گوردخمه ؛ آرامستانی در قلب کوه

نقش رستم

نام آرامستان که به میان می‌آید همه یاد گورهایی می‌افتند که چند متر در دل زمین کنده شده است. جایی در دل خاک که آرامگاه ابدی همه انسان‌هاست. اما جالب است بدانیم که گورهایی وجود دارد که نه در دل زمین بلکه بر فراز کوه‌ها ساخته شده‌اند. به این آرامگاه‌ها که غالبا مربوط به دوره ماد و هخامنشی است گوردخمه می‌گویند.

با آراد مگ همراه شوید تا گشت و گذاری در این آرامستان‌های مرتفع داشته باشیم.

به معماری ایران که رجوع می‌کنیم در سرتاسر دوره‌های پیش از تاریخ و تاریخی با معماری‌های شگرفی روبه رو می‌شویم که هر کدام از آنها دنیایی از دقت، ظرافت و خلاقیت را پیش چشمانمان به نمایش می‌گذارند.

اما این معماری های شگفت انگیز تنها مربوط به دوران حیات نیاکانمان نبود، آنها برای مرگ و جایگاه ابدی نیز ارزش ویژه ای قائل بودند. وجود گورهای گوناگون یافت شده در نقاط مختلف ایران، با معماری خلاقانه نشان از جایگاه مرگ و رستاخیز در فرهنگ اصیل ایرانی دارد.

گوردخمه چیست؟

در میان تنوع گورهای گوناگون که در مقاله‌ای جداگانه به آن خواهیم پرداخت آرامستانهایی وجود دارد که به آنها گوردخمه یا آرامگاههای صخره‌ای می‌گویند.گوردخمه‌ها آرامگاه‌هایی هستند که بر سینه کوه و یا در دل صخره‌های بلند تراشیده شده‌اند. در مورد قدمت گور‌دخمه‌ ها میان محققین اتفاق نظر وجود ندارد.

نقش رستم

رومن گیرشمن درباره گوردخمه‌های مادی می‌گوید: «تقریبا مسلم است که این آرامگاه‌ها و دخمه‌ها متعلق به سلاطین مادی بوده است. با این حال نمی‌توان هر یک از آنها را به پادشاه به خصوصی نسبت داد. این آرامگاهها احتمالا متعلق به نیمه دوم قرن هشتم تا اواخر قرن هفتم پیش از میلاد بوده، برخی هم تصور کرده‌اند که از آرامگاه‌های آسیای صغیر یا اورارتوها تقلید شده‌اند و ممکن است این فرض صحیح باشد.»

چرا گوردخمه‌ها در دل کوههای سخت کنده شده‌اند؟

شاید یکی از اصلی‌ترین دلایل ایجاد گوردخمه ها تقدس کوه در فرهنگ ایرانی و غیر قابل دسترس بودن آن است. از سوی دیگر کوه نماد مقاومت و ایستادگی است. کوهها از گذشته مکانی امن برای برپایی مراسم آیینی و نیایش بوده‎اند و تدفین بر بلندای آن علاوه بر امنیت متوفی و دور کردن پیکر از دستبرد  و آسیب، نشان از جایگاه رفیع متوفی داشته  است.

 از گوردخمه های دوره هخامنشی اطلاعات بیشتری موجود است و همه آنها به سلاطین و شاهزادگان تعلق داشته است. از این رو پیش بینی می‌شود که اکثر گوردخمه‌های دوران ماد نیز متعلق به سلاطین و بزرگان باشند.

تفاوت دخمه، گوردخمه و استودان

در برخی از منابع به اشتباه از گوردخمه به عنوان دخمه و گاهی استودان نام می‌برند. پیش از تفاوت این سه مورد با یکدیگر بد نیست بدانیم که ایرانیان باستان ارزش و جایگاه ویژه‌ای برای خاک قائل بودند و هرگز خاک را نمی‌آلودند.

در باور آنها متوفی ناپاک است و با دفن آن در دل خاک، زمین آلوده می‌شود. بنابراین مکان‌هایی به نام دخمه و استودان ایجاد می‌کردند. دخمه‌ها فضاهایی روباز بر بلندای کوه یا مکانهای مرتفع در خارج از شهر بودند که اجساد را در آنجا قرار می‌دادند تا به مرور زمان و توسط پرندگان و حیوانات تجزیه شود. پس از تجزیه شدن  کالبد مرده، استخوان‌ها را به استودان‌ها منتقل می‌کردند.

