ادبیات روسیه «معرفی ۱۰ تن از نویسندگان و شاعران بزرگ روس»

Russian writers-aradmag-023
Russian literature-ادبیات روسیه

ادبیات هر کشور نمایانگر سیطره وسیعی از تاریخ و فرهنگ آن کشور است و در مورد ادبیات روس نیز این امر صدق می‌کند؛ یکی از شاخص‌ترین نشانه‌های موجود در آثار نویسندگان و شعرای روسیه توجه آن‌ها به اوضاع اقتصادی و سیاسی جامعه است و آن‌ها به نوعی نمایندگان بزرگی از مردم جامعه‌ی زمان خود بوده‌اند که تلاش می‌کردند با انتشار آثار ادبی راه خود را در این مسیر تعیین کرده و ادامه دهند. با آرادمگ همراه باشید.

Russian writers-aradmag-001

قرون نوزدهم و بیستم از مهمترین دوره‌های ادبی در تاریخ ادبیات روسیه محسوب می‌شود که مکتب‌های ادبی مختلفی در عرصه ادبیات روسیه ظهور کردند. کشور روسیه هنرمندان بزرگی مانند آنتوان چخوف، نیکلای گوگول، فئودور داستایوسکی و… را به جهان ادبیات معرفی کرده است که آثاری به یاد ماندنی از خود به جای گذاشته‌اند.

الکساندر پوشکین «Alexander Pushkin»

الکساندر پوشکین یکی از بزرگ‌ترین شاعران روسیه است که تأثیر قابل توجهی بر ادبیات روسیه در قرن نوزدهم و بیستم گذاشت، همچنین شعر و ادبیات روسی را به مرتبه بالایی در جهان رساند. پوشکین در سال ۱۷۹۹ در خانواده‌ای اشرافی در روسیه به دنیا آمد؛ به همین جهت پوشکین تحصیلات خود را در مدرسه‌ای که مخصوص اشراف‌زادگان بود تکمیل کرد.

الکساندر پوشکین در مدرسه دانش آموز ممتازی نبود و در خانواده‌اش از وضعیت تحصیل او رضایت کافی نداشتند؛ برخلاف تصور خانواده و معلمان پوشکین دانش‌آموزی بی‌استعداد نبود بلکه او تنها به ادبیات علاقه داشت و در این زمینه از استعداد بی‌نظیری برخوردار بود.

Russian writers-aradmag-002
الکساندر پوشکین-نویسندگان روس

پوشکین در دوران تحصیل و همچنین بعد از اتمام این دوران شعرهای بسیاری نوشت که بیشتر آن‌ها به دلیل داشتن موضوعات و مفاهیم نامناسب هیچگاه منتشر نشدند. در سال ۱۸۲۰ پوشکین اولین شعر رسمی خود با نام «راسلان و لودمیلا» را منتشر کرد که این شعر نیز به دلیل طنز تلخ سیاسی منجر به تبعید او به جنوب روسیه شد.

الکساندر پوشکین از سال ۱۸۲۰ تا سال ۱۸۲۳ در جنوب روسیه زندگی کرد و بعد از گذشت مدت زمانی کوتاه زندگی در شهرهای کوچک او را آزرده خاطر و خسته کرد و راه‌های نامتعارفی مانند میخوارگی و قمار را در پیش گرفت. پوشکین در آن مدت که مجبور به زندگی در جنوب روسیه بود علاوه بر کار برای دولت با انتشار شعرهایش نیز کسب درآمد می‌کرد که این درآمد بسیار کم و ناچیز بود.

سرانجام در سال ۱۸۲۳ پوشکین به املاک خانوادگی خود بازگشت اما روزهای خوشی در انتظارش نبود؛ خانواده‌ی پوشکین املاک خانوادگی را ترک کردند و او سال‌های بسیاری را به همراه پرستار خانوادگی‌شان در آن خانه زندگی کرد؛ پوشکین از داستان‌های عامیانه‌ای که پرستار برای او تعریف می‌کرد در بسیاری از اشعار خود الهام گرفت.

