۱۰ باور غلط در مورد برقراری تعادل میان کار و زندگی

10 باور غلط در مورد برقراری تعادل میان کار و زندگی

این روزها همه به دنبال راه هایی جهت برقراری تعادل میان کار و زندگی شان هستند. اما متاسفانه به نظر می رسد بیشتر چیزهایی که در این باره شنیده ایم غلط هستند. از این رو در این مقاله قصد داریم ۱۰ باور غلطی که در مورد ایجاد تعادل میان کار و زندگی وجود دارد و با به وجود آمدن استرس ما را به سمت شکست می کشاند را بررسی کنیم. لطفا در ادامه با ما همراه باشید.

۱- باید حتما به تعادل برسید

این بزرگترین تصور اشتباه در مورد برقراری تعادل میان کار و زندگی است. حقیقت تلخ این است که چنین تعادلی وجود ندارد. خیلی خوب می شد اگر وجود داشت، اما زندگی ما یک سیستم بی عیب و نقص نیست.

هر چه قدر هم که سخت تلاش کنید، زمان هایی هست که تعادل میان کار و زندگی شخصی تان بهم می خورد و این دو با هم تداخل پیدا می کنند. تمام شدن ساعت کاری روزانه تان، به این معنی نیست که ۱۰۰% از زندگی کاری خود بیرون آمده اید. هنوز هم ممکن است نیاز باشد به ایمیلی پاسخ دهید، یا برنامه ی خود را بازبینی کنید. اگر یک کارفرما باشید، همیشه بخشی از ذهن شما درگیر کار خواهد بود.

اگر چنین تعادلی وجود ندارد، پس راه حل چیست؟

میتا ونگاپالی، موسس و مدیر عامل Garnysh، می گوید راه حل در ادغام این دو است. شما به ادغام کردن این دو بخش از زندگی خود نیاز دارید؛ چون «رسیدن به تعادل میان کار و زندگی به معنی جدا کردن بخش های زندگی نیست، بلکه فکر کردن به آن ها به عنوان یک چیز یکپارچه است.»

به عنوان مثال زمانی که فرزندتان در حال بازی در یک مسابقه ی فوتبال است و شما برای تماشای آن رفته اید، می توانید یک تماس کاری سریع برقرار کنید. اگر نیاز دارید که به یک سفر کاری بروید، از دوستی بخواهید تا با شما بیاید.

یک گزینه ی دیگر استفاده از روش جف بزوس است. «به نظر من تعادل میان کار و زندگی چارچوب خوبی است. من کلمه ی “هماهنگی” را به کلمه ی “تعادل” ترجیح می دهم؛ زیرا تعادل نشان دهنده ی یک مصالحه ی سخت گیرانه است.» جف بزوس این سخن را به Thrive Global گفته است.

اگر بیرون از کار، زندگی شادی داشته باشید، در محیط کار پرانرژی تر و پربازده تر خواهید بود. همچنین اگر از کار خود راضی باشید، از زندگی خود خشنود خواهید بود.

زندگی باید تقسیم بندی شود

۲- زندگی باید تقسیم بندی شود

یک باور غلط دیگر این است که ما باید زندگی خود را تقسیم بندی کنیم. برای بعضی از ما این به معنی یک تقسیم بندی ۵۰-۵۰ است که در آن نیمی از زمان خود را به کار و نیمه ی دیگر را به زندگی شخصی خود در خانه اختصاص می دهیم. برای بعضی دیگر، این به معنی تقسیم کردن روز به بخش های ۸ ساعته است. ذهنیت این دسته از افراد این است که باید ۸ ساعت از روز را کار کنند، ۸ ساعت بخوابند و ۸ ساعت باقی مانده را به تفریح و فعالیت های اجتماعی اختصاص دهند.

مسئله این است که تقسیم کردن زمان به این بخش های مساوی ممکن نیست. روزهایی هست که باید ۱۰ ساعت کار کنید. در ازای آن روزهایی خواهند بود که تنها لازم است یکی دو ساعت کار کنید.

به جای وادار کردن خود به تقسیم بندی کردن زندگی تان، مناسب ترین زمان را به مهم ترین اولویت هایتان اختصاص دهید. اگر در حال نزدیک شدن به پایان مهلت تحویل پروژه ی خود هستید، ممکن است نیاز باشد ساعت های بیشتری کار کنید. ممکن است در این مدت نتوانید با دوستان و خانواده ی خود وقت بگذرانید. اما زمانی که پروژه را تحویل می دهید و با یک تعطیلات پایان پروژه ی خود را جشن می گیرید، می توانید آن زمان را جبران کنید.

