سگ‌ها و گربه‌ها واقعا حسودند یا ما چنین گمان می‌کنیم

دلایل عجیب و غریبی می‌گویند که در حیوانات خانگی، هم گربه‌ها و سگ‌ها حس حسادت را تجربه می‌کنند. آیا حتما باید برای تجربه حس حسادت دارای اشکال انسانی بود؟ یا می‌توانیم خصایصی مشترکی با دیگر حیوانات داشته باشیم؟ پل ثِگارد فیلسوف و دانشمند علوم شناختی و همچنین استاد بازنشسته فلسفه دانشگاه واترلو در کانادا است. او نویسنده کتاب مغز و مفهوم زندگی (۲۰۱۰) است و جدیدترین پروژه او کتاب سه جلدی تفسیری بر ذهن و جامعه (۲۰۱۹) نام دارد. ثِگارد در این نوشتار ، مطالب جالبی را درباره احساس حسادت در حیوانات خانگی بیان می‌کند و برای جا افتادن بهتر این موضوع از استدلال های علمی و مثال های قابل توجهی استفاده می‌کند. برای آشنایی با این حسودهای دوست داشتنی با آراد مگ همراه باشید.

حسادت در گربه‌ها و سگ‌ها

دوستم لااورِت، دو گربه به نام‌های جانا و پیکسی دارد. وقتی لااورِت جانا را نوازش می‌کند، پیکسی با حمله به جانا و چنگ انداختن سعی می‌کند مانع این کار شود. در قیاس با انسان‌ها، طبیعی است که رفتار پیکسی را به عنوان حسادت تفسیر کنیم، اما شاید پیکسی تلاش می‌کند بر تسلط یا تثبیت قلمرو خود تاکید کند. هیچ مطالعه تجربی در مورد گربه‌ها تاکنون وجود نداشته است تا بین حسادت و فرضیه‌های جایگزین تمایز قائل شوند، اما مطالعات در حوزه سگ‌ها ادعا می‌کنند که آن‌ها واقعا حسود هستند.

منطق مربوط به تخصیص حالات ذهنی به حیوانات غیر انسانی پیچیده است. نمی‌توانیم از استنتاج استقرایی استفاده کنیم، چون هیچ قانون کلی وجود ندارد که به ما بگوید وقتی حیوانی رفتار ویژه‌ای دارد، پس حسود است. نظریه احتمالات هم بی‌فایده است، زیرا ما پایشی را که برای محاسبه احتمال حسادت یک حیوان مورد نیاز است را نمی‌دانیم. در عوض، می‌توانیم از شکلی از استدلال استفاده کنیم که فلاسفه آن را استنتاج از بهترین توضیح می‌نامند. اگر این فرضیه بهترین توضیح را برای همه شواهد موجود مبنی بر حسادت گربه‌ها یا سگ‌ها ارائه دهد، می‌توانیم به طور محکم و مستند استنتاج کنیم.

بهترین همبستگی توضیح حسادت

عوامل متعددی در تعیین بهترین توضیح نقش دارند. نخست اینکه، هر فرضیه چگونه توضیح می‌دهد؟ برای مثال، این فرضیه که پیکسی نسبت به جانا حسادت می‌کند، توضیح می‌دهد که چرا پیکسی هر زمانی که لااورِت جانا را نوازش می‌کند، پیکسی به او حمله می‌کند. دوم اینکه، آیا فرضیات دیگری وجود دارند که می‌توانند در این میان این کنش رفتاری را بیشتر توضیح دهند؟ به عنوان مثال، شاید پیکسی فقط می‌خواهد برتر باشد، اگر چه توضیح نمی‌دهد که چرا حملات پیکسی به جانا درست در زمانی شایع است که جانا مورد توجه صاحب خود قرار می‌گیرد.

سوم، آیا قرار دارن فرضیه‌های ساده‌تر از میان فرضیه‌های جایگزین به معنای ایجاد فرضیه‌های کم‌تر نیست؟ درست مانند رمال‌ها مقدمه چینی کنیم! نمونه‌ای از فرضیه‌ی غیر ساده این است که پیکسی به جانا حمله می‌کند زیرا پیکسی از سوی موجودات فرا زمینی کنترل می‌شود، که البته در این فرضیه، به فرضیه‌های اضافی درباره وجود و رفتارهای موجودات فضایی نیاز داریم. چهارم، آیا این فرضیه از توضیحات اضافی که برای بیان چرایی درست بودن این رفتار (حسادت) مطرح می‌شود، حمایت می‌کند؟ در حالت ایده‌آل، ما می‌توانیم مکانیسم‌های روان‌شناختی و عصبی در پیکسی را شناسایی کنیم که سبب می‌شوند او حسود باشد و به جانا حمله کند. با قرار دادن تمام این فاکتورها، ممکن است بتوانیم این نتیجه را بپذیریم که پیکسی به دلیل همبستگی همه توضیحات ارائه شده درباره رفتار او، حسود است.

