ادبیاتپیش نیاز ادبیات

غلامحسین ساعدی که بود؛نگاهی به زندگی و آثار او

غلامحسین ساعدی،با نام مستعار«گوهر مراد»،یکی از بزرگ ترین نویسندگان ایرانی است که آثار برجسته زیادی در دفتر ادبیات ایران ثبت کرده است.

غلامحسین ساعدی، یا گوهر مراد،نویسنده و پزشک ایرانی است که در ۱۳۱۴ چشم به جهان گشود.او به عنوان یکی از نامدارترین نویسندگان ایرانی است که آثار برجسته زیادی را به رشته تحریر درآورده است.او نمایشنامه های زیادی به رشته تحریر درآورده است و غلامحسین ساعدی را هم ردیف نمایشنامه نویسان بزرگی از بیضایی می دانند.با آرادمگ همراه باشید.

غلامحسین ساعدی فردی سیاسی بود و از نظر تفکرات سیاسی پیرو جلال آل احمد بود.او در اوایل تشکیل کانون نویسندگان ایران به این کانون پیوست ولی بعد از انقلاب اسلامی ایران از پاکستان به فرانسه رفت و در فرانسه هم درگذشت.غلامحسین ساعدی در قبرستان پرلاشز به خاک سپرده شده است که بسیاری از بزرگان ایرانی از جمله صادق هدایت در این گورستان به خاک سپرده شده اند.

غلامحسین ساعدی در تبریز و در خانواده‌ای کارمند و به قول خودش اندکی بدحال به دنیا آمد. پدرش، علی‌اصغر، کارمند دولت و مادرش، طیبه، خانه‌دار بود. اگرچه پدربزرگ مادری او از مشروطه‌خواهان تبریز بود و خانواده پدری‌اش در دستگاه مظفرالدین‌شاه، صاحب منسب بودند، ولی وضع اقتصادی خانواده مناسب نبود.

Saaedi-aradmag-001

در مهرماه ۱۳۲۱ دوره ابتدایی را در دبستان بدر تحصیل کرد و در سال ۱۳۲۷ توانست گواهی‌نامه ششم ابتدایی خویش را بگیرد. علی‌اکبر ساعدی، برادر غلامحسین، درباره برادرش و مدرسه طالقانی (منصور سابق) تبریز می‌گوید:

غلامحسین ساعدی، پس از پایان تحصیلات ابتدایی در دبستان بدر، کوچه غیاث در خردادماه سال ۱۳۲۷ گواهی‌نامه ششم ابتدایی گرفت و در مهرماه همان سال برای ادامه تحصیل وارد دبیرستان منصور شد. دبیرستان منصور در زمینی بنا شده بود که قبلاً قبرستان بود. به هنگامی که منصور استاندار آذربایجان شده بود این دبیرستان سروسامان گرفت و برای همین نام منصور را روی دبیرستان ما گذاشته بودند. دبیرستان خیلی خوبی بود، معروف بود، اُتوریته داشت و خیلی هم از خانه ما دور نبود.

هنگامی که غلامحسین در دبیرستان مشغول به تحصیل بود اولین داستان‌هایش در هفته‌نامه دانش‌آموز چاپ شد. هم‌چنین داستان بلندی به نام از پانیفتاده‌ها نوشت که مجله کبوتر صلح آن را چاپ کرد. در نوجوانی به سازمان جوانان گروه دموکرات آذربایجان پیوست و در هفده سالگی مسئولیت انتشار روزنامه‌های فریاد، صعود و جوانان آذربایجان را به عهده گرفت.

Saaedi-aradmag-002

در تابستان ۱۳۳۲ و هنگامی که ۱۸ سال داشت به اتهام همکاری با فرقه، مدتی در زندان شهربانی تبریز حبس شد. غلامحسین ساعدی در خردادماه ۱۳۳۳ توانست دیپلم طبیعی خود را بگیرد و یک سال بعد و در بیست‌سالگی در دانشگاه تبریز تحصیل پزشکی را آغاز کرد.

دوران دانشجویی غلامحسین ساعدی در تبریز با فعالیت‌های سیاسی و شرکت در جنبش‌های دانشجویی و آشنایی و دوستی با افرادی چون صمد بهرنگی همراه بود. او در همین دوران نوشتن داستان کوتاه را نیز با جدیت بیشتر شروع کرد. داستان‌های شکایت و غیوران شب و نمایش‌نامه سایه‌های شب حاصل آن دوره کاری او است. او همچنین در همین زمان مجموعه‌داستان کوتاهِ شب‌نشینی باشکوه را در تبریز منتشر کرد و نمایش‌نامه کلاته گل را نیز به‌صورت مخفی در تهران به چاپ رساند.

اولین نوشته‌های ساعدی در سال ۱۳۳۲ چاپ شد و چند سال بعد با چوب‌به‌دست‌های ورزیل و پنج نمایشنامه درباره انقلاب مشروطه اسم او در ردیف نمایشنامه‌نویسان مهم ایران قرار گرفت.

غلامحسین ساعدی با چوب‌به‌دست‌های ورزیل، بهترین بابای دنیا، تک‌نگاری اهل هوا، پنج نمایش‌نامه از انقلاب مشروطیت، پرواربندان، دیکته و زاویه و آی باکلاه! آی بی‌کلاه، و چندین نمایش‌نامه دیگری که نوشت، وارد دنیای تئاتر ایران شد و آزمون‌های قابل توجّهی در نویسندگیِ گونه نمایشنامه کرد و سرانجام همراه نمایشنامه‌نویسان جدی‌تری مثل بهرام بیضایی و اکبر رادی و نویسندگان دیگری چون علی نصیریان، رحیم خیاوی، بهمن فرسی، عباس جوانمرد، بیژن مفید، آربی اوانسیان، عباس نعلبندیان، اسماعیل خلج سهمی در دگرگونی تئاتر ایران را در سال‌های ۱۳۴۰–۱۳۵۰ یافت.

Saaedi-aradmag-003

غلامحسین ساعدی در خردادماه سال ۱۳۵۳، حین تهیه تک‌نگاری شهرک‌های نوبنیاد، به دست ساواک دستگیر می‌شود، قبل از این نیز بارها توسط ساواک و شهربانی دستگیر و مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود. حتی یک بار بر اثر شکنجه در بیمارستان جاوید بستری شد اما این بار (خرداد ۱۳۵۳) ابتدا به زندان قزل‌قلعه و سپس به زندان اوین منتقل می‌شود که این وضعیت به مدت یک سال ادامه پیدا می‌کند.

بعد از آزادی از زندان، سه داستان گور و گهواره، فیلم‌نامه عافیتگاه و داستان کلاته نان را نوشت و در سال ۱۳۵۷ به دعوت انجمن قلم آمریکا روانه این کشور شد و سخنرانی‌های زیادی در این کشور انجام داد.

احمد شاملو درباره تجربه زندان غلامحسین ساعدی و احوالات او پس از آزادی می‌گوید:

آنچه از او زندان شاه را ترک گفت، جنازه نیم‌جانی بیش نبود. آن مرد، با آن خلاقیت جوشانش، پس از شکنجه‌های جسمی و بیشتر روحی زندان اوین، دیگر مطلقاً زندگی نکرد. آهسته‌آهسته در خود تپید و تپید تا مرد. وقتی درختی را در حال بالندگی اره می‌کنید، با این کار در نیروی بالندگی او دست نبرده‌اید، بلکه خیلی ساده او را کشته‌اید. ساعدی مسائل را درک می‌کرد و می‌کوشید عکس‌العمل نشان بدهد. اما دیگر نمی‌توانست. او را اره کرده بودند.

Saaedi-aradmag-004

غلامحسین ساعدی را می توان از نویسندگان پرکار ایرانی دانست ،او علاوه بر نوشتن داستان های کوتاه و رمان ،نمایشنامه ها و مقاله های زیادی در نشریات و روزنامه ها چاپ کرد:

در این بخش نگاهی تیتروار به آثار ساعدی می اندازیم:

نمایشنامه ها

  • کار بافک‌ها در سنگر
  • کلاته گل
  • ده لال‌بازی (۱۰ نمایش‌نامه پانتومیم)
  • چوب‌به‌دست‌های ورزیل
  • بهترین بابای دنیا
  • پنج نمایش‌نامه از انقلاب مشروطیت
  • آی باکلاه، آی بی‌کلاه، انتشارات نیل
  • خانه روشنی (پنج نمایش‌نامه)
  • دیکته و زاویه (دو نمایشنامه)
  • پرواربندان
  • وای بر مغلوب
  • ما نمی‌شنویم (سه نمایش‌نامه)
  • جانشین
  • چشم در برابر چشم
  • مار در معبد
  • قوردلار
  • عاقبت قلم‌فرسایی (دو نمایش‌نامه)
  • هنگامه آرایان
  • ضحاک
  • ماه عسل

مجموعه داستان ها

  • خانه‌های شهر ری
  • شب‌نشینی باشکوه
  • عزاداران بَیَل (هشت داستان پیوسته)
  • دندیل (چهار داستان)
  • گور و گهواره (سه داستان کوتاه)
  • واهمه‌های بی‌نام‌ونشان (شش داستان کوتاه)
  • ترس و لرز (شش داستان کوتاهِ پیوسته)
  • آشفته‌حالان بیداربخت (ده داستان کوتاه)

رمان ها

  • مقتل
  • توپ
  • تاتار خندان
  • غریبه در شهر
  • جای پنجه در هوا

فیلم نامه

  • فصل گستاخی
  • ما نمی‌شنویم
  • گاو
  • عافیتگاه
  • مولوس کورپوس
  • دایره مینا
  • رنسانس
  • آرامش در حضور دیگران
برچسب ها
نمایش بیشتر

فاطمه محمدی

فوق لیسانس گرافیک و عاشق دنیای شگفت انگیز هنر!هنر همیشه دغدغه اصلی زندگی من بوده،خواندن درباره هنر امروز به یک عادت برای من تبدیل شده،هدف من به اشتراک گذاشتن دریچه ای از تاریخ شگفت انگیز هنر با شماست!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن