به خاطر نفرت از سگ‌ها

ما با سگ‌های خانگی براساس عواطف و احساسات رفتار می‌کنیم در حالی که با دیگر سگ سانان وحشی و در معرض خطر رفتاری برعکس داریم. طوری که از ما می‌ترسند و حتی مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند. واقعا چرا؟

سی مونتگومِری، نویسنده و تاریخدان طبیعی است. او ۲۸ کتاب برای بزرگسالان و کودکان نوشته است، از جمله روح هشت پا در سال ۲۰۱۵ و در حال حاضر کتاب چگونه موجود خوبی باشیم در سال ۲۰۱۸. او در نیوهمپشایر زندگی می‌کند. مونتگومِری از نگاه انسان شناسی و بیولوژیکی به سوال مطرح شده درباره چرایی رفتار خوب و بد با حیوانات خانگی و وحشی پاسخ می‌دهد. در ادامه با آراد مگ همراه باشید.

سرگذشت Dhole یا سگ‌های وحشی آسیایی (سگ سانان)

شبیه موتورِ جت است – اما نمی‌توان آن را چنین تصور کرد. به سایبان جنگل در پارک ملی خوا یای در تایلند نگاه می‌کنم و به سر و صدای بال‌های پرنده‌ها گوش می‌دهم: این صداها متعلق به پرنده‌ای به نام نوک شاخ با پرهای فوق‌العاده زیباست، پرنده‌ای با منقاری کلاه خود مانند که نیمی از اندازه بدنش را شامل می‌شود، و صدای بال زدن پر‌هایش در حین پرواز را می‌توان تا فاصله نیم مایلی شنید. در این پارک که در شمال بانکوک قرار دارد، درختانی وجود دارند که ارتفاع آن‌ها با ارتفاع ساختمانی ۱۰ طبقه برابری می‌کند. فیل‌های وحشی با استفاده از تنه و پوست این درختان خود را می‌خارانند، آثارش را می‌توان روی تنه درخت دید، چین و چروک تنشان را مالش می‌دهند، هنوز جای چنگالشان به هنگام بالا رفتن از درخت روی تنه آن دیده می‌شود.

اما در نیمه راه در دنیای این جنگل خیال انگیز به این مکان رسیده‌ام که پر از شگفتی است و جایی که در آن امید دیدن … سگ‌ها به وفور وجود دارد. سگ‌های قرمز و وحشی جنگلی که اغلب مردم هرگز درباره آن‌ها چیزی نشنیده‌اند و یا از آن‌ها به عنوان آفت‌ و بلا و یا حیوان آزاردهنده یاد می‌کنند. توریست‌ها و بازدید کننده هایی که به این پارک می‌آیند از این سگ سانان با سنگ و چوب پذیرایی می‌کنند. شاید با خود فکر می‌کنند حیواناتی که آزاد و رها و بدون صاحب زندگی می‌کنند لایق آزار و شکنجه و تحقیر هستند. (برای مطالعه درباره خشونت علیه حیوانات، کلیک کنید.)

“و چنین است که این گونه‌ها در معرض خطر انقراض قرار می‌گیرند”. این جمله را زیست شناس، نیوکرین سانگ ساسِن با تاسف بیان می‌کند و چه بسا الآن هم در شرایط خوبی از نظر تدوام نسل نیستند. او رئیس موقت مرکز کشف و نجات گونه‌ها اسمیتسونیان است، او یکی از دو محقق اصلی در مورد پروژه‌ای است که من نیز با آن‌ها همکاری دارم و از سوی داوطلبان غیر انتفاعی دانشوری شهروندی Earthwatch به تیمشان ملحق شدم. تیم ما به منظور مشاهده کشتار و ترساندن حیوانات و همچنین جلوگیری از آن کار جستجو را در این جنگل‌ها با استفاده از دوربین‌های تله‌ای آغاز کرده است و تلاش می‌کند از طریق ردیابی و استفاده از قلاده‌های رادیویی از زندگی مخفی سگ‌های وحشی و شیوه زندگی آن‌ها سر در بیاورد.

سگ‌های وحشی آسیایی که به نام Dhole نیز شناخته می‌شوند، جزو کمیاب‌ترین، مرموزترین و در معرض خطرترین گونه سگ سانان روی کره زمین هستند. اینجا در جنگل‌های خوا یای، حتی فیل‌ها هم شرایط بدتری نسبت به سگ‌ها دارند. با این وجود، سانگ ساسِن گزارش می‌دهد که مدیر سابق پارک پیشنهاد شلیک به آن‌ها را داده بود “لابد با خود فکر می‌کرد تعدادشان خیلی زیاد است!” (برای مطالعه درباره بحران انقراض، کلیک کنید.)

