پرونده نمایش «لاموزیکا»

 

«علی تاجیک» بیشتر به عنوان طراح صحنه در تئاتر فعالیت دارد. او در اولین تجربه ی کارگردانی خود سراغ متن «لاموزیکا» از «مارگاریت دوراس» رفته است. وی در این نمایش که در سالن تجربه تماشاخانه آژمان بر روی صحنه رفته، فضایی متفاوت ساخته و در آن بیننده را بر سر میز قضاوت می نشاند تا در مورد این شخصیت ها، هر آنچه می خواهند قضاوت کنند.

نمایش «لاموزیکا» را بهانه کرده و با کارگردان و طراح صحنه آن «علی تاجیک» به گفتگو نشسته ایم.

علی تاجیک – کارگردان

علی تاجیک (کارگردان و طراح صحنه)

– نمایشنامه «لاموزیکا»، از جمله نمایشنامه هایی است که اجراهای کمی از آن به روی صحنه رفته. چرا این نمایشنامه را برای اجرا برگزیدید؟

من نیز تنها اجرایی که از این نمایشنامه دیده ام، نمایش «لاموزیکای سوم» بود که بازنویسی همین نمایشنامه بوده و آقای «جلال تهرانی» آن را به روی صحنه آورده بودند. پس از دیدن این نمایش، متن اصلی را خواندم و تصمیم به اجرای آن گرفتم. مهم ترین ویژگی متن سادگی آن بود، نوعی از سادگی که با پیچیدگی همراه است و این چیزی بود که جذبم کرد.

– متن نمایش در مورد روابط فروپاشیده حرف می زند و مردی که نمی داند چه می خواهد. این طور به نظر می رسد که زن تکلیفش با خودش مشخص است، اما مرد در دنیای بلاتکلیفی است و نمی داند زن را دوست دارد یا می خواهد او را بکشد.

بزرگترین موضوع این است که وقتی یک نفر را خیلی دوست داشته باشید، اولین چیزی که به سراغتان می آید، حسادت است. زمانی که فرد به کسی که دوستش دارد حسادت کرده و سعی می کند او را از خودش جدا کند، هر دو طرف برای هم کمرنگ می شوند. پس سراغ دیگری می روند و نمی بیند که این کار به آدم هایی که دوست شان دارند چه ضربه ای می زند. مرد خلوت زن را از او گرفته است و او را می توان نماد بسیاری از آدم هایی دید که در جامعه می بینیم؛ آدم های تمامیت خواه.

یکی از نکات که برایم در این اجرا جالب بود و سعی کردم امکانش را برای تماشاگر به وجود بیاورم این است که هر جور که دوست داشته باشد می تواند این دو نفر را قضاوت کند. برای همین چنین صحنه ای در نظر گرفته شد تا مخاطب از نزدیک خودش پای میز بنشیند و این دو را ببیند. مهم ترین امکان این نمایش، این است که به مخاطب قدرت قضاوت می دهد در حالیکه وسط یک اجرای تئاتری نشسته است.

– در اجرای این اثر، چقدر به متن پایبند بودید؟

برای اجرا بردن این نمایش، روی متن دراماتورژی انجام شد و همه چیز بر اساس اتودهایی که زدیم شکل گرفت. در دو ماه اول تمرینات، بدون متن کار کرده و متوجه شدیم که در متن، مکان زیاد مهم نیست و می توانیم آن را هر جایی که می خواهیم قرار دهیم و بر اساس این موضوع، تغییراتی در متن ایجاد شد. به عنوان مثال در نمایشنامه، اتفاقات در هتل می افتد، اما در اجرا از هتل بیرون آمدیم. سعی کردیم دراماتوژی طوری انجام شود که به متن اصلی ضربه نخورد.

– در این نمایش از حرکات و اکت های اضافه خبری نبود و میزان اکت ها در حداقل ترین حالت است. چرا چنین شیوه ی اجرای ساکنی را انتخاب کردید؟

سادگی متن برایم بسیار مهم بود و می خواستم این سادگی را در بازی ها نیز داشته باشم. یعنی از بازی های اضافه تا حد امکان پرهیز کنم تا همه چیز بسیار ساده و مینیمال جلو برود؛ تا این حد که حتی دست بازیگر نیز در صورت لزوم بالا می آید. به همین دلیل این سوال پیش می آید که چرا در اکت ها خساست به خرج داده ام.

