فناوریهوش مصنوعی

آیا ماشین‌ها می‌توانند خلاق‌تر از انسان‌ها باشند؟

هنر هوش مصنوعی

ماریو کلینگمان، هنرمندی آلمانی است که از هوش مصنوعی (AI) استفاده می‌کند، او دیدگاه‌های رادیکالی درباره خلاقیت دارد و می‌گوید: ” ما انسان‌ها اصیل نیستیم”. ما فقط چیزها را تغییر می‌دهیم، میان پدیده‌هایی که دیده‌ایم ارتباط برقرار می‌کنیم “. انسان‌ها فقط می‌توانند چیزهایی را که یاد گرفته‌اند و یا در گذشته انجام داده‌اند را بسازند، در حالی که ماشین‌ها قادرند از نو بسازند. میلر در گاردین به بررسی این موضوع می‌پردازد. در ادامه با آراد مگ همراه باشید.

خلاقیت در هوش مصنوعی

این چشم‌اندازی جالب است. با کنار گذاشتن این که آیا خلاقیت انسان محدود است و یا نه، واقعا خلاقیت چیست؟ قطعا این درست است که شبکه‌های عصبی مصنوعی امروزه به قدری توسعه یافته‌اند که به جای آموزش قوانین از پیش تعیین شده، قواعد را کنار می‌گذارند. هوش مصنوعی AlphaGo، که تیم Go کره‌ جنوبی، با بازی استاد بزرگ لی سدول را شکست داد، هزاران بازی را آموزش دیده بود، اما هیچ قانونی برایش وجود نداشت. او با روش خود نشان می‌داد که چطور خود به تنهایی سراسر بازی را پیش می‌برد. یک کار هنری تولید شده از سوی کامپیوتر در ساتبیز (حراج خانه چند ملیتی در آمریکا) به حراج گذاشته شده است – اما آیا هنر هوش مصنوعی قدرت ماندگاری دارد؟

کلینگمان یکی از پیشگامان هنر AI است. او می‌گوید عاشق این لحظه‌ها است وقتی که ماشین را فعال می‌کند و کاری را انجام می‌دهد که برنامه ‌نویس انسانی انتظار آن را اصلا ندارد – مانند زمانی که AlphaGo حرکتی انجام داد که هیچ بازیکن انسانی فکرش را هم نمی‌کرد. برخی از کارهای او از الگوریتم‌هایی استفاده می‌کند که بر اساس چهره انسان دست به خلق می‌زند – اما آن‌ها چهره کسی نیستند که تا به حال زندگی کرده باشد. به نظر می‌رسد که آن‌ها در جایی در اعماق تخیلات دستگاه ظاهر می‌شوند.

ماریو کلینگمان

در ۶ مارس، یکی از آثار کلینگمان در حراج ساتبیز شرکت کرد، اثری که در واقع از سوی هوش مصنوعی به وجود آمده بود و اینطور بود که از نظر مردم هنر هوش مصنوعی هم به رسمیت شناخته شد. پس از کشف هنر AI  در حراجی ساتبیز، نمایشگاهی در اسپانیا ترتیب داده شد، زیرا فروش هنر هوش مصنوعی برای حراجی‌ها بسیار هیجان‌ انگیز و تازه به نظر می‌رسد.

این اولین باری نیست که هنر هوش مصنوعی به حراج گذاشته می‌شود. یک قطعه خلق شده از سوی هوش مصنوعی که از مجموعه Obvious فرانسه ارائه شده بود، در حراجی هنری کریستیز در ماه اکتبر به مبلغ ۴۳۲.۵۰۰ دلار فروخته شد. قیمت این قطعه به قیمت ۴۰ برابر قیمت برآورد شده به فروش رفت. بسیاری از مردم در دنیای هوش مصنوعی از جمله کلینگمان از این کار خشمگین بودند. زیرا Obvious خارج از این عرصه بود. آن‌ها از کاربرد صریح الگوریتمی استفاده کردند که از سال ۲۰۱۵ در دسترس بوده و در قطعات آن‌ها مداخلات انسانی به وفور دیده می‌شود.

هنر کلینگمان با استفاده از هوش مصنوعی

کلینگمان، برعکس، به عنوان یک هنرمند پیشرو شناخته می‌شود. آثار او در موزه هنرهای معاصر، موزه هنر متروپولیتن نیویورک و مرکز پمپیدو پاریس و در میان مکان‌های دیگر نشان داده شده است. این مجموعه شامل مجموعه نوروگرافیک، “عکاسی دستی بدون دوربین” که از کامپیوتر برای ایجاد تصاویر خیالی استفاده می‌شود و گاهی هم در تلویزیون برای پخش خبرهای جعلی از آن استفاده می‌کنند. در سال ۲۰۱۸ جایزه لومن را برای اثر “پسر قصاب” که مجموعه‌ای از آثار مشابه فرانسیس بیکن است را برنده شد. این اولین بار بود که این جایزه به خاطر کار هنری از سوی هوش مصنوعی به دست آمده است.

