ادبیاتمعرفی کتاب

از آرتور شوپنهاور تا گروه درمانی

گروه‌درمانی، رویکردی مؤثر در مبحث روانشناسی به‌حساب می‌آید. نقطه عطف گروه‌های درمانی، ارتباط افراد با یکدیگر و به اشتراک گذاشتن تجربه‌های شخصی است. گروه‌درمانی، روشی قابل‌قبول برای درمان افرادی است که نمی‌توانند روابطی پایدار و معنی‌دار با دیگران برقرار کنند.

گروه نمونه کوچکی از جامعه‌ای بزرگ است که فرد در آن زندگی می‌کند. افراد با شرکت کردن در این گروه‌ها، اعتمادبه‌نفس ازدست‌رفته‌ی خود را یافته و امید به زندگی پیدا می‌کنند. با آرادمگ همراه باشید.

در گروه‌درمانی، درمانگران بامهارت های لازم افراد را به صحبت کردن در مورد مشکلات خود وامی‌دارند، این موضوع سبب می‌شود اعضای گروه با شنیدن صحبت‌های یکدیگر، دریابند که در زندگی سخت خود تنها نیستند.

اروین د. یالوم

yalom-aradmag-001

یالوم نویسنده‌ای متبحر است که از حرفه‌ی اصلی خود یعنی روانکاوی، برای نوشتن داستان‌های خواندنی استفاده می‌کند.

بعد از درمان اگزیستانسیال، گروه‌درمانی، مبحث موردعلاقه این نویسنده است. در سال ۲۰۰۵ کتابی بانام درمان شوپنهاور، از یالوم منتشر شد. هدف یالوم از نوشتن این کتاب و دو کتاب دیگرش (دروغگویی روی مبل، وقتی نیچه گریست) بیان وجوه گوناگون رویکرد گروه درمانی و روان درمانی اگزیستانسیال بود.

اگزیستانسیال

درمان اگزیستانسیال، بر این فرض استوار است که: واقعیت‌های موجود در جهان هستی و به‌خصوص ذات وجود، اضطراب و رنجی عظیم به همراه دارد. درواقع انسان علاوه بر تحمل سختی ناشی از آسیب‌های دوران کودکی، مشکلات خانوادگی و گرفتاری‌های اقتصادی و شغلی و …، سردرگمی از جستجوی معنا و وجود را همیشه به دنبال خود می‌کشد.

yalom-aradmag-002

گروه‌درمانی و اگزیستانسیال، دو راه متفاوت و خاص هستند؛ اما یالوم در کتاب درمان شوپنهاور به‌خوبی به بیان ارتباط این دو موضوع پرداخته است.

آرتور شوپنهاور

پدرِ آرتور، مردی خشن، متکبر و عصبانی بود. پیشه‌ی وی بازرگانی بود و علاقه داشت پسرش آرتور نیز پا جای پای او بگذارد که این اتفاق هرگز نیفتاد؛ اما مادرش جذاب، سرزنده و عشوه‌گر بود. ازدواج آن‌ها کاملاً بر پایه دارایی و مقام پدر آرتور بناشده بود و ازدواجی مصلحتی به‌حساب می‌آمد و هیچ عشق و گرمایی بین آن‌ها دیده نمی‌شد.

yalom-aradmag-003

کودکی آرتور بدون عشق گذشت. نه‌تنها عشقی بین والدینش دیده نمی‌شد، عشق و اعتماد لازم از والدین به فرزند نیز در خانه آن‌ها معنا نداشت. این مسئله، آغازگر منزوی شدن و تنهایی شوپنهاور بود.

آرتور شانزده‌ساله بود که پدرش خودکشی کرد. مادرش نیز راه زندگی‌اش را از او جدا کرد و آرتور تنهاتر از قبل شد.

والدین وزندگی آرتور شوپنهاور، او را به فردی مأیوس و غم‌زده تبدیل کردند که همیشه تنهایی را به ارتباط با انسان‌ها ترجیح داد.