سگ
سگ‌ وحشی آسیایی

خطر انقراض سگ‌های وحشی آسیایی

امروزه، شاید کم‌تر از ۲۰۰۰ نژاد Dhole بر روی کره زمین باقی مانده باشد – این رقم حتی کم‌تر از تمامی گونه‌های ببرها در جهان است. با این حال، آن‌ها بیشتر از گذشته درک و شناخته می‌شوند! به آن‌ها شلیک می‌کنند! مسمومشان می‌کنند! و برایشان تله می‌گذارند!. در حالی که با ببرها به عنوان ستارگان سیرک رفتار می‌شود و برایشان به خاطر پریدن از حلقه‌های آتش جشن می‌گیرند، از نظر کلی، مردم شناختی نسبت به Dhole ندارند. در گردهمایی با حضور سانگ ساسِن، مردم نام حیوان مورد مطالعه را dee-holes تلفظ می‌کردند در حالی که Dhole درست است.

سگ‌های وحشی در همه جا با مشکل جدی روابط‌ عمومی روبرو هستند. یک چهارم از ۲۵ گونه سگ‌های وحشی در معرض خطر یا انقراض قرار دارند. آن‌ها مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند. در آفریقا، لانه‌های سگ‌های شکاری پوزه بلند به آتش کشیده می‌شوند در حالی که توله‌های کوچک هنوز در داخل لانه‌ها هستند. خطر انقراض ارمغان آتش روستائیان برای این سگ‌های شکاری است. در استرالیا، کشاورزان دینگوها را در تله‌های وحشیانه به دام می‌اندازند و در برخی مناطق، آن‌ها را برای ورزش‌های بومی خود و برخی دیگر با حمایت و تشویق دولت شکارشان می‌کنند. در بوتان، Dhole به طور تقریبی از سوی کمپینی با حمایت دولت مسموم و پاک سازی شدند. (در نتیجه این اقدامات بی‌خردانه، تعداد خوک‌های وحشی از حد می‌گذرد و محصولات زراعی از بین می‌روند، شاید آن زمان، مقامات کمی نرم و رحیم شوند و بگذارند Dhole ها به چرخه طبیعی خود بازگردند).

همه گوشتخواران بزرگ و وحشی، از خرس‌ها گرفته تا شیرها، می‌توانند مردم را به خاطر از بین بردن محصولات کشاورزی و دامی آن‌ها ناراحت کنند و این امر با افزایش تعداد انسان‌ها در مناطق وحشی و بکر رخ می‌دهد. اما به نظر می‌رسد که سگ سانان وحشی به طور خاص انتقام گیرنده‌های ماهری هستند.

سگ
کویوت‌

کویوت‌ و گرگ خاکستری و قرمز

پاتریشیا مک کانل، رفتارشناس و جانورشناس و یکی از مدافعان بازیابی گرگ خاکستری در ویسکانسین، وضعیت گرگ‌ها را بسیار اسفبار توصیف می‌کند و شرایط موجود را گیج کننده می‌داند.

یکی دیگر از سگ‌های وحشی آمریکایی، کویوت نام دارد و ممکن است بسیاری از این حیوان نفرت داشته باشد که این نفرت برای گرگ قرمزی که در ایالات ‌متحده زندگی می‌کند فاجعه به نظر می‌رسد زیرا تصور می‌کنند که از خانواده کویوت است و باید از بین برود و امروزه فقط یک مشت از آن‌ها باقی مانده‌اند. زمانی که در شرق ایالات ‌متحده گسترده شدند، گرگ قرمز چنان بی‌رحمانه مورد آزار کشاورزان و پرورش دهندگان قرار گرفت که در سال ۱۹۶۷ این گونه تحت پوشش قانون گونه‌های در معرض خطر انقراض قرار گرفت و شکار و یا به هر شکلی کشتن این حیوان ممنوع اعلام شد.

سانگ ساسِن توضیح داد که این گرگ‌ها موضوع نخستین تلاش‌های آمریکا در جهت احیای دوباره گونه‌های در معرض خطر بودند. اما وقتی که آخرین آن‌ها برای زاد و ولد و پرورش اسیر شدند، گرگ‌های سرخ بیش از گذشته کم شدند و باقی مانده‌ها مجبور شدند برای پیدا کردن جفت با کویوت‌ها زاد و ولد کنند. در سال ۱۹۸۷، خدمات شیلات و حیات وحش آمریکا شروع به آزاد کردن گرگ‌های سرخ پرورش یافته در اسارت در منطقه حفاظت شده کویوت‌های وحشی رودخانه Alligator در کارولینای شمالی کرد. خیلی زود تعداد آن‌ها به بیش از ۱۰۰ قلاده در پنج بخش شمالی کارولینا رسید. سپس کویوت‌ها به سمت جنوب و به سوی مناطق گرگ‌های قرمز حرکت کردند. شکارچیان گرگ‌ها را به ضرب گلوله کشتند (در تیراندازی‌های شبانه هم تعداد زیادی کویوت‌ به جای گرگ کشته شدند).

سانگ ساسِن گفت: ” من نمی‌فهمم چرا همه این قدر از کویوت‌ها متنفر هستند.” این خصومت دیرینه به نظر بسیار عجیب و غریب به نظر می‌رسد، شاید از زمانی که متوجه شده‌ایم کویوت‌ها به طور ژنتیکی با سگ‌های خانگی ما ارتباط دارند و همچنین این موضوع درباره تمامی گونه‌های گرگ‌ها و شغال‌ها هم صادق است، حتی می‌توانند نژادشان تلفیقی از هم باشند. (برای مطالعه پیشینه سگ‌ها، کلیک کنید.)

تنها راه حفاظت از گونه‌های در معرض خطر انقراض قانون شکنی و شکار کویوت‌ها به جای گرگ‌های قرمز در این پنج بخش بود. اما شکارچیان با ممنوعیت کشتن کویوت‌ها مخالف بودند و کمیسیون منابع حیات وحش شمالی کارولینا را وادار به درخواست از اداره توسعه شیلات و حیات وحش ایالات متحده به منظور توقف برنامه بازنگری دوباره کردند تا مبنی بر انقراض گرگ قرمز رای صادر کند. البته این برنامه تا به امروز در حالت تعلیق قرار دارد.

چرا این گونه است؟ حتی در آمریکا! جایی که آمریکایی‌ها میلیونها دلار در سال برای سگ‌های خانگی خود خرج می‌کنند، اما خویشاوندان وحشی و در حال انقراض آن‌ها را موجودات نفرت انگیزی می‌دانیم که فکر می‌کنیم فقط لایق خشونت ما هستند؟

سگ
گرگ خاکستری

سگ‌های وحشی به سبب این که به حیوانات خانگی ای که ما با آن‌ها دوست هستیم، شباهت دارند، ممکن است از آن‌ها نفرت داشته باشیم اما تا به این اندازه مانند گرگ‌ها و شغال‌ها و کویوت‌ها با آن‌ها پست رفتار نمی‌کنیم.

در حالی که گیبون‌ها به هنگام صبح سروصدا به راه می‌اندازند و ما را همچون غریبه‌ها احاطه می‌کنند، من به همراه بقیه اعضای تیم Dhole در کنار برکه کوچکی که با نی پر شده ‌است ایستاده‌ام و خم می‌شوم تا قفسه ‌سینه ماده گوزن نری را بررسی کنم.

زندگی گروهی سگ سانان

فقط به فاصله پنج دقیقه پیاده روی از کابین ما، قفسه ‌سینه و یک جمجمه که چند قدم دورتر از آن پیدا کردیم، تنها چیزی است که از یک گوزن ۴۰۰ پوندی باقی مانده است. سانگ ساسِن برای گروه توضیح می‌دهد که احتمالا سه سگ وحشی آسیایی (Dhole) او را به این روز انداخته‌اند. سگ‌های وحشی آسیایی با استفاده از تکنیک شکار معمول خود این شکار را انجام داده‌اند. در واقع، ورزش ‌کاران ماهری که می‌توانند ۴۵ مایل در ساعت بدوند و علاوه بر این شناگران ماهری هم هستند و اغلب طعمه خود را در آب فرو می‌کنند، بعد آن را در آب می‌کِشند و با خوردنش جانش را می‌گیرند.

سانگ ساسِن از چگونگی شکار گوزن سمبر از سوی حمله گله‌ای سگ‌های وحشی آسیایی چیزهایی شنیده بود. او به ما می‌گوید: ” همیشه فکر می‌کرده که به شکل عادی دیگر حیوانات شکار خود را می‌کشند”، اما آن‌ها نمی‌توانند طور دیگری شکار کنند. زیرا مجبورند این کار را به این طریق انجام دهند، چون آن‌ها نسبت به طعمه‌های خود بسیار کوچک‌تر هستند.

به طور معمول با وزن کم‌تر از ۴۰ پوند، Dhole ها نمی‌تواند غذای خود را با یک گاز به گردن شکار به دست آورند و قادر نیستند مانند ببری ۴۰۰ پوندی شکار خود را بکشند. این مورد برای همه سگ‌های وحشی بزرگ صدق می‌کند. سگ سانان کوچک‌تر، مانند روباه‌ها، در گرفتن جوندگان و دیگر حیوانات کوچک تخصص دارند. آن‌ها معمولا به شکل گروهی زندگی نمی‌کنند. اما سگ سانانی که به دنبال شکار بزرگ‌تر می‌روند نمی‌توانند به تنهایی طعمه خود را مهار کنند؛ آن‌ها تنها با کمک دیگران می‌توانند آن را بکشند و این کار را معمولا به طریقی مشابه Dhole ها انجام می‌دهند.

از آنجا که باید غذای خود را به این روش به دست آورند، Dhole و دیگر نژادهای مشابه مانند گرگ‌ها، سگ‌های شکاری و وحشی پوزه بلند آفریقایی و دینگوها – به روابط اجتماعی گروهی برای زنده ماندن در شکار خود وابسته هستند.

سگ
گرگ قرمز

این گونه‌های شکاری که به شکل گله‌ای شکار می‌کنند – در اینجا روباه‌ها مد نظر ما نیستند – نزدیک‌ترین خویشاوند ژنتیکی خانواده سگ سانان هستند. و این سبب سازگاری با شکار شکاری بسیار بزرگ‌تر از خودشان است که پس از آن باید زنده زنده شکارشان را مصرف کنند – شاید به همین دلیل باشد که سگ بهترین دوست و حیوان خانگی است.

“چه چیزی سگ را سگ می‌سازد؟ مک کونل به بهترین شکل این پرسش را مطرح کرد و گفت: ” برای او و بسیاری از افراد دیگر که بر روی سگ‌ها مطالعه می‌کنند، پاسخش بسیار واضح است: ” اجتماعی بودن بخش عمده‌ی هر سگی است”. چه چیزی برای آن‌ها مهم‌تر از این است؟ آن‌ها بیش از حد اجتماعی هستند و البته ما نیازهای اجتماعی و طبیعت سگ‌ها را همچون گنجی می‌پنداریم که از آن به نفع خودمان استفاده می‌کنیم.

“چه تهدیدی از سوی سگ سانان وجود دارد که انسان این چنین در مقابل این مخلوقات احساس ضعف و ترس می‌کند و برای انقراضشان دست به هرکاری می‌زند!

البته حیوانات دیگر بسیاری هم هستند که کاملا اجتماعی‌اند. اسب‌های گله. دسته‌ی پرندگان. خوک‌های وحشی در گروه‌های خانوادگی به نام Sounders (وقتی دور هم جمع می‌شوند شروع به سروصدا می‌کنند) زندگی می‌کنند. انسان‌ها بسیاری از این گونه‌ها را اهلی کرده‌اند. اما هیچ حیوانی در طول تمامی این دوران‌ها، بیشتر از سگ به عنوان دوست صمیمی و جدایی ناپذیر انسان شناخته نشده است. چون ارزش‌های ما و روش‌های زندگی ما انسان‌ها بسیار شبیه به سگ‌ها است.

برای سگ‌های وحشی، شکار نیاز به درجه و نوع همکاری و ارتباطات مشابه آنچه از سوی مردم به کار گرفته می‌شود را می‌طلبد. هیچ‌کس بهتر از الیزابت مارشال توماس، نویسنده کتاب زندگی پنهان سگ‌ها (۱۹۹۴)،سگ‌ها را نمی‌شناسد. او می‌گوید: ” همکاری همه چیز است. راه زنده ماندن است”. در دهه ۱۹۵۰، او در دوران نوجوانی، به همراه پدر و مادر انسان شناس خود، لورنا مارشال و لورنس مارشال در صحراهای نامیبیا و با مردمان سان که به آنان بوشمن هم گفته می‌شود زندگی می‌کرد. با همکاری، انسان‌ها نیز قادر به شکار حیوانات بسیار بزرگ‌تر از خودشان هستند و گوشت آن‌ را با تمام گروه تقسیم می‌کنند.

اگر چه مردمان سان از تیر و کمان زهرآگین استفاده می‌کردند، اما هر دوی آن‌ها یعنی سان‌ها و سگ‌های وحشی از روابط نزدیکی با یکدیگر در همکاری و تلاش برای تامین غذای خود برخوردار بودند. مانند انسان‌ها، سگ‌های شکاری باید اهداف یکدیگر را بشناسند و خود را با بقیه هماهنگ کنند. سگ‌های وحشی، دانش و طرح‌های خود را از طریق بو، حالات چهره، زبان بدن و امواج مختلف سطح زوزه که برخی از آن‌ها از فواصل بسیار طولانی هم شنیده می‌شوند، شناسایی و درک می‌کنند. زوزه‌های گرگ می‌تواند تا ۱۰ مایل بیشتر در دشت‌های هموار شنیده شود. Dhole ها با گله‌ی خود به شکل پیچیده‌ای ارتباط برقرار می‌کنند همچون زوزه‌های آرام و تا حدی شبیه دندان قروچه، واق واق کردن و لرزاندن صدا، به دلیل همین به سگ‌های سوت زن هم معروفند. (برای مطالعه درباره چگونگی ارتباط سگ‌ها با محیط پیرامون، کلیک کنید.)

سگ های بی سرپرست و خیابانی
سگ های بی سرپرست و خیابانی

بنابراین زندگی و شیوه‌های زندگی سگ سانان و انسان‌ها مشابه هم هستند؛ شواهد فسیلی جدید (از سگ‌های نئولیتیک در آلمان) حاکی از آن است که سگ‌ها تا حدود ۴۰۰۰۰ سال پیش با انسان‌ها زندگی می‌کردند. انسان‌ شناس تکاملی، برایان هاَر از دانشگاه دوک در کارولینای شمالی، اهلی شدن سگ‌ها را یکی از عجیب‌ترین وقایع تاریخ بشر می‌نامد. سگ‌ها برای انسان‌ها بسیار مهم بودند و در مقابل انسان‌ها هم برای سگ‌ها مهم بودند – قبل از این که در خانه‌های ما به شکل دائمی سکنی گزیده باشند، و قبل از دوران سفالگری (در دوران نوسنگی) بخشی از زندگی ما بودند. صدای آن‌ها به ما هشدار می‌داد که به خطر نزدیک می‌شویم. آن‌ها ما را مجذوب توانایی درک و فهمیدن حرکات ما و حتی حرکات چشمی ما کردند.

آن‌ها در تشخیص شکار بسیار ماهر و توانا بودند که هر دوی ما از آن لذت می‌بردیم. زندگی ما و سگ‌ها آنقدر به هم پیچیده شده است که تصاویر سگ‌ها در هنر غارهای باستانی ظاهر می‌شوند. امروزه از نیکاراگوئه تا استونی و تا جمهوری دموکراتیک کنگو، شکارچیان انسان به سگ‌های خود برای بقا وابسته هستند. هاَر می‌گوید بر اساس مطالعه‌ای متوجه شدیم که شکارچیان گوزن شمالی در مناطق آلپ، برای آوردن شکار به خانه، ۵۶ درصد توجه بیشتری به سگ‌های خود در مقایسه با نگهداری از شکارشان دارند.

از آنجا که سگ‌ها خیلی هوشیار و به طور طبیعی تمایل بسیاری به همکاری دارند، آموزش دادن آن‌ها برای شکار آسان است. اما ما از چنین استعدادهای سگ سانان در تربیت سگ‌های خانگی و کوچک خود کم‌تر استفاده می‌کنیم. در عوض، از توانایی‌های اجتماعی سگ و مهارت آن‌ها برای برقراری ارتباط سود می‌بریم، برای نگهداری از گله، کمک و راهنمایی افراد نابینا، جستجوی افراد گم‌شده و مرده، کمک به ناتوانی‌های ما و درمان بیماری‌های روحی و روانی و حال خوش خود از آن‌ها بهره می‌بریم.  (برای مطالعه سگ‌های درمانی، کلیک کنید.)

پس چطور ممکن است انسان‌ها به این شکل سگ‌های وحشی را مورد آزار قرار دهند؟ به خصوص گرگ‌ها، نزدیک‌ترین خویشاوندان “سگ‌های خانگی ما” که در سراسر قاره‌ها و در طول تاریخ تمامی کشورها بدنام شده‌اند؟ مک کانل چنین بینشی را در اینباره ارائه می‌دهد: ” شاید، به طور کنایه آمیزی، تا حدی به خاطر سگ‌ها است. سگ‌ها هرکاری را بخواهید انجام می‌دهند، وقتی صدایشان می‌کنید می‌آیند. پس چه تهدیدی از سوی سگ سانان وجود دارد که انسان این چنین در مقابل این مخلوقات احساس ضعف و ترس می‌کند و برای انقراضشان دست به هرکاری می‌زند! گرگ‌ها از کنترلشان خارج شدند. آن‌ها را به وحشت می‌اندازد. لابد انسان با خود می‌گوید: “چطور جرات می‌کنی (گرگ‌ها) شبیه سگ‌های ما باشی؟”، اما واقعا نباید چنین باشد.

سگ سانان
سگ سانان

انسان‌ها و دیگر مخلوقات به یک اندازه برای زندگی روی این کره خاکی سهم و حق دارند و هیچ کدام از ما حق سلب زندگی از مخلوقی دیگر را نداریم. شاید خدا بداند که این گستاخی و زیاده خواهی انسان از کجا نشات می‌گیرد که دست به کشتار حیوانات و پست شمردن مخلوقی جز خود می‌زند.

هر کسی در تیم Earthwatch دارای سگی خانگی است. زمانی که در حال راه‌اندازی تله‌های دوربین، چک کردن طعمه‌ها یا محل یابی جدید برای نصب تله‌های دوربین نیستیم، دلمان برایشان تنگ می‌شود، در مورد آن‌ها صحبت می‌کنیم و عکس‌های سگ خانگی خود را باهم به اشتراک می‌گذاریم. نام سگ من تِربِر است، سگی سه ساله از نژاد بوردر کالی که یک چشمم نابیناست. هم‌تیمی‌های آمریکایی من هم تصاویری از آرگوس، سگ ۱۱۰ پوندی از نژاد کوموندور و لوسی، سگی پنج ساله و تلفیقی از نژاد شپرد را نشان می‌دهند. سانگ ساسِن در خانه‌ای نزدیک واشنگتن دی سی، سه سگ دارد: یک گلدن رتریور پیر و نجات یافته به نام سام، دیگری سگی شکاری از تلفیق نژاد Hound به نام اِمی و بادی از نژاد بیگل. بادی از نخستین توله‌های آزمایشگاهی در جهان است، یکی از هفت توله به دنیا آمده در سال ۲۰۱۵ که از سوی آزمایش‌های علمی یکی از دانشجویان سانگ ساسِن در آزمایشگاه متولد شد.

موجودی که در آزمایشگاه متولد شده بود، نمی‌توانست بیش از اندازه متفاوت از Dhole های وحشی باشد که ما بر روی آن‌ها مطالعه انجام داده‌ایم. با این حال، در برخی از رفتارهای مربوط به خانواده و علاقه، سگ‌های ما روش‌های باستانی نیکان وحشی خود را منعکس می‌کنند.

رفتارهای مشابه در تمامی سگ‌ها

“بوسه” سگی را در نظر بگیرید، در واقع همان لیسیدن صورت صاحب خود – خوش‌آمد گویی عاشقانه اغلب زمانی ارائه می‌شود که ما از یک غیبت چند ساعته یا چند روزه به خانه برمی گردیم. گرگ، Dhole و حتی توله‌های سگ شکاری پوزه بلند نیز همین کار را با پدر و مادرشان انجام می‌دهند. ما با نوازش و بوسیدن به احساسات عاطفی سگ‌های کوچک‌تر خود پاسخ می‌دهیم. اما سگ‌های بالغ وحشی پاسخ متفاوتی از خود نشان می‌دهند.

وقتی سگ‌های بالغ از شکاری موفقیت‌آمیز بازمی گردند، توله‌ها به این شکل به والدین خود خوش‌آمد می‌گویند. پدر و مادر برای بچه‌هایشان غذا می‌آورند، اما به جای اینکه سعی کنند گوشت را از کیلومترها دورتر همراه خود بکشانند و به لانه ببرند، آن را در شکم خود حمل می‌کنند. با لیسیدن لب‌های والدین، از آن‌ها می‌خواهند که غذا را به دهانشان منتقل کنند (به شکل استفراغ). (وقتی سگ‌های ما صورت‌های ما را لیس می‌زنند و ما استفراغ نمی‌کنیم، آیا آن‌ها ناامید می‌شوند؟ احتمالا زمانی که شیر و یا چیزی شیرین و خوشمزه می‌خوریم به همین دلیل است که دوست دارند دهانمان را لیس بزنند و این رفتارشان تقریبا مشابه مکیدن پستان مادر است و از آن نشات می‌گیرد.)

توامس می‌گوید: ” در اغلب خانه‌ها، سگ‌ها به ندرت اجازه پیدا می‌کنند که مجموعه رفتارهای طبیعی خود را به طور کامل در این زمینه نمایش دهند. گاهی اوقات نمی‌فهمیم که سگ‌ها چه می‌کنند و یا چرا فلان کار را انجام می‌دهند. زیرا این شانس را به سگ‌ها نمی‌دهیم تا رفتارهای طبیعی خود را بروز دهند. وقتی مردم از رفتار سگ‌های خود دلسرد و یا ناامید می‌شوند این بینش را نسب به سگ‌ها از دست می‌دهند که واقعا سگ‌ها چه وحشی و چه اهلی چگونه موجوداتی هستند و آن‌ها واقعا چه می‌خواهند.

