پرونده نمایش «اسکرین شات» (بخش دوم – مصاحبه با بازیگران)

 

«اسکرین شات» نمایشی به نویسندگی و کارگردانی «ندا قربانیان» است که این روزها در تالار قشقاییِ مجموعه تئاترشهر به صحنه رفته. نمایش روایتی از زندگی دو خانواده در بازه ای است  که برای ساختن یک هتل به مشهد سفر کرده اند. در بخش دوم گفتگو با عوامل نمایش اسکرین شات، سراغ بازیگران این نمایش، آقایان «مسعود بیگلری»، «محمود حقیری»، «حمیدرضا معدنکن» و « مرتضی مرادی» رفته و با آنها گپ و گفت نشسته ایم.

مسعود بیگلری (دستیار کارگردان و بازیگر)

«مسعود بیگلری» در دانشگاه، شیمی صنعتی خوانده و فعالیت تئاتری اش را از سال ۱۳۸۹ آغاز نموده است. وی از سال ۱۳۹۲ جدی تر در این عرصه ظاهر شده و چندین دوره با عناوین مختلفی از جمله نویسنده، کارگردان و دستیار کارگردان در جشنواره بین المللی تئاتر فجر حضور داشته است. او همچنین جوایز مختلفی در جشنواره های ملی و استانی به دست آورده و لقب جوان ترین کارگردان بخش بین الملل جشنواره فجر را نیز با نمایش «دریازدگی» داراست. مسعود بیگلری در نمایش اسکرین شات، علاوه بر دستیار کارگردان، در نقش «سیامک» ایفای نقش کرده است.

– با توجه به اینکه شما دستیار کارگردان اسکرین شات نیز هستید، کمی از قصه و فضای نمایش بگویید.

موضوع نمایش درباره دو شریک است که به نیت ساختن هتل، راهی مشهد شده اند. در آنجا مشکلاتی شکل گرفته و روابط پنهان کاراکترها با هم، آشکار می شود. نمایش به علت اینکه نویسنده و کارگردانش، خانم است، محوری زنانه دارد.

– اسکرین شات در جشنواره تئاتر رضوی نیز جوایز مهمی را به دست آورده و موفق ظاهر شده است.

این نمایش در جشنواره رضوی، جوایز نویسندگی، کارگردانی، دو بازیگری زن و سه بازیگری مرد به دست آورده و اولین اجرای جدی خود را در تالار قشقاییِ تئاترشهر به صحنه برده است.

– با توجه به تعداد اجراهای محدود این نمایش، با چه چالش هایی در بر روی صحنه آوردن آن رو به رو بودید؟

تعداد اجراها را خود سالن مشخص می کند. کمتر از یک ماه مانده به اجرای عموم به گروه اطلاع داده شد که با اجرای اسکرین شات در سالن قشقایی موافقت شده است. این زمان کوتاه فرصت تبلیغات را از گروه گرفت و نتوانستیم آن طور که باید کار را معرفی کنیم. تولید اثر شامل هزینه های زیادی از جمله تمرینات، ساخت دکور و هزینه های تبلیغات است. حال با توجه به شرایط اقتصادی که فعلا مردم در آن به سر می برند، آیا می توانند از مایحتاج ابتدایی خود زده و بلیت تئاتر بخرند و آن را حمایت کنند؟! این فضا باعث دوری مردم از تئاتر شده است و هر روز تولید اثر سخت تر می شود؛ چون برگشت مالی ندارد.

– «سیامک» در نمایش اسکرین شات چه ویژگی های دارد که باعث شد بازی در این نقش را بپذیرید؟

یکی از دلایل پذیرش این نقش، کمتر بودن سن نقش از سن فعلی ام است. این اختلاف هفت، هشت ساله و بازی کردن نقش یک فرد هجده ساله برایم چالش جالبی بود، فردی که دغدغه ها و افکار مرتبط با سنش را دارد. او نگاه مثبتی نسبت به مادر، پدر و اجتماعش ندارد و این نگاه را در روند نمایش نشان می دهد. به مادرش شک دارد و به اوج کنشِ با او می رسد. سیامک فردی درون گراست که در بیشتر مواقع سکوت را به حرف زدن ترجیح می دهد، اما در صحنه هایی نیز افکار و احساساتش فوران کرده و با مادرش بحث می کند.