قبل از اینکه مشخص شود که آیا گربه‌ها و سگ‌ها حسود هستند، باید درکی از این حسادت داشته باشیم. هیچ تعریف استانداردی وجود ندارد، اما تحقیقات روانشناسی نشان می‌دهد که هر تعریف باید قابلیت این را داشته باشد که با ارائه سه جنبه از مفهوم، جابجا شود: مثال‌های استاندارد، ویژگی‌های معمول و در کنار آن توضیحات.

حسادت در حیوانات خانگی
حسادت در حیوانات خانگی

حسادت در ادبیات

نمونه‌های ادبی شناخته ‌شده‌ای از حسادت وجود دارد، از جمله در نمایشنامه ویلیام شکسپیر “اُتلو” و “‌ربه‌کا” رمانی از دافنه روموریه (۱۹۳۸)، و اغلب بزرگسالان می‌توانند نمونه‌های بسیاری از حسادت را که خود تجربه ‌کرده‌اند، به یاد بیاورند. ویژگی‌های معمول حسادت، شامل کسی است که حسود است، محبوبی که همیشه مورد حسادت قرار می‌گیرد و علت است و رقیبی که هدف حسادت و معلول است. اُتلو به این دلیل حسود است که فکر می‌کند همسرش مونا رابطه عاشقانه‌ای را با سرباز کاسیو برقرار کرده است. حسادت با غیرت تفاوت دارد، در غیرت، فقط به دو نفر احتیاج داریم در حالی که حسود بودن به رقیبی نیاز دارد که به عنوان تهدیدی برای یک رابطه محسوب می‌شود.

احساسات معمولی که با حسادت همراه می‌شوند عبارتند از ترس از دست دادن، تهدید به رابطه، ناراحتی، عصبانیت، اضطراب و ناامنی. توجه به حسادت توضیح می‌دهد که چرا مردم این احساسات را تجربه می‌کنند و به چه دلیل رفتاری می‌کنند که سبب کینه، پرخاشگری و گاهی حتی قتل می‌شود.

نخستین و ضعیف‌ترین مدرک مبنی بر این که گربه‌ها و سگ‌ها حسود هستند این است که اکثر صاحبان آن‌ها فکر می‌کنند که آن‌ها حسود هستند. مطالعه‌ای نشان داده است که ۸۱ درصد از صاحبان سگ‌ها و ۶۶ درصد از صاحبان گربه‌ها حسادتی را در حیوانات خانگی خود گزارش می‌دهند که ممکن است فرض اینکه حیوانات خانگی واقعا حسود هستند تایید شود. فرضیه دیگر این است که افرادی که به حیوانات خانگی خود زیادی وابسته‌اند در پیچیدگی ذهنی این حیوانات گاهی اغراق می‌کنند. به عنوان مثال، ۷۴ درصد از مردم گزارش می‌دهند که سگ‌ها گاهی احساس گناه می‌کنند، اما آزمایش‌های دقیق نشان می‌دهند که رفتار احساس گناه، مانند این که سگی پنجه‌های خود را روی سرش می‌گذارد، می‌تواند به خاطر ترس از مجازات باشد و این توضیح بهتری است تا احساس گناه. سگ‌ها به یک شکل رفتار می‌کنند حال آن کار بخواهد اشتباه باشد و یا نه، واقعا کار درستی انجام داده باشند.

بسیاری از صاحبان حیوانات خانگی با خود فکر می‌کنند که سگ‌ها و گربه‌ها دارای روح هستند، درست است که هیچ مدرک علمی در این باره وجود ندارد اما با توجه به دیدگاه برخورداری یکسان همه موجودات عالم از هستی و مبحث وجودی باید گفت که این موضوع درباره آن‌ها نیز صادق خواهد بود.

سگ‌ها رفتارهای مشابه‌ای را همچون کودکان زیر دو سال از خود نشان می‌دهند

تاکید بیشتر بر رفتار حسادت در سگ‌ها حاصل مطالعه‌ای است که از سوی روانشناسان، کریستین هریس و کارولین پرو وُست در دانشگاه کالیفرنیا، سن دیگو انجام شده است. آن‌ها طرحی آزمایشی را برای تشخیص شکل غیر کلامی حسادت از نوزادان شش ماهه اقتباس کردند. زمانی که مادرشان به کودک دیگری توجه می‌کرد، نوزادان واکنش‌های منفی بیشتری داشتند تا نسبت به زمانی که مادران به چیزی مثلا یک کتاب توجه می‌کردند. به همین ترتیب، زمانی که سگ‌ها متوجه می‌شوند که صاحبان آن‌ها با سگی عروسکی اما واقع گرایانه تعامل دارند، سگ‌ها پرخاشگری بیشتری به شکل گاز گرفتن و یا چسبیدن به صاحبان از خود نشان می‌دهند، به علاوه توجه بیشتری به جستجو و از بین بردن این تمایل دارند.

در مقابل، زمانی که صاحبان به کدوی شب هالووین و یا مثلا یک کتاب توجه دارند، پرخاشگری و کنجکاوی سگ‌ها به شدت کاهش پیدا می‌کند. کمی بدبینی ممکن است بگوید که سگ‌ها به سادگی به شی عجیب و غریب واکنش منفی نشان می‌دهند، به ویژه اگر سگی عروسکی باشد، اما سگ‌ها در این آزمایش متوجه نمی‌شوند که سگ‌ها عروسکی و یا بی‌جان هستند زیرا انتهای عقبی زیر دُم آن‌ها را بو می‌کشند.

حیوانات خانگی
حیوانات خانگی

با این حال، این امکان وجود دارد که رفتار سگ‌ها از چیزی غیر از حسادت نشات گیرد، به عنوان مثال تمایل به ایجاد تسلط بر سگ جدید یا خشم ناشی از به چالش کشیدن قلمرو از سوی سگ تقلبی یا جدید. مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۸ از سوی متخصص مجارستانی در حوزه رفتارشناسی حیوانات، جودیت آبدایی و همکارانش انجام داده شد که به موجب آن، آزمایش را برای کاهش تفسیرهای جایگزین تغییر دادند. اینبار سگ‌های رقیب که صاحبان به آن‌ها علاقه نشان می‌دادند، واقعی بودند و نه قلابی. در نتیجه این آزمایش، فرضیه پرخاش سگ‌ها صرفا به خاطر شی عجیب و غریب رد شد. برای اجتناب از قلمرو طلبی سگ‌ها، آزمایش‌ها در مکان ناآشنایی بجای خانه‌ی سگ‌ها انجام گرفت.

آزمایش‌ها همچنین رفتار سگ‌ها را با توجه به رقبای شناخته‌ شده و ناآشنا باهم مقایسه کردند تا با استفاده از حذف میزان پیوستگی، به کنترل مسائل تسلط بپردازند. سایر ترتیبات آزمایشی همچون واکنش‌های پرخاشگرانه سگ‌ها از حمایت، شیطنت یا خستگی نامحتمل تر به نظر می‌رسد.

محققان به این نتیجه رسیدند که سگ‌ها رفتارهای مشابه‌ای همچون کودکان زیر دو سال از خود نشان می‌دهند که قبلا به عنوان حسادت شناخته شده بودند. با این وجود، نویسندگان در مقابل این نتیجه‌گیری که سگ‌ها در آزمایش‌ها در واقع احساس حسادت را تجربه کرده اند مقاومت می‌کنند و به شکلی محتاطانه تر ترجیح می‌دهند این نتیجه را بپذیرند که سگ‌ها رفتارهای عاطفی مانند حسادت را نشان می‌دهند و نه خود حسادت را.

مکانیزم‌های روانشناسی و عصبی سگ‌ها

مکانیزم‌های روانشناسی و عصبی که سبب حسادت در سگ‌ها می‌شوند چه هستند؟ زمانی که کارآگاهان، هیات‌ منصفه و قاضیان سعی در تعیین این مساله دارند که آیا مجرمان متهم به گناه هستند یا خیر، آن‌ها این انگیزه‌ها و همچنین شواهد ارائه ‌شده از سوی این فرضیه را مورد توجه قرار می‌دهند که با آن شواهد، متهم در واقع مرتکب جنایات شده ‌است. برای مثال، این فرضیه که فرد متهم به قتل قربانی است و شواهدی مبنی بر خشم، نفرت یا حسادت نسبت به قربانی از سوی متهم وجود دارد بیشتر محتمل می‌شود. به طور مشابه، دانشمندان بیشتر مدارکی را دنبال می‌کنند که به سبب یک فرضیه توضیح داده شوند: آن‌ها همچنین سعی می‌کنند که این فرضیه را با مکانیزم‌های اساسی توضیح دهند.

چارلز داروین فقط مدرک ارائه نداد تا بگوید که گونه‌ها به تکامل رسیدند؛ او مکانیزمی اساسی برای تکامل ایجاد کرد که ناشی از تنوع، وراثت و انتخاب طبیعی بود. متعاقبا، نظریه ژنتیک، مکانیسمی برای تنوع و وراتث فراهم می‌کند و ژنتیک به وسیله مکانیزم‌های DNA از زیست‌شناسی مولکولی عمیق‌تر می‌شود.

به طور مشابه، این فرضیه که سگ‌ها حسود هستند قوت بیشتری پیدا خواهد کرد اگر بتوانیم توضیح دهیم که چرا سگ‌ها از نظر مکانیزم‌های روانشناسی و عصبی حسود هستند. مکانیسم‌های روان شناختی مربوطه حاصل دلبستگی و ترس از دست دادنند. شواهد کافی وجود دارد که حیوانات خانگی از نظر احساسی به صاحبان خود بسیار وابسته‌اند، همانطور که در پریشان حالی آن‌ها به هنگام تنها ماندن در خانه و دور از صاحبان خود بودن مشاهده می‌شود، و رفتار غم انگیزی که در برخی موارد به هنگام مرگ صاحبان از خود نشان می‌دهند. علاقه‌ای که حیوانات خانگی نسبت به صاحبان خود احساس می‌کنند، توضیح می‌دهند که چرا از توجه آن‌ها به دیگر حیوانات رنج می‌برند و این را با رفتارهای پرخاشگرانه نشان می‌دهند.

صاحبان حیوانات خانگی گزارش می‌دهند که میزان حسادت در گربه‌ها و سگ‌ها متفاوت است و این تفاوت میزان چگونگی علاقه گربه‌ها و سگ‌ها نسبت به صاحبانشان را نشان می‌دهند. این مشاهده همچنین ممکن است توضیح دهد که چرا مردم فکر می‌کنند سگ‌ها نسبت به گربه‌ها حسودتر هستند چون به طور کلی سگ‌ها نسبت به صاحبان خود وابستگی بیشتری دارند تا گربه‌ها به صاحبانشان.

مکانیسم‌های روانشناختی به طور فزاینده‌ای از نظر مکانیزم‌های عصبی عنوان شده درک می‌شوند. گشتن به دنبال مرکز حسادت در مغز انسان و دیگر حیوانات احمقانه است، زیرا احساسات و انواع دیگر شناخت شامل تعامل بین بسیاری از مناطق مغز است. با این حال، اسکن مغزی مانند تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی (fMRI) برای شناسایی حوزه‌های مغزی که برای تولید حالت‌های ذهنی مثل احساسات تعامل دارند، مورد استفاده قرار می‌گیرند.

فعال ‌سازی آمیگدال مغز، حسادت را به طور معین نشان نمی‌دهد چون با احساسات دیگر مرتبط است

به تازگی، محققان سگ‌هایی را برای ماندن در دستگاه‌های fMRI آموزش داده‌اند تا نواحی مغزی فعال در حین وظایف محوله به آنان را شناسایی کنند. مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۸ از سوی روانشناس، پیتر کوک و همکارانش در کالج جدید فلوریدا انجام شد که به موجب آن آزمایش تصویربرداری از مغز را توصیف کردند که گمان می‌رود بتواند شواهدی برای حسادت در سگ‌ها را فراهم کند. آن‌ها مغز سگ‌هایی را بررسی کردند که در حال تماشای مراقبین خود در حین دادن غذای تشویقی به سگی ساختگی بودند.

چنین پیش‌بینی شد که سگ‌ها فعال‌ سازی بیشتری را در مغز در حین تماشای این صحنه به نمایش خواهند گذاشت تا زمانی که مراقبین آن‌ها صرفا غذا را در سطل قرار می‌دهند. آن‌ها همچنین پیش‌بینی کردند که سگ‌هایی که از پیش رفتارهای پرخاشگرانه بیشتری داشتند، فعالیت آمیگدالشان بیش از سگ‌هایی است که خلق و خوی تهاجمی کمتری از خود نشان می‌دادند. هر دوی پیش‌بینی‌ها با استفاده از این آزمایش تایید شدند.

به خودی خود، این آزمایش نشان نمی‌دهد که مغز سگ اسکن شده نسبت به سگ ساختگی حسادت می‌کند، چون فرضیه‌های دیگری هم وجود دارد. ممکن است واکنش این سگ به خاطر احساس ناراحتی، رشک، ستیزگی یا بی‌عدالتی باشد نه حسادت. فعال‌ سازی آمیگدال مغز حسادت را مشخص نمی‌کند، چون با دیگر احساسات مانند اضطراب، عصبانیت، ترس و حتی برخی احساسات مثبت همراه است.

با این وجود، این آزمایش به این مرتبط است که آیا سگ‌ها حسود هستند؟ زیرا به یک مکانیزم عصبی اشاره می‌کند که می‌تواند نحوه حسادت سگ‌ها را توضیح دهد. وقتی که سگی صاحبش را در حال توجه به سگی دیگر می‌بیند، با پرتاب نورون‌ها در بخشی از مغز که با احساسات منفی و پرخاشگرانه همراه است، به وضعیت واکنش نشان می‌دهد. فعال‌ سازی آمیگدال منجر به اقدامی تهاجمی همچون خرخر کردن و گاز گرفتن در سگ می‌شود. تحقیقات بیشتری در مورد انسان‌ها و حیوانات خانگی برای ارائه جزئیات بیشتر در مورد مکانیزم عصبی حسادت مورد نیاز است، و تا همین جا هم تازه نقطه شروع ماجراست.

اعتبار مدارک دال بر حسادت در حیوانات خانگی

آیا مطالعات ذکر شده برای نشان دادن حسادت در سگ‌ها کافی است؟ وزنه سنگین اثبات این عیار کجاست؟ در محاکمه قانونی سیستم قضایی بریتانیا، که در کشورهای دیگر مانند ایالات ‌متحده و کانادا نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد، دو استاندارد مختلف برای اثبات وجود دارد. در دادرسی کیفری، دادرسی لازم است تا نشان دهد که متهم فراتر از حتی تردیدهای منطقی مجرم است. این استاندارد به خاطر قضاوت اخلاقی به کار گرفته می‌شود و بهتر از آن است که فرد بیگناه محکوم شود و به مجرم اجازه دهند برود دنبال زندگی‌اش و فرض بی‌گناهی را توجیه کنند.

در مقابل، استاندارد اثبات در پرونده‌های مدنی، تنها بر روی برتری مدارک است. اگر یک نفر از شخص دیگری شکایت کند، قضاوت براساس این که آیا شواهد به طور کلی ادعای شاکی را پشتیبانی می‌کند یا نه، انجام می‌شود و بدون نیاز به قضاوت فراتر از شک و تردید منطقی بدست می‌آید. به طور مشابه، در مباحثات علمی که در آن هیچ عواقب عملی وخیمی برای پذیرش یا نتیجه‌گیری وجود ندارد، بار مدرک باید بر اساس برتری شواهد باشد نه تردید منطقی، که در آن مزیت را می توان با انسجام توضیحی ارزیابی کرد.

ارزیابی فعلی من این است که هنوز شک و تردید وجود دارد که آیا سگ‌ها حسود هستند یا خیر. این امکان وجود دارد که رفتارهای مشاهده ‌شده از آن‌ها در زندگی عادی و تجربیات علمی ناشی از واکنش‌هایی باشد که از روی احساس تهدید رابطه و یا ترکیبی از احساسات مانند ترس، خشم و ناراحتی نباشد که همه اینها از نگاه انسانی سبب افزایش حسادت می‌شوند. با این وجود، فکر می‌کنم که بر اساس برتری مدارک به ‌دست ‌آمده از آزمایش‌های رفتاری، تصویرسازی مغزی و مشاهده عملکرد صاحبان، می‌توان چنین نتیجه‌گیری کرد که سگ‌ها واقعا حسود هستند. این فرضیه توضیح منسجم‌تری نسبت به تمام مدارک مطرح شده ارائه می‌دهد تا توضیحات ظاهرا ساده‌تر که صرفا تلاش می‌کند تا از نسبت حسادت با رفتار سگ اجتناب کند.

هوش و آگاهی حیوانات خانگی

اما نتیجه‌گیری در مورد حسادت سگ‌ها مشکلاتی دارد که به پیچیدگی شناخت حیوانات و مساله تلخ آگاهی مربوط می‌شود. نسبت دادن حسادت به حیوانات به غیر از انسان‌ها، می تواند بحث در مورد اینکه آن‌ها فاقد پیچیدگی شناختی برای حسود بودن نیستند، را به چالش بکشد. در انسان‌های بالغ، حسادت به عقیده‌ای از این قبیل نیاز دارد: رابطه من با محبوبم به خاطر علاقه‌ی او به رقیبم تهدید می‌شود. گربه‌ها و سگ‌ها حتی درکی از خود هم ندارند، همانطور که می‌توانید از ناتوانی آن‌ها در تشخیص خود در آینه متوجه شوید، از دیدن خود تعجب می‌کنند و فکر می‌کنند گربه یا سگ دیگری است. بنابراین آن‌ها حتی درکی از مفهوم کافی برای “من” ندارند، چه برسد به حس رابطه بین عاشق، معشوق و رقیب.

با این حال، مطالعات در حوزه نوزادان نشان می‌دهد که حسادت می‌تواند خیلی پیشتر از اینکه کودکان شروع به تشخیص خود در آینه کنند، در حدود ۱۸ ماهگی، بوجود آید. حسود بودن نیاز به داشتن درکی کامل از خود ندارد، تنها آگاهی حداقلی از متمایز بودن از دیگران و در نوعی رابطه عاطفی بودن کافی است. همانند کودکان، گربه‌ها و سگ‌ها هم قادر به احساس این نوع آگاهی هستند، همانطور که از روش‌های مخصوص به خود برای شناسایی بدن خود استفاده می‌کنند و بدن خود را لمس می‌کنند، برای مثال، زمانی که گربه‌ها خودشان را لیس می‌زنند تا تمیز شوند.

حیوانات خانگی حتی ممکن است نتوانند روابط خود را با صاحبان خود توصیف کنند، اما بسیاری از رفتارها نشان ‌دهنده وجود پیوندی عاطفی است. برای به چالش کشیدن این پیوند، کافی است به شکل ادراکی صاحب حیوان علاقه خود را به حیوان خانگی دیگری نشان دهد، با این رفتار تحریک هیجانی احساسات تسریع پیدا می‌کند که می‌توان گفت حداقل شبیه حسادت در انسان‌ها است.

در این نتیجه‌گیری که حیوانات خانگی حسادت را تجربه می‌کنند، از سوی مشکلات شناختی رد نمی‌شوند

استدلال مشابهی به بیان تجربه آگاهانه حسادت در حیوانات خانگی اشاره می‌کند، و بر این باور است که صرفا رفتاری حسودانه نیست. هنگامی که افراد رفتار آگاهانه را به خود نسبت می‌دهند، انسجام توضیحی این نتیجه‌گیری قوت بیشتری می‌گیرد، زیرا هر کدام از ما، طیف وسیعی از تجربیات آگاهانه از جمله درد، احساسات، افکار و خودآگاهی داریم. با وجود اعتراض رفتارگریان و سایر شکاکان در مورد هوشیاری، هیچ توضیح دیگری برای تجربیات و رفتار شما نسبت به آنچه که در واقع آگاهانه هستید و انجام داده‌اید، وجود ندارد.

توسعه دادن آگاهی به افراد دیگر ریسک بیشتری دارد، چون شما نمی‌توانید تجربیات دیگران را تجربه کنید. با این حال، شباهت‌هایی که بین رفتارهای دیگران و رفتارهای شما، و همچنین بین فرآیندهای ذهنی قابل‌ اندازه‌گیری آن‌ها و خودتان وجود دارد، بسیار محتمل است که افراد دیگر هم در هشیاری شباهت‌هایی داشته باشند. این مقایسه صرفا استدلالی ضعیف از شباهت‌ها نیست. بلکه، قیاس بین توضیحات رفتار خودتان و توضیحات دیگران، فقط این مولفه‌ است که به این نتیجه می‌رسد که بهترین توضیح آنچه دیگران می‌گویند و انجام می‌دهند این است که آن‌ها هم هشیار هستند.

