ما غرق زباله هستیم

ما در میان آلودگی و انبوهی زباله در حال زندگی هستیم. شاید تنفر برانگیز باشد، اما آنقدر کثافت در اطرافمان دیده‌ایم که به دیدن آلودگی و زباله عادت کرده‌ایم. به ندرت با دیدن زباله احساس بدی خواهیم داشت و اغلب نسبت به آن خنثی هستیم. این یعنی عادت به زشتی. زیا تونگ در مجله وُلروس از وقایع دردناکی صحبت می‌کند. بدون حرفی دیگر پیشنهاد می‌کنم در ادامه با آراد مگ همراه باشید.

زباله و آلودگی

در تفکر بصری ما، هنوز بخش‌های خاکستری دست ‌نخورده زیادی درباره ماه باقی مانده‌ است. آنجا، هنوز، نخستین رد پای نمادین انسان، پرچم آمریکا، و لوحی که در آن نوشته شده، ” اینجا مردانی از زمین برای نخستین بار بعد از ظهور مسیحت، در اول جولای سال ۱۹۶۹، پای خود را روی ماه گذاشته‌اند. ما برای صلح بشریت آمده‌ایم.”

با این وجود، پس از پنج دهه از فرود بر روی ماه، آن پرچم برافراشته به عناصر دیگری تسلیم شده ‌است. نور آفتاب به وسیله اشعه‌های ماورای ‌بنفش خورشید سبب از بین رفتن ستاره‌ها و خطوط روی پرچم شده است. اما آمریکایی‌ها فقط یک پرچم روی ماه جا نگذاشتند؛ آن‌ها شش نفر را روی ما کاشتند. و مسافران فضایی ردپای بسیار سنگین‌تری نسبت به رد ساده گام‌های انسانی برجایی گذاشتند. در سطح ماه، ۱۸۱۰۰۰ کیلوگرم زباله رها ‌شده وجود دارد.

طبق گفته ناسا، این رقم علاوه بر ۹۶ کیسه ادرار و استفراغ، پوتین‌های کهنه، حوله، کوله‌پشتی و دستمال‌های مرطوب است. در حالی که هیچ سطل زباله‌ای در دست فضانوردان نیست؛ فضانوردان در محل فرود کلی مجله، دوربین، پتو، بیلچه جا گذاشتند. و بعد از چندین ماموریت بین‌المللی، اکنون هفتاد سفینه فضایی بیرون از زمین وجود دارند که شامل سفینه‌های مداری و مریخ نوردهای از کار افتاده هستند.

در مقایسه با زمین، ماه اتمسفری بسیار رقیق دارد، بنابراین زمان کافی برای پیدا کردن شواهد مبنی بر فرسایش و ناپدید شدن اجسام وجود خواهد داشت. دانشمند دانشگاه ایالتی آریزونا، مارک رابینسون پیشنهاد می‌کند که با تاثیر ریزگردهای ریزشهاب‌سنگ‌ها که به زباله برخورد می‌کنند، شواهد حضور فضانوردان بر روی ماه به پایین‌ترین حد خود می‌رسد و حدود ۱۰ تا ۱۰۰ میلیون سال زمان خواهد برد تا همه چیز روی ماه ناپدید شود.

با نگاهی از سطح قمری، سیاره ما از خط افق بالا می‌رود و مانند ماه آبی در شب می‌درخشد. از فاصله دور، دست ‌نخورده به نظر می‌رسد، اما از نزدیک، شما ابری روشن از زباله خواهید دید که در حال چرخش به دور زمین هستند. سیاره ما تمثیلی از آغل خوک در داستان‌های مصور آمریکایی است. در حال حاضر، تقریبا ۳۰۰۰ تن آشغال در فضا به طور پیوسته دور ما می‌چرخند.

البته همیشه چنین نبود. در دهه ۱۹۵۰، مدار زمین عاری از آشغال بود. درواقع، تا ۱۷ مارس ۱۹۵۸، این چنین نبود. شاید به این دلیل که زمین ساکنان دائمی خود را داشت. امروز، ماهواره مرده ونگارد ۱، عنوان قدیمی‌ترین تکه از آن حجم زباله مداری را به خود اختصاص داده است. در هر ۱۳۲.۷ دقیقه یک دور کامل دور کره زمین می‌چرخد. اما خیلی وقت است که در این مسیر تنها نیست. بیش از ۲۹۰۰۰ تکه دیگر از زباله فضایی به طور نامریی دور ما می‌چرخند که این به همراه بیش از ۱۷۰۰ ماهواره فعال است. نیروی هوایی ایالات ‌متحده در حال ردیابی بقایای مداری است که اغلب به خاطر مراحل پرتاب راکت و ماهواره‌های از کار افتاده بر جایی مانده‌اند، و هر چیزی را که بزرگ‌تر از توپ بیسبال باشد جمع می‌کند. قطعاتی که پراکنده می‌شوند کوچک‌تر هستند. همه چیز از تراشه‌های رنگی، پیچ، مهره، قطعات فویل گرفته تا درپوش لنز در میان ۶۷۰۰۰۰ شی وجود دارد، که این مقدار تنها شامل ۱۰ سانتیمتر از این حجم را شکل می‌دهد.

با کاهش اندازه اشیا، تعداد آن‌ها افزایش می‌یابد. برای بقایایی که اندازه آن‌ها از ۱ میلیمتر تا ۱ سانتیمتر است، این عدد به حدود ۱۷۰ میلیون تکه می‌رسد. با این حال، کوچکی آن‌ها به معنای بی‌ضرر بودن آن‌ها نیست. براساس گزارش آژانس فضایی اروپا، یک شی ۱ سانتیمتری که در سرعت مداری حرکت می‌کند می‌تواند به سپر ایستگاه فضایی بین‌المللی برخورد کرده و یا سفینه فضایی را از کار بیاندازد. این تاثیر، معادل انرژی حاصل از انفجار نارنجکی دستی خواهد بود.

اما ما سفینه‌های فضایی خود را فقط در فضا رها نمی‌کنیم. آن‌ها را در دریاها هم رها می‌کنیم. در اقیانوس آرام، مایل‌ها زیر امواج، سایتی به نام ” نقطه‌ی بی‌طرف” (Point Nemo) وجود دارد که در واقع قبرستان فضاپیماها است. این محل به دلیل فاصله زیاد انتخاب شده است، (نزدیک‌ترین خشکی تقریبا در فاصله تقریبی ۲۴۰۰ کلیومتری از اینجاست)،  این جا جایی است که در آن آژانس‌های فضایی بین‌المللی، اشیاء بزرگ فضایی را که توسط اتمسفر سوخته نمی‌شوند، به اینجا می‌آورند. از سال ۱۹۷۱ تا ۲۰۱۶، بیش از ۲۶۰ سفینه فضایی در نقطه‌ی بی‌طرف به زمین انداخته شدند. این محل زباله به مقصد نهایی ۱۴۰ وسیله نقلیه تامین تدارکات روسی، یک راکت SpaceX، ایستگاه فضایی میر شوروی و چندین کشتی از کشتی‌های باربری متعلق به آژانس فضایی اروپا تبدیل شده که همه آن‌ها در کف اقیانوس جایی گرفته‌اند و به کندی در حال تجزیه هستند.

انسان تنها گونه‌ای است که زباله و آلودگی تولید می‌کند

در زمان پرتاب، ما از این شاهکارهای فنی چند میلیارد دلاری شگفت‌زده می‌شویم، اما زمانی که کارایی خود را به هر نحوی از دست دهند، مانند همه اشیا، مهم نیست که چقدر پیشرفته و یا گران ‌قیمت باشند، آن‌ها تبدیل به زباله می‌شوند. انسان‌ها گونه‌ای از تولید کنندگان ابزار هستند، اما در نتیجه، همچنین تنها گونه‌ای هستیم که زباله تولید می‌کند. و در حالی که ما رابطه عشق و دشمنی با اشیایی که ساخته‌ایم نداریم، اما رابطه “بی‌تفاوتی عاشقانه‌ای” با آن‌ها داریم. پیش از اینکه به آن‌ها برسیم، طمع رسیدن به آن‌ها را داریم و بعد بدون اینکه به آن‌ها فکر کنیم، آن‌ها را دور می‌اندازیم. این چیزی است که در مورد زباله ما وجود دارد: ما در رفتار ناشی از بی‌تفاوتی همچون این که وجود ندارد، متخصص شده‌ایم. در واقع زباله فضایی به سختی در مقایسه با عظمت زباله‌هایی که گونه‌های ما تولید می‌کنند، قرار می‌گیرد. در وسایل بلااستفاده خانگی، کامپیوترها، تلفن‌های همراه و دیگر تجهیزات الکترونیکی و یا زباله‌های الکترونیکی، ما هر سال نزدیک به ۴۵ میلیون تن زباله تولید می‌کنیم. این معادل ۴۵۰۰ تا برج ایفل است. آشغالی که می‌توانست در افق مرئی شهری دیده شود. اما نه تنها ما آن را نمی‌بینیم، اغلب حتی ما نمی‌دانیم کجا می‌رود.

چیزهایی هست که می‌دانیم در مورد زباله مان وجود دارد. به عنوان مثال، نفر نخست و جهانی تولید کننده زباله، ایالات ‌متحده آمریکا است. در سراسر جهان، کشورهای ثروتمند و افراد ثروتمند زباله بیشتری تولید می‌کنند. هر آمریکایی به طور انفرادی حدود ۳.۲ کیلوگرم زباله در روز و یا بیش از نود تن زباله در طول عمر خود تولید می‌کند. همانطور که ادوارد هیومز درباره زباله‌شناسی(Garbology، مطالعه زباله‌های مدرن و همچنین استفاده از سطل‌های زباله، کمپرسورها و انواع خطوط زباله در فضا است. زباله‌شناسی به عنوان رشته آکادمیک برای نخستین بار در دانشگاه آریزونا در ردیف دیگر رشته‌های علمی قرار گرفت و مدت‌ها از سوی ویلیام راته تدریس می‌شد) می‌نویسد، ” زباله ۱۰۲ تنی تولید شده از سوی هر فرد برای دفن، نیازمند ۱۱۰۰ گودال است”.

بیشرین زباله از فرآیند تولید به دست می‌آید. آنچه که ما در سطل زباله می‌اندازیم – محصول نهایی – نشان‌ دهنده ۵ درصد از مواد خام از تولید، بسته‌بندی، و حمل و نقل است. به عبارت دیگر، برای هر ۱۵۰ کیلوگرم محصولی که ما در قفسه‌های فروشگاه می‌بینیم، پشت صحنه در کارخانه‌ها، ۳۰۰۰ کیلوگرم زباله دیگر وجود دارد که ما آن‌ها را نمی‌بینیم. در مجموع، جهان در هر بیست و چهار ساعت ۳ میلیون تن زباله تولید می‌کند. انتظار می‌رود که این عدد تا سال ۲۰۲۵ دو برابر شود. و اگر تجارت تا پایان قرن ادامه پیدا کند، روزانه ۱۰ میلیون تن زباله جامد باقی خواهد ماند.

البته فقط کارخانه‌های ما نیستند که زباله تولید می‌کنند. ما هم به عنوان موجودات بیولوژیکی، زباله خود را تولید می‌کنیم. و با ۷.۵ میلیارد نفری که روی کره زمین زندگی می‌کنند، آن لعنتی بیشتر و بیشتر افزایش پیدا می‌کند. در کتاب مبدا مدفوع انسان، دیوید والتنر تیز، افزایش تدریجی مدفوع انسان را نشان می‌دهد: ” در ۱۰۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح، حدود یک میلیون نفر در این سیاره زندگی می‌کردند. با این حساب، ۵۵ میلیون کیلوگرم مدفوع انسانی در سراسر جهان پراکنده شده بود و به آرامی علف‌ها و میوه‌ها را تغذیه می‌کرد، تا سال ۲۰۱۳، این مقدار به ۴۰۰ میلیون تن (۴۰۰ میلیارد کیلوگرم) در سال رسید.” با چنین مقادیر عظیمی از زباله‌های زیستی انسانی و زباله‌های جامد تولید شده، انگار به حقه‌ای جادویی نیاز داریم تا به شکلی حماسی این حجم عظیم از زباله و آلودگی را از بین ببرد.

” نقطه‌ی بی‌طرف” (Point Nemo)

نیویورک

با این حال، قبل از شروع روزهای جمع‌آوری زباله در هفته، مردم مجبور بودند به معنای محض کلمه با فضولاتشان سر و کله بزنند. هیچ راه گریزی از آن نبود، چون بو و بخارش بلند می‌شد، پرواز می‌کرد، پرواز می‌کرد، و درست جلوی بینی ما جا خوش می‌کرد. همه ما با خمیدگی‌های محله بروکلین به ویژه در خیابان سِسِمی آشنا هستیم و می‌دانیم که این خمیدگی‌ها فقط الهامی صرف از معماری هلندی‌ها نیست، بلکه راهی برای مقابله با زباله قرن نوزدهم بود. پله‌ها به طبقه اتاق نشیمن ختم می‌شود، چون در آن زمان در نیویورک، مردم زباله‌ها را از پنجره‌ها بیرون می‌انداختند و زباله‌ها وارد خیابان‌های شهر می‌شدند. این زباله‌ها آنقدر روی هم انباشه می‌شدند که ارتفاع آن در زمستان بیش از یک متر می‌شد. وقتی این زباله‌ها با برف و فضولات اسب‌ها قاطی می‌شدند ( سبب می‌شد روزانه ۱۰۰۰ تن کود و ۲۲۷۰۰۰ لیتر ادرار جمع شود) این خمیدگی‌ها به مردم اجازه می‌دهد تا بالای این حجم از کثافت و زباله و آلودگی زندگی کنند و راحت از خانه‌های خود خارج شوند.

مدیریت پسماند در قرن نوزدهم از سوی سگ‌ها، موش‌ها، و سوسک انجام می‌شد، البته نخستین تمیز کننده‌های خیابانی خوکها بودند. در ایالات ‌متحده، خوک دانی‌ها به طور خاص برای شهرهای بزرگ با جمعیت بیش از ۱۰۰۰۰ نفر برپا شدند. زباله ما در واقع شام آن‌ها محسوب می‌شد و به طور متوسط روزانه یک تن زباله توسط هفتاد و پنج خوک در روز هضم می‌شد. پیدا کردن نقاشی‌های شهر نیویورک در زمان نمایش این خوک‌ها غیر معمول نیست. برای اروپایی‌ها که آن‌ها را نقاشی کردند، خوک‌های شهری چیزی جدید بود، اما برای نیویورکی‌ها، این واقعیت که خوک‌ها در خیابان‌ها سرگردان بودند، خیلی هم استاندارد و عادلانه بود.

تا دهه ۱۸۴۰، هزاران خوک در خیابان وال استریت پرسه می‌زدند. امروزه، این منطقه به خاطر بانکداران و افراد خیلی کله گنده مشهور است. نام وال استریت، برگرفته از “دِ وال استرات” در زبان هلندی اصیل است، در واقع خیابانی که از حصاری ۳.۵ متری ساخته ‌شده است تا از آسیب رسیدن به خیابان‌ها و باغ‌های ساکنان این خیابان جلوگیری شود.

پاریس

در پاریس، زباله و فضولات انسانی خیابان‌های شهر را هم پر کرده بود. فرانسویان نخستین کسانی بودند که گروهی از کارگران نظافت کننده را به خدمت گرفتند و چهار قرن پیش ضایعات و زباله‌های شهری را به این روش جمع می‌کردند. اما آلودگی‌های خیابانی مشکلی دائمی بود. به جای آنکه همچون مردمان نیویورک زباله را به خیابان پرت کنند، به مردم پاریس دستور داده شد تا زباله‌ها را در حیاط خانه خود دفن کنند. به طور اجتناب‌ ناپذیری، بوی تعفن آن حوالی، همراه با کشمکش‌های وبا، بیش از تحمل مردمان پاریس بود. فرانسویان روش خود را به روش چینی‌ها که برای هزاران سال از آن استفاده می‌کردند، تغییر دادند: مدیریت زباله‌های انسانی با تبدیل آن به “خاک شبانه”، در واقع مدفوع انسانی به عنوان کود برای کشاورزی به کار می‌رفت.

در دهه ۱۸۰۰، چیزی که شهرهای رو به رشد کشف کرده بودند این بود که شهر، با توجه به ماهیت خود، زباله‌ها را در مقیاسی گسترده بومی سازی و در محلی ویژه متمرکز کند. آن‌ها به خاطر فقدان شرایط بهتر، موتورهایی را برای تولید توده‌های عظیم مدفوع حیوانی ابداع کردند. چینی‌ها این وضعیت را با استفاده از جمع‌آوری مدفوع خود از مناطق پر جمعیت و بازگرداندن آن به حومه شهر شروع کردند. البته در اینجا، زباله نبود. طلای قهوه‌ای بود. کود انسانی به منظور تامین تغذیه ملت به خاک بازگردانده می شد. در واقع، این سیستم به خوبی کار می‌کرد و تا همین اواخر، چین به خاطر خاک حاصلخیز و کشاورزی پایدار مشهور بود. برای هزاران سال، حدود ۹۰ درصد از کود انسانی در چین بازیافت شد و یک سوم کود شیمیایی کشور را تشکیل داد.

برای یک لحظه کار دستگاه گوارشی خود را در نظر بگیرید. به طور متوسط، سالانه حدود ۵۰ تا ۵۵ کیلوگرم مدفوع و حدود ۵۰۰ لیتر ادرار می‌کنیم. اما این “پسماند” حاوی مواد مغذی ارزشمندی است. طبق گفته شرکتی آلمانی که در سطح بین‌المللی کار می‌کند، سالانه براساس حدود ۱۰ کیلوگرم نیتروژن، فسفر و پتاسیم نیاز است تا سه گیاه اصلی مغذی در اندازه‌های مناسب رشد داشته باشند و این میزان برای حدود ۲۰۰ کیلوگرم غلات در سال کافی است.

منطقه شیموگو

ژاپن

ژاپنی‌ها هم ارزش فضولات انسانی را تشخیص دادند. در طول دوره اِدو (سال‌های ۱۶۰۳ تا ۱۸۶۸) در منطقه‌ای که در حال حاضر همان توکیو است، ژاپن سیستم حلقه بسته را اجرا کرد و منطقه شیموگو (که به عنوان “کود از پایین فرد” ترجمه شده است) برای کشاورزی پایدار حیاتی شد. در کنار جاده‌ها، در کنار مزارع، سطل‌های زباله برای مسافران فراهم می‌شد، که تشویق می‌شدند زباله را در این منطقه بگذارند و بروند. همانطور که دیوید والتنر توویز می‌نویسد: ” شهر قرن هفدهمی اِدو باری عظیم از سبزی و محصولات کشاورزی دیگری را با قایق به اوزاکا فرستاد تا با مدفوع انسانی این شهر مبادله شود. از آنجا که شهرها و بازارها رشد کردند (جمعیت اِدو تا سال ۱۷۲۱، به یک میلیون نفر رسید) و همچنین با افزایش زیاد کشاورزی، قیمت کودهای شیمیایی، از جمله خاک شبانه، به طور چشمگیری افزایش یافت؛ در اواسط قرن هجدهم، مالکان مدفوع در ازای مدفوع، پول می‌خواستند و دیگر با سبزی و دیگر محصولات کشاورزی کارشان راه نمی‌افتاد.”

مدفوع، تبدیل به کالایی گران قیمت شده بود. تا جایی که اگر تعداد مستاجران در ساختمانی کاهش پیدا می‌کرد، صاحب ‌خانه می‌توانست اجاره خانه را افزایش دهد. به عنوان یک تجارت، که از سوی عوامل خصوصی اداره می‌شد و نه دولتی، قیمت‌ها از سوی مالکان تعیین و منجر به درگیری با کشاورزان می‌شد که اغلب با قیمت‌های گزاف همراه می‌شدند.

آنجا هم مدفوع خوب و مدفوع بد وجود داشت. مدفوع ثروتمندان مطمئنا به همان اندازه هم زیادتر و با ارزش‌تر بود. از آنجا که ثروتمندان غذاهای متنوع تری می‌خوردند، در نتیجه به گفته کشاورزان، مواد غذایی بهتری در مدفوع آن‌ها وجود داشت. با توجه به ارزش آن، قیمت شیموگو به تقاضاها بستگی داشت، اما در اوج خود، به ۱۴۵ دلار برای هر خانوار افزایش یافت. در سال ۱۸۰۵، در ازای ۱۰۰ مس، می‌شد ناهار خوبی از قارچ، خیار شور، برنج و سوپ خرید. در دهه ۱۸۰۰ قیمت مدفوع انسانی به قدری ارزشمند بود که دزدی آن اقدامی جنایی محسوب می‌شد که می‌توانست منجر به حبس افراد شود.

گوانو

اما برای کسانی که در هنر زیبای کلاس و ثروت و شهرت غرق شده‌ بودند، نوعی مدفوع وجود داشت که همیشه در صدر لیست قرار داشت. هنگامی که به بهترین کود جهان دست یافتند، گوانو (کودی متشکل از فضله پرندگان دریایی که در جزایر نزدیک به کشور پرو پیدا می‌شود) که هیچ رقیبی برای خود نداشت.

در تاریخ، مردم بر سر چیزهای زیادی به جنگ رفته‌اند، اما جنگ گوانو از سال‌های ۱۸۶۴ تا ۱۸۶۶، ممکن است نخستین باری است که جنگ بر سر حق مدفوع پرندگان آغاز شده باشد. این فضله برای پرو معدن طلایی واقعی بود. اسپانیا این مساله را می‌دانست و مصمم بود که قدرت خود را در پرو تقویت کند و فضله پرندگان را از مستعمره سابق خود بگیرد. در نتیجه، شیلی به جنگ دو ساله پیوست و کشورهای آمریکای جنوبی با هم می‌جنگیدند تا مستعمره سابق خود را دوباره از آن خود کنند.

وقتی با قایق به پرو می‌آیید، قبل از اینکه جزایر چینچا را ببینید، بویی به مشامتان می‌خورد. مجمع‌الجزایر پرو، محل زندگی بیش از یک میلیون مرغ‌ ماهی‌خوار، بوبی‌ و باکلان‌ به همراه لانه‌های تخم‌گذاری شده است. هر پرنده در حدود بیست گرم فضله در روز و حدود ۱۱۰۰۰ تن در سال تولید می‌کرد. در طول نسل‌ها، و با بارش کم در این منطقه، تپه‌ها به کوه تبدیل شدند. و در اوایل دهه ۱۸۰۰، فضله پرندگان در جزایر چینچا به بیش از ده طبقه تپه‌ای رسیده بود.

