گذری بر زندگی و آثار مادام دیولافوا

سفرنامه مادام دیولافوا

با ورود به منابع تاریخ و باستان‌شناسی درمی‌یابیم که بخش قابل توجهی از اطلاعات تاریخی ایران به مطالب مندرج در سفرنامه های شرق شناسان و جهانگردان غربی اختصاص دارد.

 این افراد غالبا در کسوت باستان‌شناس، جهانگرد، کنسول، سفیر، طبیب و … به ایران سفر کرده و مشاهدات خود را طی اقامت در کشور ایران یادداشت می کردند. در لابه لای این متون، اطلاعات بسیار ارزشمندی از شیوه زندگی ایرانیان، شرایط اجتماعی و اقتصادی و آثار تاریخی وجود دارد. امروزه از این سفرنامه ها به عنوان منبعی موثق در رشته های تاریخ، باستان‌شناسی، شرق شناسی و ایرانشناسی در دانشگاهها استفاده می شود.

یکی از افرادی که نقشی اثر گذار در حوزه باستان‌شناسی در ایران ایفا نمود فردی به نام مادام ژان دیولافوا بود. او و همسرش به خاطر کاوشهای باستان‌شناسی در شهر باستانی شوش به شهرت رسیدند. با ما همراه باشید تا با زندگی مادام ژان دیولافوا و آثارش آشنا شویم.

زندگینامه مادام دیولافوا

مادام دیولافوا
تصویر مادام دیولافوا در لباس سربازی

ژان پل هانریت راشل، ملقب به مادام ژان دیولافوا، همسر مارسل آگوست دیولافوا، یکی از باستان‌شناسان مشهور فرانسوی بود. او در کنار باستان‌شناسی به رمان نویسی و روزنامه نگاری نیز می پرداخت.

مادام دیولافوا در ۲۹ ژانویه سال ۱۸۵۱ میلادی در شهر تولوز متولد شد. ژان خانواده مرفه و متمولی داشت و توانست تحصیلات آکادمیک خود را در دانشگاهی در پاریس به اتمام برساند.

او در سن ۱۹ سالگی با مارسل دیولافوا پیمان زناشویی بست و پس از ازدواج، دوشادوش همسرش، با لباسی مردانه عازم جنگ شد.

مارسل مهندس راه و ساختمان بود و پس از جنگ، در رشته خود مشغول به کار شد. او به دلیل علاقه وافر به رشته معماری و علاقه به یافتن ارتباط بین معماری شرق و غرب به حوزه باستان‌شناسی وارد شد.

مارسل و ژان برای پژوهش در آثار تاریخی به کشورهای مراکش و مصر سفر کردند و این سفرها ده سال به طول انجامید.

آنها به دنبال ادامه کشفیات خود در حوزه معماری و باستان‌شناسی به کشور ایران سفر کردند. هدف مارسل کشف پیوستگی معماری در قرون مختلف چون ساسانی و اسلامی و بدست آوردن ارتباط معماری خاور و باختر جهان بود. او به قصد دیدن بقایای معماری ایران و بازکردن دریچه های جدید به روی تاریخ ایران، در سال ۱۸۸۱ به همراه ژان رهسپار ایران شد.

آغاز نخستین سفر مادام دیولافوا و همسرش به ایران

سفر مادام دیولافوا و مارسل از بندر مارسی آغاز می شود. آنها با یک کشتی به استانبول رفته، سپس به بندر پتی وارد شده و از آنجا با قطار عازم تفلیس می شوند. پس از رسیدن به تفلیس از میان قفقاز و کوه‌های آرارات عبور کرده، شهرهای ایروان و نخجوان را پشت سر گذاشته و سرانجام به تبریز می رسند.

این زوج از تبریز روانه جنوب ایران می شوند و در طی این مسیر از شهرهای بسیاری عبور میکنند. در این میان مادام دیولافوا با قلم روان خود به ذکر تک تک دیده ها، شنیده ها و خاطراتی می پردازد که در هر شهر و منطقه با آنها روبه‌رو می شدند.

فضای منطقه، پوشش اهالی، آداب و رسوم، آثار تاریخی، موقعیت اجتماعی و اقتصادی و هر انچه را که مادام دیولافوا در این سفر با آن رو به رو شده به تفصیل توصیف می شود.