سگ‌های شکاری
سگ‌ های شکاری

بنابراین خانه‌ی توماس یک استثنا است: او هرگز سگ‌های خود را تربیت نکرده است. او آن‌ها را عقیم نمی‌کند. به آن‌ها اجازه می‌دهد که جفت خود را انتخاب کنند. در مدتی که در کمبریجِ ماساچوست زندگی می‌کرد، دوست دو ساله‌ی خود را به نام میشا و از نژاد سیبرین هاسکی که حدود ۲۰۰ مایل از قلمرو شهری را زیر و رو کرده بود به دقت مورد بررسی قرار داد و ماجرا جویی‌های او را ثبت کرد. او همیشه به سگ‌ها اجازه می‌دهد که بیشتر به همان شکلی که دوست دارند زندگی کنند و به دقت آنچه را که انجام می‌دهند مشاهده می‌کند.

“فقط سگ‌هایی که باهم زندگی می‌کنند قادر به درک یکدیگر هستند”

در زندگی سگ‌ها، سگ‌ها عاشق یکدیگر می‌شوند. او یک‌بار جفت گیری سگ‌های خود را مشاهده کرد. به سگ‌ها اجازه داد که سوراخ‌هایی را در حیاط عقبی حفر کنند. و بعد از اینکه توله سگ‌ها به دنیا آمدند، جفتش برای دادن غذا به سگ ماده به کنارش می‌رفت.

توماس گرگ‌ها و دینگوها را نیز مورد مطالعه قرار داده. او حتی دینگویی را در خانه نگهداری می‌کرد. عنوان کتاب بین‌المللی و پرفروش او در مورد مشاهداتش از سگ‌ها به بهترین صورت انتخاب شده است: زندگی پنهان سگ‌ها (۱۹۹۳). او اغلب به عنوان مهمان در تلویزیون و رادیو، به این سوال که سگ‌ها چه می‌خواهند؟ چنین پاسخ می‌دهد: ” آن‌ها یکدیگر را می‌خواهند.”

از آنجا که ما خیلی به آن‌ها شبیه هستیم، می‌توانیم بهترین جایگزین‌ برای همراهی با آن‌ها باشیم. او به خبرنگاری گفت: ” فقط سگ‌هایی که باهم زندگی می‌کنند قادر به درک یکدیگر هستند و به دلیل شباهت‌های رفتاری و عاطفی ما و سگ‌ها، می‌توانیم بهترین تعامل را با آن‌ها برقرار کنیم”.

با این حال سگ‌های خانگی ما چیزهای زیادی برای آموزش دادن به ما دارند. یکی از همتایان تایلندی سانگ ساسِن در پروژه Dhole، متخصص بوم شناسی جنگل‌ها، سوکما سوانگ از دانشگاه کاستسارت در بانکوک، درباره سگ‌هایش می‌گوید. زمانی که او به عنوان جنگل‌بان در یکی از پارک‌های تایلند زندگی می‌کرد، از دو سگ ولگرد و دورگه نگهداری می‌کرد. آن‌ها در چادرش می‌خوابیدند. او به شدت تحت‌تاثیر فداکاری، مهر و ذکاوت آن‌ها قرار گرفته بود که به نوبه خود برای الهام بخشیدن به مسیر مطالعات علمی او درباره سگ‌های وحشی تایلند بسیار تاثیرگذار بودند.

در پارکی دیگر، سوکما سوانگ مسئول تیم جلوگیری از شکارهای غیرقانونی بود. او در این کار از سگ‌های خود استفاده می‌کرد تا به راحتی بتواند شکارچیان غیرقانونی را شناسایی کند. او این کار را با غرور انجام می‌داد و نام گروه خود را (خود و سگ‌هایش) “قبیله Dhole” نامیده‌ بود.

سگ‌ های خانگی
سگ‌ های خانگی

سوکما سوانگ برای ادامه تحصیلات PhD خود، پارک را برای زندگی در آپارتمانی کوچک در شهر ترک کرد، در نتیجه مجبور شد دو سگ خود را برای نگهداری به فردی دیگر واگذار کند. چهار سال بعد به پارک برگشت تا سگ‌ها را پیدا کند اما از صاحب جدید شنید که آخرین باری که او آن‌ها را دید زمانی بود که به دنبال سوانگ از همان مسیری که او از پارک خارج شده بود، خارج شدند و پس از آن دیگر آن‌ها را ندید.

