۵ پارادوکس شگفت آور سفر در زمان یا سفر به گذشته

یکی از مهیج‌ترین و شگفت‌انگیزترین  آرزوهایی که بشر در طول تاریخ داشته، سفر در زمان بوده است. فیلم‌های زیادی در این زمینه ساخته شده و کتاب‌های زیادی نیز توسط افراد مختلف نوشته شده است. در واقع بشر از زمانی که ایده سفر در زمان مطرح‌شده است تلاش‌های زیادی برای تحقق این آرزو کرده است اما تاکنون موفق به محقق سازی این آرزو نشده است. اما آیا روزی بشر خواهد توانست ماشین زمان را اختراع کند؟ بازگشت به گذشته امکان‌پذیر است؟ اگر بتوان به گذشته برگشت می‌توان تغییراتی در آن ایجاد کرد؟ و سؤالات بی‌پایان دیگری که در این بخش سعی می‌کنیم به برخی از آن‌ها پاسخ دهیم پس اگر شما هم به این بحث علاقه‌مند شده‌اید با ما همراه باشید.

در نظریه‌های نسبیت انیشتین هیچ مدرکی برای رد سفر در زمان وجود ندارد، با این وجود مفهوم سفر به گذشته یکی از بنیادی‌ترین فرض‌های فیزیک یعنی علیت را نقض می‌کند. با قوانین علت و معلولی طبیعتاً ناهماهنگی‌هایی در ارتباط با سفر در زمان به وجود می‌آید. در اینجا برخی از این پارادوکس‌ها ذکر شده‌اند که موجب بی خوابی‌های زیادی برای دانشمندان و علاقه‌مندان فیلم‌های سفر در زمان شده‌اند. پارادوکس‌های سفر در زمانی که در ادامه می‌آیند، در دو دسته اصلی قرار می‌گیرند:

۱) حلقه‌های علیت بسته، مانند پارادوکس سرنوشت و پارادوکس خودگردان، که شامل یک حلقه زمانی خود موجود هستند که در آن علت و معلول در یک دایره تکرار شونده اجرا می‌شود، اما از درون نیز با تاریخچه زمانی هماهنگ است.

۲) پارادوکس‌های هماهنگ، مانند پارادوکس پدربزرگ و سایر انواع مشابه آن مانند پارادوکس هیتلر و پارادوکس پولچینسکی، که ناهماهنگی‌های زمانی مربوط به احتمال تغییر گذشته را ایجاد می‌کنند.

۱:  پارادوکس سرنوشت

پارادوکس سرنوشت زمانی اتفاق می‌افتد که اقدامات فردی که به گذشته سفر می‌کند، بخشی از وقایع گذشته می‌شود و در نهایت ممکن است باعث رویدادی شود که او سعی در جلوگیری از وقوع آن را دارد. این موجب “حلقه علیت زمانی” می‌شود که در آن رویداد ۱ در گذشته بر رویداد ۲ در آینده تأثیر می‌گذارد (سفر به گذشته) بنابراین باعث می‌شود رویداد ۱ رخ دهد، با این حلقه از وقایع اطمینان حاصل می‌شود که تاریخ با سفر در زمان تغییر نمی‌کند و اینکه هرگونه تلاش برای جلوگیری از وقوع چیزی در گذشته نه تنها آن را متوقف نمی‌کند بلکه خود علت را ایجاد خواهد کرد. این پارادوکس نشان می‌دهد که همه چیز به همان شکلی که هستند مقدر می‌شوند و هر اتفاقی که رخ می‌دهد، باید اتفاق بیفتد.

پیچیده به نظر می‌رسد؟ تصور کنید که معشوق شما در یک تصادف رانندگی جان خود را از دست می‌دهد و شما به گذشته سفر می‌کنید تا او را از سرنوشتش نجات دهید، فقط بدانید که در حرکت خود به سمت تصادف، شما کسی هستید که او را به طور اتفاقی زیر می‌کنید. بنابراین تلاش شما برای تغییر گذشته منجر به پارادوکس سرنوشت شده است. یکی از راه‌های فهم این نوع پارادوکس این است که فرض کنید نسخه حوادثی که شما تجربه کرده‌اید در حال حاضر در نسخه‌ای از واقعیت خود سازگار قرار گرفته است و این که با تلاش برای تغییر گذشته، شما فقط به انجام نقش خود در ایجاد حادثه خواهد رسید ولی آن را تغییر نخواهید داد.

  • بازخورد در سینما

به عنوان مثال، در فیلم ماشین زمان (۲۰۰۲)، دکتر الکساندر هارتدگن شاهد این است که نامزدش توسط یک چاقوکش کشته می‌شود و او تصمیم به ساخت ماشین زمان می‌گیرد تا در زمان سفر کند و او را از سرنوشتش نجات دهد. تلاش‌های بعدی او برای نجات وی ناکام ماند، اما باعث شد او نتیجه بگیرد که “من هزار بار توانستم برگردم … و ببینم که او به هزاران روش می‌میرد.” پس از آن که قرن‌ها به آینده سفر کرد تا ببیند آیا راه حلی برای این مشکل زمانی یافت شده است، مورلاک شخصیت افسانه‌ای داستان به هارتدگن می‌گوید:

«شما ماشین زمان خود را به دلیل مرگ اِما ساخته‌اید. پس اگر او زنده بود، ماشین زمان هرگز ساخته نمی‌شد، بنابراین چگونه می‌توانید از دستگاه خود برای بازگشت و نجات او استفاده کنید؟ شما نتیجه غیرقابل اجتناب تراژدی خود هستید، همان‌طور که من نتیجه غیرقابل اجتناب شما هستم.»

فیلم‌ها: نمونه‌هایی از پارادوکسهای سرنوشت در فیلم‌ها شامل ۱۲ میمون (۱۹۹۵)، جرائم زمانی (۲۰۰۷)، همسر مسافر زمان (۲۰۰۹) و تقدیر (۲۰۱۴) است.

کتاب‌ها: نمونه‌هایی از پارادوکس سرنوشت در کتاب، آینده فوئبه و پارادوکس سرنوشت  توسط ام اس کروک.

۲: پارادوکس خودگردان

پارادوکس خودگردان نوعی تناقض است که در آن یکشی، شخص یا اطلاعاتی که به گذشته ارسال می‌شود به یک حلقه بی‌نهایت منجر می‌شود که در آن جسم هیچ منشأ قابل تشخیصی ندارد و بدون اینکه ایجاد شود وجود دارد. همچنین به عنوان یک پارادوکس هستی شناختی شناخته می‌شود، زیرا هستی شناسی شاخه‌ای از فلسفه است که به ماهیت بودن یا وجود مربوط می‌شود.

اطلاعات:

جورج لوکاس در زمان به گذشته سفر کرده و فیلم نامه‌هایی برای فیلم‌های جنگ ستارگان کسب می‌کند. وی در ادامه به زمان خود می‌آید و به کارگردانی می‌پردازد و شهرت فراوانی به‌دست می‌آورد. این مورد پارادوکس خودگردان را شامل می‌شود که اطلاعات در آن ایجاد می‌شود، زیرا فیلمنامه‌ها هیچ محل واقعی برای ایجاد یا منبع ندارند.

شخص:

پارادوکس خودگردان می‌تواند به روش‌هایی فرد را درگیر کند. مثلاً مردی ۲۰ ساله که ۲۱ سال به عقب بر می‌گردد، با یک زن ملاقات می‌کند، رابطه برقرار می‌کند و سه ماه بعد بدون آنکه بداند زن باردار است به خانه باز می‌گردد. فرزند او بزرگ می‌شود تا مسافر زمان ۲۰ ساله‌ای باشد که ۲۱ سال به عقب باز می‌گردد، با یک زن ملاقات می‌کند و غیره. رابرت هاینلین، نویسنده داستان‌های علمی تخیلی آمریکایی، داستان کوتاه و عجیبی را شامل پارادوکس جنسی در کتاب “همه شما زامبی‌ها” در سال ۱۹۵۹ نوشت.

این پارادوکسهای هستی شناختی نشان می‌دهد که آینده، حال و گذشته تعریف نشده است، بنابراین برای دانشمندان این مسئله را به وجود می‌آورد که چگونه می‌توان “اصل” هر چیزی را نشان داد. این کلمه که معمولاً به گذشته اشاره می‌کند، اینک بی معنی است. سؤالات دیگری در مورد چگونگی ایجادشی / داده و اینکه توسط چه کسی ایجاد می‌شود وجود دارد. با این حال معادلات میدان انیشتین امکان وجود حلقه‌های زمانی بسته را فراهم می‌کنند. همچنین کیپ تورن، اولین فیزیکدان نظری است که کرم چاله‌های قابل عبور را تشخیص می‌دهد و سفر به زمان گذشته را به صورت تئوری تحت شرایط خاص امکان پذیر می‌داند.

فیلم‌ها: نمونه‌هایی از پارادوکس‌های خودگردان در فیلم‌ها شامل جایی در زمان (۱۹۸۰)، ماجراجویی عالی بیل و تد (۱۹۸۹)، فیلم‌های ترمیناتور و فاصله زمانی (۲۰۱۴) است. مجموعه تاریکی نت فلیکس (۲۰۱۷-۱۹۱۹) نیز نمایش کتابی به نام “سفر در طول زمان” است که نمونه کلاسیک دیگری از پارادوکس خودگردان را نشان می‌دهد.

کتاب‌ها: نمونه‌هایی از پارادوکس‌های خودگردان در کتاب‌ها عبارت‌اند از: “این مرد را نگاه کن”، از مایکل مورکاک،”دروازه آنوبیس از تیم پاورز و “توسط خودگردانی او” از هایلین.

۳: پارادوکس پدربزرگ

پارادوکس پدربزرگ مربوط به “پاسخ‌ها خود متناقض” به تاریخچه زمان است که ناشی از سفر به گذشته است. به عنوان مثال، اگر به گذشته سفر کرده و پدربزرگ خود را به قتل رسانده باشید، هرگز متولد نخواهید شد و نمی‌توانید به گذشته سفر کنید که یک پارادوکس است. بیایید بگوییم که شما تصمیم به قتل پدربزرگ خود گرفتید زیرا او یک سلسله ایجاد کرد که جهان را ویران کرد. شما می دانید که اگر قبل از دیدار او با مادربزرگ خود، او را متوقف کنید، تمام خانواده (ازجمله شما) از بین می‌روید و جهان مکان بهتری خواهد بود. به گفته فیزیکدانان نظری، این وضعیت می‌تواند به شرح زیر باشد:

– فرضیه محافظت از زمان:

شما به سرعت به گذشته سفر می‌کنید، به سمت او می‌روید و هفت تیر را به سمت سر او نشانه می‌روید. ماشه را می‌کشید اما اسلحه شلیک نمی‌کند. کلیک! کلیک! کلیک گلوله‌های داخل محفظه در کلاهک‌های شلیک فرو رفته است. شما اسلحه را به جای دیگر نشانه می‌روید و ماشه را می‌کشید. بوم! به پدربزرگ خود اشاره می‌کنید.. کلیک کنید! کلیک! کلیک! بنابراین روش دیگری را برای کشتن او امتحان می‌کنید، اما این منجر به زخم‌هایی می‌شود که در زندگی بعدی او به بدترین چاقوکش جهان نسبت داده می‌شود. تا زمانی که توسط یک پلیس تعقیب نشوید، می‌توانید کارهای زیاد غیر مرگباری انجام دهید.

– فرضیه جهان چندگانه:

شما به سرعت به گذشته سفر می‌کنید، به سمت او می‌روید و هفت تیر را به سمت سر او نشانه می‌روید. ماشه را می‌کشید و بوم! مرگ اتفاق افتاده است. سپس به “حال” برمی‌گردید اما هرگز در اینجا وجود نداشته‌اید. همه چیز درباره شما از بین رفته است، از جمله خانواده، دوستان، خانه، دارایی، حساب بانکی و تاریخچه. شما وارد زمانی شده‌اید که هرگز در آن نبوده‌اید. دانشمندان در حال بررسی این احتمال هستند که شما یک زمان متناوب ایجاد کرده‌اید یا وارد یک جهان موازی شده‌اید.

فیلم‌ها: نمونه‌ای از پارادوکس پدربزرگ در فیلم‌ها شامل بازگشت به آینده (۱۹۸۵)، بازگشت به آینده قسمت دوم (۱۹۸۹)، و بازگشت به قسمت آینده قسمت سوم (۱۹۹۰) است.

کتاب‌ها: نمونه‌ای از پارادوکس پدربزرگ در کتاب‌ها شامل دکتر کوانتوم در پارادوکس پدربزرگ توسط فرد آلن ولف، پارادوکس پدربزرگ توسط استیون بورگاور، و آینده ضربدر سه (۱۹۴۴) توسط رنه بارژاول، اولین پاسخ پارادوکس پدربزرگ در رمان.

۴:  پارادوکس کشتن هیتلر

مشابه پارادوکس پدربزرگ که به طور غیرعادی مانع از تولد خود شما می‌شود، پارادوکس کشتن هیتلر، دلیل ما را برای بازگشت به گذشته و کشتن او پاک می‌کند. با وجود اینکه کشته شدن پدربزرگ ممکن است “اثر پروانه‌ای” محدودی داشته باشد، کشتن هیتلر عواقب بسیار گسترده‌ای را برای همه جهان به همراه خواهد داشت، حتی اگر فقط به خاطر این که شما در مدرسه به او درس داده باشید. این پارادوکس از این ایده ناشی می‌شود که اگر شما موفق شوید، در وهله اول دلیلی برای سفر در زمان وجود نخواهد داشت. اگر هیتلر را کشته‌اید، هیچ‌کدام از اقدامات او در طول تاریخ انجام نمی‌شود تا باعث شود شما بخواهید این کار را انجام دهید.

فیلم‌ها / نمایش‌ها: بهترین راه حل برای این مفهوم تاکنون در یک قسمت از منطقه گرگ و میش به نام گهواره تاریکی رخ داده است که مشکلات موجود در تلاش برای تغییر تاریخ را در خود جای داده است، با یک قسمت دیگر از دکتر به نام “بیا هیتلر را بکشیم”.

کتاب‌ها: نمونه‌هایی از پارادوکس کشتن هیتلر در کتاب‌ها عبارت‌اند از: چگونگی کشتن هیتلر: راهنمایی برای مسافران زمان توسط اندرو استنک، و رمان نوشته شده من آدولف هیتلر را کشته‌ام توسط جیسون.

۵: پارادوکس پولچینسکی

جوزف پولچینسکی، فیزیکدان نظری آمریکایی، سناریوی پارادوکس زمانی را پیشنهاد کرد که در آن یک توپ بیلیارد وارد یک کرم‌چاله می‌شود و دقیقاً به موقع از حفره دیگر آن در گذشته بیرون می‌آید به طوری که با نسخه قبلی خود برخورد کند و از ابتدا مانع ورود آن به درون کرم‌چاله شود. پارادوکس پولچینسکی توسط فیزیکدانان جدی گرفته می‌شود، زیرا در نسبیت عام انیشتین چیزی برای رد احتمال سفر در زمان، منحنی‌های بسته شبه زمان (CTC) یا تونل از طریق فضا-زمان وجود ندارد. علاوه بر این، این مزیت را دارد که مبتنی بر قوانین حرکت باشد، بدون آنکه به مفهوم غیرمتعارف آینده قابل تغییر رجوع کند. بنابراین یک روش تحقیق بهتر به دانشمندان ارائه می‌دهد تا درباره پارادوکس فکر کنند.

هنگامی‌که جوزف پولچینسکی متن پارادوکس را پیشنهاد کرد، اصل خودسازگاری نویکوف را در ذهن داشت که اساساً بیان می‌کند که هرچند سفر به گذشته امکان پذیر است، اما پارادوکس زمانی ممنوع است. با این وجود، راه حل‌هایی برای جلوگیری از ناسازگاری‌هایی که پولچینسکی پیشنهاد کرده است، تدوین شده است. این راه حل‌ها در حقیقت شامل توپ بیلیاردی است که ضربه می زند و مسیر نسخه قبلی خود را تغییر می‌دهد، اما برای جلوگیری از ورود آن به داخل کرم‌چاله کافی نیست. این راه حل مربوط به “فرضیه محافظت از زمان” است که می‌گوید برای جلوگیری از وقوع پارادوکس، تحریف احتمال رخ می‌دهد. این همچنین به توضیح این مسئله کمک می‌کند که اگر سعی کردید به سفر بپردازید و پدربزرگ خود را به قتل برسانید، همیشه چیزی اتفاق می‌افتد که آن را غیرممکن سازد، بنابراین نسخه سازگاری از تاریخ حفظ می‌شود.

کتاب‌ها: پارادوکس‌هایی از سفر در زمان توسط ریان واسرمن یک کاوش گسترده در موضوع سفر با زمان، از جمله پارادوکس پولچینسکی است.

آیا پیشگویی‌های خود محقق شونده پارادوکس هستند؟

یک پیشگویی خود محقق شونده، فقط یک حلقه علیت برای زمانی است که پشگویی واقعاً اتفاق می‌افتد. همچنین وقایع در آینده باعث اثراتی در گذشته می‌شود، در غیر این صورت پدیده به اندازه علت و معلول پارادوکس نیست. به عنوان مثال در نظر بگیرید که یک شخصیت صاحب اختیار می‌گوید که چیزی اجتناب ناپذیر، مناسب و درست است و همه را مجاب می‌کند. مردم کاملاً از طریق قدرت بیان او متقاعد شده و شروع به رفتاری می‌کنند که گویی پیش بینی در حال حاضر درست بوده است و در نتیجه آن را از طریق اعمال خود به بار می‌آورند. این را می‌توان با مثالی که شخصی بیان کرد به خوبی درک کرد:

“قطارهای مغناطیسی با سرعت بالا به‌عنوان بهترین شکل حمل و نقل از قرن ۲۱ به بعد تسلط خواهند یافت.”

سفر جت با تکیه بر کمبود منابع سوخت برای عبور از اقیانوس‌ها رزرو خواهد شد و پروازهای محلی نیز قدیمی خواهد شد. اکنون مردم شروع به برنامه ریزی در ساخت شبکه‌های قطار پر سرعت با نیروی الکتریسیته می‌کنند. زیرساخت‌ها برای تأمین قطعات مورد نیاز و پیش بینی درست می‌شد، نه به این دلیل که واقعاً اجتناب ناپذیر بود (اگرچه این یک ایده هوشمند است)، بلکه به این دلیل که مردم طوری رفتار می‌کردند که گویی درست است.

حتی در مقیاس کوچک‌تر مانند مقیاس فردی نیز جواب می‌دهد. روش اصلی برای همه آن کتاب‌های “کمک به خود” در جهان این است که اگر فکر خود را تغییر دهید که موفق هستید (پول، شغلی، دوست یابی و غیره)، پس با تقویت این اعتقاد، شروع به رفتار مانند یک فرد موفق می‌کنید. مردم متوجه می‌شوند و مانند یک فرد موفق با شما رفتار می‌کنند. این یک حلقه تقویت / بازخورد است و شما با رفتار مانند یک فرد موفق، واقعاً موفق می‌شوید.