«مواقعی هست که کودکان، زندانیان بی‌گناهی به نظر می‌آیند که به زندگی محکوم‌اند نه به مرگ. گرچه نسبت به معنای مجازات خود ناآگاه‌اند» -آرتور شوپنهاور-

یالوم در این کتاب اهداف مهمی را در نظر دارد:

  • مؤثر واقع‌شدن گروه‌درمانی بر زندگی افراد
  • تأثیر فلسفه‌ی شوپنهاور بر یک گروه‌درمانی
  • چگونگی تأثیر نابهنجاری‌های فردی و اجتماعیِ شوپنهاور بر نتایج فلسفی‌اش
  • دیدگاه روشن از موضوع مرگ و تأثیرش بر زندگی افراد

یالوم سعی کرده است در کتاب درمان شوپنهاور، گروه‌درمانی را به شیوه‌ای درست، منطقی و مؤثر به نگارش دربیاورد.

yalom-aradmag-004

حال این سؤال پیش می‌آید که چرا دکتر، شخصیت شوپنهاور را برای کتاب خود انتخاب کرده است. زندگی و عقاید نیچه و شوپنهاور برای یالوم همیشه جذابیت داشته است.

ازآنجاکه این کتاب بر روی موضوع گروه‌درمانی تأکید دارد، شخصیت وزندگی شوپنهاور نقش مهمی درروند داستان داشته، زیرا شوپنهاور از تنهاترین افراد زمانه‌ی خود بود. زندگی او کاملاً خالی از دوست، خانواده و فرزند بوده و مشکلات عمیقی در زندگی او وجود داشته است.

فیلیپ، شخصیتی که در کتاب به‌خوبی نمایانگر شوپنهاور است. فیلیپ مانند شوپنهاور شخصیتی مردم‌گریز، بدبین و متکبر دارد. داستان حول محور درمانگری به نام «جولیوس» می‌چرخد که یک گروهِ درمانی راه می‌اندازد و تصمیم دارد به افراد عضو شده درگروه تا جایی که می‌تواند، کمک کند.

بحث‌وجدل‌های بین اعضای گروه، به اشتراک گذاشتن مشکلات حتی خصوصی‌ترینشان، اجتماع کوچکی از مردم را نشان می‌دهد که چگونه می‌توانند باهم ارتباط سالم و حتی عاطفی بگیرند.

نکته جالب‌توجه، آنجاست که جولیوس، امید رابین اعضای گروه تزریق می‌کند. درصورتی‌که خودش به بیماری سختی «سرطان» مبتلا شده است. یکی از بحث‌های مطرح در این گروه، مرگ است.

yalom-aradmag-005

جولیوس تلاش می‌کند تا مرگ را امری طبیعی نمایش دهد. اینکه افرادی که متوجه می‌شوند با مرگ فاصله نزدیکی دارند، خود را نباخته و برعکس زندگی آن‌ها در جهت مثبت دگرگون می‌شود. مرگ در نظر جولیوس، می‌تواند باعث رشد و شکوفایی برخی احساسات و روشن‌بینی شود.

فیلیپ که قصد دارد راه شوپنهاور را در پیش بگیرد. با اصرار جولیوس وارد گروه‌درمانی می‌شود. جولیوس با کمک دیگر اعضای گروه، به فیلیپ ثابت می‌کند که ارتباط با انسان‌های دیگر به زندگی معنا و مفهوم می‌بخشد. شوپنهاور هم اگر زنده بود و می‌توانست در گروه‌درمانی شرکت کند، قطعاً دیدش نسبت به زندگی و مفهوم ارتباط عوض می‌شد.

اروین د. یالوم به‌شدت کاربلد است. مهارت او در داستان‌گویی با تخصصش درزمینه روانکاوی برابری می‌کند. یالوم با چیره‌دستی، آموزه‌هایش را بابیانی روشن و بدون ابهام تبدیل به داستانی جذاب و مفید می‌کند.

منبع
britannicayalomتالیفی
برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن