آیا وجود بخش مولتی پلیر در The Last of Us Part II ضرورت دارد؟

در سال ۲۰۱۹ توانستیم یک سری اطلاعات و جزئیات مفید درمورد عنوان به شدت مورد انتظار The Last of Us Part II به دست بیاوریم. با این که یک بار خوشحال شدیم که در سال جاری شمسی می‌توانیم سرانجام پس از سال‌ها دوباره همسفر Ellie شویم و به نبرد مبتلایان و کلیکرها برویم، اما این خوشحالی مدت زیادی طول نکشید و مدت کوتاهی پس از آن متوجه شدیم که برای تجربه آن باید مقدار بیشتری صبر کنیم چرا که تاریخ عرضه آن چهار ماه تاخیر خورد تا زمان بیشتری برای پولیش و برطرف کردن باگ‌ها و مشکلات احتمالی صرف شود. بنابراین، علیرغم این که از تاخیر خوردن آن ناراحت و ناامید شدیم، اما حداقل نیمه پر لیوان این است که اکنون می‌توانیم اطمینان داشته باشیم که با این چهار ماه تاخیر، محصول نهایی یک بازی کاملا پولیش شده و روان خواهد بود. همچنان با آرادمگ همراه باشید.

در ماه سپتامبر، در حین این که یک سری جزئیات و اخبار جدید از عنوان The Last of Us Part II منتشر می‌شد، تیم سازنده و توسعه دهنده این بازی در استودیوی Naughty Dog در یکی از این خبرها اعلام کرد که این بازی برخلاف نسخه اول آن، در زمان عرضه خود فاقد بخش مولتی پلیر خواهد بود. واکنش مردم و کاربران به این خبر به طور گسترده‌ای منفی بود و طرفداران این بازی از شنیدن این خبر ناراحت شده بودند و بله، همینطور باعث واکنش‌های بسیار تند و شدید یک سری از طرفداراهای دو آتشه این فرنچایز نیز شد. در حقیقت، وسعت این واکنش‌های شدید غافلگیرانه بود و دلیل آن هم این نبود که بخش مولتی پلیر در نسخه اول این بازی بد بود، سرگرم کننده نبود، مشکل بزرگ خاصی داشت یا هر چیز دیگر. در حقیقت، Factions عالی بود و نه تنها در زمان عرضه خود کاملا منحصر به فرد و خاص بود، بلکه برخلاف تمام نمونه‌های دیگری که تا به حال در بازار وجود داشتند، شیوه‌های منحصر به فرد خاص خودش را داشت که شاید پیدا کردن آن در بازار هنوز هم چندان ساده نباشد. من می‌توانم دلیل ادامه انجام دادن این بازی را از طرف مردم و بازی‌بازان درک کنم. آن‌ها از محروم شدن خود به واسطه حذف این بخش در The Last of Us Part II ناامید هستند. این بخش مثل بخش مولتی پلیر Ascension نیست که با از راه رسیدن God of War ۲۰۱۸ از بین رفت، مردم برای آن اهمیت چندان خاصی قائل نباشند؛ این بخشی است که مردم واقعا به آن اهمیت می‌دادند و دوست داشتند به عنوان اولویت دوم در The Last of Us به تجربه آن بپردازند.

شاید بپرسید چرا اولیوت دوم؟ چون که بدون شک الویت هر کسی در انجام این بازی، تجربه کردن کمیپین داستانی آن بود. اما بزرگ‌ترین نکته‌ای که باید به آن توجه کرد این است که The Last of Us عنوانی نبود که به خاطر بخش مولتی پلیر خود به این جایگاهی که امروز دارد، رسیده باشد. Factions دلیل انتخاب شدن این بازی به عنوان یکی از بهترین عناوین کل دوران صنعت بازی‌های رایانه‌ای نبود. این بخش، دلیل گرفتن امتیاز ۱۰ از اکثر وبسایت‌ها نبود، دلیل گرفتن میانگین امتیاز ۹۶ در وبسایت Metacritic نبود، دلیل فروش بیش از ۱۷ میلیون نسخه از این بازی در سراسر دنیا به حساب نمی‌آید و همینطور دلیل هیچ یک از موفقیت‌های دیگر این بازی هم نیست. Factions بسیار عالی است، حرف ندارد و کاملا هم یک بخش مولتی پلیر منحصر به فرد نسبت به سایر بازی‌ها و عناوین مختلف است، هیچ شکی در هیچ یک از این حقیقت‌ها نیست، اما وقتی که شما شروع به صحبت کردن درمورد The Last of Us با کسی می‌کنید، حال این شخص هر کسی که باشد،  چه یک گیمر حرفه‌ای، چه یک گیمر نیمه وقت و چه هر کس دیگر، منظور شما از تعریف‌های که از این بازی می‌کنید، بخش Factions و بخش مولتی پلیر آن نیست. اگر هر یک از ما شروع به شماره گذاری و لیست کردن دلایل ماندگاری نسخه اول این فرنچایز کنیم و بخواهیم دلیل این که چرا The Last of Us یکی از بزرگ‌ترین بازی‌های انحصاری سونی و یکی از بهترین عناوین کل دوران صنعت بازی‌های رایانه‌ای است را لیست کنیم، بخش مولتی پلیر حتی در بین ۱۰ دلیل برتر هم قرار داده نمی‌شود.

نسخه اول The Last of Us بسیار محبوب و پرطرفدار است و به خاطر داستان پردازی شگفت انگیز، شخصیت‌ پردازی پیچیده، دنیای غنی، گیم پلی تنش زا، طراحی محیط‌، شخصیت‌ها و دشمنان و همینطور جلوه‌های بصری و گرافیکی شگفت انگیز در زمان خود، تا به حال بارها و بارهای مورد ستایش قرار داده شده است. زمانی که مردم The Last of Us و Citizen Kane را با هم مقایسه می‌کنند (که چندان هم مقایسه اصولی و منطقی نیست و مشخص است که از روی گمراهی این کار را انجام می‌دهند) به خاطر بخش Factions نیست؛ بلکه آن‌ها این مقایسه را به خاطر این که این بازی چه دستاورد بزرگ و ارزشمندی در زمینه داستان سرایی و شخصیت‌ پردازی در مدیوم بازی‌های رایانه‌ای به نمایش گذاشته بود، انجام می‌دهند و هیچ دلیلی به جز این، نمی‌تواند داشته باشد.

این دقیقا ناحیه‌ای است که ما می‌دانیم عنوان پیش رو و به شدت مورد انتظار The Last of Us Part II از تمام جنبه‌های مختلف نسبت به نسخه اول خود دارای پیشرفت، تکامل و بهبودهای شگفت انگیزی خواهد بود. با توجه به جزئیات و اطلاعات مختلفی که تا به حال درمورد این بازی به دست آورده‌ایم، دنباله این فرنچایز شگفت انگیز داستان انتقام است، داستانی که انسانیت کم کم در آن از بین می‌رود، عنوانی که سرسختانه تلاش می‌کند تا از خشونت بی حد و اندازه‌ای که ممکن است تا به حال در سایر بازی‌های دیگر عادی شده باشد، برای جریحه‌ دار کردن احساسات بازی‌بازان استفاده کند. این بازی ظاهرا عنوانی است که از طراحی و ساخت به مراتب بهتری نسبت به نسخه اول خود برخوردار است و علاوه بر این با توجه به تاخیر خوردن تاریخ عرضه آن، دارای چنان مکانیزم‌های روان و نرمی خواهد بود که Naughty Dog تا به حال نمونه آن را هیچ وقت پیش از این انجام نداده است. به ادعای خود سازندگان و توسعه دهندگان این عنوان در استودیوی ناتی داگ، The Last of Us Part II بزرگ‌ترین و جاه طلبانه‌ترین عنوانی است که این استودیو تا به حال ساخته‌ است. اما  چرا این بازی پتانسیل رسیدن به چنین جایگاهی دارد؟ و این که اصلا نسخه اول آن چطور به چنین جایگاهی که امروز دارد، رسید؟ به نظر من، به این دلیل بود که Naughty Dog قادر بود تا چشم اندازهای خود را به طور مجزا وقف تجربه‌ی سینگل پلیر این بازی (و حتی دنباله آن) کند.

چرا The Last of Us Part II باید دارای بخش مولتی پلیر باشد؟ حقیقت این است که، عده بسیار زیادی وجود دارند که نسخه اول این بازی یعنی The Last of Us را دوست دارند اما اگر بخش مولتی پلیر در عنوان پیش روی The Last of Us Part II با چشم اندازها و دورنگری‌های ناتی داگ جور در نمی‌آید، پس چرا عده زیادی از مردم از آن‌ها انتظار دارند که هر طوری که شده و به هر شکلی که ممکن است، این بخش را در این بازی جای دهند؟ عده‌ای از مردم دوست دارند تا اشاره کنند که پروسه توسعه و ساخت یک بخش مولتی پلیر برای هر عنوانی، نیاز به داشتن مهارت‌های کاملا متفاوت و مجزایی از توسعه و ساخت یک تجربه سینگل پلیر دارد و موضوع قرار دادن بخش مولتی پلیر در عنوان The Last of Us Part II کاملا از ساخت بخش سینگل پلیر برای این بازی متفاوت و جدا است اما آن عده‌ از کسانی که از کانسپت‌های اساسی و مورد نیاز اولیه مانند هزینه‌های این موقعیت و یا اصلا موضوعات کاملا پایه‌ای‌تر مثل نحوه کار کرد زمانبندی‌های مراحل و پروسه توسعه بازی‌ها برای تولید یک محصول نیز آگاهی علمی چندان کامل و دقیقی ندارند، این دسته از افراد را تشکیل می‌دهند که دوست دارند به هر قیمتی که شده، Part II نیز دارای بخش مولتی پلیر باشد. دست کم تیم سازنده و توسعه دهنده بخش مولتی پلیر نیاز به یک تهیه کننده و یا یک کارگردان دارد و گاهی اوقات نیز نیاز به داشتن هر دوی آن‌ها است تا روی این پروژه نظارت کامل و کافی داشته باشند و آن را به بهترین شکل ممکن سر هم کنند. چرا هر تهیه کننده و یا کارگردان و یا حتی سازنده‌ای باید روی بخش مولتی پلیر The Last of Us Part II کار کنند که اصلا بخشی از چشم اندازهای پیش روی ناتی داگ نیست؛ در حالی که آن‌ها می‌توانند از همین توان و انرژی استفاده کنند تا تلاش کنند که فقط به ساخت بخش سینگل پلیر این بازی بپردازند و چنان تجربه شگفت انگیز و فراموش نشدنی از آن خلق کنند که تا به حال هیچ کس در هیچ استودیو و بازی دیگری ندیده است؟

سرعت پیشرفت شرکت Sony به عنوان یک ناشر فرست پارتی تا حد زیادی در نسل هشتم کنسول‌های این شرکت اتفاق افتاد چرا که این شرکت در این دوره متوجه شد که در انجام دادن چه کاری مهارت دارد و چه کاری را بهتر از کارهای دیگر می‌تواند انجام دهد که می‌توانند علیرغم محرومیت‌های آن‌ها در تمام زمینه‌های دیگر، باعث دو برابر شدن قدرت آن‌ها شود. به عنوان مثال شرکت سرگرمی‌های تعاملی سونی در دوره کنسول نسل هفتمی این شرکت یعنی PS3، تعداد زیادی از بازی‌های شگفت انگیز مختلف از میان سبک‌ها و استایل‌های متعدد به دست کاربران رساند. شما در این دوره امکان دسترسی به عناوین و فرنچایزهای شگفت انگیز بسیار زیادی داشتید که از این دست می‌توان به نمونه‌های درخشانی مانند Puppeteer, Rain, LittleBigPlanet, Killzone, Resistance, ModNation Racers, PlayStation All Stars MotorStorm و غیره اشاره کرد که عناوین و فرنچایزهای پرچمدار و بزرگی مانند Uncharted و God of War را نیز باید به آن‌ها اضافه کرد. اما نکته این جا است که تعداد زیادی از این بازی‌ها، عناوین فوق العاده‌ای نبودند. بازی‌های خوبی بودند اما سطح کیفیت آن‌ها حتی نزدیک به آثار امروزه سونی هم نبود.

این موضوع در نسل هشتم کنسول‌های ویدئویی، وقتی که سونی تصمیم گرفت که از این به بعد برای ادامه فعالیت‌های خود روی کارهایی تمزکز کند که در انجام دادن آن‌ها بهترین است، تغییر کرد. آن‌ها باید از این به بعد روی ساخت و توسعه عناوین قدرتمند سینگل پلیر سوم شخص که داستان سرایی و شخصیت پردازی ویژگی بارز آن‌ها است، توجه و تمرکز دو چندانی می‌کردند. نتیجه انجام دادن این کار نیز این بود که شرکت سونی در پنج سال اخیر در میان تمام مدعیان دیگری که در برنامه Game of the Generation وجود داشتند، بیشتر از تمام شرکت‌های ناشر دیگر، در همین بازه زمانی بازی‌های فرست پارتی در اختیار کاربران خود قرار داد. پس فقط تمرکز و توجه روی یک موضوع مطرح است. درک کردن، متوجه شدن و دانستن نقاط قوت و برجسته خود و تمرکز کردن روی آن‌ها می‌تواند نتایج شگفت انگیز و خارق العاده‌ای داشته باشد. روی هم رفته، سونی نه تنها با خروجی رضایت بخش بازی‌های خود در نسل اخیر به بهترین شکل ممکن این کار را انجام داد، بلکه در طیف‌های گسترده‌تر نیز به عنوان یک شرکت فعال در حوزه ساخت و توسعه بازی‌های رایانه‌ای فرست پارتی، با چشم اندازهای شگفت انگیزی که در اختیار استودیوهای فرست پارتی خود قرار داده است، قدرت خود در تمام کارهایی که در انجام دادن آن‌ها مهارت داشت را دو برابر تقویت کرد. نمونه بارز توجه و تمرکز این شرکت در کسب و کارهای آن برند پلی‌استیشن و تلویزیون‌های آن است.

استودیوی ناتی داگ با عنوان پیش روی The Last of Us Part II نیز در حال انجام دادن همین کار است. آن‌ها با کاری که در گذشته روی عنوان The Last of Us انجام داده بودند، نشان دادند که به خوبی در زمینه مولتی پلیر می‌توانند عمل کنند. اما آن‌ها دارای یک مزیت دیگر نیز هستند که به عنوان پیشروان و پیشگامان داستان سرایی و شخصیت پردازی در کل صنعت بازی‌های رایانه‌ای مطرحشان کرده است که برای ساخت کمپین‌های سینگل پلیر خود شهرت بسیار زیادی پیدا کرده‌اند و در این صنعت کاملا برجسته می‌باشند. آن‌ها در عنوان پیش رو و به شدت مورد انتظار The Last of Us Part II به خوبی تصمیم گرفته‌اند تا به جای این که در تمام زمینه‌ها سرک بکشند که نیاز چندان زیادی هم در انجام دادن آن‌ها ندارند، تمام تلاش و مهارت‌هایی که در طی چندین سال فعالیت خود به دست آورده‌اند را به کار بگیرند تا فقط کاری که در انجام دادنش خبره هستند و به نحو احسن می‌توانند انجام دهند را در این بازی پیاده کنند.

یکی از نکته‌هایی که باید به آن توجه داشته باشیم، این است که استودیوی Naughty Dog در حال حاضر اعلام کرده است که به جز The Last of Us Part II، یک پروژه مولتی پلیر نیز از آن‌ها در دست توسعه و ساخت قرار دارد که در حال کار کردن روی آن هستند. اگر راستش را بخواهید، منتظر کسب اطلاعات بیشتری درمورد این پروژه هستیم تا بدانیم دقیقا چیست. شاید قرار باشد این پروژه ضمن ایجاد یک سری ویژگی‌های جدید، برخی از نوآوری‌ها و خلاقیت‌هایی که ما پیش از این در بخش Factions عنوان The Last of Us دیده بودیم را دوباره در اختیارمان قرار دهد. شاید این پروژه تبدیل به یک بازی خارق العاده شود که کاربران و بازی‌بازان زیادی را به سمت خودش جلب کند که سونی پس از گذشت یک سال از انتشار آن سرورهای بخش مولتی پلیر آن را غیر فعال نکند. همانطور که شواهد و مدارک نشان می‌دهند، استودیوی Naughty Dog در حال کار کردن و ساخت یک بازی تمام مولتی پلیر است و همینطور با توجه به این که ناتی داگ نیز در حال کار کردن روی این بازی است که تمرکز اصلی آن روی بخش مولتی پلیر گذاشته شده است، احتمالا باید با یک بازی بسیار بسیار خوب مواجه باشیم که بسیار بهتر از حالتی است که این بخش به عنوان یکی از بخش‌های بازی The Last of Us Part II به کار گرفته شود و به همراه آن در یک پکیج قرار داده شود چرا که در این صورت، نمی‌تواند تمام پتانسیل‌های خود را به نمایش قرار دهد که حتی آن جلوه و ظاهر بخش کمپین سینگل پلیر بازی را نیز می‌گرفت. من متوجه ناراحتی و ناامید شدن طرفداران این سری از عدم وجود بخش Factions هستم اما این به معنی چنین چیزی نخواهد بود که Naughty Dog به جز آن دیگر چیزی برای رو کردن نخواهد داشت تا ما در انتظار و اشتیاق آن باشیم.

همه بازی‌ها نباید بخش مولتی پلیر داشته باشند و از طرف دیگر نیز همه بازی‌ها نیاز به داشتن بخش سینگل پلیر ندارند. این اجازه باید به بازی‌ها، سازندگان و توسعه دهندگانشان داده شود تا تنها روی بخشی که در آن تخصص و مهارت دارند تمرکز کنند و نباید آن‌ها را مجبور به انجام دادن کاری کرد که در تخصص آن‌ها نیست و یا نسبت به زمینه‌های دیگر مهارت کم‌تری در آن دارند. با وجود این که ناتی داگ در بخش Factions عنوان The Last of Us کار بسیار ارزشمندی انجام داده بود، اما خود من به شخصه، برای تصمیمی که آن‌ها درمورد The Last of Us Part II گرفتند، ارزش بسیار زیادی قائل هستم و به این تصمیم کاملا احترام می‌گذارم که می‌خواهند فقط آن کاری را انجام دهند که در انجام دادنش بهترین هستند. این روزها درآمدهای شگفت انگیز از بازی‌های مولتی پلیر می‌تواند هر شرکتی یا سازنده بازی‌های رایانه‌ای را وسوسه کند اما ناتی داگ هنوز هم آنچنان برای مخاطبان خود احترام و ارزش قائل است که برای این که کاربران و طرفداران بازی‌هایش از آن‌ها ناامید نشوند، حتی نیم نگاهی هم به این موضوعات ندارد. این روزها استودیوها و شرکت‌های زیادی را نمی‌توان پیدا کرد که چنین فسلفه کاری ارزشمندی داشته باشند.

عرفان رحیمی صادق
علاقه‌مند به دنیای گیم و ماجراجویی با DualShock 4 در این هنر. بله هنر. به نظر من گیم یک هنر بزرگ است و هر بازی یک اثر هنری. گیم می‌تواند شما را در هر دنیایی که دوست دارید، قرار دهد.