دخمه خاموشان

استودان در لغت به معنای جایگاه نگهداری استخوان است. استودان‌ها حفره‌هایی کوچک بودند که در دل کوه یا صخره ایجاد می‌شدند و استخوان‌های مردگان از  دخمه به آنجا منتقل و در آنجا نگهداری می‌شد.

در واقع استودان دارای ظاهری بسیار ساده  بود و از ابعاد کوچکتری نسبت به گوردخمه برخوردار بود.

استودان

 اما گوردخمه‌ها آرامگاه‌های هستند که چون اتاقکی در دل کوه تراشیده شده و یک یا چند قبر درون آن وجود دارد. درون بر خی از این گوردخمه‌ها فضای مناسبی برای حضور افراد و برپایی مراسم آیینی تعبیه شده است و برخی از آنها با حجاری های بسیار زیبایی تزئین شده‌اند.

تقسیم بندی گوردخمه‌ها

گوردخمه‌ها از معماری جالب توجهی برخوردار بوده و به سه دسته کلی تقسیم می‌شوند:

گوردخمه‌های مادی، گوردخمه‌های هخامنشی و گوردخمه‌های پس از هخامنشی

ویژگی گوردخمه‌های مادی

گوردخمه‌های دوره ماد  بر اساس نمای ورودی به چند دسته تقسیم می‌شوند:

دسته اول: این گوردخمه‌ها ‌ساده‌اند و ورودی آنها به شکل مربع یا مستطیل است و در نمای آنها از ستون یا نیم ستونی استفاده نشده است. این شکل از گوردخمه‌ها بیشتر در منطقه کردستان قرار دارند.

دسته دوم: در این دسته از گوردخمه‌‎ها در نمای ورودی آنها از ستون‌های آزاد استفاده شده است. گوردخمه های فخریکا، دکان داوود و کورخ کیچ در این دسته جای می‌گیرند.

دسته سوم: گوردخمه‌های دسته سوم آثاری هستند که در دو سوی نمای ورودی آنها از نیم‌ستون استفاده شده است. مانند گوردخمه‌های قیزقاپان در سلیمانیه، آخور رستم نزدیک به تخت جمشید و داو دختر در فهلیان فارس.

آشنایی با تعدادی از گوردخمه‌های مادی

گوردخمه سراب صحنه (شیرین و فرهاد)

در ۶۰ کیلومتری شهر کرمانشاه و در مسیر همدان به کرمانشاه دو گوردخمه صخره ای با فاصله ای اندک از یکدیگر بر سینه کوه خودنمایی می‌کنند. این دو اثر صخره‌ای در شمال صحنه و در محلی که به آن سراب می‌گویند واقع شده‌اند.

 یکی از این گوردخمه‌ها معروف به گور شیرین و فرهاد است. کردها به این منطقه شیرین گورا یا شیرین بزرگ گفته و بومیان منطقه به آن فراکن و فراتاش می‌گویند. برخی نیز این مقبره را منسوب به کیکاووس می‌دانند.

گوردخمه دیگر که به بوچکه یا شیرین کوچک معروف است با طاقی هلالی در ۱۰۰ متری گوردخمه شیرین و فرهاد قرار دارد.

مشخصات گوردخمه شیرین و فرهاد

بلندای این گوردخمه از سطح آب دربند حدود ۵۰ متر و ارتفاع آن ۱۲ متر است.

در محل ورود به مقبره شیرین و فرهاد دو ستون سنگی با ته‌ستونهای ناقوسی شکل تعبیه شده است. این ستون‌های سنگی جلوه زیبایی به این گور صخره‌ای بخشیده‌اند. بر بالای ورودی مقبره، تصویر خورشیدی بالدار کنده‌کاری شده که نماد اهورامزداست.

بعد از ایوان ستوندار دهلیزی وجود دارد که دو طاقچه در دو سوی آن ایجاد شده و محلی برای اهدای نذورات در آن تعبیه شده است. در دو سوی گوردخمه نیز دو تابوت مستطیل شکل وجود دارد که با ظرافت زیادی حجاری شده است.

در کف دهلیز یک گودی چهارگوش وجود دارد  که از طریق آن می‌توان به اتاق اصلی وارد شد. در این اتاق نیز سکویی مستطیل شکل وجود دارد که احتمالا پیکر شاه در آن  قرار گرفته و جسد نزدیکان وی نیز در تابوت‌هایی قرار دارد که در طرفین مقبره اصلی واقع شده‌اند.

گوردخمه سراب صحنه

وجود طاق شیروانی شکل، ته‌ستون‌های ناقوسی و اتاق زیرین از ویژگیهای معماری این گوردخمه  است که بعدها در دوره هخامنشی امتداد می‌یابد.

این گوردخمه در سال ۱۳۱۵ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده و از نادرترین گوردخمه‌های دوره ماد است که به صورت دو طبقه ایجاد شده است.

گوردخمه دکان داوود

دکان داوود، گوردخمه دیگری است که در فاصله ۲/۵ کیلومتری کرمانشاه به سرپل ذهاب قرار دارد.  این گوردخمه بر سینه کوه دکان داوود کنده شده  و ویژگیهای ظاهری آن تا حدودی شبیه به گوردخمه شیرین و فرهاد است.

 در زیر این مقبره تصویر مردی با پوشش مادی حجاری شده است. این مرد شاخه برسمی در دست چپ دارد و دست دیگر را به نشانه نیایش روبه بالا گرفته و احتمالا از روحانیون و مغان این دوره است.

در فضای داخلی نیز اتاق و قبری مستطیل شکل وجود دارد و با ایجاد تورفتگی، سکوهایی در داخل آرامگاه ایجاد شده که احتمالا برای اهدای نذورات کاربرد داشته است.

گوردخمه دیره

دیره گوردخمه دیگری است که در روستای دیره کرمانشاه قرار دارد. این گور در مسیر بین دیره و سر پل ذهاب قرار گرفته است. اهالی بومی به این گوردخمه فرای کن یا طاق فرهاد نیز می‌گویند.

گوردخمه  دیره نیز مانند دیگر آثار این دوره بر بلندای کوه کنده شده ولی ارتفاع آن نسبت بقیه گوردخمه‌ها کمتر است.

گوردخمه دیره

 این گور دستکند در ارتفاع ۵ متری از سطح زمین‌های اطراف کنده شده است. طول آن ۶ متر، عرض آن ۳/۲۵ متر و ارتفاعی حدود ۲/۱۵ متر دارد. در قسمت انتهایی این گوردخمه پله‌هایی وجود دارد که با گذر از آنها می‌توان به اتاق مستطیل شکل ایجاد شده در صخره وارد شد. تصویر حجاری شده‌ای نیز بر سطح یکی از دیوارها وجود داشته که به مرور زمان از بین رفته است.

گوردخمه فخریکا

 دربین راه مهاباد به میاندوآب و در شمال شرقی مهاباد، گوردخمه فخریکا قرار گرفته است. این گوردخمه ویژگیهای آثارصخره‌ای دوران مادی را دارد اما  تفاوتی که با دیگر گورهای این دوره دارد این است که ایوان تا انتها یکپارچه بوده و دیوار انتهای ایوان دیده نمی شود.

  این گوردخمه مدخل ورودی نداشته و دو ستون آزاد در اتاق مقبره و دو ستون سنگی در ایوان وجود دارد

فخریکا دو اتاقک دارد که سه قبر در اتاق انتهایی آن وجود دارد. قبر بزرگ به شکل افقی و دو قبر کوچک دیگر به شکل عمودی است. اتاق جلویی نیز احتمالا برای مراسم تدفین کاربرد داشته است.

گوردخمه فخریکا

گوردخمه داو دختر

داو دختر گوردخمه‌ای در استان فارس است که در فهلیان و در کوه اونری در آنسوی تنگ شیر جای گرفته است.

 داو دختر به معنای مادر و دختر است. دراین گوردخمه دو نیم ستون در دو سوی ورودی تراشیده شده که سر‌ستونها به شیوه ایونیک ساخته شده و حمالهای مکعبی روی آن نشان دهنده شباهت این هنر به هنر یونان است. این ارامگاه از لحاظ معماری و تزئینات با آرامگاه‌های صخره‌ای نقش رستم و تخت جمشید قابل مقایسه است.