Russian writers-aradmag-003

نتیجه سال‌های تنهایی و گذراندن وقت با پرستار به ثمر رسیدن بسیاری از اشعار مهم او بود که از میان آن‌ها می‌توان به تراژدی «بوریس گودونوف» و «یوجین اولگین» اشاره کرد که یوجین اولگین را می‌توان مشهورترین اثر پوشکین برشمرد. بعد از گذراندن دوره‌های سخت در زندگی پوشکین اجازه فعالیت بیشتر توسط سزار نیکلاس اول که حاکم وقت روسیه بود را گرفت و تعهد داد که در آثارش مطلبی بر علیه دولت و حکومت بیان نشود.

بسیاری از آثار ارزشمند پوشکین برای برخی از آهنگسازان اپرا مانند «میخائیل گلینکا» و «پیتر ایلیچ چایکوفسکی» الهام بخش بود. پوشکین در ماه ژانویه سال ۱۸۳۷ از دنیا رفت و مراسم بزرگ و شکوهمندی برای این شاعر، نمایشنامه نویس و منتقد ادبی روسی توسط دوستداران و طرفداران او برگزار شد.

از آثار الکساندر پوشکین می‌توان به «دختر سروان، گاوریلیادا، سوارکار برنزی، ضربه آتشین، زندانی قفقاز و…» اشاره کرد.

ولادیمیر ناباکوف «Vladimir Nabokov»

Russian writers-aradmag-004
ولادیمیر ناباکوف-نویسندگان روس

ولادیمیر ناباکوف را می‌توان شاعر و داستان نویسی بزرگ نامید که به دلیل سبک خاص، توصیفات دراماتیک و ساختار دقیق در آثارش تبدیل به یکی از مشهورترین نویسندگان عصر خود شده بود. ولادیمیر در خانواده‌ای ثروتمند به همراه چهار خواهر و برادر در سال ۱۸۹۹ در روسیه متولد شد.

از آنجایی که خانواده ولادیمیر ثروتمند بودند از هیچ کاری برای رشد و کشف استعدادهای فرزندان خود دریغ نمی‌کردند؛ ولادیمیر در کودکی مهارت‌های متنوعی مانند شطرنج و بوکس را آموزش دید و قبل از یاد گرفتن زبان روسی زبان انگلیسی را آموخت؛ اما علاقه ولادیمیر به ادبیات او را به راهی دیگر کشاند و از سن سیزده سالگی نوشتن را شروع کرد و اولین کتاب شعر او در سال ۱۹۱۴ به چاپ رسید.

پدر ولادیمیر حقوقدان و سردبیر روزنامه بود؛ ولادیمیر به دلیل انقلاب روسیه و سرنگونی دولت کمونیست به همراه خانواده به شهر لندن، انگلیس نقل مکان کردند، در همین سال‌ها نیز ولادیمیر از دانشگاه کمبریج فارغ‌التحصیل شد.

Russian writers-aradmag-005

ولادیمیر به نوشتن داستان‌های کوتاه، ترجمه، نمایشنامه و شعر مشغول بود تا اینکه در سال ۱۹۴۰ به ایالات متحده آمریکا سفر کرد و در دانشگاه استنفورد کالیفرنیا به تدریس پرداخت. در سال ۱۹۴۵ ولادیمیر به شهروندی آمریکا رسید و آثار او در مجلات معروف آن زمان منتشر می‌شد.

رمان مشهور ناباکوف «لولیتا» برای اولین بار در سال ۱۹۵۵ در پاریس منتشر شد؛ لولیتا داستان تراژدی یک استاد دانشگاه است که عاشق دختری دوازده ساله می شود؛ همچنین این رمان در سال ۱۹۵۸ در آمریکا نیز به چاپ رسید که برخی از منتقدین و مسئولان فروش و خواندن این کتاب را ممنوع اعلام کردند.

ولادیمیر ناباکوف در سال ۱۹۷۷ زمانی که در یک هتل اقامت داشت از دنیا رفت. ولادیمیر آثار مهمی از خود بر جای گذاشت که «آتش پریده رنگ، خواهران مرده، حمایل چپ، به دلقک ها نگاه کن و…» از آثار این نویسنده روسی هستند.

ماکسیم گورکی «Maxim Gorky»

Russian writers-aradmag-006
ماکسیم گورکی-نویسندگان روس

آلکسی ماکسیموویچ پیشکوف مشهور به ماکسیم گورکی در سال ۱۸۶۸ در روسیه به دنیا آمد؛ گورکی در دوران کودکی زندگی سختی را گذراند و در سن پنج سالگی پدرش را از دست داد و او مجبور شد با مادربزرگ و پدربزرگ خود زندگی کند. ماکسیم گورکی از سن کم توسط پدربزرگش مجبور به کار کردن شد و مدرسه را ترک کرد.

در بین شغل‌هایی که ماکسیم برای گذران زندگی مجبور به انجام آن‌ها بود آشنایی با یک آشپز او را به ادبیات علاقه‌مند کرد. گورکی زمانی که تنها دوازده سال سن داشت از خانه فرار کرد و روزگار بسیار سختی را گذراند؛ حوادث تلخ و ناگواری که ماکسیم در زندگی تجربه کرد سبب شد که بعدها او نام خود را به ماکسیم گورکی تغییر دهد که به معنای تلخ و گزنده است.

Russian writers-aradmag-007

ماکسیم گورکی قهرمان مردمی زمان خود بود که با آثار خود با مضامینی اجتماعی این محبوبیت را به دست آورده بود، نمایشنامه‌های گورکی قابلیت به روی صحنه تئاتر رفتن را داشت که به دلیل محتوای آن‌ها که چندان مقبول دولت و حکومت وقت نبود با مشکل مواجه می‌شد.

یکی از نمایشنامه های موفق گورکی به نام اعماق در سال ۱۹۰۲ به چاپ رسید که مانند باقی آثار ماکسیم گورکی اعتراض او به بی‌عدالتی‌های جامعه و نمادهای ضد انسانی موجود در جامعه را نشان می‌دهد. ماکسیم علاوه بر نشان دادن اعتراض خود در قالب داستان‌ها و نمایشنامه‌هایش به صورت فیزیکی نیز در فعالیت های انقلابی شرکت می‌کرد و با مردم جامعه همسو بود.

در سال ۱۹۳۴ زمانی که ماکسیم گورکی در بازداشت خانگی به سر می برد بر اثر ذات الریه از دنیا رفت.

ولادیمیر مایاکوفسکی «Vladimir Mayakovsky»

Russian writers-aradmag-008
ولادیمیر مایاکوفسکی-نویسندگان روس

ولادیمیر مایاکوفسکی یکی از چهره‌های مهم جنبش آینده‌نگر روسیه و انقلاب بلشویک بود که هنرمندان و منتقدان لقب خلاق ترین شاعر قرن بیستم را به او داده‌اند. ولادیمیر در سال ۱۸۹۳ در گرجستان متولد شد و کوچکترین فرزند خانواده مایاکوفسکی بود؛ پدر ولادیمیر عهده‌دار مقام در دولت روسیه بود و به دلیل اهمیت شغل خود مجبور به سفرهای بسیاری بود که ولادیمیر نیز در برخی از این سفرها او را همراهی می‌کرد.

مایاکوفسکی دوران نوجوانی پرهیاهویی داشت و بین سنین پانزده تا شانزده سالگی سه بار دستگیر و راهی زندان شد؛ بعد از گذشت زمان و رهایی ولادیمیر از زندان او عضو مؤسسه هنری مسکو شد که این عضویت سبب آشنایی او با نقاشی کوبایی-روسی به نام «بورلیوک» شد که ولادیمیر را با خلاقیت‌های مدرن در هنرهای تجسمی و شعر آشنا کرد.

Russian writers-aradmag-009

ولادیمیر با شعرهای دراماتیک و تأثیرگذار خود توجه بسیاری از افراد را به خود جلب می‌کرد؛ در سال ۱۹۱۳ مایاکوفسکی اولین اثر درام رسمی خود را منتشر کرد و به روی صحنه برد که با استقبال خوبی مواجه شد. ولادیمیر مایاکوفسکی یکی از هنرمندان برجسته سبک فوتوریسم یا آینده نگر بود که در سن بیست سالگی به عنوان یکی از چهره‌های شاخص این سبک شناخته شد.

مایاکوفسکی هنر و استعداد خود را همگام با اهداف اجتماعی خود پیش می برد و تلاش می‌کرد واقعیت‌های زندگی و اجتماع را در شعرهایش زنده کند. ولادیمیر در سن سی و هفت سالگی در سال ۱۹۳۰ با شلیک گلوله به خود از دنیا رفت.

لئو تولستوی «Leo Tolstoy»

خالق رمان مشهور جنگ و صلح لئو تولستوی است که در سال ۱۸۲۸ در روسیه متولد شد؛ تولستوی در سنین کودکی مادر و پدر خود را از دست داد. لئو تولستوی در سال ۱۸۴۳ وارد دانشگاه شد اما بدون گرفتن مدرک از دانشگاه در سال ۱۸۴۷ دانشگاه را ترک کرد.

Russian writers-aradmag-010
لئو تولستوی-نویسندگان روس

تولستوی علاقه بسیاری به برادر خود داشت و هنگامی که برادرش به او پیشنهاد داد تا با او به قفقاز سفر کند درخواست او را قبول کرد؛ در طول دوره سکونتش در قفقاز تولستوی از نوشتن دست برنمی‌داشت.

رمان جنگ و صلح یکی از برجسته‌ترین آثار در تاریخ ادبیات جهان است که نشان دهنده اوج زندگی شخصی تولستوی بود؛ شخصیت‌های موجود در رمان جنگ و صلح نمادی از افرادی هستند که لئو در طول زندگی خود با آن‌ها ملاقات یا مراوده داشته است؛ یکی از نکات برجسته آثار تولستوی توجه او به جزئیات و شخصیت‌پردازی قوی است که با توجه به ساختارهای اجتماعی، توصیفی دقیق و کامل از مسائل روانشناختی ارائه می دهد.

Russian writers-aradmag-011

«آنا کارنینا» یکی دیگر از آثار برجسته لئو تولستوی است که نوشتن آن از سال ۱۸۷۳ تا ۱۸۷۷ ادامه داشت که پس از انتشار از استقبال بی نظیری برخوردار شد. لئو تولستوی علاوه بر نویسندگی به فعالیت‌های اجتماعی و انسان دوستانه بسیاری اشتیاق نشان می‌داد و در حمایت از زندانیان مذهبی و سیاسی در فعالیت‌های متفاوتی شرکت می‌کرد؛ از دیگر دغدغه‌های تولستوی باید به تحقیقات او در زمینه اعتقادات مذهبی و فلسفی اشاره کرد که در سال ۱۹۰۱ پس از منتشر شدن رمانی از او به نام «رستاخیز» کلیسای ارتدکس اتهام مرتد بودن را به تولستوی نسبت داد.

لئو تولستوی روزهای آخر عمر خود را در جنوب روسیه گذراند و سرانجام در ماه نوامبر سال ۱۹۱۰ از دنیا رفت.

فئودور داستایوفسکی «Fyodor Dostoevsky»

Russian writers-aradmag-012
فئودور داستایوفسکی-نویسندگان روس

داستایوفسکی یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان روسیه است که در نوامبر سال ۱۸۲۱ در مسکو به دنیا آمد؛ پدر فئودور پزشک بود و او در خانواده‌ای اشرافی و ثروتمند بزرگ شد. زمانی که فئودور یک کودک بود به دلیل مشاهده تجاوز به یک زن دچار آسیب روحی شدیدی شد و تا مدت زمانی طولانی از حملات صرع رنج می برد.

علاقه فئودور به ادبیات زمانی شکل گرفت که او به مدرسه‌ای شبانه روزی رفت و در آن مدرسه دروس علوم، زبان و ادبیات را آموخت.

در سال ۱۸۳۷ داستایوفسکی از آکادمی مهندسی-نظامی فارغ التحصیل شد و مدتی را به خدمت دولت وقت درآمد؛ زندگی هنری و ادبی داستایوفسکی در سن پترزبورگ ادامه داشت و در سال ۱۸۴۵ اولین رمان خود را به نام «Folk Folk» منتشر کرد؛ آثار و نوشته‌های داستایوفسکی بسیار مورد انتقاد قرار می گرفت و مخالفان بسیاری نیز داشت.

Russian writers-aradmag-013

داستایوفسکی به طور غیرمستقیم درگیر فعالیت‌های انقلابی شده بود و سرانجام در سال ۱۸۴۹ در میانه مبارزات جنبش‌های انقلابی دستگیر و محکوم به اعدام شد؛ اما او از دستور اعدام تبرئه شد و به جای این حکم داستایوفسکی به سیبری تبعید شد و ده سال در تبعید به سر برد.

بعد از رهایی از تبعید داستایوفسکی تبدیل به محافظه‌کاری مذهبی شد و به قمار روی آورد؛ داستایوفسکی تمام اندوخته خود را صرف قمار کرد و در آخر به افسردگی مبتلا شد و در آن دوران کتاب «یادداشت هایی از زیرزمین» را نوشت که مربوط به دوران قبل از اگزیستانسیالیسم در ادبیات بود.

داستایوفسکی بعد از ازدواج روحیه خود را به دست آورد و به زندگی بازگشت اما در سال ۱۸۶۴ بعد از ۶ سال زندگی مشترک، مرگ همسرش او را به افسردگی بازگرداند؛ در این دوران نیز داستایوفسکی یکی از بهترین آثار خود «جرم و جنایت» را منتشر کرد.

Russian writers-aradmag-014

زندگی با فئودور داستایوفسکی همراه نبود و فراز و نشیب‌های بسیاری بر سر راه او قرار داشت؛ بعد از به پایان رساندن کتاب «قمارباز» داستایوسکی مجددا ازدواج کرد و اولین فرزند آن‌ها در سه ماهگی از دنیا رفت و همین موضوع پیش زمینه شروع افسردگی او بود به طوری که حملات صرع او نیز بازگشتند.

داستایوفسکی با وجود تمام مشکلات روحی که برایش به وجود آمده بود هیچگاه از نوشتن دست برنداشت و در سال ۱۸۸۰ رمان مشهور خود «برادران کارامازوف» را به رشته تحریر درآورد.

فئودور داستایوفسکی ناخوشایندی و مصائب زندگی شخصی و اجتماع روسیه را در آثارش نمایان می ساخت و هیچ چیز مانع ذهن خلاق او برای نوشتن نبود؛ داستایوفسکی در سال ۱۸۸۱ بر اثر تشنج های ناشی از صرع و خونریزی ریه از دنیا رفت.

داستایوفسکی آثار بسیاری در قالب داستان‌های کوتاه، مقالات و رمان از خود برجای گذاشت که «رؤیای مرد مسخره، ابله، جن زدگان، خانم صاحبخانه، شب های روشن، بانوی میزبان، جوان خام، دزد شرافتمند و…» از جمله این آثار هستند.

ایوان گنچاروف «Ivan Goncharov»

Russian writers-aradmag-015
ایوان گنچاروف-نویسندگان روس

یکی از برترین نویسندگان کلاسیک روسیه ایوان گنچاروف است که در ژوئن سال ۱۸۱۲ در روسیه متولد شد؛ ایوان که از خانواده‌ای ثروتمند بود در هفت سالگی پدر خود را از دست داد و پدرخوانده او «نیکولای ترگوبوف» که یک ملوان بازنشسته نیروی دریایی بود ایوان را بزرگ کرد.

ایوان تحصیلات ابتدایی خود را در یک مدرسه شبانه روزی خصوصی گذراند و در سال‌های ۱۸۳۰ تا ۱۸۳۴ در دانشگاه تحصیلات خود را تکمیل کرد؛ بعد از اتمام تحصیلات ایوان در یک اداره دولتی مشغول به کار شد و این منصب دولتی تا سی سال با او همراه بود. ایوان به عنوان مترجم رسمی بین کشورهای روسیه و ژاپن در پیمان روسو انجام وظیفه کرد و همچنین در این سال ها او سفرهای بسیاری به دیگر کشورهای جهان داشت که بعد از بازگشت به روسیه کتابی تحت عنوان سفرنامه به چاپ رساند.

Russian writers-aradmag-016

یکی از مهمترین آثار گنچاروف کتاب «اوبلوماف» است که او را به عنوان نویسنده‌ای کلاسیک به روسیه و جهان معرفی کرد و همچنین این کتاب توسط بسیاری از منتقدین و نویسندگان دیگر همچون داستایوفسکی مورد تمجید و تحسین قرار گرفت.

ایوان گنچاروف نیز مانند دیگر نویسندگان روس به دلیل عقاید و دیدگاه‌های خاص مورد انتقاد و بازجویی قرار گرفت و بسیاری از آثار او مورد بی مهری دولتمردان قرار گرفتند و سرانجام او از سمت خود به عنوان مقامی دولتی برکنار شد.

ایوان در سن پترزبورگ به زندگی ادامه دارد و هرگز ازدواج نکرد؛ تمام طول عمر خود را صرف نوشتن نقد، خاطرات سفر، داستان‌های کوتاه، مقاله و رمان کرد؛ ایوان تلاش می‌کرد تا شرایط سیاسی و حکومتی را به نقد بگذارد و در آثارش به شرح واقعیت بپردازد و به همین دلیل همیشه با مخالفان سرسخت و محافظه‌کار روبرو بود.

ایوان گنچاروف در سال ۱۸۹۱ در سن ۷۹ سالگی در خانه خود در سن پترزبورگ از دنیا رفت و در یکی از قبرستان‌های همان شهر نیز به خاک سپرده شد.

سرگئی یسنین «Sergei Yesenin»

Russian writers-aradmag-017
سرگئی یسنین-نویسندگان روس

سرگئی الکساندروویچ یسنین یکی از شناخته‌شده‌ترین و محبوب‌ترین شاعران روسیه در قرن بیستم است؛ سرگئی در سال ۱۸۹۵ در خانواده‌ای از طبقه متوسط جامعه متولد شد؛ علاقه سرگئی به ادبیات از سن نه سالگی آغاز شد، او از این سن شروع به نوشتن شعر کرد.

سرگئی برای گذران زندگی به سختی کار می‌کرد و با پس اندازی که جمع کرده بود توانست به یکی از دانشگاه‌های مسکو رفته و تحصیل خود را ادامه دهد؛ اشعار سرگئی در ابتدا الهام گرفته از داستان های عامیانه و فولکلور روسی بود و بعد از گذشت زمان و آشنایی با دیگر هنرمندان روسی در این مسیر پیشرفت چشمگیری داشت.

در سال ۱۹۱۶ سرگئی با چاپ اولین مجموعه شعر خود به محبوبیت بسیاری دست یافت زیرا در این مجموعه شعر مضامینی همچون عشق و زندگی ساده جریان داشت که باب میل بسیاری از مردم آن دوران بود.

در سال ۱۹۱۸ سرگئی یک مرکز انتشارات شخصی برای خود راه اندازی کرد و بعدها این مکان به محل شکل‌گیری جنبش ادبی روسی تخیل گرایی تبدیل شد.

Russian writers-aradmag-018

سرگئی یسنین چهار بار ازدواج کرد و هیچکدام از این ازدواج ها از ثبات کافی برخوردار نبودند؛ ازدواج چهارم سرگئی در سال ۱۹۲۵ با نوه نویسنده بزرگ «لئو تولستوی» بود. هرچقدر میزان محبوبیت یسنین افزایش پیدا می‌کرد زندگی او تحت تأثیر بیشتری از مصرف الکل قرار می‌گرفت؛ به طوری که شاعر بزرگ روس «ولادیمیر مایاکوفسکی» در جایی نقل کرده بود که حضور یسنین بیشتر از اینکه در شعرهایش باشد در پایگاه‌های پلیس است.

سرگئی یسنین در سال ۱۹۲۵ در یکی از هتل‌های سن پترزبورگ از دنیا رفت؛ طبق گزارشات و تحقیقات انجام گرفته مرگ سرگئی خودکشی بوده اما برخی نیز اعتقاد دارند که او به قتل رسیده و صحنه خودکشی او جعلی بوده است.

سرگئی با اینکه مخالفان بسیاری در زمان حیات خود داشت اما بعد از مرگش بسیاری از آثارش در مدارس روسی تدریس می‌شدند و همچنین آهنگ‌های بسیاری با الهام از اشعار او ساخته شده‌اند؛ در سال ۱۹۹۵ نیز بنایی به عنوان یادبود سرگئی یسنین در سن پترزبورگ احداث شد.

از آثار یسنین می توان به «ولگرد، اعترافات یک ولگرد، بوگاچف، نامه‌ای به مادر، شورش، اعتراف، پاییز، دعای چهل روز اول مردگان، میخانه مسکو، سرزمین پیشگویی، مرد سیاه و…» اشاره کرد.

نیکلای لسکوف «Nikolai Leskov»

Russian writers-aradmag-019

نیکلای لسکوف نویسنده‌ای روسی است که به قصه گویی شهرت دارد؛ نیکلای سمیونوویچ لسکوف در سال ۱۸۳۱ در یکی از شهرهای روسیه به دنیا آمد؛ پدر و مادر نیکلای نجیب‌زاده‌های روسی بودند. لسکوف تا سن ۱۵ سالگی به ورزش مشغول بود؛ بعد از مرگ پدر و آتش گرفتن املاک خانواده وضع مالی آن‌ها تغییر کرد و لسکوف برای ادامه دادن زندگی مجبور به کار کردن شد.

لسکوف در دادگاه به عنوان منشی به کار مشغول بود و در همین ایام ازدواج کرد اما این ازدواج دوام چندانی نداشت و در سال ۱۸۶۰ لسکوف از همسرش با دو فرزند جدا شد. بعد از کار در دادگاه لسکوف در شرکتی انگلیسی مشغول به کار شد که به واسطه آن مجبور به سفرهای بیشماری بود و در این سفرها او شروع به نوشتن خاطرات و آموخته‌های خود از سفر کرد.

Russian writers-aradmag-020
نیکلای لسکوف-نویسندگان روس

نیکلای از کودکی به قصه و داستان‌های عامیانه علاقه داشت؛ در سال ۱۸۶۱ فعالیت‌های جدی او در زمینه نویسندگی آغاز شد؛ اولین رمان او با نام «هیچ جا» در سال ۱۸۶۴ زمانی که در پراگ سکونت داشت، منتشر شد. لسکوف به دلیل فعالیت‌های سیاسی خود با مخالفت‌های بسیاری از طرف کلیسای ارتدوکس روسیه روبرو بود که همین امر سبب شد بسیاری از قراردادهای چاپ او منتفی شوند.

صداقت و بیان حقایق در نوشته‌های لسکوف او را بین مردم محبوب ساخت اما از طرفی مخالفان و دشمنان سرسختی نیز پیدا کرد؛ یکی از آثار لسکوف به نام «لفی» تبدیل به یک اثر ادبی شاهکار شد که در کارنامه او به خوبی می‌درخشید؛ هنرمندان بسیاری همچون «آنتوان چخوف» و «ماکسیم گورکی» این اثر را مورد تحسین قرار دادند.

لسکوف علاقه بسیاری به طبیعت و جهان پیرامونش داشت و از گیاهخواری حمایت می‌کرد و خودش نیز این سبک زندگی را برگزیده بود؛ لسکوف در سن ۶۴ سالگی سال ۱۸۹۵ در سن پترزبورگ از دنیا رفت. قصه‌های محبوب او سالیان سال دست به دست می‌چرخید و خوانده می‌شد که از بین آثار او می توان به «آدم‌های جالب، صدای طبیعت، عقاب سفید، زائر افسون شده و…» اشاره کرد.

زناییدا گیپیوس «Zinaida Gippius»

Russian writers-aradmag-021
زناییدا گیپیوس-نویسندگان روس

زناییدا نیکولایونا گیپیوس یکی از شاخص‌ترین افراد در سبک نمادگرایی روسیه به شمار می‌آید؛ زناییدا در ماه نوامبر سال ۱۸۶۹ در روسیه متولد شد. گیپیوس یکی از خلاق‌ترین و باهوش‌ترین زنان عصر خود بود و علاوه بر نویسندگی در سمت‌هایی چون سردبیر و منتقد نیز فعالیت می‌کرد؛ یکی از مهمترین فعالیت‌های او بنیانگذاری سمبولیسم یا همان نمادگرایی در ادبیات روسیه است.

زناییدا ابتدا در خانه تحصیل می‌کرد و با مباحث بسیاری همچون تاریخ، ادبیات، هنر و موسیقی آشنا شد و بعد از آن برای تکمیل تحصیلات خود به آکادمی مخصوص زنان رفت؛ در سال ۱۸۸۱ گیپیوس پدر خود را از دست داد و این موضوع ضربه روحی بزرگی به او وارد کرد.

زناییدا در سال ۱۸۸۸ با «دمیتری مرژکوفسکی» ازدواج کرد و در خانه‌ای که مادر همسرش به آن‌ها هدیه داده بود در سن پترزبورگ زندگی کردند و آن خانه بعدها به یکی از مکان‌های مهم فرهنگی شهر تبدیل شد. نخستین آثار زناییدا در سن پترزبورگ به انتشار رسید و او به مروز زمان به یکی از چهره‌های محبوب ادبی تبدیل شد.

Russian writers-aradmag-022

در سال ۱۸۹۱ زناییدا به همراه همسرش که مشوق همیشگی او بود به اروپا سفر کرده و از زادگاه لئوناردو داوینچی نیز بازدید کردند؛ آن‌ها سعی داشتند تا اتحاد ملت‌ها را در زمینه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی و مذهبی ساماندهی کنند و با گرفتن مجوز از کلیسای ارتدکس مرکزی فرهنگی و مطالعاتی تأسیس کردند که بر روی تاریخ فرهنگ و مذهب ادیان مختلف در جهان تحقیق و مطالعه می‌کردند.

گیپیوس و همسرش در تمام لحظات زندگی و مبارزات انقلابی خود بر علیه کمونیست و نازی در کنار یکدیگر بودند؛ زناییدا گیپیوس در سال ۱۹۴۵ در شهر پاریس از دنیا رفت و در همانجا نیز به خاک سپرده شد. گیپیوس و همسرش کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند داشتند که توسط برخی از انقلابیون افراطی کمونیست غارت شد اما برخی از این کتاب ها که جان سالم به در بردند در کتابخانه عمومی سن پترزبورگ نگهداری می شوند.