۳- می توانید همه چیز را با هم داشته باشید

حتی اگر برنامه ای ریخته اید که در آن می توانید ورزش کنید، با نزدیکان خود وقت بگذرانید و کار خود را انجام دهید، باز هم در جایی دارید چیزی را قربانی می کنید. اگر من می خواهم کسب و کارم را گسترش دهم، باید برای سر زدن به تیمی که از راه دور برای من کار می کنند، یا صحبت کردن در یک کنفرانس مدام در سفر باشم. در این صورت نمی توانم با خانواده ام وقت بگذرانم.

همان طور که کریس اونیل زمانی به نیویورک تایمز گفت: «حقیقت این است که برقراری تعادل میان کار و زندگی ساده نیست. من زیاد سفر می کنم. نمی توانم به طور مرتب برای شام سر وقت به خانه برسم. روزهای یکشنبه برای من بیشتر از هرکس دیگری مقدس هستند.»

گول این را نخورید که می توانید همه چیز را با هم داشته باشید، یا هر کاری که دوست دارید انجام دهید. گاهی باید برای دنبال کردن اهداف و رویاهایتان قید چیزهای دیگر را بزنید. هر چه زودتر متوجه این شوید، سریع تر می توانید تا زمان رسیدن به اهدافتان چیز های غیر ضروری را از زندگی خود حذف کنید و در برقراری تعادل میان کار و زندگی تان موفق شوید.

۴- راه حل این کار مدیریت زمان است

من از طرفداران سرسخت مدیریت زمان هستم و در عین حال معتقدم که این باور کهنه شده است. اکثر روش های برتر مدیریت زمان قبل از اختراع اینترنت و اتصال دائمی ما به آن به وجود آمده اند.

گاهی آرزو می کنم کاش می توانستم آن را کاملا قطع کنم؛ تا از هرگونه حواس پرتی و بی برنامگی خلاص شوم. اما حقیقت این است که به عنوان یک مدیر تجاری نمی توانم کاملا از اینترنت دور بمانم. برای غلبه بر این حواس پرتی ها، باید انتخاب کنید که می خواهید زمان خود را چگونه بگذرانید. یعنی در زمان درست انرژی خود را روی کار درست بگذارید.

تکنولوژی در زمان شما صرفه جویی می کند

۵- تکنولوژی در زمان شما صرفه جویی می کند

ماشین ها قطعا زندگی ما را ساده تر کرده اند. اما هیچ تضمینی وجود ندارد که آن ها به طرزی جادویی ساعات زندگی شما را افزایش دهند. به عنوان مثال می توانید از ربات چت برای پاسخ دادن به سوالات ضروری مشتریان استفاده کنید. هوش مصنوعی می تواند پیشنهادهای هوشمندانه ای برای برنامه ریزی قرار ملاقات ها به شما بدهد.

اما شما هنوز هم باید با مشتری ها به طور شخصی ارتباط برقرار کنید و قرارهای ملاقات مهم خود را برنامه ریزی کنید. به عبارت دیگر، تکنولوژی دستیار شماست. اما نمی تواند همه ی کارها را برای شما انجام دهد. هنوز هم باید خودتان برای پیشبرد کارها تلاش کنید و به برقراری تعادل میان کار و زندگی تان بپردازید.

۶- کارمندان بیشتر از همه به تعادل میان کار و زندگی اهمیت می دهند

در حالی که کارمندان از انعطاف پذیر بودن کار خود لذت می برند، این ویژگی مهم ترین خواسته ی آن ها نیست. بیشتر آن ها می خواهند کاری معنی دار انجام دهند. به علاوه آن ها دوست دارند به رسمیت شناخته شوند و در محیطی با درک متقابل کار کنند.

تعادل میان کار و زندگی برای تیم شما ضروری است. اما اطمینان از این که اعضای تیم شما می دانند که چه فایده ای برای شرکت دارند، باعث می شود که سخت کار کردنشان به رسمیت شناخته شود و نیازهایشان به درستی درک شود. مطمئنا این موضوع تعادل میان کار و زندگی را بالاتر می برد.

۷- فرد سحرخیز همیشه رستگار می شود

من ساعت ۵:۱۵ صبح از خواب بیدار می شوم. بسیاری از افراد موفق هم همین طور هستند. ایده ی پشت این کار این است که اگر زود از خواب بیدار شوید، زمان بیشتری برای انجام کارها دارید. در نتیجه، وقت بیشتری هم برای لذت بردن از ثمره زحمات خود خواهید داشت.

اما این برای همه صدق نمی کند. بعضی از مردم هنگام شب بازدهی بالاتری دارند. همین طور اگر از صبح خیلی زود شروع به کار کنید، ممکن است خودتان متوجه نباشید، اما زمان بیشتری را به کار اختصاص می دهید. اگر در حال راه اندازی کاری جدید یا نزدیک شدن به پایان مهلت خود هستید، این کار اشکالی ندارد. اما اگر بخواهید این عادت را برای طولانی مدت دنبال کنید برایتان خطرناک خواهد بود، زیرا از کار کردن زده می شوید.

بهتر است که در حوالی اوج بازده خود کار کنید. پس اگر حدود ۱۰ صبح هوشیارتر هستید و تمرکز بالاتری دارید، ممکن است کوک کردن ساعت روی ۴ صبح برایتان مفید نباشد.

۸- هیچ وقت نیازی نیست در تعطیلات کار کنید

احتمالا یکی از بحث برانگیزترین چیزها در رسیدن به تعادل میان کار و زندگی تان این باور است که هیچ وقت لازم نیست در تعطیلات کار کنید. کارفرماها همیشه چیزهای لوکس نصیب شان نمی شود. گاهی ما باید در حالی که دیگران در تعطیلات و خوشگذرانی با خانواده شان هستند خودمان را حبس کرده و کار کنیم. بعضی از ما آنقدر عاشق کارمان هستیم که حتی زمانی که در دفتر کار خود نیستیم، هم به فکر کار کردن هستیم.

راضی بودن از زندگی، همیشه به معنی چسبیدن به مرزها نیست. اگر می خواهید کار کنید، این کار را انجام دهید. و اگر هیچ چیزی نمی تواند بیشتر از بازی کردن یک بورد گیم با اعضای خانواده حال شما را بهتر کند، پس این کار را انجام دهید و از این که آن لحظه در حال کار کردن نیستید، احساس بدی نداشته باشید.

هر چه کمتر کار کنید، شادتر خواهید بود

۹- هر چه کمتر کار کنید، شادتر خواهید بود

این که می توانید همه ی کارهایتان را در ۲۰ ساعت جمع و جور کنید به معنای شاد بودن نیست. من کسانی را می شناسم که به اندازه ی ایلان ماسک کار می کنند و بدبخت هستند؛ همینطور کسانی که مشکلی ندارند ۴۰ ساعت در هفته کار کنند.

به عبارت دیگر، مهم نیست که چند ساعت کار می کنید یا کاری که عاشقش هستید را انجام می دهید؛ بلکه مهم این است که زمان خود را با چه کیفیتی می گذرانید. این موضوع می تواند به شما در برقراری تعادل میان کار و زندگی تان کمک کند.

۱۰- همه چیز باید برنامه ریزی شده باشد

من همیشه کارها و ملاقات های ضروری را در تقویمم یادداشت می کنم. اما این نکته به این معنی نیست که شما باید همه ی زندگیتان را برنامه ریزی کنید. این کار غیر واقع گرایانه است و استرس بیشتری به زندگی شما که همین الان هم بسیار پر تنش است، می دهد. تحقیقات نشان داده اند که مردم زمانی که سرگرمی هایشان خود به خودی اتفاق می افتند خوشحال تر هستند.

پس در حالی که باید حتما از تقویم استفاده کنید تا برای زندگیتان برنامه داشته باشید، خودتان را بیش از حد درگیر آن نکنید. جاهایی را خالی بگذارید تا بتوانید آن ها را با نوشیدن یک لیوان قهوه با یک دوست یا یک استراحت مفید پر کنید و به تعادل میان کار و زندگی خود فکر کنید. موفق باشید

امیر ابوالمعصوم
با تلاش و زحمت مهندسی فناوری اطلاعات رو گرفتم اما با عشق تولید محتوا انجام میدم .