 

از دوره ماد گوردخمه‌های بسیاری به جای مانده که ذکر همگی آنها دراین مطلب نمی‌گنجد.

 گوردخمه روانسر بر سر راه کرمانشاه به پاوه، گوردخمه قیزقاپان در دهکده سوداشی سلیمانیه (در مورد تاریخ انتساب این گوردخمه به دوره ماد اختلاف نظر وجود دارد)، گوردخمه‌های سکاوند در هرسین، گوردخمه کورخ کیج در سلیمانیه عراق، گوردخمه برد عاشقان در سرپل ذهاب، گوردخمه سان رستم در جنوب غربی کرمانشاه، گوردخمه دینور در بیستون و گوردخمه سراب قره بلاغ در شمال غربی سر پل ذهاب از دیگر آرامگاه‌های صخره‌ای منسوب به دوره ماد هستند.

گوردخمه قیزقاپان

لازم به ذکر است که دسته بندی ذکر شده بر اساس نظر هرتسفلد یکی از پژوهشگران بزرگ است که تحقیقات گسترده‌ای در گذشته در این زمینه انجام داده بود. با پژوهش‌های اخیر محققین به این نتیجه رسیده‌اند که این تاریخ گذاری‌ها معتبر نیست و نمی‌توان همه این آثار را منسوب به دوره ماد دانست. محققین، بسیاری از این آثار را متعلق به دوره هخامنشی، اشکانی و حتی ساسانی می‌دانند.

ویژگی گوردخمه‌های دوره هخامنشی

گوردخمه‌های عصر هخامنشی از معماری متفاوتی نسبت به گورهای مادی برخوردارند. این گوردخمه‌ها صلیبی شکل بوده و ورودی آنها در مرکز و در محل تلاقی دو صلیب  قرار دارد. بر روی صلیب افقی نیم‌ستونهایی ایجاد شده که زیبایی و شکوه این آرامگاه‌های مرتفع را چندین برابر کرده است.

 پیشانی این گوردخمه‌‌ها ( نیمه بالایی صلیب) شامل نقش برجسته‌هایی است که با ظرافت بسیاری حجاری شده است و در نیمه پایینی هیچگونه تزئینی وجود ندارد.

آشنایی با تعدادی از گوردخمه‌های عصر هخامنشی

یکی از اصلی‌ترین مکان‌هایی که گوردخمه‌های شاهان هخامنشی در آن گرد آمده نقش رستم است. نقش رستم در فاصله شش کیلومتری تخت جمشید و در شمال مرودشت قرار دارد.

نقش رستم

این مکان از دوره عیلامی تا دوره ساسانی از ارزش و تقدس ویژه ای برخوردار بوده است. نقشی مذهبی از دوره عیلامی، گوردخمه‌های شاهان هخامنشی و کتیبه‌های پیروزی و افتخارات ساسانی مجموعه‌ای ارزشمند است که بر سینه سترگ کوه مهر نقش شده‌اند.

گوردخمه داریوش بزرگ

این آرامگاه  که بر اساس کتیبه آن متعلق به داریوش بزرگ هخامنشی است در استان فارس و بر فراز کوه حاجی آباد نقش رستم و درارتفاع ۲۶ متری از سطح زمین واقع شده و احتمال داده می‌شود که در گذشته ارتفاع آن نسبت به سطح زمین بسیار بیشتر بوده است.

گوردخمه داریوش بزرگ

داریوش کبیر در سال ۵۲۲ پیش از میلاد بر تخت سلطنت تکیه زد و پس از ۳۶ سال سلطنت چشم از جهان فرو بست. پیکر او در این آرامگاه سنگی آرام گرفته است.

بر اساس مدارک موجود، داریوش دستور ساخت این آرامگاه را پیش از مرگش صادر نمود و ساخت این آرامگاه صخره‌ای سالها پیش از مرگش تمام شده بود.

مشخصات آرامگاه داریوش بزرگ

نمای این آرامگاه زیبا چلیپایی (صلیبی شکل است). بر پیشانی این آرامستان صخره‌ای تصویر زیبایی حجاری شده که قدرت پادشاهی را به تصویر می‌کشد. در این تصویر مردم سرزمین‌های مختلف به تعداد ۲۸ نفر در دو ردیف ۱۴ تایی اورنگی بر دوش دارند که داریوش بر فراز آن ایستاده و آتشدان شاهی در مقابلش و نماد فروهر بر بالای سرش حجاری شده است.