ویژگی گوانو به عنوان کودی قدرتمند برای قرن‌ها شناخته شده‌ بود؛ آن‌ها آن را هوانو می‌نامیدند. مدفوع پرنده دریایی به طور خاص به این دلیل قوی است که مملو از نیتروژن دریایی ‌است. وقتی پرندگان از دسته‌های بزرگ موتو ماهی و پلانکتون تغذیه می‌کنند، به عنوان “پمپ‌های بیولوژیکی” عمل می‌کنند که نیتروژن را به اکوسیستم‌های خشکی منتقل می‌کنند. این هدیه برای باروری خاک آنقدر ارزشمند بود، که کشتن و شکار پرنده دریایی می‌توانست منجر به محکومیت مرگ شود.

زباله - آلودگی
کارگران در حال جمع آوری گوانو

اروپایی‌ها از طریق کاشفی به نام الکساندر فون هومبولت، نخستین بار در سال ۱۸۰۴، به ارزش گوانو پی بردند. برای کشاورزانی که برای نخستین بار از آن استفاده می‌کردند، نتایج معجزه آور به نظر می‌رسیدند. به طور ناگهانی خاک فرسوده شده دوباره حاصل خیز شد و میزان برداشت محصول تا ۳۰ درصد افزایش یافت. بر خلاف کودهای گیاهی منظم، گوانو مدفوع خاصی بود: طبق گفته یکی از متخصصین، سی و پنج برابر قوی‌تر بود.

تا سال ۱۸۵۰، توماس هاگر، نویسنده علوم نوشت که جزایر چینچاها – جزایری با زمین‌های بایر که با مدفوع پرندگان پوشانده شده بودند – جریب به جریب آن به باارزش‌ترین زمین‌های دنیا تبدیل شده است. همه شیفته گوانو شده بودند. هر ساله ده‌ها هزار تن از گوانو صادر می‌شد که تا ۶۰ درصد از اقتصاد پرو را تشکیل می‌داد. آمریکایی‌ها که مشتاق تامین منابع خود از فضله پرندگان بودند در ۱۸ اوت ۱۸۵۶، قانون جزایر گوانو را تصویب کردند که به ایالات ‌متحده اجازه داد تا بر هر ذره گوانو مالکیت داشته باشد. تا به امروز، ایالات ‌متحده مسئولیت بیش از صد جزیره در اقیانوس آرام و کارائیب را بر عهده گرفته است، در حالی که اغلب آن‌ها بعد از پایان یافتن فضله پرندگان رها شده‌اند، این عمل هنوز در حال اجرا است.

سرانجام این موضوع برای جزایر چینچا تبدیل به مشکل شد. فضله پرندگان منبعی محدود بود که نمی‌شد آن را به سرعت استخراج کرد. در زمان جنگ گوانو (که اسپانیا در برابر شیلی و پرو شکست خورد) کم‌تر از یک دهه از ارزش گوانو باقی مانده بود. بعد از آن گوانو تمام شد و پرو  هم ورشکست شد.

نیترات

مردی این فاجعه را دید و متوجه شد که اروپا به زودی در فضولات انسانی خود فرو خواهد رفت، البته تحت‌الفظی به این موضوع اشاره می‌کند. با از بین رفتن منبع اصلی فضله پرندگان، تجارت کود شیمیایی متوجه نیترات‌های شیلی شد، ماده‌ای با دانه‌های سفید که در صحرا یافت می‌شدند، نیترات بهترین جایگزین برای فضله پرنده بود. ویلیام کروکز، دانشمند انگلیسی، محاسباتی را انجام داد. با برآورد او، با نرخ کنونی تقاضا، حتی نیترات‌ها هم در چند دهه آینده از بین خواهند رفت. در سخنرانی مجمع ریاست ‌جمهوری خود قبل از انجمن پیشرفت علوم در سال ۱۸۹۸، این شیمیدان محترم چنین درخواست کرد: ” انگلستان و همه کشورهای متمدن در معرض خطر مرگباری هستند و آن نداشتن غذای کافی برای خوردن است. با افزایش دهان‌ها، منابع غذایی کاهش می‌یابد …. امیدوارم که راهی برای خروج از این معضل عظیم پیدا کنم. این شیمیدان است که باید برای نجات جوامع در معرض تهدید آماده باشد.”

چیزی که کروکز مصرانه خواستار آن بود، توسعه کود مصنوعی بود. اما علی‌رغم اظهارات او، جهان در آن دوران، هیچ راهی برای دانستن این موضوع نداشت که این کود به معنای واقعی از هوای رقیق ساخته می‌شود.

فرآیند هابر – بوش بزرگ‌ترین اختراعی بود که تا قبل از آن حتی به فکر هیچ‌کسی هم نرسیده بود. فریتز هابر، دانشمندی بود که آن را ابداع و کارل بوش، مهندسی که آن را صنعتی کرده است. این اختراع قول داده بود تا کود مصنوعی ابدی را تهیه کند. در نهایت، منبعی یافته شده بود که از بین رفتنی نبود، چون نیتروژن اتمسفر در همه جا وجود دارد.

امروزه کارخانجات سراسر جهان از فرآیند هابر – بوش برای تولید کود شیمیایی ترکیبی استفاده می‌کنند. در سال ۲۰۱۶، آن‌ها ۱۴۶ میلیون تن کود تولید کردند. با رشد جمعیت بشر، این تقاضا افزایش می‌یابد. در حقیقت، تولید نیتروژن ترکیبی و افزایش جمعیت ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند. اگر تا به حال به این فکر کرده‌اید که چگونه جمعیت انسانی در یک قرن از ۱.۶ میلیارد نفر در سال ۱۹۰۰ به بیش از ۷.۶ میلیارد نفر در امروز، جهش کرده است، به این دلیل است که ما دیگر از کود برای رشد غذایی استفاده نمی‌کنیم. این شکل از نیتروژن ثابت، در ترکیب با توسعه آفت‌کش‌ها و انواع محصولات جدید، در چیزی که به عنوان انقلاب سبز شناخته می‌شود را به ارمغان آورده است. انسان‌ها زمین را اهلی کرده و در نتیجه تعداد آن‌ها روز به روز به مرز انفجار نزدیک‌تر شد. هر ساله ۸۳ میلیون نفر به جمعیت این سیاره افزوده می‌شوند. جمعیت بیشتر به معنای زباله بیشتر است. و از زمان توسعه فرآیند هابر – بوش، بخش اسف‌بار و فاجعه آمیز این ماجرا زباله‌های غیر خوردنی هستند.

زباله - آلودگی
فریتز هابر و کارل بوش

زباله‌های غیر خوردنی و آلودگی

ایالات ‌متحده در سال ۲۰۱۰، بیش از ۳۱ میلیون تن زباله غذایی تولید کرده ‌است. با توجه به گزارش آژانس حفاظت از محیط ‌زیست آمریکا، بر اساس وزن، سالانه ۱۰ برابر بیشتر از زباله‌های الکترونیکی، زباله‌های خانگی تولید می‌شود. تمام انرژی مورد استفاده برای رشد، حمل و نقل دریایی و فروش غذایی که در نهایت از بین می‌رود نیز هدر می‌روند. در ایالات ‌متحده، گازهای گلخانه‌ای به تنهایی این کار را انجام می‌دهند، و این نسبت به همه ذخایر نفتی و گازی فراساحلی که بیخودی کار می‌کند هم بیشتر است. براساس گزارش سازمان غذا و کشاورزی سازمان ملل متحد در مقیاس جهانی، تقریبا یک سوم از غذای تولید شده انسانی خورده نمی‌شود. باور نکردنی است، ۱.۳ میلیارد تن مواد غذایی هر ساله از چرخه توزیع و تقاضا حذف می‌شود.

علاوه بر این، جنبه دیگری هم برای هدر رفتن مواد غذایی وجود دارد. و شکل کود ترکیبی تولید شده توسط فرآیند هابر – بوش را به خود می‌گیرد. ما از مقدار زیادی کود شیمیایی استفاده می‌کنیم: برای هر فرد روی کره زمین، سالانه حدود بیست کیلوگرم آمونیاک در مزارع پخش می‌شود. اما فقط ۱۵ درصد از آن نیتروژن تولید شده را به شکل غذا می‌خوریم؛ اکثر کودهای شیمیایی ما به هدر می‌روند.

همزمان که باران بر روی زمین جاری می‌شود، ترکیبات نیتروژن و فسفر از کودهای شیمیایی به چشمه‌ها، رودخانه‌ها و دریاچه‌ها و در نهایت به اقیانوس می‌روند. در اینجا، مخلوط مواد مغذی حاصل از زائده کود شیمیایی و فاضلاب باعث ایجاد هیجان تغذیه در جلبک می‌شود در نتیجه، جلبک بیش از ده‌ها یا حتی صدها کیلومتر مربع از محیط روی آب را می‌پوشاند.

از روی تصادف، ما با این کار خود، اقیانوسی را بارور می‌کنیم. با این حال،این “شکوفایی”، برای اقیانوس کشنده است. گیاهان دریایی و حیواناتی که در زیر زمین ضخیم و لزج جلبکی زندگی می‌کنند، از نور خورشید محروم هستند. و هنگامی که جلبک دریایی می‌میرد و به کف اقیانوس می‌ریزد، فرآیند تجزیه گسترده مقدار زیادی اکسیژن را از آب می‌گیرد و باعث می‌شود زندگی دریایی برای نفس کشیدن غیر ممکن شود. آن دسته از گونه‌ها که نمی‌توانند به مکان دیگری بروند، زنده نخواهند ماند در نتیجه، بیابان زیستی بر جای خواهد ماند که به عنوان منطقه مرده شناخته می‌شود.

بیش از ۵۰۰ منطقه از این مناطق مرده در اقیانوس‌ها وجود دارند و روز به روز بزرگ‌تر می‌شوند. کود شیمیایی که قرار بود زندگی را رونق بخشد، خطوط ساحلی را به قبرستان‌ تبدیل کرده است. با از بین رفتن تعادل طبیعت به وسیله سیستم‌های ساخته ‌شده از سوی انسان‌ها برای بقا، ما چرخه‌ای معیوب را ایجاد کرده‌ایم: در حال حاضر ما به انرژی فسیلی بیشتری (معادل ۲.۵ تن تی ان تی در هر جریب) نیاز داریم تا غذای بیشتری ایجاد کنیم، که باعث ایجاد دهان بیشتر برای تغذیه می‌شود. و هر ساله این چرخه بیشتر اوج می‌گیرد.

فرآیند هابر – بوش به تنهایی تقریبا ۲ درصد از انرژی جهان را تامین می‌کند. و برای هر تن آمونیاک تولید شده، دو تن کربن دی‌اکسید وارد جو می‌شود. ما نسبت به این نیتروژن در اقیانوس بی‌توجه هستیم، درست است، در واقع کوریم. همان طور که در برابر آلودگی دی‌اکسید کربن کوریم و نمی‌توانیم ببینیم. اما نوعی از زباله وجود دارد که وقتی از دست می‌رود، می‌توانیم ببینیم: آلودگی هوا.

