چقدر با جشن‌های باستانی ایران آشنا هستیم؟

دنیای امروز دنیای ناملایمات است. دنیایی است که افراد به جای شادمانی و لذت از زندگی به قدری درگیر ساده‌ترین مایحتاج زندگی شدند که حتی خود را نیز فراموش می‌کنند. تورم، بیکاری، افزایش جمعیت، کش مکشهای سیاسی آزاردهنده میان کشورها، آلودگی هوا، هجوم بی امان بیماریهای مختلف جسمی و روحی و بی نهایت معزل دیگر، به قدری بشر امروزه را درگیر کرده که کمتر کسی به فکر آرامش و آسایش روح و روان خود می افتد. اما یادآوری این مسائل تکراری چه ارتباطی به جشن‌های باستانی ایران دارد؟ اصلاً آشنایی با جشن‌های دیروز جز حسرت چه فایده‌ای برای بشر امروز دارد؟

با آراد مگ همراه باشید تا علاوه بر آشنایی با جشن‌های باستانی ایران به سوالاتمان نیز پاسخ داده شود.

ریشه واژه جشن

جشن، ریشه در یسن اوستایی دارد و معنای یسن پرستش و ستایش است و معنای ستایش و پرستشی توام با شادمانی و سرور از آن دریافت می‌شود.

ایرانیان باستان برای هر روز سال نامی داشتند. در میان نام‌هایی که بر روی روزهای سال گذاشته شده بود نام ماه‌ها نیز وجود داشت. مثلاً روز اول هر ماه اورمزد، روز دوم وهمن، روز سوم اردیبهشت روز چهارم شهریور، روز پنجم سپندارمزد روز ششم خورداد روز هفتم اَمرداد و الی آخر.

و هر روز سال که با نام آن ماه یکی می‌شد در آن روز جشنی برپای می‌کردند. مثلاً در روز مهر از ماه مهر جشن مهرگان، در روز اسفند از ماه اسفند، جشن اسفندگان و …. علاوه بر این جشن‌ها، ایرانیان باستان جشن‌های بزرگ دیگری نیز داشتند که برخی از آنها چون نوروز، جشن سده و جشن شب چله برای ما به یادگار مانده است. در ادامه به ترتیب به توصیف جشن‌های باستانی ایران می‌پردازیم.

جشن نوروز

اورمزد روز از فروردین ماه (۱ فروردین ماه خورشیدی)

از میان جشن‌های بسیاری که در دوران باستان برگزار می‌شد اصلی‌ترین آن جشن زیبای نوروز است که چون امانتی زیبا به دست ما رسیده است.

ایرانیان باستان در نخستین روز از فصل بهار همزمان با رویش دوباره طبیعت به شادمانی می‌پرداختند. زرتشتیان سه سینی از سبزه به نماد اندیشه،  گفتار و کردار نیک بر سفره هفت سین می‌گذاشتند و معتقد بودند برکت و فراوانی با خود به همراه می‌آورد. رنگ سبز رنگی ملی برای ایرانیان بوده و نماد امرداد امشاسپند است. آنها کتاب اوستا و شمع بر سر سفر می‌گذاشتند. اوستا نماد اهورامزدا و شمع نمادی از اردیبهشت است.

سمنو نماد زایش و باروری گیاهان، سنجد سرچشمه دلدادگی، سیر و سرکه نماد پاکیزگی، آب نماد خورداد اَمشاسپند، سیب سرخ نماد سپندارمزد و سکه نماد شهریور و شهریاری است که بر سر سفره‌های هفت سین جای می‌گرفت.

شیر و تخم مرغ نیز نمادی از وَهمن بود که بر سفره می‌گذاشتند. علاوه بر اینها زرتشتیان شیرینی و نقل و سبزی و نان و پنیر و آینه نیز بر سفره‌ها قرار داده و معتقد بودند این خوراکیها نماد داده‌های اهورایی است و تنها نباید بر گذاشتن موادی با حرف سین بر سفره پافشاری داشت. آنها در ورودی خانه و در پایین چهار  چوب در کمی آویشن می‌ریختند که نشان می‌داد جشن  و شادی در آن خانه برقرار است.

نیایش در در نیایشگاها و دید و بازدید از دیگر رسومات زیبای جشن نوروز است که با اندکی تغییر همچنان در گوشه و کنار این سرزمین پهناور پابرجاست.

زادروز اَشو زرتشت

خورداد روز از فروردین ماه، (۶ فروردین ماه خورشیدی)

در این روز همزمان با فرمانروایی لهراسب، اَشوزرتشت از مادری به نام دُغدو زاده شد و به نام خانوادگی پدر، نام او را زرتشت اِسپنتمان گذاشتند. او در کنار رودی که به دریای چی چَست می‌ریخت متولد شد. او در این روز همزمان با فرمانروایی گشتاسب کیانی از سوی خداوند به پیامبری برگزیده شد.

جشن اَردیبهشتگان

اردیبهشت روز از ماه اردیبهشت (۲ اردیبهشت ماه خورشیدی)

از ویژگیهای جشن اردیبهشتگان نیازردن چهار گوهران بود. آنها معتقد بودند که دراین روز نباید چهار گوهر آب، باد، خاک و آتش را آلوده کرد و علاوه براین چهار عنصر، جامه و روان را نیز باید پاک نگه می‌داشتند.

 ایرانیان باستان در این روز لباسی تمیز و سفید می‌پوشیدند و با خواندن اَردیبهشت یسن در نیایشگاها به نیایش اَهورامزدا می پراختند. این جشن همچنان  در میان زرتشتیان رایج است.

جشن باستانی خوردادگان

خورداد روز از ماه خورداد (۴ خرداد ماه خورشیدی)

خورداد به معنای رسایی و کمال است. در این روز ایرانیان باستان به کنار رود، چشمه و یا ساحل دریا رفته و علاوه بر سپاسگزاری از خداوند (اَهورا مزدا)، روز خود را به شادی و تفریح در کنار خانواده و دوستان می‌گذراندند. از زیبایی‌های این روز پیشکش کردن گل یاس و یا نیلوفر به عزیزان بود.

زیارت پیر سبز، پیر چک چک

۲۶ خورداد باستانی (۲۴ خرداد ماه خورشیدی)

زیارتگاه پیر سبز، آرامگاه یکی از شاهدختهای ساسانی به نام حیات بانو است که دختر یزدگرد سوم است. این نیایشگاه یکی از مقدس‌ترین مکانهای زرتشتیان است و آنها هر ساله  از بیست و چهارم تا بیست و هشتم خرداد ماه خورشیدی برای انجام مراسم در این مکان گرد هم جمع می‌شوند. این نیایشگاه در دل صخره‌ای در ۴۵ کیلومتری اردکان یزد قرار دارد.

زیارتگاه پیر سبز

جشن تیرگان

روز تیر از ماه تیر (۱۰ تیرماه خورشیدی)

سیزدهمین روز ماه باستانی به نام تیر یا تیشتَر نامگذاری شده است. تیشتر در بارش باران نقش دارد. این جشن یکی از بزرگترین جشن‌های باستانی ایران است.

روایات گوناگونی درمورد جشن تیرگان وجود دارد. طبق یکی از روایات این روز روزی است که آرش تیر را از چله کمان رها کرد تا مرز ایران و توران مشخص شود. این تیر بر کنار رود جیحون فرود آمد و مرز بین ایران و توران تعیین شد.

طبق داستانی دیگر در دوره ساسانیان و همزمان با پادشاهی فیروز، ایران دچار خشکسالی شد و این خشکسالی هفت سال به طول انجامید. در این روز مردم به سمت بیابانها رفتند و با نیایش از پرودگار طلب باران کردند. خداوند نیز دعای بندگان را بی جواب نگذاشت و بارش رحمت الهی شروع شد.

نبرد بین تیشتر و اپوش نیز از داستان‌های اساطیری است که به این روز مرتبط است.

در این روز به شکرانه نعمت حیات بخش آب، خانه را آب و جارو کرده و لباسی نو بر تن می‌کردند و به کنار چشمه و رود رفته آب تنی می‌کردند و بر یکدیگر آب می‌پاشیدند.

از دیگر زیبایی‌های این جشن دستبند زیبای تیرو باد است. ایرانیان باستان در این روز ابریشم هفت رنگ را با سیم نازکی به هم بافته و دستبندی به نام تیر و باد درست می‌کردند که نماد رنگین کمان و کمان آرش است. آنها این دستبند را در صبح روز تیر از ماه تیر به  دست بسته و ده روز بعد یعنی در روز باد، همزمان با فرود آمدن تیر آرش بر درختی در کنار رود جیحون به باد می سپرند.

دستبند تیروباد

اَمردادگان

روز اَمرداد از ماه امرداد (۳ مرداد خورشیدی)

اَمرداد یا اَمرتات واژه‌ای اوستایی است و به معنای بی مرگی و جاودانگی می‌باشد. متاسفانه امروزه به اشتباه الف آن برداشته شده و به این ماه مرداد می گویند که به معنای مرگ و نیستی است.

اَمرداد یکی از جشن‌های باستانی ایران است. ایرانیان در این روز به باغها و مزرعه‌ها رفته و روز را به شادی، جشن و سرور و نیایش به درگاه اهورامزدا و سپاسگزاری از نعمتهای او می‌گذراندند.

جشن شهریورگان

روز شهریور از ماه شهریور (۳۰ مرداد ماه خورشیدی)

معنای شهریور در زبان پهلوی به معنای شهریاری و حکومت است. شهریور در عالم روحانی نماد قدرت و نیرو در عالم جسمانی، نگاهبان فلزات است. ایرانیان باستان این روز را نیز چون دیگر جشنها به شادی، سرور، نیایش و سپاس گذاری به درگاه خداوند می‌گذراندند.

جشن مهرگان

روز مهر از ماه مهر (۱۰ مهر ماه خورشیدی)

جشن مهرگان یکی از مهمترین جشن‌های باستانی ایران بود که از نظر اهمیت در مقام دوم، بعد از نوروز قرار داشت.

 این جشن در نیمه دوم سال برگزار شده و زمانی است که تابستان و گرما رخت بر بسته و خنکای معتدل و دلپذیر پاییز آغاز می‌شود. این جشن مرتبط با ایزد مهر است که به معنای محبت، عهد و پیمان و نور خورشید است.

بر طبق روایتهای موجود در این روز فریدون، شاه پیشدادی به رهبری کاوه بر ضحاک پیروز شد و او را در کوه دماوند به بند کشید و تاج پادشاهی را بر سرگذاشت. در این روز ایرانیان جشنهای بزرگی برپا کرده و با میوه تازه از میهمانان پذیرایی می‌کردند.

جشن آبانگان

روز آبان از ماه آبان (۴ آبان ماه خورشیدی)

آبانگان یکی دیگر از جشن های باستانی ایران است. آبان به معنای هنگام آب است. این جشن نیز پیوند مستقیم با آب دارد.

دو روایت در مورد این جشن موجود است. طبق روایتی پس از جنگ بین ایران و توران  افراسیاب دستور داد کاریزها را پر کنند. با تمام شدن جنگ، زو پسر تهماسب دستور می‌دهد کاریزها لایروبی شوند  و با این کار آب در نهرها جریان می‌یابد و ایرانیان این روز را جشن می‌گیرند.

طبق تعریفی دیگر پس از هشت سال خشکسالی در چنین روزی باران می‌آید و زمین سیراب می‌شود. در این روز زرتشتیان به آدریانها رفته و با خواندن بخشی از اوستا که آبزور نام دارد به ستایش اهورامزدا و درخواست فراوانی آب می‌پردازند و پس از آن این روز را به شادمانی و پایکوبی می‌گذرانند.

جشن آذرگان

روز آذر از ماه آذر (۳ آذر ماه خورشیدی)

آذر به معنای آتش است و یکی دیگر از چهار گوهر آفرینش محسوب می‌شود که برای زرتشتیان بسیار مقدس بوده و قدرت پاک‌کنندگی دارد. پوشیدن لباس تمیز، خواندن نیایش آتش و شادمانی از برنامه‌های این روز است.

جشن شب چله

خورداد روز از آذر، (۳۰ آذر ماه خورشیدی)

جشن شب چله یکی از باشکوه‌ترین جشن‌های اجدادی است که در رده مهم‌ترین جشن‌های باستانی ایران قرار دارد.

جشن زیبای شب چله نسل به نسل ناملایمات تاریخ چون حمله اسکندر، تازش اعراب و یورش مغولان را طی کرده و به ما رسیده است. ایرانیان باستان به دانش بالایی در گاهشماری رسیده و فهمیده بودند که نخستین شب زمستان بلندترین شب سال است. این شب در باور ایرانیان شب تولد ایزد مهر بوده و ایرانیان این شب را در کنار هم به شب نشینی، فال، داستان گویی خوردن تنقلات و… به صبح می‌رساندند و بر این باور بودند که شب هر چقدر هم طولانی باشد سرانجام نور و روشنایی پیروز میدان است.

جشن دیگان

دی به معنای دادار و آفریدگار است و در برخی اسناد اوستایی از واژه دی به جای واژه اهورامزدا استفاده شده است. جالب است بدانیم که در تقویم ایران باستان ۴ روز از هر ماه به نام دی نامگذاری شده و در دیماه چهار بار جشن دیگان برگزار می‌شود.

نخستین روز، هشتمین روز، پانزدهمین روز و بیست و سومین روز از دی ماه باستانی این جشن برپا می‌شود. البته در تقویم خورشیدی امروزی این چهار روز جابه‌جا شده است. در گذشته در نخستین جشن دیگان حاکم شهر با مردم دیدار داشت.

جشن بهمنگان

روز وهمن از ماه بهمن (۲۶ دی ماه خورشیدی)

بهمن یا وهومن به معنای اندیشه نیک است. بهمن یکی از نزدیکان درگاه اَهورامزداست و پیامهای اَهورامزدا را به اَشوزرتشت منتقل می‌کند. (مانند جبرئیل در دین اسلام)

وهومن نگهبان چهارپایان است. در جشن بهمنگان، کشتار حیوانات و خوردن آنها ممنوع است و عده‌ای نیز این پرهیز را تا آخر ماه بهمن ادامه می‌دهند. این جشن در حمایت از مردان درستکار برپا می‌شود.

جشن چهارشنبه سوری

چهارشنبه سوری جشنی در آخرین چهارشنبه سال است که با آداب و رسوم بسیاری همراه است. در مورد این جشن، میان محققین اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد. عده‌ای آن را جشنی باستانی ندانسته و معتقدند پریدن از روی آتش با باور زرتشتیان و احترام به آتش منافات دارد.

عده‌ای دیگر نیز آن را یادمان گذر سیاوش از آتش دانسته و برخی به قیام مختار و عده‌ای به قیام ابومسلم خراسانی نسبت می‌دهند. احتمال آن می‌رود که این جشن در پیش از اسلام در اواخر زمستان انجام می‌گرفت و پس از اسلام به روز چهارشنبه انتقال پیدا کرد، زیرا در نظر اعراب چهارشنبه، روزی نامبارک است.

 سده

روز مهر از ماه بهمن (۱۰ بهمن ماه خورشیدی)

این جشن نیز مراسم بسیار باشکوهی دارد اما تنها در میان زرتشتیان برگزار می‌شود. سده نیز نبرد نور و تاریکی است. در مورد پیشینه این جشن روایات گوناگون وجود دارد. فردوسی در شاهنامه آن را مربوط به زمان پادشاهی هوشنگ می‌داند و ابوریحان آن را به زادگان کیومرث نسبت می‌دهد که در این روز صد تن شده و یکی را پادشاه کردند.

طبق تقسیم فصلی در ایران باستان، آغاز فروردین تا پایان مهر تابستان بزرگ و از اول آبان تا پایان اسفند زمستان بزرگ بود و این جشن در صدمین روز از زمستان بزرگ برپا می‌شد.

جشن سده

در این مراسم هیزمی عظیم گردآوری شده و همه مردم به دور آن حلقه می‌زنند. موبدان با زمزمه اوستا از چهار سو این آتشها را روشن می‌کنند و همزمان با پا گرفتن شعله‌های آتش، جشن و پایکوبی آغاز می‌شود و موج نور و گرما جمعیت را بر سر شوق می‌آورد. برخی نیز به نشانه خیر و برکت، بخشی از خاکستر این آتش عظیم را برمی دارند.

 جشن سپندارمذگان

پنجمین روز از اسفند باستانی (۲۹ بهمن ماه خورشیدی)

سپندارمذگان یکی دیگر از جشن‌های باستانی ایران است که در پاسداشت زن و زمین برگزار می‌شد.

 زمین مانند زن نقش بارداری و باروری را به عهده داشته و برکت و زایش و زندگی را به دنبال دارد. این جشن برای گرامیداشت زنان برگزار می‌شد و امروزه نیز در میان ایرانیان جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده و عده‌ای از فرهنگ دوستان در تلاشند تا این جشن اصیل ایرانی را جایگزین جشن ولنتاین غربی کنند.

گاهان بار

علاوه بر جشن‌های باستانی ایران که ذکر آن رفت ایرانیان مراسمی نیز تحت عنوان گاهان بار داشتند. گاهان بار از آیین‌های موسمی زرتشتیان است. طبق اساطیر ایرانی آفرینش در شش مرحله انجام گرفت که در این شش مرحله به ترتیب آفرینش آسمان، آب، زمین، گیاه، جانوران و انسانها اتفاق افتاد.

 در مراسم گاهان بار جشنی برپا می‌شود که به همه تعلق دارد و ناتوان و توانگر در آن شرکت می‌کنند. داد و دهش و خواندن اوستا از ویژگیهای جشن گاهان بار است.

حال که با تعداد بسیاری از جشن‌های باستانی ایران آشنا شدیم دریافتیم که اینهمه جشن و شادی تنها از سر بی خیالی و سرخوشی نبوده است. از بدو آفرینش، انسان همیشه درگیر مشکلات و مسائل متعددی در زندگی بوده است و مبارزه‌ای بین داشتن یک زندگی بدون دغدغه با مسائل سخت و پیش بینی نشده وجود داشته است. ایرانیان اصیل از این مبارزه به نبرد بین خیر و شر و نبرد بین تاریکی و روشنایی یاد کرده‌اند.

آنها معتقد بودند که هر چیزی که نتوان نام خیر و خوبی را بر آن گذاشت پس شر و پلیدی است و باید با آن مبارزه کرد و برای این مبارزه راه‌های متعددی داشتند که یکی از آنها برگزاری جشن‌ها بود. آنها به این واقعیت بزرگ دست یافته بودند  که با نشاط، شادمانی و سپاسگزاری به خاطر نعمتها می‌توان راه را بر غم و اندوه و مشکلات بست و مسیر خیر و خوبی را هموار کرد، چیزی که علم روانشناسی امروز تازه به آن دست یافته است.

مقاله های مرتبط:

نمادهای خیر و شر در اساطیر ایرانی

حال به نظر شما ما باید جشن‌های باستانی نیاکانمان را احیاء کنیم و یا تنها به شناخت آنها اکتفا کنیم؟

آیا احیاء این جشن‌های زیبا که ریشه آن سپاسگزاری از نعمتهاست، تاثیری در بهبود زندگی بشر امروز دارد؟

مائده معیری
دانش آموخته ایرانشناسی، عاشق سفر و قلم