پوشش زنان قاجار در سفر نامه مادام دیولافوا

بر اساس نوشته های موجود از مادام دیولافوا، مسیر حرکت انها، از تبریز تا شوش به این شکل بوده است:

تبریز – زنجان – سلطانیه – قزوین – تهران (و ملاقات با ناصر الدین شاه) – دیدار از ورامین – ساوه – آوه –  قم – کاشان – اصفهان – قمشه – اقلید – نقش رستم-  تخت‌ جمشید – شیراز – سروستان – داراب – فیروزآباد – بوشهر – محمره (خرمشهر) – بصره – تیسفون – بغداد – شهرها و آثار باستانی‌ سواحل دجله و فرات – کربلا – دزفول – شوشتر و اهواز.

اطلاعات بسیار ارزشمندی از شهر ها و مکانهای فوق در سفرنامه مادام دیولافوا گردآوری شده است. سفرهای آنها در برخی از شهر ها چون تهران، اصفهان و شوشتر طولانی تر از دیگر مناطق ایران بود. سفر آنها حدود یک سال به طول انجامید و سرانجام با قایق به حمره رفته و از آنجا به بصره می روند. سپس با یک کشتی فرانسوی به کشور خود، بازمی گردند.

دومین سفر مادام دیولافوا و همسرش به ایران

طی یکسال اقامت در ایران، مارسل و همسرش متوجه تپه های باستانی و ذخایر گرانبهایی از آثار ارزشمند تاریخی در منطقه شوش شدند. در واقع آثار به جای مانده از کاوشهای پیشین که توسط یک از باستان‌شناسان انگلیسی به نام سر کنت لوفتوس انجام گرفته بود آنها را به این فکر انداخت که کاوشی در این منطقه باستانی داشته باشند.

با بازگشت به فرانسه، مارسل تصمیم خود را با وزارت فرهنگ وقت و مقامات بلند پایه فرانسه مطرح نمود و سرانجام با کمک و حمایتهای مالی و رایزنی های فرهنگی، آنها مجددا در سال ۱۸۸۴ میلادی همزمان با دوره ناصرالدین شاه قاجار، بار دیگر روانه کشور باستانی ایران شدند.

این بار مارسل نه در غالب یک جهانگرد که در کسوت سرپرست نخستین هیئت باستان‌شناسی در شوش کار خود را در ایران آغاز کرد. در این سفر نیز مادام ژان دیولافوا با او همراه شد و پا به پای همسرش به کاوش در شهر باستانی شوش پرداخت.

مادام دیولافوا
مادام دیولافوا

دستاورد حفاری در تپه های شوش

شاید در وهله اول هدف از این سفر پژوهش و کشف ناشناخته ها باشد اما بد نیست بدانیم، دستاورد و در واقع دستمزد آنها چیزی فراتر از انتظار در خوزستان همیشه مظلوم بوده است.

این زوج باستان شناس، در می ۱۸۸۵ بخش دوم سفر خود را به انتها رسانده و از طریق بصره به فرانسه بازمی گردند؛ اما این بار پنجاه و پنج صندوق اثر باستانی نیز همراه آنان از خاک ایران خارج می شود و به عنوان گنجینه ای از سرزمین شگفت انگیز ایران، موزه های فرانسه را پربار می کند.

آجر لعابدار – موزه لوور

سفر سوم مارسل و ژان به ایران

زمان زیادی از بازگشت مارسل و مادام دیولافوا به فرانسه نگذشته که بار دیگر راهی ایران می شوند. و این بار با تعداد زیادی کارگر، حفاری در شوش را از سر می گیرند. این بار دستاورد آنها از این حفاری،۵۰۰ تن از آثار ایران بود که در ۳۲۷ صندوق، در انبار ناو ساند جای گرفت و از راه دریا به فرانسه منتقل شد.

از میان سالها حفاری توسط خانواده دیولافوا در سرزمین باستانی شوش سهم ایران تنها سنگفرشی از کاخ آپاداناست و بقیه آثار کاخهای اردشیر و داریوش، آجرهای لعابدار و ستونهای سنگی از ایران خارج شد تا زینت بخش موزه لوور شود.

آجر لعابدار با نقش شیر- موزه لوور

مادام دیولافوا هنگام خداحافظی از خاک ایران احساسات خود را اینگونه مطرح می کند:

«خداحافظ شوش، ای بیابان و ای تپه‌های عزیز، به زودی‌ چشمان من دیگر شما را نخواهد دید. وقتی پیش شما بودم، از هزاران دغدغه رنج می‌بردم. نگرانی‌هایی که با خوشحالی نیز توأم‌ بودند. من با گذشته‌ای که شما عرضه کردید، آشنا شدم. من پیش شما با داریوش‌ها، خشایارشاه‌ها و شجاعان زمان گذشته که نمی‌توانستند به من بی‌وفایی کنند زندگی کردم. ناپدید شوید، محو شوید، من‌ افتخار پیدا کردن مردگان را به شما مدیونم.»

