

هیات بازبین به من لطف داشته و گفتند که اثرم نه آن قدر بد است که رد شود و نه آن قدر خوب است که تایید گردد. بدین منظور بخشی به نام خارج از مسابقه طراحی کرده و نمایش مرا در آن بخش را گنجاندند. جالب اما اینجاست که سه نمایش از چهار اثر گروه خارج از مسابقه در سالن مولوی اجرا رفته و بسیاری از نمایش های بخش مسابقه در فراخوان اولیه تالار مولوی رد شده اند. این موضوع نشان می دهد غیر از سلیقه شخصی، مسائلی غیر از شایستگی در هر برهه ای از تاریخ روی تئاتر این مملکت حاکم بوده است. در زمان جشنواره نیز اعتراضی نکردم و نمایشم را به جای اجرا در تالار مولوی، در عمارت نوفل لو شاتو اجرا بردم، جایی که با عرض کم سالن همه ی معادلات این اجرا را به هم ریخت. در کل می توانم بگویم خوشحالم از اینکه کارم در جشنواره تئاتر دانشگاهی قضاوت نشد.

– نمایش «مرثیه ای برای ژاله.م و قاتلش» از متنی قوی برخوردار است، متنی که می شود چندین بار آن را خواند و با شخصیت هایش همراه شد. آیا قصد دارید نمایشنامه را به چاپ برسانید تا مخاطبی که کار را دیده، از چند باره خواندن متن لذت برده و مخاطبانی که آن را ندیده اند نیز بتوانند با ژاله.م و قاتلش همراه شوند؟

نمایشنامه «مرثیه ای برای ژاله.م و قاتلش» نمایشنامه ای برای اجراست. به عبارتی آن را برای خودم نوشته ام تا آن را اجرا ببرم. اگر همین متن در اختیار کارگردان دیگری قرار بگیرد، نمی داند با آن چه کند، زیرا نه شرح صحنه دارد و نه توضیحات و تنها دیالوگ است. در سوی دیگر عقیده ام این است که متن قبل از اجرا نباید چاپ شود زیرا تعریف نمایشنامه، اسکریپتی است که برای اجرا نوشته شده است؛ اما اگر با بازبینی مجدد، وجه ادبی اثر به کیفیتی برای چاپ و رسیدن به دست مخاطب برسد این کار را خواهم کرد.

– و حرف پایانی:

چیزی که من و گروهم در حال دست و پنجه نرم کردن با آن هستیم، اجرا در شرایط فعلی است. بسیاری از تئاترها در این روزها توسط گروه ها تعطیل شده اند، اما من عقیده دارم چنین تئاتری که بی ربط با شرایط حاکم نیست باید اجرا شود. تعطیلی در مورد نمایش های که از فضای فعلی و دغدغه ی این روزها به دور است، منطقی است اما نمایش «مرثیه ای برای ژاله. م و قاتلش» که بسیار با شرایط فعلی مرتبط است واجب است که اجرا شود. متاسفانه شرایط فعلی باعث ریزش شدید مخاطب شده و ممکن است زحمات پانزده ماهه ی گروه ما دیده نشود، اما آن چیزی که مرا بیشتر نگران کرده این است که قشر دانشگاهی ما این تئاتر را از دست بدهد. نمایش «مرثیه ای برای ژاله.م و قاتلش» در غایت اثری پژوهشی است، چه در حیطه ی تاریخ سیاسی کشور و چه در حیطه ی نظریه اجرا. این اثر تلاش دارد فضای بدیعی در تئاتر اجرا کند. یکی از ویژگی های اجراهای من این است که فضای پشت صحنه ندارد، همه ی بازیگرانم از اول تا آخر روی صحنه بوده و نور در حین اجرا قطع نمی شود. امیدوارم اهالی دانشگاه از دانشجوها گرفته تا اساتید این کار را از دست نداده و برای دیدن آن به تالار مولوی بیایند.

سمانه استاد
کارشناسی ارشد کارگردانی نمایش از دانشگاه هنر تهران