این قیاس زمانی ناکارآمدتر می‌شود که سعی می‌کنیم هوشیاری را به نوزادان بسط دهیم، اما می‌دانیم که مغز آن‌ها دارای ساختارهای احساسی و عملکردی بسیار مشابه بزرگسالان است. ما دانش مشابهی در مورد دیگر پستانداران از قبیل گربه‌ها و سگ‌ها داریم، که همه آن‌ها مناطقی مانند آمیگدال و کورتکس دارند که به رشد احساسات انسانی در آن‌ها کمک می‌کنند، حتی اگر مناطق جلویی مغز انسان بزرگ‌تر باشند. ممکن است شکی منطقی وجود داشته باشد که گربه‌ها، سگ‌ها و نوزادان واقعا آگاهانه رفتار نمی‌کنند ، اما برتری شواهد نشان می‌دهد که آن‌ها این چنین نیستند. بنابراین این نتیجه‌گیری که حیوانات خانگی حسادت را تجربه می‌کنند از سوی مشکلاتی که در مورد هوشیاری و یا پیچیدگی شناخت وجود دارند رد نمی‌شود.

حسادت در گربه‌ها

آزمایش‌های ذکر شده در بالا فقط به جواب‌های این سوال می‌پردازند که آیا سگ‌ها حسود هستند یا خیر؟ و باز آیا گربه‌ها هم حسود هستند یا خیر؟. مطابق با اندازه بزرگ‌تر بدن سگ‌ها، نورون‌های مغز آن‌ها دو برابر بیشتر از گربه است. اما سازمان مغزی گربه‌ها همانند سگ‌ها و دیگر پستانداران است، بنابراین از ساختار مغز نمی‌توان انتظار داشت که تفاوتی با توجه به احساسات وجود داشته باشد.

از سوی دیگر، حدود ۲۰.۰۰۰ سال است که سگ‌ها روابط خود را با انسان‌ها تکامل بخشیدند (برای مطالعه درباره پیشنه سگ‌ها، اینجا را کلیک کنید)، و توانایی‌های ادراکی و احساسی کسب کرده‌اند که در میان گربه‌ها این توانایی‌ها وجود ندارد و با به ندرت دیده می‌شوند. سگ‌ها به طور کلی توجه بیشتری به صاحبان خود نسبت به گربه‌ها دارند، بنابراین ممکن است که بیشتر در معرض حسادت قرار بگیرند. علاوه بر این، هم برای سگ‌ها و هم گربه‌ها ممکن است با توجه به نژادها و میزان وابستگی و رفتار پرخاشگرانه که به حسادت مرتبط هستند، تفاوت‌هایی وجود داشته باشد. این تفاوت‌ها به همراه فقدان هر گونه آزمایش‌ رفتاری و عصبی است. در نتیجه نمی‌توان از وجود حسادت در گربه‌ها پشتیبانی کرد، نسبت به تشخیص حسادت در گربه‌ها نیاز به آزمایش و مطالعات بیشتری است و همچون حسادت در سگ‌ها نیست.

درباره پیکسی و جانا چطور است؟ پیکسی از نژاد برمه‌ای و نژادی شناخته شده ‌است و به خاطر محبوبیت خود در میان مردم به سگ گربه‌ای مشهور است. در مقابل، جانا از نژاد مو کوتاه بریتانیایی است، نژادی که بیشتر به دلیل تاثیر فیزیکی خود به عنوان گربه آدم‌های تنها شناخته می‌شود. شاید به همین دلیل است که پیکسی در واکنش نسبت به دریافت توجه از سوی جانا بسیار تهاجمی‌تر از او رفتار می‌کند. اما این رفتار درباره من چنین نیست، و اینطور به نظر می‌رسد که من نسبت به صاحب آن‌ها اهمیت کمتری دارم. بر خلاف شواهد علمی رو به رشدی که درباره حسادت سگ‌ها وجود دارد، درباره گربه‌ها فقط می‌توانم استنباط شخصی خودم را بیان کنم که احتمالا پیکسی هم حسود است. درباره گربه ها چیزهای زیادی هست که هنوز نمی‌دانیم.

درباره حیوانات خانگی شما اوضاع چطور است؟ آیا حسادت در سگ‌ها و گربه‌های خانگی شما هم وجود دارد؟ و یا همزیستی مسالمت آمیزی با دیگر حیوانات خانگی دارند؟

شهین غمگسار
مترجم هستم. با واژه‌ها سروکار دارم. و گاهی می نویسم.