هنر کلینگمان چالش برانگیزتر از Obvious است. حراج اثر به عنوان “خاطراتی از عابران اول” به نمایش گذاشته شد، سبک نمایش اثر بسیار جالب توجه بود. او از یک کنسول چوبی به همراه یک کامپیوتر و دو صفحه نمایش استفاده کرد که جریان بی‌پایانی از چهره مرد و زن را به نمایش می‌گذارد. هر چهره در چهره فرد قبلی خود نمایان می‌شود، طوری که انگار از هم عبور می‌کنند. هیچ متصدی برای این کار در میان نیست و هیچ دو تصویری با هم یکسان نیستند. بنشینید و ماشین را تماشا کنید و لذت ببرید و تقریبا به نظر می‌رسد که ماشین دارد فکر می‌کند.

الگوریتم کلینگمان، از یک طبقه بندی کلاسی با مرتبه Als به نام شبکه‌های نژادی سازنده (GANs) نغذیه می‌کند. یکی از هدف‌های تحقیقاتی در هوش مصنوعی، توسعه ماشین‌های مستقل است که می‌توانند براساس ابتکار خود دست به خلاقیت بزنند. عنصر اساسی در این مهم این است که آن‌ها قادر به ارزیابی کار خود هستند.

GAN

GAN، فقط همین کار را انجام می‌دهد. این سیستم نه تنها یک شبکه عصبی همچون دیگر هوش‌های مصنوعی دارد، بلکه از یک شبکه عصبی – مغزی نیز در برنامه خود داراست. یکی از آن‌ها جریان تصاویر را از هیچ چیز تولید می‌کند و دیگری که در تصاویر خاص آموزش ‌دیده است، آن‌ها را قبول یا رد می‌کند، و در نهایت دست به خلق می‌زند. بدین ترتیب، مولد علاوه بر یادگیری، کار را بهتر و بهتر خلق می‌کند.

کلینگمان از یک نمونه از این هوش مصنوعی به نام Pix۲Pix استفاده می‌کند. این هوش مصنوعی مقدار مشخصی از مواد را تغذیه می‌کند. ماشین را در حالت سکون قرار می‌دهد تا فراتر از برنامه‌ریزی خود حرکت کند، همانطور که او می‌گوید: “خلاق باشید”، رهایش کنید تا کار خود را انجام دهد. ماشین در تصویری تار، تصاویر نامنظم را ایجاد می‌کند و در ادامه ماشین عیب و نقص‌ها را می‌گیرد، ویژگی‌های متمایز را انتخاب می‌کند، و آن را به صورت یک انسان شکل می‌دهد، چیزی که قبلا برای آن برنامه‌ ریزی نشده بود و حتی قبلا وجود هم نداشته است.

خلاقیت انسان در تقابل با هوش مصنوعی

اما آیا ماشین‌ها واقعا می‌توانند خلاق باشند؟ آیا آن‌ها را می‌توان در مقام خود به عنوان هنرمند در نظر گرفت؟ اگر خلاقیت یک خصوصیت تعیین ‌کننده برای انسان بودن باشد، چگونه می توان مجموعه‌ای از سیم‌ها و ترانزیستورها را خلاقانه در نظر گرفت؟ شاید ما به آن اندازه که فکر می‌کنیم فرق نداشته باشیم. در نهایت، انسان‌ها فقط ماشین‌های بیولوژیکی هستند و برعکس، فکر کردن به کامپیوتر می‌تواند به عنوان شکلی سیلیکونی از زندگی در نظر گرفته شود. اگر ما بتوانیم خلاق باشیم، چرا کامپیوترها نباشند؟ همانطور که کلینگمان پیشنهاد می‌کند کامپیوترها ممکن است بیشتر از ما خلاق‌ باشند. با گرفتن وب، آن‌ها به طور بالقوه به همه دانش دسترسی خواهند داشت. مغز انسان در این موضوع بسیار محدود است که تصور کنیم چقدر خلاقیت ماشینی ممکن است به وجود آید.