چگونگی فوت مادام دیولافوا

آن دو پس از بازگشت از ایران مدتی را در کشور مراکش و اسپانیا گذراندند. با آغاز جنگ جهانی دوم، مارسل به مراکش اعزام شده و همسرش نیز مطابق معمول با او همراه می شود. اما بیماری ژان را مجبور به بازگشت می کند. وی سرانجام در ۲۵ می سال ۱۹۱۶ در سن ۶۴ سالگی در اوت گاردن فرانسه چشم از جهان فرو می‌بندد.

معرفی آثار مادام دیولافوا

مادام دیولافوا تمامی دیده‌ها، شنیده‌ها و یافته‌های باستان شناسی خود و همسرش را مکتوب نمود و در دو کتاب جداگانه منتشر نمود. او در ۲۰ اکتبر ۱۸۸۶ موفق به دریافت مدال لوژیون دونور می‌شود و جایزه آکادمی فرانسه را از آن خود می‌کند.

۱- کتاب اول:  سفرنامه دیولافوا « ایران، کلده و شوش»

سفرنامه مادام دیولافوا

این کتاب توسط شادروان علی محمد فره‌وشی ترجمه شده و برای اولین بار توسط انتشارات خیام منتشر شد. از آنجایی که تمامی فعالیتهای مارسل و مادام دیولافوا در دوران قاجار انجام شد این کتاب منبع ارزشمندی است که بخشی از تاریخ و فرهنگ این دوره را به خواننده معرفی می‌کند.

کتاب در زمینه‌های معماری، باستان‌شناسی، آداب و رسوم و تاریخ عصر قاجار بسیار شیوا سخن گفته و اوضاع دوره ناصری را با ظرافت چشمگیری به تصویر می‌کشد. این کتاب حاوی تصاویر و نقاشیهای ارزنده ای است که توسط مولف از مکانهای مختلف تهیه شده است.

دیولافوا از دریچه تفکر و نگاه خود به مسائل مختلف پرداخته و شیوایی روایت وی در کنار ترجمه موفق، موجب شده این کتاب در زمره یکی از ارزشمندترین و جذابترین سفرنامه‌های ایران قرار بگیرد.

۲- کتاب دوم: سفرنامه «خاطرات کاوشهای باستان شناسی شوش ۱۸۸۴ – ۱۸۸۶»

مادام دیولافوا
سفرنامه مادام دیولافوا

این کتاب توسط ایرج فره‌وشی، فرزند محمد فره‌وشی (مترجم کتاب اول) ترجمه شد. او پس از فوت پدر، راه وی را ناتمام نگذاشته و دومین کتاب مادام دیولافوا را برای ترجمه به دست می‌گیرد. این کتاب صرفا در مورد کاوش‌های انجام شده در شوش بوده و پس از ترجمه در سال ۱۳۵۳ منتشر شد.

کتاب فوق به روایت داستان‌های سفر دوم و سوم مادام دیولافوا و همسرش در شوش می‌پردازد. سرتاسر کتاب یادداشت‌های روزانه مادام دیولافواست که در آن زندگی هیئت باستان‌شناسی در شوش را به تصویر می‌کشد. او با احساسات خود خواننده را همراه می‌کند و با خود به دل تاریخ می‌برد.

این کتاب اطلاعات ارزشمندی از زندگی مردم منطقه، آداب و رسوم و باورها در دل خود دارد. تصاویری در این کتاب استفاده شده که نشان از پیشه ها و هنرهایی دارد که دیگر هیچ اثری از آنها به جای نمانده است.

از او رمانهایی نیز به نام «سقوط» و «پرشیا» نیز به جای مانده که طی سالهای ۱۸۸۸ تا ۱۹۱۴ به رشته تحریر درآمدند و به وقایعی اشاره می‌کند که در شوش باستان روی داده بود.

منابع :

۱-  دیولافوا، ژان، سفرنامه دیولافوا «ایران،کلده و شوش»، ترجمه همایون فره‌وشی، انتشارات خیام، تهران.۱۳۶۱

۲- دیولافوا، ژان، سفرنامه «خاطرات کاوشهای باستان شناسی شوش ۱۸۸۶-۱۸۸۴»، ترجمه ایرج فره‌وشی، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۶

۳- آتانی، مریم، معرفی کتاب خاطرات کاوش های باستان شناسی شوش،وبگاه انسان شناسی و فرهنگ. (تاریخ بازدید: ۹۸/۳/۲۸)

مائده معیری
دانش آموخته ایرانشناسی، عاشق سفر و قلم