آرامگاه داریوش بزرگ

 داریوش لباسی پارسی بر تن دارد و کمانی در دست چپش دیده می‌شود. دست راستش را نیز به سمت آتشدان بالا آورده است.

افرادی نیز در دو طرف داریوش قرار گرفته‌اند که احتمالا از نزدیکان شاه بوده‌اند.

در قسمت بیرونی آرامگاه دو سنگ نبشته  وجود دارد که متن آن شبیه به اندرز‌نامه است و به زبان‌های عیلامی، اکدی و فارسی باستان نوشته شده است.

در این آرامگاه سه اتاقک وجود دارد که در مجموع نه قبر در آنها به چشم می خورد و گویای آن است که علاوه بر داریوش بزرگ نزدیکان وی نیز در کنارش به خاک سپرده شده اند. مقابر خانوادگی امروزی نیز با الهام از این گوردخمه‌های سلطنتی احداث شده‌اند.

در پایین آرامگاه، دو سنگ نگاره از عصر ساسانی وجود دارد. این سنگ نگاره‌ها که نقش بالایی، پیروزی بهرام دوم ساسانی را نشان می‌دهد شامل تصویر شاهانی سوار بر اسب  است که بر دشمنان خود پیروز شده‌اند.

برخی از محققین چون هاید ماری کخ در کتاب «از زبان داریوش» در مورد نقوش آرامگاه داریوش بیان می‌دارد که تمامی این نقوش رنگی بوده است. محققین با انجام آزمایشهای گوناگون به این نتیجه رسیدند که تمامی نقوش این گوردخمه با دقت و جزئیات بسیار بالایی رنگ آمیزی شده بود.

گوردخمه خشایارشا

آرامگاه خشایارشا در فاصله ۱۰۰ متری از آرامگاه داریوش بزرگ قرار دارد. ظاهر این آرامگاه نیز مانند همه آرامگاه‌های صخره‌ای دوره هخامنشی صلیبی شکل است. بر روی صفحه بالای صلیب، نمادی از ماه و فروهر حجاری شده و قسمت پایینی آن خشایارشا به تصویر کشیده شده است. او نیز مانند داریوش بر اورنگی سوار است که مردم ملیتهای مختلف آن را به دوش می‌کشند.

گوردخمه خشایارشا

این آرامگاه یک اتاقک دارد و سه قبر در آن وجود دارد. احتمالا نزدیکان خشایارشاه در کنار وی دفن شده‌اند.

آرامگاه اردشیر یکم

آرامگاه اردشیر نیز از دیگر گوردخمه‌های نقش رستم است که در سمت چپ آرامگاه داریوش بزرگ و در فاصله ۳۷ متری از آن ساخته شده است.

 این بنا نیز صلیبی شکل است و مانند آرامگاه داریوش دارای سه اتاقک است و درون هر یک از آنها یک قبر وجود دارد. تفاوت چشمگیری بین این آرامگاه و آرامگاه داریوش وجود دارد و آن نداشتن دقت و ظرافت در ساخت آرامگاه اردشیر است.

آرامگاه اردشیر یکم

بی دقتی سنگ‌تراشان در این آرامگاه موجب شده دهلیز موازی با جبهه آرامگاه در نیاید و خطای معماری در آن بسیار جلب توجه کند.

نبرد هرمز و سنگ نگاره نیمه کاره آذر نرسه از  سنگ نگاره‌هایی است که در زیر آرامگاه اردشیر قرار دارند.

گوردخمه داریوش دوم

 این آرامگاه صخره‌ای نیز دارای ظاهری صلیبی شکل است و در مقابل کعبه زرتشت قرار دارد. متاسفانه تصویر شاه در این آرامگاه مخدوش شده است و امکان قیاس آن با سایر نقوش وجود ندارد.

آرامگاه داریوش دوم

درون گور شبیه به آرامگاه اردشیر است و دهلیزها با بی توجهی و بدون دقت کنده شده و شکلی مثلثی پیدا کرده است. سه اتاقک مستطیل شکل در این آرامگاه وجود دارد که در هر کدام یک قبر قرار دارد. قبر وسط متعلق به شاه بوده و گور دیگر احتمالا متعلق به ملکه پرشیاد همسر داریوش دوم است. در مورد گور سوم محققین نظری ندارند.

نبرد شاپور دوم  نیز سنگ نگاره‌ای متعلق به عصر ساسانی است که در پایین این آرامگاه بر پهنه کوه کنده شده است. از آنجایی که این آرامگاه خصوصیات آرامگاه اردشیر را دارد و پس از آن قرار گرفته است، محققین آن را منسوب به داریوش دوم می‌دانند.

گوردخمه‌های کوه رحمت

یکی دیگر از مکان‌هایی که گوردخمه‌های سلاطین هخامنشی را در خود جای داده دامنه کوه رحمت مشرف به صفه تخت جمشید است. بر بدنه کوه رحمت دو آرامگاه با فاصله کمی از یکدیگر قرار دارند که یکی از آنها متعلق به اردشیر دوم و دیگری متعلق به اردشیر سوم است.

آرامگاه اردشیر دوم

در داخل گوردخمه اردشیر دوم،  دو قبر سنگی و در اتاق گوردخمه اردشیر سوم سه قبر سنگی وجود دارد.

آرامگاه اردشیر سوم

در ضلع جنوبی کوه رحمت نیز آرامگاه نیمه تمامی وجود دارد که متعلق به داریوش سوم است.  تنها نقشی از شاه در مقابل آتشدان در قسمت بالای آرامگاه به جای مانده و احتمالا بقیه آرامگاه با حمله اسکندر نیمه تمام باقی ماند.

 «از روی آرامگاه ناتمام داریوش سوم  در پوزه جنوبی کوه رحمت تخت جمشید که در عرض ۶ سال پادشاهی او فقط مختصری از حجاری نمای خارجی آن صورت گرفته است و موفق به اتمام آن نشده اند، می توان حدس زد که هر یک از این آرامگاهها بیش از ۱۰ سال طول می کشید تا به کلی تمام شود.»

آرامگاه داریوش سوم

گوردخمه‌های پس از عصر هخامنشی

سلوکی و اشکانی

اوج هنر ساخت آرامگاههای صخره‌ای را می‌توان در دوره ماد و پس از آن دوره هخامنشی دید. بعد از این زمان با حمله اسکندر و از میان رفتن سلسله هخامنشی و روی کار آمدن سلوکیان و اشکانیان ساخت گوردخمه رنگ باخت. در این دوران‌ها تدفین شکل جدیدی به خود گرفت و مردگان به اشکال گوناگون دفن می‌شدند.

از این دوران تدفین‌های مختلفی چون تدفین خمره‌ای، تدفین در تابوت‌های سفالی و چوبی، تدفین‌های انفرادی و جمعی و دفن اجساد به صورت جنینی، کشیده و طاق باز به جای مانده است و گوردخمه ای که متعلق به سلاطین و شاهزادگان باشد در این دوران یافت نشده است.

دوره ساسانی

در دوره ساسانی مجددا مذهب زرتشتی رونق پیدا می‌کند اما هر گز جایگاه و ارزش واقعی پیشین خود را باز نمی یابد. در این دوره تدفین بیشتر به صورت قرار دادن جسد در دخمه و در فضای باز بود. شیوه‌های تدفین دیگری چون خمره ای، چاله‌ای، سنگ چین، خشتی و… رایج بوده است.

دخمه

 به نظر برخی از کارشناسان همزیستی فرقه‌های مختلف دینی، موجب تنوع شیوه‌های دفن اجساد در این دوران شده است. از این دوران گوردخمه‌ای بر جای نمانده، اما دخمه و استودان یافت شده که  این شیوه تدفین، تا قرنها پس از حمله اعراب نیز تداوم داشته است.

 

مقاله های مرتبط:

منابع:

۱-  گیرشمن، رومن، هنر ایران در دوران ماد و هخامنشی، ترجمه عیسی بهنام، اتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم، تهران، ۱۳۷۱

۲-  سرفراز و فیروزمندی، باستان شناسی و هنر دوران تاریخی ماد، هخامنشی، اشکانی، ساسانی، انتشارات عفاف، تهران، ۱۳۸۱

۳-  حاتم، غلامعلی، گوردخمه ها در دوران ماد، فصلنامه هنر، شماره ۵۲

مائده معیری
دانش آموخته ایرانشناسی، عاشق سفر و قلم