در طول هفته‌ای که در تایلند حضور داشتیم، در میان کارهایی که باید انجام می‌دادیم، چهار ردیف از تله‌های آویزان را که هر کدام به دوربین‌های حساس به حرکت متصل بودند، در مناطق مختلف جای گذاری کردیم، که هر کدام سیگنال‌های داده مخصوص را در صورتی که هر تله از بین رود ارسال می‌کنند. امیدوار بودیم که تله‌های دوربین سیگنال‌های مربوط به یک سگ وحشی آسیایی را ثبت کنند. اما تا کنون، فقط حرکت و رفتار مارمولک، زَباد و شغال ثبت شده بود. اما در شب گذشته، که ماه تقریبا به طور کامل از پس انبوهی از ابرها بالا آمده بود، طوری که بهترین شب برای شکارچیان تلقی می‌شود امیدوار بودیم که در نهایت بتوانیم رفتار و عملکرد یک Dhole را ثبت کنیم.

درست قبل از ساعت ۱۰ بعد از ظهر، زنگ خطر تله متری ما به صدا در آمد. یکی از تله‌ها از کار افتاده بود! ما در ساعت ۱۰:۰۵ در صحنه حضور داشتیم. یک دامپزشک هم همراه ما بود، سوکما سوانگ با کیت پزشکی و تور جلو می‌رود. آشفته و سراسیمه نزدیک می‌شود و برگ‌های خشک ریخته در کف جنگل را به صدا درمی‌آورد. علاوه بر ما چند نفر دیگر در حوالی اینجا هستند. اما او کسی را نمی‌بیند.

دو تله از بین رفته‌ است – اما هیچ رکوردی در آن‌ها وجود ندارد. بنابراین به کابین خود بر می‌گردیم تا کارت حافظه دوربین را چک کنیم تا ببینیم چه اتفاقی افتاده ‌است.

تصاویر داستان را بازگو می‌کنند. نخستین عکس‌ها یک Dhole تنها را نشان می‌دهد. ابتدا از یک طرف به طعمه نزدیک می‌شود، سپس جهت خود را تغییر می‌دهد. احتمالا در حال استشمام بوی گوشت است. به طرف دیگری می‌رود. در عکس‌های بعدی می‌بینیم که او تنها نیست. حالا در پس‌زمینه می‌بینیم که یک همراه هم به او اضافه شده است. نخستین Dhole در واقع کار دیده‌بانی را انجام می‌دهد، با استفاده از همه حواس، حافظه و شهود خود منطقه را ارزیابی می‌کند، این که آیا این وعده به ظاهر آزاد و بدون شکارچی دیگری ایمن هست یا نه. می‌توانیم تنش و وسوسه این گروه را در تصاویر ببینیم، احتیاط از طرف گروه و همراهانش که به او اعتماد دارند تا لاشه گوشت را بررسی کند به شکلی آشکار قابل مشاهده است.

این همکاری و پشتیبانی از هم در گله سگ‌های وحشی (به طور کلی سگ سانان) مشابه تعامل انسان‌ها با یکدیگر است. و در واقع، یادآور این است که پیوند ما با سگ‌های در عین حال بسیار آشنا و بی‌نهایت مرموز است. سگ‌ها قدیمی‌ترین دوست انسان بر روی کره زمین هستند چه بسا که در برخی از ادیان از آن‌ها به عنوان سمبل وفاداری و نگهداری یاد شده است. تقسیم حیوانات به دو دسته اهلی و وحشی صرفا قراردادی است که ما برای رعایت احتیاط و افزایش ایمنی زندگی خود قرار داده‌ایم. اما هیچ تفاوتی در سگ‌های اهلی و وحشی به هنگام احساس خطر وجود ندارد. هر دو می‌توانند به یک اندازه خطرناک باشند. اما رفتار دوگانه ما انسان‌ها با سگ خانگی خود و دیگر سگ سانان صرفا ریشه در توهماتی بی‌پایه و غیر علمی دارند.

نظر شما چیست؟ آیا شما هم فکر می‌کنید با سگ سانان وحشی و بی سرپرست و خیابانی باید با خشونت همراه با آزار و اذیت و حتی منجر به مرگ حیوان برخورد کرد؟ و یا معتقید که آن‌ها نیز چون ما و به اندازه ما حق زندگی دارند و باید آزادانه و بدون احساس ترس و نگرانی و دور از استرس ناشی از انسان‌ها زندگی کنند؟ رفتار شما با دیگر حیوانات به غیر از حیوان خانگی خود چگونه است؟ آیا همان عشق و علاقه را با دیگر حیوانات هم تقسیم می‌کنید؟

شهین غمگسار
مترجم هستم. با واژه‌ها سروکار دارم. و گاهی می نویسم.