– با توجه به این میزان کم اکت ها، میزانسن های ثابت، بسته شدن فضای حرکتی بازیگر و قرار دادن او در راهرویی که فقط یک نفر امکان حرکت دارد و بستن طول و عرض صحنه، این طور به نظر می رسد که اجرا کمی به سوی اجرای رادیویی سوق پیدا کرده و بُعد تصویری کار کم شده است.

اتفاقا بر عکس نظر شما، من گمان می کنم بُعد تصویری کاری زیاد شده است. برای من مهم بود که وقتی مخاطب در سالن حضور می یابد در بستری قرار بگیرد که بتواند آنچه را که نمی بیند در ذهن خود بسازد. وظیفه ی من به عنوان کارگردان این است که بین متن و ذهن مخاطب ارتباط برقرار کنم. اگر همه چیز را در اختیار مخاطب قرار دهم و او هر آنچه که لازم است ببیند، امکان تصویر سازی را از او گرفته ام. او با قرار گرفتن در پشت میز می تواند مکان اجرا را هر جایی تصور کند و این هدف مهمی برای من بود.

– و این اتفاق به درستی رخ داد، زیرا من به عنوان بیننده در لحظاتی این دو نفر را در سالن کنسرت می دیدم و کمی بعدتر در ایستگاه قطار و حتی در فضایی ییلاقی خارج از شهر.

در متن اشاره شده است که آنها در هتل هستند، اما من این دو نفر را به سالن کنسرت آوردم و هر چه اجرا جلوتر می رود می توان آنها در مکان های مختلف در نظر گرفت. دلیل این موضوع نیز به نوع دکور بر می گردد زیرا دکوری استفاده کردم که وقتی بازیگر وارد راهروی آن می شود، گویی از این فضا جدا شده و مخاطب می تواند او را در هر جایی تصور کند.

– در این نمایش با توجه به سقف بسیار کوتاهِ سالن تجربه ی تماشاخانه آژمان که نور پردازی کار را هم بسیار سخت کرده بود، فضای مناسبی برای اجرای شما ایجاد شده و حتی از نقص های سالن در راستای بهبود کار استفاده کرده اید. به عنوان مثال انعکاس تصویر نوازنده ی پیانو در شیشه ی اتاق فرمان در حالت عادی نقصی بزرگ است که تمرکز را از مخاطب می گیرد، اما در پایان اجرا همین تصویر که تنها تصویر در تاریکی فضا است، بسیار دلچسب و زیبا از کار در آمده است. دکوری نیز که برای این اجرا طراحی شده به خوبی در فضاسازی اثر کمک کرده است. آیا این دکور را با توجه به مختصات این سالن ساختید یا دکوری بود که قصد داشتید در هر سالنی که اجرا می روید، از آن استفاده کنید؟

این دکور را از قبل در نظر داشتم و قصدم این بود که چنین دکوری برای اجرا داشته باشم و البته به خاطر همین دکور، تماشاخانه آژمان را انتخاب کردم.

– پروسه ی تمرینات نمایش به چه شکل بود و چند ماه طول کشید؟

تمرینات شش ماه طول کشید. پس از انتخاب بازیگران که هر دو از دوستان خوبم هستند، دو ماه و نیم متن را کنار گذاشتیم و خواستیم آنچه در متن است در ما ته نشین شود. سپس متن را خوانده و فهمیدیم که این متن را زندگی کرده ایم و دیگر تحلیلی لازم نیست. سعی کردیم در این نمایش از پیش چیزی را تعیین نکنیم و در این دو ماه و نیم، گذشته ی دو بازیگر را با یکدیگر بسازیم تا وقتی وارد متن می شویم زمان جدایی فرا رسیده باشد تا این دو نفر درک بیشتری از جدایی داشته باشند. در حین تمرینات نیز نوازنده ها به کار اضافه شدند و موسیقی نیز همپای تمرینات جلو رفت.

– در مورد اضافه شدن نوازنده ها به کار کمی بیشتر توضیح دهید و آیا به حضور آنها در متن نیز اشاره شده بود؟

خیر در متن به این موضوع اشاره نشده بود و نوازنده ها را خودم به کار اضافه کردم تا زنده اجرا کنند. بر اساس تمریناتی که انجام دادیم قرار شد این دو نفر در اجرا بداهه زده و موسیقی هم بر اساس بداهه نوازی شکل گرفت. این دو نفر ذر تمام جلسات تمرین حضور داشتند و آن چیزی که می شنوید، از دل کار برآمده است و جدای از آن نیست.

– موسیقی ابتدایی نمایش تقریبا طولانی است، اما با توجه به فضای نوری ملایم سالن، بسیار دلنشین می نماید. چرا زمان موسیقی را این قدر طولانی قرار دادید؟

زیرا می خواستم وقتی تماشاگر از خارج، وارد سالن می شود به مدت چند دقیقه از فضای بیرون جدا شده و وارد فضای اجرا شود. برای ورود به اجرا نیاز بود او آماده شود تا نمایش را پس نزند که این موضوع با موسیقی اتفاق می افتاد. بر اساس منطق سالن های کنسرت نیز تصمیم گرفتیم تا یک قطعه کامل نواخته شود.

– چرا تماشاخانه آژمان و مخصوصا سالن تجربه را برای این اجرا برگزیدید؟

به دلیل نوع دکور و دو طرف نشستن تماشاگران و نزدیکی شان به صحنه، سالنی می خواستم که بتوان آن را دو سویه کرد. عمارت روبرو و تماشاخانه دیوار چهارم امکان دو سویه شدن داشتند، اما متاسفانه هر دو سالن تا چند ماه پُر بودند. در نهایت با توفیق اجباری، سراغ تماشاخانه آژمان آمدم.

– با توجه به اینکه شما تجربه های زیادی در طراحی صحنه دارید، در اولین تجربه تان به عنوان کارگردان، صحنه ای به نسبت سنگین را برای اجرا در سالنی با این مختصات در نظر گرفتید. چرا این دکور را برای اجرا انتخاب کردید؟

ایده ی صحنه با توجه به اتودهای ما در طول تمرینات شکل گرفت. اینکه مخاطب بتواند نزدیک به این آدم ها باشد و به راحتی آنها را قضاوت کند و حتی خودش را جای آنها بگذارد. از آنجایی که خودم طراح هستم و کمبود صحنه را در بیشتر کارها می دیدم، سعی کردم در کار خودم، صحنه ای مناسب داشته باشم. بیشتر گروه ها برای صحنه هزینه نمی کنند، اما برای من صحنه مهم تر از هزینه ای است که بابتش می شود و گرنه می توانستم دو صندلی در دو سوی صحنه بگذارم و بازیگرانم را روی آن بنشانم.

– برای آینده ی این نمایش چه برنامه ای دارید؟ آیا قصد دارید آن را در سالن دیگری نیز اجرا ببرید؟

اگر نمایش با استقبال رو به رو شود، ترجیح می دهم همین سالن را برای چند شب دیگر تمدید کنم.

– استقبال از اجرای شما و بازخورد مخاطبان به این اثر چطور بود ؟

استقبال از کار بسیار خوب بود و در بیشتر شبها تمامی بلیط های اجرا به فروش رسید. مخاطبان نیز نظرات مختلفی داشتند، برخی با کار ارتباط برقرار کرده و آن را دوست داشتند و برخی دیگر با بخش هایی از کار که تعمدا صورت گرفته بود، مشکل داشتند.

– نام سالنی که در آن اجرا می روید، سالن تجربه است و این خود نشان می هد که اجرایی مرسوم در این سالن اجرا نخواهد شد.

دقیقا همین طور است.

و حرف پایانی:

از تمامی عوامل گروه، بازیگرها، نوازنده ها و هر کسی که در مدت کنارم بود، تشکر می کنم. من از لحظه لحظه این نمایش لذت بردم و بی اغراق می توانم بگویم لذتم از تک تک لحظات تمرین بیشتر از شبهای اجرا بود و این مهم ترین اتفاق و نتیجه است.

سمانه استاد
کارشناسی ارشد کارگردانی نمایش از دانشگاه هنر تهران