درباره مجموعه فیلم کوتاه «پنجگاه»

 

مجموعه فیلم کوتاه «پنجگاه» این روزها در گروه هنر و تجربه در حال اکران است. این مجموعه شامل پنج فیلم کوتاه به نام های «۵۰۰ مثقال طلا»، «پرده توری»، «ملاقات محرمانه خانم و آقا»، «باران های موسومی» و «پرگار» است. در ادامه به توضیح کوتاه این فیلم ها خواهیم پرداخت.

۵۰۰ مثقال طلا

این فیلم اولین فیلم «شهرزاد دادگر» است. او که خود فیلمنامه نویس اثر بوده، از بازی «الهام کردا»، «مرتضی اسماعیل کاشی»، «سیامک صفری»، «رابعه مدنی» و «بهاره ریاحی» استفاده کرده. تهیه کنندگی این اثر را «سعید هنرآموز» به بر عهده داشته است.

داستان در مورد زوج جوانی است که در آستانه ی والد شدن قرار دارند. زوجی که مرد حرف اصلی خانه را زده و برای زن تکلیف روشن می کند. در این میان آنها با مراجعه به پزشک متوجه می شوند امکان به دنیا آمدن کودکشان با بیماری سندوم دان زیاد است. پزشک سقط جنین را پیشنهاد می دهد. مرد نیز با نظر پزشک موافق است اما زن تصمیم دارد جنین را که دختر است نگاه دارد. او با توجه به احکام دینی دیه ی جنینِ دختر را پانصد مثقال طلا می داند، مبلغی که این زوج از عهده ی آن بر نمی آیند.

«۵۰۰ مثقال طلا» فیلمی خوش ساخت با بازی خوب بازیگران به خصوص، الهام کردا است. این فیلم دغدغه ای را بیان می کند اما تکلیف مخاطب را با این دغدغه روشن نمی کند. دیه شامل جنینی می شود که به عمد سقط شده باشد، اما وقتی احتمال بیمار بودن به میان می آید، این موضوع رنگ می بازد. اینکه زن قصه می خواهد جنینی را که به بیماری مبتلاست نگه دارد، باعث می شود که دغدغه اش برای مخاطب قابل فهم نبوده و علاوه بر بازی خوب الهام کردا، نتوانیم با او همراه شویم.

پرده توری

فیلمنامه نویس این اثر «اسماعیل فلاح پور» و کارگردان آن «آرش محمودی» است. در این فیلم «سوده ازقندی» و« مجتبی فلاحی» بازی می کنند.

داستان پرده توری، در مورد زوجی است که شب آخر ازدواج خود را می گذرانند. این دو، که هر دو هنرمند تئاتر اند، بازیِ جدایی را از مدتی قبل شروع کرده و حال در شب آخر زندگی شان با وجودی که هیچ کدام به این جدایی راضی نیستند بازی را ادامه می دهند.

مهم ترین سوالی که پس از دیدن پرده توری به ذهن می رسد این است که این فیلم چه می خواهد بگوید. این بازی شروع شده، خب چرا زوج که تمایلی به ادامه آن ندارند، تمامش نمی کنند؟ اگر هم دوست دارند تمام شود چرا مرد آشکار و زن پنهانی این نارضایتی را ابراز می کنند؟ جدایی ملایم زوج ها در این سالهای اخیر، دستمایه ی بسیاری از فیلم های کوتاه و بلند شده است. اما در پرده ی توری دلیل هیچ رفتاری مشخص نمی شود. زن مدام از پشت پرده توری به تراس خانه ی همسایه نگاه کرده و زن آرام همسایه را می بیند و نمی دانیم در این زن دنبال چه می گردد. فیلم گنگ است و حرف اصلی اش برای مخاطب مشخص نمی شود و او را با دنیایی از سوالِ بی جواب رها می کند.

ملاقات محرمانه خانم و آقا

این فیلم را می توان شروع فعالیت جدی «سید سجاد حسینی» در عرصه فیلم کوتاه و دورخیزش برای ورود به فیلمسازی بلند دانست. فیلمنامه این اثر را حسینی به همراه «امیر داسدار» نوشته و تهیه کنندگی اش را نیز با همکاری «امین حسنی» انجام داده است. وی از بازی «شیرین اسماعیلی»، «نیما نادری»، «هادی عطایی»، «سایه قاسمی» و «ونوشه واحدی» در این فیلم استفاده کرده.

«ملاقات محرمانه خانم و آقا» را می توان تنها فیلم قصه گوی این مجموعه دانست. فیلمنامه از چفت و بست داستانی قوی و شخصیت پردازی خوبی بهره برده و به خوبی مخاطب را با خود همراه می کند. داستان در مورد زنی تن فروش به نام گلناز است که به خانه ی مهرداد آمده. در این حین خریداران خانه سر می رسند و گلناز ناخواسته در نقش همسر مهرداد فرو می رود.

مهم ترین ویژگی فیلم را بعد از فیلمنامه قوی، می توان حس جاری در فیلم دانست. حسی که بخشی زیادی از آن به بازی بازیگر نقش گلناز، «شیرین اسماعیلی» باز می گردد. او به خوبی می تواند نقش زن جوانی را بازی کند که در حین سرخوشی، غمی سنگین را با خود می کشد. گلناز همان قدر که خود را در ازای پول می فروشد، به همان میزان هم مغرور است و از صدقه دادن نفرت دارد. گلناز به خوبی می تواند عشق را در خانه ی بد شکل و بد ساخت مهرداد جاری کند، آن قدر که خریداران عاشق آدم های این خانه شده و آن را برای ادامه ی زندگی شان انتخاب کنند.

ملاقات محرمانه خانم و آقا بر روی جزئیات تمرکز کرده و برای هر رفتاری، دلیلی قرار داده است. هیچ چیز بی منطق نیست و به هر سوالی که مطرح می کند پاسخ می دهد. این ویژگی از ملاقات محرمانه، فیلمی خوش ساخت ساخته و نمایشی از توانمندی کارگردان برای حرکت به سوی فیلم بلند است. تنها نقدی که می توان به فیلم وارد کرد همدست نبودن بازیِ بازیگرِ نقش مرد خریدار با دیگر بازیگران است. تمامی بازیگران فیلم باورپذیر ظاهر شده و مخاطب می تواند همراهی شان کند، اما مرد خریدار سعی دارد نقش مردی خوش برخورد و شوخ طبع را بازی کند. این تلاشِ آشکار باعث می شود باورپذیری این شخصیت کم شده و بازی او از دیگر بازیگران متمایز شود و مصنوعی به نظر برسد.

باران های گاه به گاه

این فیلم را «کاوه دانشمند» به تهیه کنندگی «استیو رورند» و «مارتین ریمن» و بازی «ویلم اوداتنی»، «سندرا فریووا» و «زوشیا بورسکا» ساخته است.

اولین نمایش عمومی فیلم در بخش مسابقه فیلم‌های کوتاه سی و چهارمین جشنواره بین ‌المللی فیلم فجر بود. این فیلم هم‎چنین جایزه بهترین فیلم کوتاه سال را از دهمین جشن انجمن منتقدین و نویسندگان سینمایی ایران دریافت کرده است.

فیلم در مورد خانواده ای متشکل از پدر، مادر و دختر است که در یک جاده می رانند. تنها نکته ای که نگارنده در مورد این فیلم متوجه شد این بود که خلق و خوی لحظه ای این خانواده را با نام فیلم که «باران های گاه به گاه» است مرتبط بدانم و آن را همانند این باران ها، لحظه ای خوب و لحظه ای بد در نظر بگیرم. همین!

پرگار

این فیلم را «میثم عباسی» نوشته و کارگردانی کرده. او از بازی «حسین قادری» و «فاطمه مرتاضی» استفاده کرده و تهیه کنندگی اثر را خودش به همراه «رضا صورتی» بر عهده داشته است.

داستان در مورد پیرمردی است که دل به عشق داده اما جسم یاری اش نمی کند.

فیلم روندی کند و خسته کننده دارد اما اگر مخاطب این زمان کند را تحمل کند، با ضربه ای مواجه خواهد شد که کرختی لحظات قبل را از او دور کرده و به او شوک وارد می کند.

 

 

سمانه استاد
کارشناسی ارشد کارگردانی نمایش از دانشگاه هنر تهران