هنر هوش مصنوعی سوالات زیادی را مطرح می‌کند. برای شروع، آیا این به چیزی بیشتر از ارزشی گذاری جدید نیاز دارد؟ آی – دا نخستین ربات هنرمند در اوایل این ماه رونمایی شد تا هیایویی تازه به پا کند در حالی که به کیفیت هنری که قرار است تولید کند اشاره چندانی نشد. ما چگونه هنر هوش مصنوعی را مورد ارزیابی قرار می‌دهیم؟ آیا باید معیارهایی را که برای هنر انسان تعریف می‌شود، برای AI هم اعمال کنیم؟

در حال حاضر تنها کاری که می‌توانیم بکنیم این است که ماشین‌هایی بسازیم که روش فکری ما را بسط دهند یعنی آنچه را که ما توانستیم خلق کنیم را خلق کنند. ما قادر نیستیم به آن‌ها چیزی بدهیم که خودمان هنوز درباره آن چیزی نمی‌دانیم. اما در نهایت، ممکن است ماشین‌هایی بسازیم که می‌توانند فراتر از ما به جلو روند، آن‌ها به اندازه کافی هوشمند هستند که خود ماشین‌هایی را بسازند، بدون دخالت انسان. نتیجه تمام این تحقیقات در چیست؟ آیا هدف تنها ساخت ماشین‌هایی است که خلاقیت ما را بازتاب می‌کنند؟ یا بیشتر از ما قابلیت انجام کاری را نداشته باشند؟

ماشین‌های خلاق

اگر همانطور که کلینگمان استدلال می‌کند، ماشین‌ها می‌توانند واقعا خلاق باشند در حالی که ما فقط محکومیم به ساختن آنچه دیگران انجام داده‌اند، هوش مصنوعی ممکن است در نهایت ما را آزاد کند. ما فقط می‌توانیم دانش‌هایی که از نسل‌های گذشته منتقل شده‌اند را گسترش دهیم. کلینگمان می‌گوید: “ماشین‌ها ممکن است قادر باشند حوزه جدیدی از دانش را تجربه کنند در حالی که ما به سادگی قادر به تولید آن نیستیم، هر چند می‌توانیم از آن‌ها قدردانی کنیم” من امیدوارم ماشین‌ها نوع متفاوتی از خلاقیت داشته باشند و درها را برای دنیایی بهتر باز کنند.

کسانی هستند که مفهوم ماشین‌های خلاق (AI) را عمیقا آزار دهنده و حتی اهانت‌آمیز می‌دانند. در مقاله اخیر مجله تکنولوژی MIT، شان دورانس کلی فیلسوف هاروارد، استدلال می‌کند که خلاقیت یکی از ویژگی‌های تعیین‌ کننده انسان‌ها است و تنها می‌تواند در بافتی انسانی وجود داشته باشد. این قطعا دیدی کلی است؛ هیچ دلیلی وجود ندارد که ادعا کنیم خلاقیت به تنهایی به انسان‌ها تعلق دارد. همانطور که کار کلینگمان نشان می‌دهد، ماشین‌های امروزی در حال حاضر نمایی از خلاقیت را در هنر اجرا می‌کنند. AlphaGo نیز رفتارهای غیر منتظره‌ای را همراه با خلاقیت در بازی Go نشان داده‌ است.

زندگی ما در کنار هوش مصنوعی

برای اطمینان از اینکه ماشین‌ها به دلایل ساده قادر به خلاقیت نیستند، به همین دلیل است که انسان نیستند، به ویژه در حوزه‌هایی که فراتر از علم و فن‌آوری هستند و زندگی روزمره ما را لمس می‌کنند. ماشین‌ها تعریف می‌کنند که زندگی چطور خواهد بود و چه چیزی باید زندگی کند، نه صرفا انسان، تمام موجودات و در واقع، اندک اندک، ما با آن‌ها در حال ادغام هستیم، با گوشی‌های هوشمند خود، که به گسترش ما بسط داده‌اند.

دو اثر مشهور خلاقیت، قرن بیستم را آغاز کردند. نظریه نسبیت انیشتین و توسعه کوبیسم از سوی پیکاسو باعث شد که ما با شیوه‌های جدید و عمیقا متفاوتی دنیا را ببینیم و منجر به تحولات علمی و هنری جهان شویم. هر دو از مردمی برخاسته بودند که با یکدیگر ارتباط داشتند و به نظر می‌رسید هیچ ارتباطی با هم ندارند. انیشتین ارتباط بین قوانین ترمودینامیک – از طریق جریان گرما – و ماهیت فضا و زمان را مشاهده کرد، در حالی که پیکاسو به تحولاتی در ریاضی، علوم و فن‌آوری دست یافت تا به موجب آن پالت هنری خود را گسترش دهد.

منبع
The Guardian
برچسب ها

شهین غمگسار

مترجم هستم. با واژه‌ها سروکار دارم. و گاهی می نویسم.

یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن