پیر شدن با فیس اپ یا دادن اسم و رسم به سرویس‌های ناشناس؟

فیس اپ

اینستاگرام، توئیتر، تلگرام و خلاصه کل اینترنت پر شده از چهره‎های پیر! این روزها همه در چالش پیری فیس اپ (FaceApp) شرکت می‌کنند و چهره دوران پیری خودشان را با این اپلیکیشن می‌سازند. شاید حالا دیگر این چالش خسته‌کننده شده باشد اما امکان بسیار جالبی را فراهم کرده (که کیفیت خوبی هم دارد).

مردم به خاطر این امکان جالب به فیس اپ اجازه می‎دهند به تصاویر و نامشان دسترسی داشته باشد. یک دسترسی بی‌قید و شرط برای هر هدفی که بخواهد و هر مدت زمانی که لازم باشد!

بیش از ۱۰۰ میلیون نفر این اپلیکیشن را از گوگل پلی دانلود کرده‌اند. طبق اعلام App Annie هم فیس‌اپ در بیش از ۱۲۱ کشور دنیا محبوب‌ترین اپلیکیشن در اپ استور است.

طبق شرایط استفاده از خدمات فیس اپ، افراد همچنان صاحب اصلی محتوای کاربری خودشان (همان صورت) هستند. اما کمپانی هم یک مجوز غیرقابل فسخ، مادام‌العمر و رویالتی فری برای استفاده از داده‌های کاربران دارد. این یعنی می‌تواند هر وقت خواست، هر کاری که خواست با عکس‌های ما بکند.

برای اینکه بدانید فیس‌اپ چه رویکردی در برابر داده‌های کاربران دارد، لازم نیست همه شرایط استفاده از خدمات را بخوانید. بند زیر تصویر دقیقی از وضعیت اسم و رسم کاربران این اپلیکیشن به شما می‌دهد:

شما به فیس اپ یک مجوز دائمی، جهانی، … می‌دهید تا بتواند محتوای کاربری، اسم یا نام کاربری‌ و تصاویر مرتبط با محتوای کاربریتان را در هر فرمت رسانه‌ای فعلی یا مربوط به آینده و بدون پرداخت غرامت به شما مورد استفاده قرار بدهد، بازتولید کند، تغییر بدهد، ترجمه کند، منتشر کند، توزیع کند، به صورت عمومی نمایش بدهد یا برمبنای آن چیزی تولید کند. وقتی محتوای کاربری را در سرویس یا از طریق آن به اشتراک می‌گذارید و پست می‌کنید، پذیرفته‎اید که محتوای کاربری شما و اطلاعات مربوط به آن (مثل نام کاربری، لوکیشن یا تصویر پروفایل) برای عموم قابل رویت خواهد بود.

شاید این از نظر شما خطرناک نباشد و حتی پیش خودتان بگویید عکس و اطلاعات من همین حالا هم در اینترنت موجود است. مسئله اساسا چیز دیگری است. فیس اپ این مجوز را دارد که هر کاری خواست با داده‌های شما بکند. شاید این مجوز باعث نشود کمپانی مادر روسی فیس‌اپ با نام Wireless Labs، اسم و رسم‌تان را به سرویس اطلاعاتی روسیه بدهد اما بالاخره عواقبی خواهد داشت. شاید عکستان سر از یک بیلبورد در مسکو دربیاورد و به احتمال بیشتر برای تربیت الگوریتم‌های تشخیص چهره مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده بشود. الگوریتم‌هایی که نمی‌دانید کجا و چطور استفاده خواهند شد.

تجربه‌های قبلی از داده‎های جمع‌آوری شده توسط اپلیکیشن‌های مربوط به فیسبوک نشان می‌دهد این داده‌ها همیشه برای هدفی که ما تصور می‌کنیم به کار گرفته نمی‌شوند. و حتی داده‌هایمان لزوما با رعایت اصول ایمنی و حریم شخصی هم نگهداری نمی‌شوند!

یکبار دیگر درباره پیر شدن با فیس اپ فکر کنید

همه این دلایل برای نگرانی درباره اپلیکیشن فیس اپ کافیست. اما مسئله اینجا تمام نمی‌شود. برای اینکه اپلیکیشن درست کار کند، علاوه بر تمام تصاویر باید به Siri، جستجو و رفرش شدن در بک‌گراند هم دسترسی داشته باشد. یعنی حتی وقتی از فیس‌اپ استفاده نمی‎کنید هم فیس‌اپ از شما استفاده می‌کند.

این همه آن چیزی است که شما به کمپانی Wireless Labs می‌دهید. حالا تصمیم با خودتان است که برای پیر شدن با فیس اپ، این همه اطلاعات را به دست یک کمپانی بسپارید یا نه. پیشنهاد می‌کنیم درباره استفاده از چنین اپلیکیشن‌هایی که موقتی هستند و چندان ضروری به نظر نمی‌رسند، یکبار دیگر فکر کنید.

اما اگر می‌خواهید بدانید تصاویر شما در چنین برنامه‎هایی چطور به افزایش سرعت رشد فناوری تشخیص چهره کمک می‌کند، با آرادمگ همراه باشید.

اپلیکیشن فیس اپ و فناوری تشخیص چهره

ده‌ها پایگاه داده از تصاویر چهره‌های مردم بدون آگاهی حتی یک نفر از آنها توسط کمپانی‎ها و محققان گردآوری می‌شود. این پایگاه‌ها و تصاویر درونشان به سوخت مورد نیاز برای رشد فناوری تشخیص چهره تبدیل می‌شوند.

این پایگاه‌های داده از تصاویر موجود در شبکه‌های اجتماعی، اپلیکیشن‌هایی مثل فیس اپ، وب‌ سایت‌های عکس، سرویس‌های دوست‌یابی و حتی دوربین‌های رستوران‌ها و دانشگاه‎ها ساخته می‌شوند. هنوز تعداد این مجموعه داده‌ها مشخص نیست اما محققان حریم خصوصی، مخازن عکس ساخته شده توسط مایکروسافت، دانشگاه استنفورد و نهادهای دیگر را شناسایی کرده‌اند. تعداد تصاویر موجود در هر کدام از این مخازن هم متغیر است. یکی از آنها ۱۰ میلیون عکس و دیگری فقط ۲ میلیون عکس دارد.

این همه رقابت برای گردآوری عکس صورت انسان‌ها به خاطر دستیابی سریعتر به سیستم‌های تشخیص چهره نسل جدید است. این فناوری یاد می‌گیرید چطور با آنالیز حداکثر تصاویر ممکن با استفاده از شبکه‌های عصبی، هویت افراد را تشخیص بدهد. منظور از شبکه عصبی سیستم‌های ریاضیاتی پیچیده‌ای هستند که برای ساخت الگوهای تشخیص به داده‌های انبوه نیاز دارند.

غول‌های فناوری مثل فیسبوک و گوگل هم چنین پایگاه‌هایی دارند. اما برخلاف موسسه‌های تحقیقاتی و کمپانی‌های کوچکتر تمایلی به تقسیم داده‌هایشان با دولت‌ها، دانشگاه‌ها و دانشمندان ندارند. در حالیکه چنین اقدامی می‌تواند به تربیت هوش مصنوعی کمک کند.

گردآوری تصاویر چهره انسان‌ها برای ساخت سیستم‌های تشخیص چهره بیش از یک دهه عمر دارد. با این وجود هنوز هم مردم نمی‌دانند که از طریق اپلیکیشن‎هایی مثل فیس اپ به بخشی از این فرایند تبدیل می‌شوند. در چنین سیستم‌هایی نام افراد به عکس‌هایشان مرتبط نیست اما همچنان امکان تشخیص هویت آنها وجود دارد چون هر چهره، منحصر به فرد است.

فناوری تشخیص چهره چیزی نیست که ما بخواهیم از پیشرفتش ناراحت باشیم. اما تردیدهای پیرامونش به خاطر استفاده از این فناوری به صورت تهاجمی است. اخیرا اسنادی افشا شده که نشان می‌دهد مامورین گمرگ و مهاجرت از فناوری تشخیص چهره برای اسکن تصاویر رانندگان و شناسایی مهاجران غیرقانونی استفاده می‌کنند. یا مثلا اف‌بی‌آی بیش از یک دهه از فناوری‌های مشابه برای مقایسه عکس‌های گواهینامه و پاسپورت با عکس مجرمان تحت تعقیب استفاده کرده است. نظارتی روی استفاده از این فناوری وجود ندارد و بنابراین سوال‎های اخلاقی درباره آن تمامی نخواهد داشت.

فناوری تشخیص چهره برای پیشرفت بیش از هر چیزی به عکس‌‌های ما نیاز دارد. عکس‌هایی که در چالش‌های برنامه‌هایی مثل فیس اپ گردآوری می‌شوند. هرچه این فناوری بیشتر پیشرفت کند، سهم همه ما در این فرایند بیشتر می‌شود. خیلی‌ از کاربران اینترنت حتی تمایل دارند در پیشرفت چنین فناوری‌های مهمی سهم داشته باشند. اما تجربه و اطلاعات افشا شده نشان داده کمپانی‌هایی که این پایگاه‌های داده را گردآوری می‌کنند، اهمیت چندانی برای حریم خصوصی افراد قائل نیستند. همین می‌تواند اشتیاق آن افراد را هم از بین ببرد.

این پایگاه‌های داده چه شکلی‌ هستند؟

در این بخش دو پایگاه داده دانشگاه استنفورد و مایکروسافت را به شما معرفی می‌کنیم. هر دوی آنها هر دو برای طراحی و ساخت سیستم تشخیص چهره گردآوری شده‌اند.

پایگاه داده دانشگاه استنفورد به سال ۲۰۱۴ برمی‌گردد و Brainwash (به معنای شستشوی مغزی) نام دارد. نام این مجموعه داده از کافه‎ای گرفته شده که محققان دوربین را در آن کار گذاشته‌ بودند. این دوربین در طول سه روز بیش از ده‎هزار عکس گرفت که همگی به یک پایگاه داده منتقل شدند. البته هیچوقت مشخص نشد مشتریان کافه از اینکه عکسشان برای امور تحقیقاتی گرفته می‎شود، مطلع بودند یا نه. این کافه اکنون بسته شده.

یک نمونه از تصاویر پردازش نشده پایگاه داده Brainwash

دانشگاه استنفورد پایگاه داده Brainwash را به اشتراک گذاشت. اگر دوست دارید بدانید چه کسانی از تصاویر مشتریان آن کافه استفاده کردند، چین مثال خوبیست. این مجموعه داده در اختیار دانشگاه ملی فناوری دفاعی و یک کمپانی هوش مصنوعی چینی به نام Megvii قرار گرفت. این دو نهاد از فناوری‎های نظارتی مثل تشخیص چهره برای کنترل اویغورها استفاده می‌کنند. ساده بگوییم یک شهروند کالیفرنیا که برای کافه نشینی رفته بود بدون اینکه روحش خبر داشته باشد، بخشی از پروژه فشار بر مردمان اویغور شده است!

ماه پیش یک فعال آلمانی متوجه شد وب سایتی به نام MegaPixels از مخزن تصاویر پایگاه داده دانشگاه استنفورد استفاده می‌کند. همین توجه‌ها را دوباره به این پایگاه منعطف کرد. در نهایت مسئولان دانشگاه، پایگاه داده را از روی وب سایت اصلی برداشتند. اما هیچگاه به پرسش‌‎های پیرامون استفاده‎های غیراخلاقی از پایگاه داده Brainwash پاسخ نداند. آنها فقط گفتند دانشگاه استنفورد بعد از انتشار مواد تحقیقاتی، کاربردهای آنها توسط دیگران را دنبال نمی‌کنند.

مایکروسافت هم در وب سایتش ادعا کرد یکی از بزرگترین مجموعه‌های داده عکس چهره را گردآوری کرده است. این مجموعه که MS Celeb نام دارد حاوی بیش از ۱۰ میلیون عکس از بیش از ۱۰۰هزار نفر است.

مجموعه MS Celeb نسبت به سایر مجموعه‌های عکس گردآوری شده منصفانه‌تر به نظر می‌رسید. مایکروسافت ادعا کرد در این مجموعه فقط تصاویر سلبریتی‌ها و افراد معروف استفاده کرده. افرادی که همه آنها را می‌شناسند و اینترنت پر از عکس‎هایشان است. اما بعدا مشخص شد از تصاویر شخصیت‌های دانشگاهی و حتی فعالان حوزه حریم شخصی هم استفاده شده است. همین باعث شد پایگاه داده MS Celeb که به صورت بین‌المللی به اشتراک گذاشته شده بود، بهار امسال از روی وب سایت برداشته بشود.

ساخت پایگاه داده تصاویر چهره برای دستیابی به فناوری تشخیص چهره هرچه قویتر و دقیقتر، فقط آرزوی محققان و کمپانی‌های برتر دنیا نیست. مت زیلر موسس استارت آپ هوش مصنوعی Clarifai هم اخیرا اعلام کرده با استفاده از تصاویر سایت دوست‌یابی OkCupid یک پایگاه داده تصاویر چهره ساخته است. به گفته زیلر علت دسترسی او به تصاویر سایت OkCupid، سرمایه‌گذاری برخی از موسسان سایت در استارت آپ او بوده. از این بدتر اینکه با یک شبکه اجتماعی بزرگ (که نامش را فاش نکرده) هم برای استفاده از تصاویرش در زمینه تربیت مدل‌های تشخیص چهره قرارداد بسته است. زیلر معتقد است شرایط استفاده از خدمات شبکه‌های اجتماعی امکان چنین اشتراک داده‌هایی را بین کمپانی‌ها فراهم می‌کند. منظورش چیزی شبیه همان مجوز بی‌قید و شرط فیس اپ است!

استارپ آپ Clarifai قصد داشت در نهایت از این پایگاه داده برای ساخت سرویسی استفاده کند که قابلیت تشخیص سن، جنسیت و نژاد را هم داشته باشد. این پروژه سال گذشته و در نتیجه اعتراض برخی از کارکنان بسته شد و حالا زیلر قصد دارد فناوری تشخیص چهره خودش را به دولت‎های خارجی، ادارات پلیس و سازمان‌های نظامی بفروشد (تحت شرایط درست).

اینها فقط نمونه‌هایی هستند که ما از آنها مطلع هستیم. شاید ده‌ها پایگاه داده خیلی بزرگ گردآوری شده باشد که تصویر ما در آنهاست اما خودمان از وجودشان بی‌خبریم. حتی نمی‌دانیم قرار است چطور استفاده بشوند. در واقع بخشی از این سیستم هستیم اما خود سیستم را نمی‌شناسیم.

شما چه فکر می‎کنید؟ می‎شود هیچ عکسی در اینترنت و اپلیکیشن‌ها به اشتراک نگذاشت؟ فکر می‌کنید به اشتراک گذاشتن تصویر در برنامه‌هایی مثل فیس اپ برای ما مسئولیت ایجاد می‌کند؟ نظرتان را با آرادمگ به اشتراک بگذارید.