معرفی بهترین بازی سازهای سال ۲۰۱۹ میلادی

درست به همان اندازه‌ای که پیدا و مشخص کردن بهترین بازی‌های سال اهمیت دارد، پیدا کردن افراد و کسانی که آن‌ها را در تیم‌های توسعه دهنده تولید کرده‌اند نیز بسیار اهمیت دارد چرا که بدون چشم انداز، زحمات، تلاش‌ها، رنج‌ها و سختی‌هایی که این سازنده‌ها برای ساخت این بازی‌ها و عناوین به جان خود خریدند، کاملا واضح، روشن و ساده است که عناوینی که ما این قدر از انجام دادن و بازی کردن آن‌ها در طی سال لذت بردیم، هیچ وقت ساخته نمی‌شدند و به دستمان نمی‌رسیدند. توسعه و ساخت بازی‌ها یک پروسه‌ی سخت، طاقت فرسا و بسیار پیچیده است که کار هر کسی نیست و همینطور اندازه گیری کردن رشته‌ها و زمینه‌های مختلف برای به وجود آوردن آن‌ها و نظم ترتیب بخشیدن به کارها و همچنین نیاز داشتن به سرمایه گذاری‌های کلان و هنگفت در زمان و منابعی که برای ساخت این بازی‌ها به آن‌ها اختصاص داده می‌شود، پیچیده‌تر و سخت‌تر از چیزی است که ما تصور می‌کنیم. خوشبختانه ما توانستیم طعم دلچسب و لذت بخشِ ثمره‌ها و نتایج تمام آن‌ها را در سال ۲۰۱۹ میلادی بچشیم که در سال‌های گذشته نیز به همین ترتیب تعداد بسیار زیادی از آن‌ها را دیده بودیم. بنابراین، ما در این بخش این بار به سراغ معرفی بهترین نامزدهای موجود در یک دسته بندی جدید خواهیم رفت که در آن به معرفی بهترین سازندگان و بازی سازهای سال میلادی گذشته خواهیم پرداخت و در نهایت نیز در این گروه یک سازنده را به عنوان بهترین بازی‌ سازهای سال ۲۰۱۹ میلادی به شما معرفی خواهیم کرد. پس در ادامه نیز همچنان با ما همراه باشید.

نامزدها:

Capcom

شرکت بازی سازیِ کهنه کار و بسیار قدیمی Capcom اکنون دارای یک گذرگاه تاثیر گذارِ رو به پیشرفت و تکامل است که در طی گذشت چند سال اخیر با سرعت و شتاب بسیار زیادی به سمت گسترش بیشتر در حال حرکت کردن است به طوری که شاید سال ۲۰۱۹ را بتوان تاثیر گذارترین و مهم‌ترین سال در دوران فعالیت‌های حرفه‌ای آن‌ها به حساب آورد. شرکت Capcom در سال ۲۰۱۹ اقدام به عرضه کردن سه عنوان بزرگ و بسیار مهم کرد که به حدی فوق العاده و شگفت انگیز بودند که باعث حیرت زدگی کل صنعت بازی‌های رایانه‌ای شده بودند. عنوان Resident Evil 2 Remake را می‌توان یکی از بهترین بازی‌ها در کل این فرنچایز کهنه کار، قدیمی و اسطوره‌ای به حساب آورد. علاوه بر آن، Devil May Cry V یک بازگشت بسیار باشکوه و بزرگ به فرم ایده آلِ گذشته در این فرنچایز اکشن بسیار محبوب به شمار می‌رود که به بهترین شکل ممکن باعث احیای مجدد این سری شد. همچنین عنوان Monster Hunter World: Iceborne نیز یک بسته‌ی گسترش دهنده‌ی بسیار عظیم و پرمحتوا بود که درست به اندازه نسخه اصلی این بازی که برای آن در دسترس قرار گرفته بود، خوب و لذت بخش بود. از این مهم‌تر، یکی از بزرگ‌ترین و ارزشمندترین دستاوردهایی که شرکت Capcom در سال ۲۰۱۹ به دست آورد، این بود که هر سه‌ی این بازی‌ها و عناوینی که به دست این شرکت در سال گذشته میلادی عرضه شده بودند، جزو بهترین و لذت بخش‌ترین بازی‌هایی شدند که ما در طی سال انجام دادیم. اگر تمام این ویژگی‌ها باعث نمی‌شود تا Capcom شایسته‌ و لایق این همه ستایش و احترام باشد، ما که دیگر نمی‌دانیم چه شرکت دیگری می‌تواند لیاقت داشته باشد تا به عنوان یکی از بزرگ‌ترین و بهترین بازی ‌سازهای سال ۲۰۱۹ شناخته شود.

The Coalition

در بین بهترین بازی سازهای سال ۲۰۱۹، قطعا باید از نام استودیوی The Coalition نیز یاد کرد. زمانی که این استودیو با عنوان Gears of War 4 ثابت کرد که علیرغم این که یک استودیوی جدید و تازه تاسیس هستند، می‌توانند یک تجربه‌ی بسیار خوب و اصیل از سری Gears of War در اختیار کاربران خود قرار دهند، توانستند از یک مانع بسیار بزرگ به خوبی با موفقیت عبور کنند. اما آن‌ها برای توسعه و ساخت Gears 5 با یک چالش به مراتب بزرگ‌تر و سخت‌تر رو به رو شدند؛ چالشی که از آن‌ها می‌خواست تا این سری را بتواند به مسیرهای جدید و درستی برساند که برای مخاطبان و کاربران هیجان انگیزتر باشد. اما آن‌ها به طور قابل تحسینی بر این چالش فائق آمدند و توانستند با موفقیت آن را پشت سر بگذارند. استودیوی The Coalition با عنوان Gears 5 توانستند یک تعادل بسیار عالی بین ساخت یک نسخه جدید به عنوان دنباله‌ای برای این سری که دقیقا همان ویژگی‌های خوب و مثبتی که از آن انتظار می‌رفت و ساخت عنوانی که افق‌های پیش روی این فرنچایز را روشن کرد، به وجود بیاورند. ما برای اولین بار در طی گذشت چند سال اخیر واقعا احساس کردیم که سری بازی‌های Gears of War واقعا در حال آماده کردن خودش برای داشتن اوقات بهتر و هیجان انگیزی برای سال‌های پیش روی فعالیت‌های خودشان است که تمام این اعتبار و افتخار تنها توسط استودیوی The Coalition به دست آمده است.

Kojima Productions

هیدئو کوجیما پس از سال‌های سال همکاری با شرکت Konami در سال ۲۰۱۵ با استودیوی اختصاصی و جدید خودش به اسم Kojima Productions باید یک شروع جدید را آغاز می‌کرد و در پی آن، سرانجام در سال گذشته‌ی میلادی ما موفق به تجربه اولین بازی استودیوی اختصاصی او به اسم Death Stranding شدیم. این بازی عنوانی بود که او به مدت سه سال بر روی آن کار کرد و سعی کرد با ارائه کردن اطلاعات و مشخصات مختلف و زیاد درمورد آن، ما را برای تجربه‌ی این بازی هیجان زده و مشتاق کند. هیدئو کوجیما با توسعه و ساخت این عنوان به سادگی توانست موج بزرگی از ستایش و احترام را سمت خودش و استودیوی Kojima Productions روانه کند که توانسته بود با موفقیت آنچه که او و همکارانش در این استودیو در ذهن خود برای این بازی ساخته و پرداخته بودند را پیاده سازی کند. اما از سوی دیگری نیز همانطور که همه چیز به خوبی بر وفق مراد آن‌ها در حال سپری شدن بود، آن‌ها به خاطر چنین عنوان عجیب و غریبی که هیچ کس تا به حال ندیده و تجربه نکرده بود و اینقدر آن را پر آب و تاب و به اصطلاح بولد کرده بودند، مورد انتقادهای بیشتر و شدیدتری هم قرار گرفتند. در بین بازی‌های بزرگ و پرهزینه‌ی AAA این کاملا به ندرت پیش می‌آید که عنوانی در این مقیاس تا این حد آزمایشی باشد و فقط در حال پیاده کردن یک فرمول جدید به طور تجربی باشد که برای آزمون و خطا کردن ساخته شده است چرا که معمولا در این مقیاس اهداف سازنده‌ها و ناشران به سمتی هدایت می‌شود که ضمن هزینه‌های بسیاری که برای ساخت آن‌ها صرف می‌شود، بتوانند بر حسب نیاز کاربر باشند و در وحله‌ی اول نیازهای مردم را در نظر بگیرند که معمولا منجر به تولید و ساخت آثار و تجربه‌هایی می‌شوند که هم ایمن‌تر هستند و هم مطمئن‌تر می‌توانند به موفقیت برسند. عنوان Death Stranding واقعا یک رویا پردازی بود. یک رویا پردازی بزرگ که شاید هنوز نیاز به پیشرفت و تکامل بیشتری داشت اما از طرفی دیگر انتظار طولانی مردم و فشارهایی که از این جهت بر روی تیم سازنده آن وارد شده بود، باعث جلوگیری از پیشرفت‌ها و بهبودهای بیشتر این پروژه شد تا بتواند بیشتر به تکامل برسد. اما در هر صورت، دنیا جای ریسک کردن است و در نهایت کسانی موفق شده‌اند که از حاشیه امن خود خارج شده‌اند و قدرت ریسک کردن داشته‌اند. ما هم به همین علت کوجیما و همکاران او در استودیوی Kojima Productions را برای این خطر پذیریِ بزرگ مورد ستایش و احترام خود قرار می‌دهیم و برای ساخت عنوان Death Stranding آن‌ها را در بین بهترین بازی‌ سازهای سال ۲۰۱۹ قرار می‌دهیم.

Remedy Entertainment

شرکت Remedy Entertainment یکی از معدود توسعه دهندگان برجسته‌ی صنعت بازی‌های ویدئویی به شمار می‌روند که به جای این که به دنبال کسب درآمد به شیوه‌های مرسومِ امروزی برای خود باشند تا به سودآوری‌های بیشتری برسند، همیشه به دنبال پیدا کردن شیوه‌ها و ایده‌های هیجان انگیز جدید هستند و دائما در حال گشت و گذار کردن برای پیدا شدن زمینه‌های جدیدی برای خود هستند که تا به حال تجربه‌ای در آن‌ها نداشته‌اند. شاید بتوان بازی Control را به عنوان برجسته‌ترین و جاه طلبانه‌ترین ایده‌ی جدیدی که آن‌ها در کل دوران فعالیت خود در این صنعت داشته‌اند، به حساب آورد و همچنین شیوه‌ای که آن‌ها توانستند این ایده را تبدیل به یکی از بهترین بازی‌های سال ۲۰۱۹ کنند، هیچ چیزی به جز نبوغ و استعداد نیست که آن‌ها به هیچ وجه در ساختن و پرداختن آن کم کاری نکرده‌اند. بازی Control عنوانی است که تمام زمینه‌هایی که شما در آن‌ها باکیفیت بودن آثار شرکت Remedy را احساس کرده‌اید را به بهترین شکل ممکن پیاده سازی کرده و ادامه داده است. مهم‌تر از این، تلاش و همت آن‌ها برای گسترش دادن اسم و رسم خود با عرضه کردن این بازی به عنوان یک سازنده‌ی بازی‌های ویدئویی نیز واقعا جای تحسین دارد که در نهایت نیز منجر به تولید عنوانی شد که مهارت‌های از پیش اثبات شده‌ی آن‌ها به عنوان داستان پردازانِ حرفه‌ای و سازنده‌هایی که قادر به تولید و ساخت مکانیزم‌ها و سیستم‌های گیم پلیِ اعجاب آور هستند را بسیار بیشتر از قبل گسترش داد. تعداد زیادی از تجربیاتی که Remedy به عنوان سازنده در عناوینی از قبیل Quantum Break و یا بازی‌های دیگری ساخته بودند به دست آورده بودند، علیرغم تمام احترامی که برای آن‌ها قائل هستیم، هرگز نتوانسته بودند به چنین سطحی از موفقیت برسند. در این راستا، هیچ کس قرار نبود آن‌ها را برای توسعه و ساخت عنوانی مثل بازی یاد شده و یا آثار دیگری که در گذشته ساخته بودند، ملامت کند اما همین که از حاشیه امن خود خارج شدند و ریسک بزرگی کردند، Control را بسیار ارزشمندتر از گذشته کرده است. آن‌ها تصمیم گرفتند که ضمن حفظ موقعیت و شرایط قبلی خود، پای خودشان را بیشتر از گلیمشان دراز کنند و اکنون نیز با چنین عنوان ارزشمند و والایی در حال گرفتن ثمره‌ی این تصمیم بزرگ هستند.

Asobo Studio

هیچ وقت برای استودیوهای کوچک و مستقل ساده نیست تا باعث تاثیر گذاری در بازار شوند و بتوانند تحولات بزرگی در آن به وجود بیاورند. بازاری که هر روز توسط بازی‌های پرهزینه‌تر و بزرگ‌ترِ AAA بیشتری اشباع می‌شود که عرصه را برای آن‌ها بسیار تنگ‌تر و سخت‌تر از گذشته می‌کند و همانطور که سال گذشته‌ی میلادی استودیوی Asobo Studio با عنوان A Plague Tale Innocence انجام داد، این کار به مراتب سخت‌تر و بدتر از قبل نیز خواهد شد. آن‌ها کاملا خودشان را آماده کرده بودند تا عنوانی کاملا به طور سازش ناپذیر و غیر قابل انعطاف از نظر جاه طلبانه بودن در اختیار کاربران قرار دهند تا قادر باشد و بتواند در برابر بزرگ‌ترین و پولیش‌ شده‌ترین عناوینِ پرهزینه و AAA بزرگی که پیش از آن وجود داشت، قد علم کند و شاخ و شانه بکشد. اگر راستش را بخواهید، حتی با وجود این که اکنون دیگر مدت زیادی از عرضه‌ی این بازی گذشته کار بسیار سخت و حتی ناممکنی است که باور کنیم عنوانی در مقیاس بازی‌های کوچک بدون هزینه‌های هنگفت و سرسام آور به اندازه‌ای بسیار کم‌تر از عناوین و بازی‌های AAA بتواند دقیقا به اندازه‌ی آن‌ها بدرخشد. عشق و احساسات عنوان A Plague Tale Innocence را چنین آراسته کرده است و ما هم به اندازه کافی خوشحالیم که یک مثال و نمونه‌ی بسیار کم یاب از عنوانی است که به درست‌ترین و دقیق‌ترین شکل ممکن عدالت را در حق این عشق و احساسات ادا کرده است.

Nintendo

می‌توان با اطمینان خاطر کامل ادعا کرد که شرکت Nintendo در بین بهترین بازی سازهای سال دیگر هیچ چیزی برای اثبات کردن حقانیت این شرکت به عنوان یک سازنده و توسعه دهنده‌ی کار بلد و حرفه‌ای در صنعت بازی‌های ویدئویی باقی نگداشته است که انجام نداده باشد. اما همچنان نیز بسیار خوشحال کننده و هیجان انگیز است که هر از چند گاهی ببینیم که Big N استعدادها و مهارت‌های خودش را برای ما به اثبات می‌رساند تا جای هیچ حرفی باقی نگذارد. این که این روند هر سال به شکل متفاوتی از سال گذشته انجام می‌شود، بسیار ارزشمند و لایق احترام است. این شرکت بزرگ بازی سازی که سابقه‌ای بسیار طولانی به عنوان یکی از قدیمی‌ترین و کهنه کارترین شرکت‌های فعال در حوزه بازی‌های رایانه‌ای دارد و هر سال به عنوان یکی از بهترین بازی سازهای سال شناخته می‌شود، در سال گذشته‌ی میلادی، به شاخه‌های زیادی سرک کشید. سال گذشته میلادی این شرکت به طور داخلی شروع به توسعه و ساخت Super Mario Maker 2 کرد و پس از آن نیز این بازی را در اختیار کاربران قرار داد و پس از آن نیز مثل همیشه پشتیبانی و حمایت خود را برای استودیوهای فرست پارتی خود به اثبات رساند و به سازنده‌هایی از قبیل Good Feel, Next Level Games و Grezzo، به ترتیب برای ساخت عناوین Yoshi’s Crafted World, Luigi’s Mansion 3, و The Legend of Zelda: Link’s Awakening کمک کرد و مثل همیشه که چتر حمایت خود را بر روی بازی‌های فرست پارتی خود باز می‌کرد، امسال نیز پشتیبانی و حمایت کامل خود را از این بازی‌ها نشان داد. اما این تمام ماجرا نیست چرا که نینتندو در سال ۲۰۱۹ کارهای سخت و سنگین بیشتری نیز برای کنسول ترکیبی خود انجام داد و بازی‌های ترد پارتی بزرگی را بر روی این کنسول در دسترس قرار داد که از این دست حتی می‌توان به عنوان بزرگ The Witcher 3: Wild Hunt نیز اشاره کرد که به عنوان یکی از بهترین و بزرگ‌ترین بازی‌های نسل هشتم کنسول‌های ویدئویی شناخته می‌شود. به جز این، بازی‌های ترد پارتی بزرگ دیگری هم سال گذشته توسط یکی از بهترین بازی سازهای سال برای این کنسول ترکیبی به عرضه رسید. چه از نظر کیفیت و چه از نظر کمیت بخواهیم حساب کنیم، نه تنها می‌توانیم با اطمینان خاطر کامل Nintendo را در بین بهترین بازی سازهای سال ۲۰۱۹ میلادی قرار دهیم، بلکه شانس زیادی نیز برای کسب این افتخار می‌توانیم برای او قائل باشیم اما هنوز تعدادی سازنده دیگر نیز باقی مانده که باید به بررسی آثار آن‌ها نیز در سال ۲۰۱۹ بپردازیم.

سال ۲۰۱۹ برای شرکت Square Enix سال به یاد ماندنی بود که فقط یک دلیل برای آن وجود دارد و آن چیزی نیست به جز Kingdom Hearts 3. این بازی به عنوان اولین نسخه‌ی اصلی در سری Kingdom Hearts پس از هفت سال و همینطور اولین نسخه‌ی شماره دار این فرنچایز از سال ۲۰۰۵ تا به حال، قطعا یکی از بزرگ‌ترین و جاه طلبانه‌ترین بازی‌های چند سال اخیر برای شرکت Square Enix بود. این حقیقت که آن‌ها توانستند این سری را سرانجام پس از سال‌ها انتظار به دست کاربران خود برسانند، خودش یک دستاورد بزرگ به حساب می‌آید اما نکته‌ای که واقعا درمورد این بازی تاثیر گذار بود، این است که این عنوان یک بازی واقعا خوب و درجه یک برای این فرنچایز به شمار می‌رود. عنوان Kingdom Hearts 3 برای طرفداران و علاقه مندان این سری یک نتیجه‌ی احساسی و رضایت بخش پس از سال‌های سال صبر و انتظار بود. بنابراین به دست آوردن چنین موقعیتی به وسیله‌ی این بازی برای شرکت ناشر و سازندگان آن، قطعا باعث خوشحالی است که ارزش جشن گرفتن دارد.

Ryu Ga Gotoku

سال ۲۰۱۹، برای استودیوی Ryu Ga Gotoku زمان یک انتقال بزرگ بود چرا که سری Yakuza از دوره Dragon of Dojima عبور کرد و برای وارد شدن به یک دوره‌ی جدید خودش را آماده کرد و آن‌ها تصمیم گرفتند تا از این انتقال در سال ۲۰۱۹ کمی به عنوان تجربه و آزمایش استفاده کنند که نتیجه‌ی آن منجر به تهیه و ساخت یک IP جدید به اسم Judgment شد که یک نسخه‌ی اسپین آفِ فرعی برای سری بازی‌های Yakuza به شمار می‌رود. قطعا یکی از برجسته‌ترین و شگفت انگیز‌ترین ویژگی‌های این بازی این است که در آن واحد هم کاملا برای طرفداران سری بازی‌های یاد شده آشنا است و هم به طور هیجان انگیزی دارای هویتِ جدید و مستقلی برای خودش است. این بازی توانست یک فرنچایز پابرجا و محبوب را انتخاب کند که انجام دادن این کار و اضافه کردن ویژگی‌های کاملا جدید و تازه به آن به هیچ وجه کار ساده و راحتی نیست اما تیم سازنده و توسعه دهنده‌ی این بازی در استودیوی Ryu Ga Gotoku توانستند با موفقیت کامل این وظیفه‌ی خطیر را به سرانجامی بسیار خوب و رضایت بخش برسانند و با عرضه کردن عنوان Judgment تمام سعی و تلاش خود را در جهت این امر انجام دهند. اگر Judgment هیچ ارزشی نداشته باشد، اما حداقل در بدبینانه‌ترین حالت ممکن نیز یک اعتماد به نفس عالی درمورد آینده‌ی این فرنچایز به ما بخشیده است که با دیوانه واری کامل سال جاری میلادی با عرضه کردن عنوان نقش آفرینیِ نوبتی جدیدی به اسم Yakuza: Like a Dragon این روند را همچنان ادامه خواهند داد.

‌From Software

کار بسیار سختی است که بتوان توسعه دهنده یا سازنده‌ی دیگری را پیدا کرد که به اندازه‌ی From Software در طی گذشت چند سال اخیر با ادامه دادن یک روند منظم و ثابت، همیشه در اوج باقی مانده باشد. در طی این مدت تمام بازی‌ها، گسترش دهنده‌ها، نسخه‌های فرعی و هر اثر دیگری که این غول ژاپنی تولید کرده است، یک عنوان برجسته در زمینه‌ی خودش محسوب شده است که آخرین اثر عرضه شده‌ی آن‌ها به اسم Sekiro: Shadows Die Twice نیز از این قائده مستثنی نیست و هیچ تفاوتی با دیگر آثار آن‌ها در این زمینه ندارد. استودیوی From Software با ایجاد کردن یک وقفه در سری Dark Souls پس از عرضه کردن Dark Souls 3 – حداقل تا لحظه‌ای که این مطلب در حال تهیه شدن است – سال گذشته وارد زمینه‌ها و عرصه‌های جدیدی شد و با عرضه کردن عنوان Sekiro: Shadows Die Twice، عنوان جدیدی را به دست کاربران رساندند که شبیه به هیچ بازی دیگری که تا به حال ساخته بودند، نبود. نکته‌ی برجسته و بسیار مهمی که درمورد این عنوان وجود دارد این است که توانست ضمن اضافه کردن ویژگی‌های منحصر به فرد جدید برای پیدا کردن هویت مستقل خود، تمام نقاط قوت و برجسته‌ای که معمولا در آثار قبلی این استودیو وجود داشت و ما آثار این استودیو را با آن‌ها می‌شناختیم را نیز به این تجربه اضافه کند. شما ممکن است پیش از این تصور کرده باشید که قانونِ کیفیت متوسط که در آثار From Software در یک دهه‌ی اخیر پس از تولید و عرضه‌ی عنوان Demon’s Souls به وجود آمده بود، همچنان در بازی‌های این استودیو ادامه پیدا کند اما این اتفاق در ساخت بازی Sekiro رخ نداد به طوری که با نگاه کردن به نتیجه‌ای که این بازی برای آن‌ها به همراه داشت، می‌توان تصور کرد و امیدوار بود که بسیار سخت است که بتوانیم تصور کنیم From Software به این زودی‌ها دستش خالی بماند و دیگر نوآوری خاصی برای ارائه کردن در بازی‌های خود نداشته باشد. Sekiro: Shadows Die Twice نه تنها باعث شد تا ما From Software را به عنوان یکی از بهترین بازی سازها در سال ۲۰۱۹ به شمار بیاوریم، بلکه مسیر تازه‌ای برای این استودیو در آثار پیش روی آن‌ها به وجود آورد که می‌تواند سال‌های سال ادامه پیدا کند.

Ubisoft

این دیگر تبدیل به یک قانون شده است که استودیوهای متعددی که تحت حمایت Ubisoft در این شرکت به فعالیت مشغول هستند، باید حداقل ۲ یا ۳ بازی بزرگ و قابل توجه در سال در اختیار مردم قرار دهند به طوری که در طی گذشت چند سال اخیر نیز واقعا قدم‌های اشتباه کمی در این مسیر برداشته‌اند. ما انکار نمی‌کنیم که برخی از بازی‌های آن‌ها گاهی دچار مشکلات خاصی می‌شوند اما همین که پس از پیدا کردن این اشتباهات برای جبران آن‌ها تمام سعی و تلاش خود را می‌کنند، برایمان بسیار ارزشمند است. آن‌ها با تولید و عرضه کردن عنوان Ghost Recon Breakpoint در سال گذشته میلادی یک عنوان بزرگ در این سال عرضه کردند و با وجود تمام مشکلات و عیب و ایرادهایی که این بازی در زمان عرضه‌ی خود داشت، کم کم با همت و تلاش تیم سازنده‌ی آن در Ubisoft با عرضه کردن بهبودها، پچ‌ها و آپدیت‌های جدید توانستند وضعیت این بازی را به پایداری کافی برسانند و همین امر نیز باعث شد تا ما در نهایت خوبی‌های این بازی را با دقت بیشتری بسنجیم و به اصطلاح نیمه‌ی پر لیوان را ببینیم. همچنین آثار و عناوین دیگر این شرکت در سال ۲۰۱۹ از قبیل Trials Rising, Anno 1800, و Far Cry New Dawn نیز همه تجربه‌های بسیار خوب و مستحکمی بودند که برایمان رضایت بخش بودند و همینطور از طرفی دیگری نیز Ubisoft با عرضه کردن The Division 2 یکی از بهترین بازی‌های خودشان در سال گذشته‌ی میلادی را در اختیار ما قرار دادند که نه تنها یک پیشرفت و بهبود بزرگ نسبت به نسخه قبلی خود به شمار می‌رود، بلکه قطعا جزو بهترین بازی‌های سال ۲۰۱۹ نیز از نظر ما است. علاوه بر این، Ubisoft در سال ۲۰۱۹ به ادامه‌ی پشتیبانی و حمایت برخی از عناوینی که در سال‌های قبل از آن عرضه کرده بود نیز پرداخت که شاید بارزترین نمونه‌ی آن، Assassin’s Creed Odyssey بوده باشد که به جز دریافت کردن بهبود دهنده و آپدیت‌های بیشتر، محتویات، ماموریت‌ها و مراحل جدیدی نیز به دست آورد. به خاطر تمام این دلایل و تلاش‌های بی وقفه‌ی آن‌ها، Ubisoft حداقل حق دارد که در بین بهترین بازی سازهای سال ۲۰۱۹ میلادی قرار داشته باشد.

برنده:

Capcom

نیمه‌ی اول دهه ۲۰۱۰ میلادی شرکت Capcom را به خاطر عرضه کردن عناوین ناامید کننده‌ای که جزو برخی از بزرگ‌ترین فرنچایزهای این شرکت بودند و همینطور زنجیره‌ای از تصمیمات بد و اشتباه، در جایگاه خوبی نمی‌دیدیم. این شرکت در شرایط بدی قرار داشت و روزهای سختی را سپری می‌کرد که روز به روز در حال افول بیشتر بود اما سال ۲۰۱۷ را می‌توان شروع یک دوره‌ی باشکوه جدید و احیای مجدد یکی از بزرگ‌ترین و اسطوره‌ای‌ترین شرکت‌های ناشر بازی‌های ویدئویی به شمار آورد. پس از آن، هر سالی که این شرکت پشت سر می‌گذاشت برایش از سال قبل بهتر بود و با یک روند منظم به پیشرفت و بهبود خودش ادامه می‌داد و ضمن قدرتمندتر شدن نسبت به گذشته، مجددا در حال احیا شدن بود به طوری که با رسیدن آن‌ها به سال ۲۰۱۹، می‌توانیم سال گذشته میلادی را به عنوان یکی از بهترین سال‌های این شرکت پس از دوره‌ای بسیار بسیار طولانی به حساب بیاوریم. ما پیش از این در این مطلب درمورد سه گانه‌ی نجات بخش این شرکت در سال ۲۰۱۹ یعنی عناوین Resident Evil 2, Devil May Cry 5, و همینطور Monster Hunter World: Iceborne با شما صحبت کردیم که باید به آن‌ها عناوین برجسته و بسیار مهم دیگری از قبیل Onimusha Remastered, Dragon’s Dogma: Dark Arisen بر روی کنسول نینتندو سوییچ، عنوان Ace Attorney Trilogy و تعداد بسیار زیادی از عناوین دیگر را هم اضافه کنیم که به شدت ما را تحت تاثیر فعالیت‌های بدون وقفه و خستگی ناپذیر این شرکت در طی سال گذشته‌ی میلادی قرار می‌دهد که امیدواریم این روند نه تنها در سال جاری میلادی نیز به همین شکل ادامه پیدا کند، بلکه در طی نسل بعدی نیز بتوانیم Capcom را مانند سال ۲۰۱۹ به عنوان یکی از بهترین بازی سازهای سال به حساب بیاوریم.

نظر شما درمورد بهترین شرکت بازی سازی سال ۲۰۱۹ چیست؟ به نظرتان کدام یک از این شرکت‌ها از Capcom برای کسب این افتخار بیشتر لایق و شایسته بود؟ لطفا نظرهای خود را حتما با ما به اشتراک بگذارید.

عرفان رحیمی صادق
علاقه‌مند به دنیای گیم و ماجراجویی با DualShock 4 در این هنر. بله هنر. به نظر من گیم یک هنر بزرگ است و هر بازی یک اثر هنری. گیم می‌تواند شما را در هر دنیایی که دوست دارید، قرار دهد.