زباله - آلودگی

آلودگی هوا

در پکن، عموم مردم در نوامبر ۲۰۱۴، رنگ جدیدی از آسمان را مشاهده کردند. به این واقعه APEC blue، گفته می‌شود. این اثر بخشی از ماموریتی بود که ماه‌ها قبل آغاز شده بود، زمانی که دولت مرکزی چین ۴۳۴۰۰۰ نفر از پرسنل خود را در مناطق پکن، شاندونگ، تیانجین، شانشی، هبی، داخل مغولستان و هنان با دستور اجرای برنامه‌ای بزرگ فرستاد. این تیم هدفی متعالی داشت: تغییر رنگ آسمان.

در روزهایی منتهی به ورود نمایندگان بین‌المللی اجلاس همکاری اقتصادی آسیا – اقیانوسیه (اپک)، ۱۱.۴ میلیون خودرو از جاده‌ها حذف شدند و بیش از ۱۰۰۰۰ کارخانه تولیدی صنعتی ناسازگار با زمین به حالت تعلیق درآمدند. تحت نظارت شدید، نزدیک به ۴۰۰۰۰ کارخانه، ساعات کاری خود را محدود کردند تا به تبع آن دود و گاز خروجی که روزانه منتشر می‌شدند، کم‌تر شوند.

نقشه به طرز شگفت آوری درست کار می‌کرد. به مدت دو هفته در ماه نوامبر، مه غلیظ خاکستری پکن روشن و روشن‌تر شد و آلودگی هوا تا ۸۰ درصد کاهش یافت. حالا این شهر آماده استقبال از مقامات خارجی، رهبران و مطبوعات جهان با ابرهای سفید و آسمانی درخشان و آبی بود. اما کمی بعد از پایان نشست، رنگ آبی هم کم کم ناپدید شد.

در شهرهای آلوده اصطلاح “AQI” (شاخص کیفیت هوا) به همان اندازه آشناست که “سلسیوس” یا “فارنهایت” برای مردمان آشنا است. شاخص کیفیت هوا، مقیاسی است که از صفر تا ۵۰۰ برای پاکی و آلودگی هوا طراحی ‌شده است. تنها با نگاه کردن به درجه مه، ساکنان باتجربه می‌توانند کیفیت هوا را محاسبه کنند. اگر کمی مه در افق می‌بینید، کیفیت هوا روی ۱۰۰ است. تا ۲۰۰، افق خاکستری ناشی از آلودگی شما را از فعالیت روزانه باز می‌دارد. روی ۳۰۰، مه حاصل از آلودگی، خورشید را هم می‌پوشاند.

شاخص کیفیت هوا ۳۰۰ و بالا برای سلامت انسان خطرناک محسوب می‌شود. اثرات ناشی از آلودگی بر روی سلامتی شامل “تشدید جدی بیماری‌های قلبی یا ریه و مرگ زودرس در افراد با بیماری‌های قلبی ریوی و سالمندان؛ و خطر جدی اثرات تنفسی در جمعیت عمومی” است. در بیش از ۷۰۰ مورد، هوا به عنوان دودی صنعتی توصیف می‌شود. به قدری غلیظ است که مزه مواد شیمیایی را حس می‌کنید و چشمانتان خیس می‌شود. آلودگی همراه با طوفان شن و ماسه، در ۴ می سال ۲۰۱۷، هوا در پکن واقعا نفس‌گیر بود. با شاخص کیفیت هوای روی ۹۰۵، پکن تا به امروز سه بار از مرز خطرناک گذشته است.

روزهای بد ناشی از آلودگی، چه برسد به روزهای سخت، حتی بیست دقیقه خارج از منزل بودن می‌تواند باعث بیماری در مردم شود. گلو درد و سرفه بدون علایم سرماخوردگی یا آنفولانزا بسیار شایع شده‌اند. و برای مردم، به ویژه آن‌هایی که در نزدیکی کارخانه‌ها زندگی و کار می‌کنند، به نظر نمی‌رسد که سرفه هرگز از بین برود. ماسک‌هایی که از سوی مردم چین استفاده می‌شوند، اکنون نمادین شده‌اند. اما در پکن، تنها بخشی از جامعه زمانی که آلودگی از کنترل خارج می‌شود با این ماسک‌ها در امان هستند. ثروتمندان می‌توانند با رفاه خود از خود محافظت کنند و خود را از آسمان خفه کننده دور نگه دارند.

در پایتخت، ثروتمندان می‌توانند فرزندانشان را به مدارس خصوصی بفرستند، که بسیاری از آن‌ها ” زمین ‌بازی حبابی” بزرگی برای کودکان دارند تا بازی کنند. در این حباب‌ها، هوای تحت فشار مجهز به فیلترهای هوا در حد بیمارستانی هستند تا هوا را تصفیه کرده و در تمام طول سال فرزندانشان هوای تازه استنشاق کنند. در صورتی که، در روزهای مملو از آلودگی شاخص کیفیت هوا به دیگر کودکان می‌گوید که در داخل خانه‌های خود بمانید، زیرا در پشت درهای قفل ‌شده در ایمنی نگهداری خواهید شد. این فن‌آوری ضد آلودگی، ارزان نیست. گنبدهای هوایی میلیون ها دلار هزینه دارند، و حتی برای راه‌اندازی آن در خانه، ده‌ها هزار دلار هزینه لازم است تا خانواده‌ها هوای تازه تنفس کنند. آپارتمان‌های لوکس در ارتفاع زیاد، مجهز به آخرین تصفیه کننده‌های آب و هوا با به روزترین تکنولوژی هستند که شرایط را برای زندگی عادی فراهم می‌کند.

افراد فقیر چاره‌ای جز تنفس هوای بد ندارند. و این فقط چین نیست: هند یازده تا از دوازده شهر بسیار آلوده را به خود اختصاص داده‌ است. به همین ترتیب، عربستان ‌سعودی و ایران شهرهایی با سطح آلودگی بالا دارند که زندگی مردمان را به خطر می‌اندازد. براساس گزارش سازمان بهداشت جهانی (WHO)، از ۳۰۰۰ پایگاه اطلاعاتی، نشان داده شده است که در بیش از ۹۸ درصد شهرها در کشورهایی با درآمد سرانه پایین و متوسط از دستورالعمل‌های مربوط به کیفیت هوای WHO پیروی نمی‌کنند، در حالی که در کشورهایی با درآمد سرانه بالا، نرخ شکست تقریبا به ۵۶ درصد کاهش یافته است.

البته، بدن ما از فیلترهای هوای بیولوژیکی برخوردار است – ریه‌های ما – و بررسی آن‌ها می‌تواند ماده ویژه‌ای که ما از فضای باز جذب می‌کنیم را نشان دهد. پائولو بوتا، که به عنوان عضوی از کمیته علمی سلامت عمومی دانشگاه هاروارد فعالیت می‌کند و به عنوان یکی از اعضای کمیته کیفیت هوا سازمان بهداشت جهانی، افرادی را که در معرض آلودگی هوای آزاد قرار دارند، کالبد شکافی کرده‌ است. ریه‌های سیاهی که در معرض کربن قرار گرفته‌اند، به راحتی می‌شد با ریه‌های سوخته فردی سیگار اشتباه گرفت.

هر روز، ما حدود ۲۳۰۰۰ بار نفس می‌کشیم و به طور متوسط، ۱۲۰۰۰ لیتر هوا تنفس می‌کنیم. موهای ریز در بینی و مویچه‌هایی که از ریه‌های ما محافظت می‌کنند ذرات بزرگ‌تر را فیلتر می‌کنند، اما خطرناک‌ترین ذرات آن‌هایی هستند که PM2.5 نامیده می‌شوند. به این دلیل که ماده ذرات کم‌تر از ۲.۵ میکرومتر است. در مجموع، آن‌ها ماسه بادی نامریی از سولفات، نیترات‌ها، کربن سیاه، گرد و غبار معدنی، سدیم کلرید و آمونیاک هستند که ما آن را “آلودگی” می‌نامیم.

این ذرات سوزانده شده از اگزوز موتورها، معادن، نیروگاه‌های برق و دیگ‌های بخار صنعتی، به شدت با سرطان ریه، کلیه و بیماری‌های قلبی عروقی و نیز آسم مرتبط بوده‌اند. در چین، با بالاترین میزان سرطان ریه، متخصصان پزشکی انتظار دارند که تعداد بیماران مبتلا به سرطان ریه تا سال ۲۰۲۰ به بیش از ۸۰۰۰۰۰ بیمار افزایش یابد. این نوعی بیماری همه‌گیر و خاموش است. سازمان بهداشت جهانی تخمین می‌زند که در هر سال ۳ میلیون نفر پیش از موعد از آلودگی هوا می‌میرند. در مقایسه تعداد افرادی که از ایدز می‌میرند حدود یک سوم این تعداد یعنی ۹۴۰۰۰۰ نفر است.

وقتی این مهم را در نظر بگیرید، آلودگی که ما سالانه تولید می‌کنیم، سرسام‌آور هستند. همچون:

مواد شیمیایی تولید شده که سبب آلودگی هستند: ۳۰ میلیون تن آلودگی پلاستیکی اقیانوس‌ها در سال ؛ ۸ میلیون تن زباله خطرناک در سال؛ ۴۰۰ میلیون تن زغال ‌سنگ، نفت، گاز در هر سال؛ ۱۵ گیگاتون (میلیارد تن) فلزات و مواد در سال؛ ۷۵ گیگاتون مواد معدنی و ظایعات معدنی در سال؛ تقریبا ۲۰۰ گیگاتون آب آلوده در سال (عمدتا آلوده به پسماندهای بیشتر)؛ ۹ تریلیون تن زباله در سال.

به گفته جولیان کریب، روزنامه‌نگار کهنه‌کار، اینها مواد لازم برای ساخت یک بمب سمی عظیم هستند. در سطح جهانی، ما هر سال یکی از این بمب‌ها را می‌سازیم. تفاوت این است که هیچ صدای کر کننده‌ای ندارد. در عوض، درواقع نوعی باران رادیو اکتیوی آرام است: ذرات نامریی در غذایی که می‌خوریم، آبی که می‌نوشیم و هوایی که تنفس می‌کنیم، نفوذ می‌کنند. همانطور که کریب می‌نویسد، ” سموم صنعتی در حال حاضر در نوزادان تازه متولد شده، در شیر مادر، در زنجیره غذایی، در آب آشامیدنی خانگی و در سراسر جهان یافت می‌شوند. آن‌ها حتی در قله اورست هم پیدا می‌شوند (جایی که در آن برف آنقدر آلوده ‌است که اصلا قابل آشامیدن نیست زیرا استانداردهای آب آشامیدنی را ندارد) تا اعماق اقیانوس‌ها، از قلب شهرهای ما گرفته تا دورترین جزایر … جیوه در ماهی‌هایی که می‌خوریم، و در خرس‌های قطبی در قطب شمال وجود دارد، این جیوه ناشی از سوخت زغال‌ سنگ و افزایش هر ساله آن است.” در میان آلودگی و زباله زندگی می‌کنیم.

این ایده که نوعی جهان “بیرونی” وجود دارد که ما می‌توانیم مستقل از آن وجود داشته باشد، توهمی بیش نیست. علم به ما نشان می‌دهد که چشم‌های خودمان چه چیزی را نمی‌تواند ببیند، زباله و آلودگی را: که همه چیز در حال حاضر بخشی از یک شبکه است، بخشی از یک جریان. چیزی که ما وارد محیط‌ زیست می‌کنیم در نهایت راه خود را به درون بدن ما باز خواهد کرد.

شهین غمگسار
مترجم هستم. با واژه‌ها سروکار دارم. و گاهی می نویسم.