– دلیل فوران احساسات سیامک و درگیری اش با نرگس بر سر چیست؟

در طی روند نمایش متوجه می شویم که نرگس با نوید که دوست صمیمی سیامک بوده و چند سال از او بزرگتر است، ارتباط دارد. شک سیامک به این ارتباط باعث بحث او و مادرش می شود.

– با توجه به اینکه سیامک در دوره ی نوجوانی به سر می برد و معمولا نوجوانان بسیار آنی عمل کرده و پختگی یک فرد بالغ را ندارند، از او انتظار می رود با دیدن اولین نشانه های این ارتباط، برهم زننده ی رابطه ی این دو خانواده باشد. چرا سیامک این کار را نمی کند؟

به این دلیل که می خواهد از این موضوع مطمئن شود. او به این رابطه شک دارد اما برای رسوا کردن این رابطه ی پنهان باید به یقین برسد. سیامک طلاق پدر و مادر را تجربه کرده و در این رابطه حق را به پدرش داده و با او زندگی می کند. او نمی خواهد دوباره از هم گسیختگی یک خانواده را ببیند و باعث جدایی دو خانواده که شامل جدایی نوید و ساناز نیز می شود، باشد. به همین دلیل باید ابتدا به یقین برسد.

– بازخورد مخاطبان به بازی شما در این نقش و در کل اجرای نمایش چگونه بود؟

نظرات بسیار متفاوت بود. بسیاری از دوستان سینماگر فضا را دوست داشتند، و برخی دیگر با نمایش ارتباط برقرار نکردند. در این میان تنها سعی کردیم شنونده ی نظرات متفاوت باشیم. وقتی اثری تولید شده و اجرا می شود در مرحله ای نیست که بتوان از آن دفاع کرد. تنها سعی می کنیم نظرات متفاوت را بپذیریم و تا جایی که امکان دارد نظرات درست را در طول اجرا اعمال کنیم.

– و حرف پایانی:

برای اینکه تئاتر در سبد کالای خانوار قرار بگیرد، بی شک نیاز به حمایت مسئولین مرتبط دارد. مسئولینی که حتی خود نیز در این عرصه سهیم نیستند. فکر نمی کنم آنها در سال بیش از یک یا دو نمایش ببیند. طبق گفته ی سازمان یونسکو، فرهنگ هر کشوری را می توان از پر بودن صندلی های سالن تئاترش سنجید؛ چرا که ملموس ترین هنر دنیا تئاتر است. ای کاش مسئولین ما قبل از مردم رو به سالن های تئاتر بیاورند. وقتی مسئولی خود تئاتر نمی بیند چطور می خواهد آن را به مردم عادی معرفی کند. من از همه مسئولین دعوت می کنم که به سالن های تئاتر آمده، آن را لمس کنند و بعد در راستای فرهنگ سازی اش اقدام نمایند.

محمود حقیری (بازیگر)

«محمود حقیری» بیشتر فعالیت های تئاتری اش را در شهر کرج به ثمر رسانده است. وی سال ۱۳۹۳، در نمایش «شیرین به روایت امروز» به کارگردانی «محمد شهبازی» در تماشاخانه سنگلج، حضور داشته و پس از آن در نمایش های متعددی به کارگردانی «ندا قربانیان» به روی صحنه آمده است. از جمله ی این نمایش ها می توان به «ساده با تو با یک ترانه» و «عموزاده ای از ناکجا» اشاره کرد. وی همچنین در فیلم «غلامرضا تختی» نیز حضور داشته. محمود حقیری در نمایش اسکرین شات در نقش «رحمان» بازی می کند.

– بازیگری را از چه زمانی و چطور شروع کردید؟

برای عده ی زیادی بازیگری یک علاقه ی جدی بوده، اما برای من اینطور نبود. به صورتی اتفاقی در دوران مدرسه در چند نمایش بازی کردم. پس از آن بود که تئاتر مرا مجذوب خودش کرد و باعث شد در کلاس های بازیگری ثبت نام کنم. از همان سال اول هم فعالیت تئاتری داشتم اما در سال های اخیر حرفه ای تر آن را دنبال کرده ام.

– «رحمان» در نمایش اسکرین شات چه ویژگی های دارد که باعث شد بازی در این نقش را بپذیرید؟

«رحمان سعادتی» پدر یکی از این دو خانواده است. رحمان و سیروس شریک کاری هم هستند و برای ساختن هتلی به مشهد سفر کرده اند. در این قصه رحمان فردی مومن است که شصت سالگی را پش سر گذاشته. او شخصیتی مقید و پایبند به اصول دارد اما در پایان نمایش، دورغ هایش برملا شده و شخصیت اصلی اش رو می شود. دروغ هایی که برای مخاطب نیز شوکه کننده است و نمایش را به پایان می برد.

– رحمان یکی از ریاکارترین شخصیت های این نمایش است که شوک پایانی را به مخاطب می دهد. قبل از آن نیز با سیلی ای که به صورت نرگس می زند، به گونه ای مخاطب را متعجب کرده و او را در مورد صداقت رحمان به شک می اندازد.

کارگردان و نویسنده در بخش هایی از نمایش قصد دارد به مخاطب سیلی وارد کند. این سیلی را می توان همان سیلی ای دید که رحمان در حین نمایش به صورت دخترش، نرگس می زند و در نهایت در قالب شوکی بزرگ به صورت مخاطب زده می شود.

– بازخورد مخاطبان به بازی شما در نقش رحمان چطور بود؟

بازخوردها به بازی شخصیت رحمان خوب بود و شوک پایانی برای مخاطب نیز جذاب می نمود. مهم ترین بازخوردها در مورد باورپذیر بودن این شخصیت و همذات پنداری مخاطب با او بود.

و حرف پایانی:

سپاس از شما و خسته نباشید.

حمیدرضا معدنکن (بازیگر)

«حمیدرضا معدنکن»، فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۷۸ آغاز کرد. وی در گونه های مخالف نمایشی از جمله، نمایش های خیابانی، صحنه ای، رادیویی و حتی نقالی و شبیه خوانی فعالیت کرده است. او در کارهای تصویری نیز فعال بوده و در سریال هایی از جمله «سلام آقای مدیر»، «نجوا» و «در جستجوی آرامش» بازی کرده. حمیدرضا معدنکن در نمایش اسکرین شات در نقش «سیروس» ظاهر شده است.

– «سیروس» در نمایش اسکرین شات چه ویژگی های دارد که باعث شد بازی در این نقش را بپذیرید؟

اصولا به لحاظ روند کاری ام دوست دارم کاراکترهای متفاوتی را تجربه کنم. سیروس، شخصیتی بود که بر حسب جایگاهی که در دنیای بازیگری دارم به ایفا کردن آن علاقه مند شدم. با آنالیز کردن این شخصیت متوجه شدم بازی در این نقش، مناسب حال فعلی ام بوده و آن چیزی است که باید تجربه کنم.

– گفتید شخصیت سیروس را متناسب با نیاز امروزتان در دنیای بازیگری انتخاب کرده اید. چه ویژگی این شخصیت برای شما در این برهه بازیگری مهم تر است؟

سیروس یک تیپ/شخصیت است که بازی در این نقش را برایم جذاب می کند؛ چراکه سالها از آخرین تیپ/شخصیتی که بازی کرده ام گذشته. سیروس جزء کاراکترهای اصلی محسوب نمی شود و بازی کردن در نقش های فرعی این چالش را داشت که خودم را برای بازی در آنها محک بزنم و ببینم آیا می توانم مخاطب را با خود همراه کنم یا خیر. که خوشبختانه این رضایت از سوی مخاطب اتفاق افتاد.

– سیروس در ابتدای نمایش فردی دغلباز به نظر می آید؛ اما در انتها مخاطب متوجه می شود صادق ترین شخصیت نمایش است.

دقیقا! این موضوع در صحبت هایی که در جلسات تمرین با کارگردان داشتیم نیز مطرح شد. سیروس شاید در برخی بخش ها به چشم دغلباز دیده شود، اما نشان می دهد که اگر آدم ها کار ناشایستی می کنند برای آن دلیل دارند و این موضوع نشان از بد ذاتی شان نیست. آدم ها بر حسب شرایط دروغ گفته و خیانت می کنند و این موضوع در زندگی سیروس نیز وجود دارد. او به ذات خود بد نیست و برای کارهای که می کند دلیل دارد.

– در روند تمرینات با چه چالش هایی برای رسیدن به شخصیت سیروس رو به رو بودید و چقدر هدایت کارگردان شما را به این شخصیت نزدیکتر کرد؟

سالهاست با خانم قربانیان آشنا بوده و افتخار همکاری در دو نمایش را با ایشان داشته ام. خانم قربانیان کارگردانی بسیار صبور هستند و بازیگر را رها می کنند تا خودش به شخصیت برسد و در راه این شکوفایی و خلاقیت، شاخ و برگ های اضافه را هرس می کنند. کاراکتر سیروس نیز در نسخه اولیه نمایشنامه به این شکل نبود و با صحبت ها و تعاملات ما با هم به آنچه رسید که روی صحنه دیدید.

و حرف پایانی:

حال کلی تئاتر در این روزهایی که تعریف خود را از دست داده است، خوش نیست. یکی از دلایل این ناخوشی کمبود مخاطب است. درخواست من این است که صندلی ها تئاتر را به هیچ عنوان خالی نگذاریم، چون همه امید ما تئاتری ها به حضور سبز مخاطبان است.

مرتضی مرادی (بازیگر)

«مرتضی مرادی» از سال ۱۳۷۹ و با جشنواره های دانش آموزی، تئاتر را شروع کرده و در سالهای بعد به صورت آکادمیک نزد اساتید مختلف آموزش دیده است. وی در نمایش اسکرین شات نقش «قاسم جباری» را بازی می کرد.

– «قاسم جباری» در نمایش اسکرین شات چه ویژگی های دارد که باعث شد بازی در این نقش را بپذیرید؟

قاسم جباری فردی خانواده دوست است و ارادت زیادی به مادرش دارد. در دیالوگ ها متوجه می شویم تمام تلاشش این است که مادر تحت فشار نباشد و اگر خودش دوست دارد به فروش خانه راضی شود. او حتی دنبال جایی مناسب تر برای اسکان مادر می گردد و به گمانش فروش خانه برای آسایش مادر بهتر است. از طرفی چون مادر به خاطرات این خانه وابستگی دارد، نمی خواهد او را برای فروش تحت فشار بگذارد. قاسم مردی بی شیله پیله و صادق است و تا انتها نیز این موضوع را حفظ می کند. او یک آدم عادی از بافت مردم مشهد است، همان قدر خونگرم و خودمانی و البته کمی عصبی.

– در روند تمرینات با چه چالش هایی برای رسیدن به شخصیت قاسم رو به رو بودید؟

هر شخصیتی پیچیدگی های خاص خودش را دارد. قاسم یکی از شخصیت های فرعی این نمایش است اما به اندازه ی خودش پرداخت شده و مورد شناخت مخاطب قرار می گیرد. اینکه یک فرد از خودِ وجودی اش جدا شود و در قالب شخصیتی دیگر نمود پیدا کند، کار دشواری است. او باید از نگاه فرد جدید به زندگی و اطراف خود بنگرد و خودش را به جای دیگری بگذارد.

– با توجه به اینکه خودتان از اهالی مشهد و خراسان نیستید، چگونه به لهجه و لحن مشهدی برای بازی در این نقش دست یافتید؟

از فضای مجازی بسیار استفاده کرده و البته از یکی از دوستان که اهل روستایی در اطراف مشهد هستند مشاوره گرفتم و با صدایی که ایشان برایم می فرستادند تمرین کردم. چندین بار نیز با هم صحبت کرده و تلاش کردم لهجه ام را به لهجه ی این دوست نزدیک کنم. هر چند کار آسانی نبود. کلمات در لهجه مشهدی معانی متفاوتی دارند و این موضوع یادگیری این لهجه را کمی دشوار می کند.

و حرف پایانی:

امیدوارم بیشتر از تئاتر حمایت شود و با آن مهربان تر باشم.

 

سمانه استاد
کارشناسی ارشد کارگردانی نمایش از دانشگاه هنر تهران