آیا پارادوکس‌های زمان اجتناب ناپذیر هستند؟

اثر پروانه رجوعی به نظریه آشوب است که در آن تغییرات به ظاهر بی اهمیت می‌توانند در دوره‌های طولانی واکنش‌های آبشاری بزرگی داشته باشند. در نتیجه، فرضیه دستکاری زمان بیان می‌کند که پارادوکس‌های زمانی نتایج غیرقابل اجتناب سفر در زمان هستند و حتی تغییرات ناچیز ممکن است برای تغییر تاریخ به طور کامل کافی باشد.

در یک داستان، یک دیرینه‌شناس با کمک یک وسیله مسافرت در زمان، به دوره ژوراسیک سفر می‌کند تا از دایناسورهای مختلف عکس‌هایی تهیه کند. او می‌داند که نمی‌تواند نمونه بگیرد، بنابراین فقط عکس‌های باشکوهی از روی یک سکوی ثابت می‌گیرد و هیچ چیز را در محیط اطراف تغییر نمی‌دهد. دستیار وی در حال انتخاب تیغه بلند چمن زنی است، اما او را متوقف می‌کند و توضیح می‌دهد که به دلیل حضور آنها، هیچ چیزی نباید تغییر کند.

آنها کارهایی را که انجام می‌دهند تمام می‌کنند و به زمان حال باز می‌گردند، اما می‌بینند که همه چیز از بین رفته است. آنها در یک دنیای وحشی بدون هیچ انسانی ظاهر می‌شوند، و هیچ نشانه‌ای از وجود آنها وجود ندارد. آنها به کف سکوی خود می افتند که تنها چیزی است که در تمام دنیا ساخته شده است. آنها در حالی که تأسف می‌خورند می‌پرسند: “چرا؟ ما که چیزی را تغییر ندادیم! “و در پاشنه کفش دانشمند یک پروانه خرد شده وجود دارد.

اثر پروانه‌ای یک فیلم نیز هست که در آن اشون کاتچر به عنوان ایوان تربورن و ایمی اسمارت در نقش کایلی میلر بازی می‌کنند، که در آن یک مرد در دوران جوانی خود دچار بیهوشی‌هایی شده است. وی بعداً توضیح می‌دهد که در سفر به گذشته خود است و به طور خلاصه مسئولیت بدن گذشته خود را بر عهده می‌گیرد. این فیلم مسئله تغییر زمان و چگونگی انتشار پیامدهای ناخواسته را بررسی می‌کند.

راه حل‌ها

دانشمندان مشتاق هستند برای جلوگیری از پارادوکسهای ارائه شده توسط سفر در زمان، به روش‌های مبتکرانه‌ای روی‌آورند که در آن می‌توان نسخه‌ای سازگارتر از واقعیت را ارائه داد که برخی از آنها در اینجا به آن اشاره شده است، از جمله:

– راه‌حل: سفر به دلیل پارادوکس‌های زیادی که ایجاد می‌کند غیرممکن است.

– فرضیه خود درمانی: تغییر موفقیت‌آمیز در گذشته باعث ایجاد مجموعه دیگری از وقایع می‌شود که باعث می‌شود حال همچنان یکسان بماند.

– فرضیه چند جهانی یا ” جهان‌های بسیار”: یک جهان موازی متناوب یا زمان، هر بار که یک رویداد در گذشته تغییر می‌کند ایجاد می‌شود.

-فرضیه زمان پاک شده: فردی که به گذشته سفر می‌کند در زمان جدید وجود داشته باشد، اما زمان قبلی خود را پاک کرده باشد.